چالش‌های جدید در برابر احمد شرع و دولت در حال تشکیل وی

چالش‌های جدید در برابر احمد شرع و دولت در حال تشکیل وی

نویسنده: مانی فرهمند

مقدمه

سقوط حکومت بشار اسد در اخیر سال ۲۰۲۴ این کشور را بر سر چند راهی دشواری قرار داده است و برای کشورهای ذیدخل در مسائل داخلی سوریه نیز انتخاب سناریوی محتمل با احتیاط دنبال می‌شود. زمامداران جدید به رهبری احمد شرع (ابومحمد جولانی) سعی دارند تا از شورشیان هیئت تحریر شام و سایر گروه‌های شبه نظامی تصویری دیموکراتیک بدهد و از آغازین روزهای پسا اسد جامعه جهانی را به سمت همکاری در ایجاد دولتی متوازن دعوت نموده است که نخستین نشست درین مورد به سرپرستی عربستان سعودی که هم اکنون در جریان است.

در اینجا پرسش اصلی که مطرح می‌شود این است که: آیا وضعیت به همین شکل مطلوب پسا بشار است جریان خواهد داشت یا این که موج جدیدی و گسترده‌ای از نا آرامی ها و درگیری‌های داخلی را در پی خواهد داشت؟ بنابر این در این جستار به دنبال عوامل و متغییرهای تاثیر گزار بر وضعیت آینده سیاسی سوریه و اداری این کشور هستیم. سوریه پس از سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ با تغییرات گسترده و چالش‌های بسیاری روبرو شده است:

۱. ساختار سیاسی جدید: حکومت انتقالی جدید سوریه که در آن محمد غازی جلالی به عنوان نخست‌وزیر دولت انتقالی معرفی شده و انتخابات آزاد را خواستار شده است. و همچنان گروه‌های مسلح سوری چون هیئت تحریر شام به رهبری ابومحمد جولانی کنترل دمشق را به دست گرفته و از آمادگی برای مذاکره با دیگر گروه‌ها خبر داده است.

۲. نگرانی‌های امنیتی: اسرائیل به بیش از ۳۰۰ هدف در سوریه حمله کرده تا از دستیابی گروه‌های مسلح به تسلیحات جلوگیری کند. همچنان نگرانی‌های علوی‌ها که جامعه علوی به دلیل تغییرات سیاسی و امنیتی از آن متاثر است، این گروه قومی مذهبی نگرانی‌های جدی در مورد آینده دارد.

۳. وضعیت اقتصادی و اجتماعی: فقر و بیکاری که بحران اقتصادی همچنان به شدت ادامه دارد و بازسازی اقتصادی به سرمایه‌گذاری و مدیریت دقیق نیاز دارد. و موجودیت آوارگان و پناهندگان میلیون‌ها سوری همچنان در داخل و خارج از کشور آواره هستند.

۴. تغییرات فرهنگی و آموزشی: تغییر متون درسی، دولت جدید به رهبری اسلامگرایان در حال تغییر متون درسی به سمت اسلامی‌تر شدن است، که نگرانی‌هایی در مورد آزادی آموزشی ایجاد کرده است.

۵. روابط خارجی: روسیه پناهندگی به اسد داده و ایران به نوعی درگیر تحولات شده است. و همچنان در عرصه جامعه بین‌المللی بسیاری از کشورها نسبت به آینده سوریه و شکل‌گیری دولت جدید احتیاط می‌کنند.

اکنون کشور با آینده ای مبهم روبرو است زیرا گروه های مخالف، جناح های کرد، بقایای دولت و قدرت های بین المللی برای پر کردن خلاء قدرت مانور می دهند. این لحظه از تحولات در حال تغییر چشم‌انداز سیاسی و نظامی است و پرسش‌هایی را در مورد وحدت سوریه، ثبات منطقه‌ای و استراتژی‌های بازیگران جهانی که برای نفوذ در یکی از گسسته‌ترین مناطق خاورمیانه رقابت می‌کنند، ایجاد می‌کند. هر گروه دارای نفوذ حامیان منطقه ای یا بین المللی خود از جمله ترکیه، آمریکا و روسیه است که منافع استراتژیک آنها احتمالاً هرگونه توافق سیاسی آینده را شکل خواهد داد. در حالی که بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای در حال تغییر چشم‌انداز سوریه هستند، پرسش‌هایی درباره پیامدهای بلندمدت این پویایی‌ها، به‌ویژه برای کشورهایی که سرمایه‌گذاری زیادی در آینده سوریه دارند، باقی می‌ماند. نقش‌های در حال تحول آمریکا، ترکیه و روسیه احتمالاً مسیر این کشور را به سمت یک نظم جدید با ثبات یا شکسته شکل خواهد داد.

برای درک بهتر وضعیت و تحلیل بروز شده از وضعیت سوریه که مورد توجه جدی جهان و منطقه قرار دارد به سایت‌های معتبر نیز توجه شده است و با استناد به جستارهای سیاسی مختلف در صدد توضیح تصویر مناسب تر نیز هستیم.

چالش‌های پیش رو

احمد شرع و دولت در حال شکل‌گیری وی با چالش‌های متعددی مواجه هستند که در این جا به بخش از آن که قابل پیش بینی است توجه شده است:

۱. چالش‌های امنیتی: برقراری امنیت در یک کشور که سال‌ها درگیر جنگ داخلی بوده، کاری بسیار دشوار است. حضور گروه‌های مسلح و تروریستی همچنان تهدیدی برای ثبات سیاسی و اجتماعی است.

۲. وضعیت اقتصادی: سوریه از نظر اقتصادی ویران شده است. فقر گسترده، بیکاری، و کمبود زیرساخت‌های اساسی مانند آب، برق و گاز به چالش‌های بزرگی تبدیل شده‌اند. بازسازی اقتصادی نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان و مدیریت دقیق است.

۳. مسائل اجتماعی و طایفه‌ای: جامعه سوریه به شدت منقسم است. تنش‌های طایفه‌ای و قومی می‌تواند به بی‌ثباتی و شورش‌های جدید منجر شود. تلاش برای اتحاد و آشتی ملی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها است.

۴. تأثیرات خارجی: دخالت‌های خارجی، اعم از حمایت‌های مالی و نظامی از گروه‌های مختلف در سوریه، می‌تواند پیچیدگی‌های زیادی به همراه داشته باشد. کشورهای مختلف مانند ترکیه، ایران، روسیه و ایالات متحده هر کدام منافع خود را دنبال می‌کنند که ممکن است با اهداف شرع در تضاد باشد.

۵. سیاست داخلی و فرایند شکل‌گیری دولت: تدوین قانون اساسی جدید، برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه و ایجاد ساختارهای دولتی معتبر و با پذیرش عمومی، زمان‌بر و پیچیده است. همچنین، مقابله با فلول‌های نظام سابق که ممکن است به دنبال بازگشت به قدرت باشند، یکی دیگر از چالش‌ها است.

۶. مشروعیت بین‌المللی: احمد شرع باید بتواند مشروعیت بین‌المللی برای دولت خود کسب کند. این شامل خروج از فهرست سازمان‌های تروریستی و لغو تحریم‌ها می‌شود.

با نگاهی به آینده، مسیر سوریه قبل از هر چیز به توانایی بازیگران بی‌شمار آن برای دستیابی به یک انتقال سیاسی فراگیر بستگی دارد. بازسازی یک کشور کارآمد مستلزم احیای تمامیت ارضی سوریه است که به نوبه خود به تمایل چندین ذینفع ارضی برای تقسیم قدرت و قربانی کردن خودمختاری خود در راستای منافع وحدت ملی بستگی دارد. چالش کلیدی دیگر ایجاد یک قرارداد اجتماعی جدید است که سطوح کافی از امنیت و فرصت اقتصادی را برای مردم سوریه فراهم می کند.اگر نخبگان علوی به اندازه کافی در یک ائتلاف حکومتی متنوع ادغام شوند، چشم انداز حل و فصل پایدار به طور قابل توجهی بهبود می یابد. علاوه بر این، ترکیه و آمریکا باید به ترتیب به نیروهای نیابتی خود یعنی ارتش ملی سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه فشار بیاورند تا بازیگران سازنده ای باشند و با دولت انتقالی کار کنند، نه علیه آن.قدرت های خارجی نیز می توانند از فروپاشی بیشتر دولت سوریه و اقتصاد آن جلوگیری کنند. اگر کیفیت زندگی رو به وخامت باشد و خدمات اولیه مانند مراقبت های بهداشتی و آموزش در دسترس نباشد، دستیابی به حل و فصل پس از جنگ دشوارتر خواهد شد. در نتیجه، چشم انداز کشور حتی اگر در صلح باشد و هیچ دخالت خارجی از خارج از مرزهایش وجود نداشته باشد، تیره و تار خواهد بود. بنابراین سه چالش اصلی خصومت های مداوم، نیازهای عظیم بشردوستانه و اقتصادی، و ضرورت انتقال سیاسی معتبرسوریه را تحت الشعاع قرار داده است.

به طور خلاصه، سوریه پس از اسد در وضعیتی بی‌ثبات و مبهم قرار دارد که آینده آن به میزان زیادی به نحوه مدیریت این چالش‌ها بستگی دارد. این چالش‌ها به شدت مرتبط با هم هستند و موفقیت یا شکست در هر کدام می‌تواند تأثیرات بزرگی بر سایرین داشته باشد. تثبیت قدرت: دولت جدید باید بتواند ثبات و نظم را برقرار کند، مذاکرات و مصالحه: مذاکره با گروه‌های مختلف سیاسی و قومی برای جلوگیری از درگیری‌های بیشتر و بازسازی و توسعه: سوریه نیاز به بازسازی فیزیکی و توسعه اقتصادی دارد. در فضای خلاء امئیتی ایجاد شده در بسیاری از مناطق سوریه به ویژه در دمشق، حمص و حلب و نواحی اطراف آن، سوری‌ها شاهد انتقام جویی و اعدام مقام‌ها و افسران حکومت سابق بوده‌اند. این تخلفات در صحنه‌هایی از آتش زدن مقبره “حافظ اسد” پدر بشار اسد در شهر القرداحه در لاذقیه زادگاهش به نقطه اوج خود رسید.

به گزارش اقتصادآنلاین، سایت خبری – تحلیلی “آتالایار” که به بازتاب تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا می‌پردازد با اشاره به فروپاشی سریع حکومت “بشار اسد” در سوریه به گونه‌ای که هیچ کس انتظارش را نداشت، از پایان دوره اسد به عنوان “آغاز مرحله تازه‌ای از هرج و مرج و تخلفات” یاد کرده و می‌نویسد: “ارتکاب موارد متعدد تجاوز جنسی طی چند روز گذشته پس از به دست گرفتن کنترل اوضاع توسط سازمان‌های مسلح گزارش شده است. در فضای خلاء امئیتی ایجاد شده در بسیاری از مناطق سوریه به ویژه در دمشق، حمص و حلب و نواحی اطراف آن، سوری‌ها شاهد انتقام جویی و اعدام مقام‌ها و افسران حکومت سابق بوده اند. این تخلفات در صحنه‌هایی از آتش زدن مقبره “حافظ اسد” پدر بشار اسد در شهر القرداحه در لاذقیه زادگاهش به نقطه اوج خود رسید. اقدامی تحریک آمیز که هتک حرمت و توهینی آشکار به اقلیت علوی به شمار می‌رفت. گزارش سازمان‌های حقوق بشری و مشاهدات عینی شاهدان حاکی از ارتکاب جنایات متعدد از جمله اعدام‌های فراقضایی بوده است. در شبکه‌های اجتماعی تصاویر از اعدام شدگان بر روی زمین و شکنجه‌های صورت گرفته در حومه دمشق، حماء و حمص منتشر شده‌اند. چندین کشور از جمله کشور‌های اروپایی اعلام کردند که وضعیت و اقدامات گروه‌های مسلح به رهبری هیئت تحریرالشام، بزرگترین و مسلط‌ترین جناحی که پیش‌تر به القاعده اعلام وفاداری کرده بود را از نزدیک رصد می‌کنند. هیئت تحریرالشام سازمان غالب در سوریه کماکان در فهرست سازمان‌های تروریستی بسیاری از کشور‌ها از جمله امریکا و ترکیه به عنوان دو بازیگر اصلی تحولات سوریه قرار دارد”.

این سایت تحلیلی در ادامه می‌افزاید:”در فقدان یک دولت مرکزی یا یک مرجع انتقالی برای اداره کشور، و با حضور معترضان در دمشق در جستجوی مقام‌های رژیم اسد برای پاسخگو کردن آنان، به نظر می‌رسد سوریه با آینده نامعلومی روبرو است. به نظر می‌رسد معارضان سوری که علیه اسد متحد شده بودند اکنون با چالش حفظ انسجام خود در میان گسترش بی سابقه سلاح‌های سبک و سنگین در کشور مواجه هستند. در نهایت، سقوط بشار اسد فصل جدیدی را در تاریخ سوریه باز کرد، اما به درد و رنج مردم سوریه پایان نداد. بزرگترین چالشی که اکنون سوری‌ها با آن روبرو هستند این است که چگونه می‌توانند بر میراث خشونت و درگیری‌های فرقه‌ای غلبه کنند و کشوری را بر اساس عدالت و برابری در بستری بسازند که تحت سلطه سازمان‌های افراطی است که به خاطر تاریخ خونین خود علیه اقلیت‌ها و در میانه نفرت و تمایل به انتقام شناخته می‌شوند. حمله به مناطق اقلیت کُردنشین در منطقه دیرالزور نشان دهنده اوج گیری منازعات قومیتی در سوریه است. از جامعه بین‌المللی خواسته شده که فوراً برای تضمین حفاظت از جان غیرنظامیان و ایجاد نقشه راه به منظور دستیابی به ثبات و بازسازی در سوریه مداخله کند، اما این امید‌ها با توجه به کنترل هیئت تحریرالشام و سایر گروه‌های مشابه افراطی بر سراسر سوریه دور از ذهن به نظر می‌رسد به ویژه با توجه به اقدامات تروریستی وحشتناکی که این گروه‌ها تاکنون از خود نشان داده اند”.

روزنامه عصر ایران به مقاله‌ای پرداخته است که سوریه جدید را در برابر هفت چالش بزرگ به بحث گرفته است طوری که اگر گفتمان ضدغربی به شکل جدی در دمشق مطرح شود، کشورهای اتحادیه اروپا، اعضای ناتو و به ویژه آمریکا، با سوریه از در دوستی وارد نخواهند شد و انتظار می‌رود شرایط سیاسی و اقتصادی سوریه، پیچیده‌تر شود.

محمدعلی دستمالی کارشناس مسائل خاورمیانه نوشت: حکومت ۵۴ ساله‌ی خاندان اسد در سوریه پایان یافت. اما مردم این کشور، با چالش‌ها و اَبَربحران‌های بزرگی روبرو هستند و بعید است به زودی رنگ ثبات و آرامش را ببینند. دولتی که در سوریه بر سر کار بود و فرجام آن به سقوط کشید، صرفا یک حکومت خاندانی بر مبنای اقتدار پدر و پسر (حافظ و بشار) نبود و ساختار بعثیسم سوری نیز در کنار اعضای خاندان اسد، رفته رفته این کشور زیبای عربی را به ویرانه‌ای بزرگ تبدیل کرد. اما سقوط خاندان اسد و فرو ریختن ستون‌های بعث سوری، الزاما به معنای رهایی مردم سوریه نیست و اتفاقا حالا در ابتدای مسیری قرار گرفته‌اند که آکنده از موانع چالش‌ها و اَبَربحران‌های بزرگ است.

اول: موازنه‌ی قدرت: این روزها در رسانه‌های منطقه و جهان، نام جولانی به ععنوان فرمانده و رهبر گروه تحریرالشام، بیش از دیگران مطرح شده و خیلی‌ها تصور می‌کنند که او فاتح اصلی سوریه و یگانه برنده‌ی معادلات کنونی است. اما واقعیت این است که علاوه بر تحریر الشام؛ تئتسلاف ملی مخالفین سوری و بازوی نظامی آن یعنی ارتش آزاد، به مراتب از تحریری‌ها مهمترند.

هادی البحرا رهر کنونی مخالفین مزبور، مزیت‌هایی دارد که از بسیاری جهات اهمیت دارد. به عنوان مثال، در گروه‌های سیاسی تحت امر او، ده‌ها دیپلمات، تکنوکرات، فرماندهان نظامی سابق و افرادی حضور دارند که تجارب و سوابق سیاسی فراوانی دارند و در صحنه‌های بین‌المللی نیز حضور داشته‌اند. در نتیجه چالش اول این است: موازنه بین نیروهای جولانی و البحرا، چگونه پدید خواهد آمد؟ قرار است یکی از این دو جریان در دیگری حل شود یا کنار هم بمانند یا دچار اختلاف شوند؟

دوم: نگاه حکمرانی جدید به سبک زندگی مردم: سوریه کشوری اسلامی است اما زیست اجتماعی و فرهنگی مردمان این کشور، همواره بر یک بستر سکولار قرار داشته است. در نتیجه سوریه نیز همچون لبنان و بسیاری کشورهای دیگر، سرزمینی برای هزاران میخانه و دیسکو و فضاهای مشابه آن است و کسی کاری به روابط اجتماعی، پوشش، سبک زندگی و مسائلی از این دست نداشته و زنان و دختران نیز با پوشش دلخواه خود زیسته‌اند. آیا حکمرانی آتی سوری، طالبان وار عمل خواهد کرد و در میکده‌ها را خواهد بست و زنان را مجبور به تبعیت از پوشش و حجاب اسلامی خواهد کرد یا نه؟ هنوز مشخص نیست. اما اطمینان داشته باشید که این موضوع، اهمیت حیاتی دارد و نمی‌توان تاثر سیاسی و اجتماعی آن را نادیده گرفت.

سوم: اقتصاد، زیرساخت و نهاد: سوریه کشوری است با اقتصادی بحران زده و ورشکسته و ارزش لیره این کشور در برابر دلار آمریکا چنان سقوط کرده که تامین معیشت و خرید مایحتاج و کالاهای اساسی برای بخش وسیعی از جمعیت کشور، بسیار دشوار شده است. اتفاقا خودئ این مساله، یکی از دلایل مهم عدم مقاومت نظامیان و سقوط رژیم اسد بود.

علاوه بر این، در زمینه زیرساخت انرژی، برق، گاز، زیرساخت‌های آموزشی، بهداشتی و حمل و نقل، مشکلات بزرگی وجود دارد. نهادها و ادارات این کشور به مدت چند دهه در اختیار چند نسل از مدیران و بروکرات‌های بعثی وفادار به اسد بوده و شایسته سالاری و توان مدیریتی و کفایت اداره امور در این کشور، جوک بسیار خنده داری است. در نتیجه مبارزه با تورم و تعمیر و اصلاح زیرساخت‌ها و نهادها، صخره بزرگی است که نمی‌توان به راحتی آن را از سر راه برداشت.

چهارم: اعمال حاکمیت ملی، دفاع از تمامیت ارضی: از چند سال پیش، علاوه بر ادلب، بیش از چهل درصد از جغرافیای سوریه تحت حاکمیت دولت مرکزی نبوده است. ادلب در دست تحریرالشام بود، بخشی از غرب فرات در اشغال ترکیه و بخش وسیعی از شمال و شرق کشور در دست کردهای هوادار پ.ک.ک و تحت حمایت آمریکا. مشخص نیست آیا دولت آتی دمشق، در برابر ترکیه و آمریکا خواهد ایستاد و خواهان بیرون رفتن نیروهایشان خواهد شد و به جنگ و ستیز کردها خواهد رفت یا نه؟ این موضوع از این جهت اهمیت مضاعف دارد که منابع نفتی سوریه نیز در دست کردها است و اصلاح وضعیت اقتصادی کشور، در گرو آزادسازی مناطق نفتی خواهد بود.

پنجم: سوریه، غرب و تصمیمات مرد موطلایی: هنوز مشخص نیست نظام حکمرانی جدید سوریه در مرود شرق و غرب عالم و به ویژه درباره آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه، ایران و چین؛ چه مواضعی خواهد داشت. اگر گفتمان ضدغربی به شکل جدی در دمشق مطرح شود، کشورهای اتحادیه اروپا، اعضای ناتو و به ویژه آمریکا، با سوریه از در دوستی وارد نخواهند شد و انتظار می‌رود شرایط سیاسی و اقتصادی سوریه، پیچیده‌تر شود. این را هم نمی‌دانیم که آمریکا در دوران دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، چه برنامه‌ای برای سوریه دارد.

ششم: کردها چه خواهند کرد؟ فعلا نمی‌دانیم آیا آمریکایی‌ها در شرق فرات خواهند ماند و همچنان از کردها حمایت خواهند کرد یا نه؟ اگر آمریکا به یک باره از آنجا برود، ترکیه از یک سو و نظامیان تحت امر دولت جدید دمشق از دیگر سو، نوعی عملیات ساندویچ را علیه کردها اجرا خواهند کرد یا نه؟ اما در هر حال، در شرایط فعلی بخش قابل توجهی از کردستان سوریه در کنترل نیروهای «قسد» (نیروهای سوریه دموکراتیک) است و این گروه، اگر چه به طور مستقیم از سران پ.ک.ک در قندیل دستور می‌گیرد اما با آمریکا همکاری می‌کند و حقوق ماهیانه تمام کارمندان مناطق کردنشین تا همین چند روز پیش توسط دولت بشار اسد تامین می‌شد.

آیا قرار است دمشق حقوق ماهیانه را قطع کند و خواهان برچیده شدن سختار سیاسی کردها شود یا نه؟ آیا ممکن است سازشی صورت بگیرد و در ساختار سوریه‌ی جدید، برخی اختیارات محلی به آنها داده شود؟

نقش کردها نیز بزرگ به نظر می رسد، نیروهای تحت رهبری کردهای متحد با آمریکا سال ها است که منطقه ای نیمه خودمختار را در شمال شرق سوریه اداره می کنند که در آن نقشی کلیدی در مبارزه با گروه شبه نظامی دولت اسلامی داشته اند. در حالی که هر دو از مخالفان دولت در طول جنگ داخلی بودند، روابط بین کردها و گروه های مخالف عرب پرتنش است. ادغام مجدد شرق احتمالاً به معنای نوعی امتیاز دادن به خودمختاری کردها خواهد بود. اما این خطر باعث خشم ترکیه همسایه می شود که به شدت با گروه های کردی که شرق سوریه را اداره می کنند، مخالف است.

هفتم: ترکیه کجا بنشیند؟ شاید خیلی‌ها گمان کنند که کل مخالفینی که به سوی دمشق حرکت کردند، از آنکارا حرف شنوی دارند. اما واقعیت صحنه چیز دیگری می‌گوید. واقعیت این است که بخشی از قدرت گرفتگان جدید و به ویژه تحریر الشام و بعضی از سران ارتش آزاد، کنشگرانی نیستند که مانند یک ربات، تمام درخواست‌های اردوغان را اجرا کنند و نقش او را به عنوان پدرخوانده، برادر بزرگ یا شکل دهنده‌ی دولت چدید بپذیرند. آنان در برخی مسائل، استقلال نظر دارند و باید دید چه جایگاهی برای ترکیه تعریف خواهند کرد.

با توجه به مقاله سرکار خانم فاطمه خادم شیرازی کردها که بخشی از یک گروه قومی در عراق، ایران، ترکیه، ارمنستان و سوریه هستند، تاکنون جزو معدود برندگان درگیری سوریه بوده‌اند و نزدیک به یک چهارم این کشور را تحت کنترل دارند و رهبری یک گروه مسلح قدرتمند متحد در مقابله با دولت اسلامی را که یکی از مهم‌ترین بخش‌های آمریکا است، برعهده دارند. تحلیل گران معتقدند از زمانی که گروه اسلام گرای حیات تحریر الشام به دمشق حمله کرد و دولت را سرنگون کرد، موازنه قدرت علیه آنها متمایل شد.برای ترکیه، جناح های کرد یک تهدید امنیت ملی هستند. توازن اساساً در سوریه به نفع گروه‌های تحت حمایت ترکیه یا هم‌پیمان ترکیه تغییر کرده است و به نظر می‌رسد ترکیه مصمم است از این موضوع نهایت استفاده را بکند. این تغییر در جنگ مجدد برای کنترل شمال علیه نیروهای سوریه دموکراتیک به رهبری کردهای منعکس شده است.همچنین آنکارا تلاش خواهد کرد بین دمشق و دولت تحت رهبری کردها فاصله بیندازد.

تحولات جاری و احتمال مشکلات

نشریه “المجله” چاپ لندن نزدیک به عربستان سعودی نیز در گزارشی به “چهار چالش کلیدی برای دولت جدید سوریه” پرداخته و می‌تویسد:” ادغام جناح‌های مسلح، به ویژه نیرو‌های دموکراتیک سوریه در ارتش ملی سوریه چالش کلیدی پیش روی دولت تازه آن کشور است. هم چنین، توافق بر سر یک دولت فراگیر تازه که بتواند کشوری را که دچار تفرقه شده متحد سازد نیز چالشی دیگر است.

در قاهره نیز نشست‌هایی در سطح مقام‌های امنیتی و وزرا بین کشور‌های عربی و ترکیه برگزار شد. پیام این جلسات یکپارچه بود: حمایت از الشرع، مشروعیت بخشیدن به دوره جدید و استقبال از سقوط رژیم اسد. آنان بر ضرورت ایجاد دولتی فراگیر برای سوریه تاکید کردند که نهاد‌های امنیتی و نظامی را متحد کند، با تروریسم مبارزه نماید، کنترل دولتی را اعمال کند و حاکمیت را بر مساحت ۱۸۵۰۰۰ کیلومتر مربعی سوریه بازگرداند که در پنج سال گذشته عملا به سه کشور کوچک تقسیم شده است”. “المجله” در ادامه به بیان این چهار چالش اصلی که دولت جدید سوریه باید بر آن غلبه کند پرداخته است:

۱-ادغام نیرو‌های دموکراتیک سوریه در ارتش ملی آن کشور

اولین چالش در رابطه دمشق و قامشلی از شهر‌های کُردنشین سوری در شمال شرقی آن کشور نهفته است. هدف رهبری جدید سوریه اعمال قدرت بر مناطق تحت کنترل نیرو‌های دموکراتیک سوریه است. طرح آنان شامل ادغام نیرو‌های دموکراتیک سوریه در ساختار نظامی ملی، برچیدن دولت خودمختار و اخراج همه جنگجویان خارجی مرتبط با حزب کارگران کردستان (پ ک ک) از سوریه است. با این وجود، نیرو‌های دموکراتیک سوریه تحت رهبری “مظلوم عبدی” کماکان بر موضع خود پافشاری می‌کنند. آن گروه بر حفظ ساختار نظامی مستقل خود برای ادامه جنگ علیه داعش با حمایت امریکا، حفظ خودمختاری خود و حفظ دسترسی به بخشی از منابع طبیعی آن منطقه اصرار می‌ورزد. اگرچه در روز سه شنبه دولت جدید سوریه اعلام کرد که توافقی با اکثر گروه‌های مسلح برای انحلال حاصل شده است، نیرو‌های دموکراتیک سوریه این موضوع را نپذیرفت و در حال حاضر درگیر ضد حمله در شمال آن کشور است. علیرغم درگیری ها، مذاکرات و میانجی گری بین دمشق و قامشلی در تلاش برای دستیابی به توافق ادامه دارد. با این وجود، بسیاری بر این باورند که نقطه عطف تعیین کننده با مراسم تحلیف ریاست جمهوری “دونالد ترامپ” در تاریخ ۲۰ ژانویه همزمان خواهد شد. ترکیه یکی از حامیان اصلی رهبری جدید سوریه امید خود را به موافقت پیش بینی شده ترامپ برای خروج ۲۰۰۰ نیروی آمریکایی مستقر در سوریه بسته است. این امر می‌تواند بر نیرو‌های دموکراتیک سوریه برای پذیرش پیشنهاد الشرع فشار آورد. ترکیه بدون شک از سقوط اسد و ظهور الشرع سود برده است. مذاکرات بین دمشق و آنکارا به سمت یک توافق دفاعی مشترک پیش می‌رود که شامل ایجاد پایگاه‌های نظامی ترکیه در حمص و دمشق و استقرار سامانه‌های دفاع هوایی ترکیه در سوریه برای جلوگیری از تجاوز اسرائیل می‌شود. این تحولات به طور قابل توجهی موقعیت الشرع را در مذاکرات با عبدی تقویت خواهد کرد.

۲-اشغال‌گری تازه اسرائیل

در حالی که کشور‌های غربی انتظار دارند رهبری جدید سوریه اطمینان حاصل کند که این کشور تهدیدی برای همسایگانش به ویژه اسرائیل نخواهد بود، تخریب زیرساخت‌های نظامی سوریه و تصرف اراضی سوریه در ماه جاری توسط “بنیامین نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل تنش تازه‌ای را بین دو دشمن سنتی ایجاد کرده است. با این وجود، علیرغم آن که “آنتونی بلینکن” وزیر امور خارجه آمریکا به وزرای کشور‌های عربی گفته که نتانیاهو وعده داده تا پایان زمستان نیرو‌های خود را از سوریه خارج خواهد کرد ناظران در این مورد تردید دارند. هم چنین، دولت انتقالی تازه سوریه به نمایندگان کشور‌های خارجی درباره اهمیت عقب نشینی اسرائیل از خاک سوریه برای جلوگیری از بروز منازعات تازه تاکید کرده است. با این وجود، باید دید اسرائیل چه انگیزه‌ای برای خروج از منطقه حائل که در بلندی‌های جولان به‌همراه مکان‌های نظارتی کلیدی در کوه حرمون یا جبل الشیخ در مرز لبنان، اسرائیل و سوریه که تحت اشغال خود درآورده خواهد داشت. در هر حال، زمانی که اسرائیل بخشی از بلندی‌های جولان سوریه را در جریان جنگ ۱۹۶۷ اشغال کرد از آن زمان تاکنون حاضر به ترک آن منطقه اشغال شده نشده است.

اسرائیل و آمریکا به عنوان ذینفعان غیرمستقیم از آشفتگی کنونی در سوریه ظاهر شده اند. اسرائیل، به ویژه، از تضعیف “جبهه مقاومت” سرمایه گذاری کرده است. با این حال، اسرائیل و آمریکا نسبت به نفوذ فزاینده ترکیه محتاط هستند. حمایت ادعایی ترکیه از HTS و جاه طلبی های گسترده تر آن در سوریه، توازن قوای منطقه ای را پیچیده می کند و پاسخ محتاطانه هر دو کشور را ضروری می کند. زیرا سقوط دولت اسد ، با اقدامات قاطعانه ترکیه، چشم انداز منطقه را تغییر داده است. در حالی که نتایج نامشخص است، پیامدهای آن برای بازیگران محلی و منطقه ای عمیق است.با تکامل پویایی ها، بازیگران خارجی مانند عربستان سعودی، امارات و اردن ممکن است به طور فزاینده ای درگیر شوند و وضعیت را پیچیده تر کنند. برای کردها، این تغییرات هم خطرات و هم فرصت ها را به همراه دارد. توانایی آنها برای عبور از این چالش ها نقش آنها را در آینده منطقه تعیین خواهد کرد.

۳-ادغام گروه‌های مسلح معارض

چالش سوم حول محور جناح‌های مسلح می‌چرخد. احمد الشرع برقراری امنیت و ایجاد یک نیروی نظامی جدید را در اولویت قرار داده است. او با رهبران گروه‌ها مسلح سوری ملاقات داشته و وزیر دفاع جدید را برای نظارت بر بازسازی ارتش و ادغام جناح‌ها منصوب کرد و روز سه شنبه اکثر گروه‌ها موافقت کردند که زیر نظر وزارت دفاع کشور کار کنند و منحل شوند.

گروه‌های کلیدی عبارتند از “جیش الاسلام” به رهبری عصام البویدانی” در دوما و “احمد العوده” رئیس اتاق عملیات جنوب ائتلافی از گروه‌های معارض مستقر در سوریه شامل قبایل مختلف دروزی و گروه‌های مخالف سوری در جنوب استان‌های سویدا و قنیطره که اکنون یکی از چهره‌های مشخص در رقابت با احمد شرع قرار گرفته است. همان طور که مورد کشور سودان نشان می‌دهد، ادغام گروه‌های شبه نظامی از اهمیت زیادی برخوردار است. پس از فروپاشی رژیم “عمر البشیر” آن کشور در نهایت وارد یک جنگ داخلی شد که در آن ارتش ملی در حال حاضر کماکان در حال نبرد با نیرو‌های پشتیبانی سریع RSF است که آن درگیری به عنوان “جنگ ژنرال ها” یاد می‌شود. با توجه به ادامه جنگ داخلی، ایالات متحده هنوز تحریم‌های وضع شده علیه خارطوم را لغو نکرده موضوعی که باعث دامن زدن به وضعیت انسانی دردناک در آن کشور شده است. به همین دلیل است که برای گروه‌های مسلح سوری بسیار حیاتی است که تحت یک ساختار ملی متحد منحل شده و با یکدیگر متحد شوند.

۴-تدوین قانون اساسی جدید

چالش چهارم توافق بر سر ساختار و ترکیب دولت جدید و تدوین قانون اساسی جدید است. در حالی که برنامه‌های اولیه بر برگزاری کنفرانسی برای حضور چهره‌های اپوزیسیون در قاهره متمرکز بود رهبری تازه سوریه اکنون برای برگزاری کنفرانس ملی در دمشق تلاش می‌کند. بنا بر گزارش ها، یکی از اعضای ارشد کمیته سیاسی با “فاروق الشرع” معاون رئیس جمهور پیشین سوریه برای مشورت در این زمینه تماس برقرار کرده است. علاوه بر این، گفتگو‌ها برای درخواست از فرمانداران استانی اخیرا منصوب شده که بسیاری از آنان رهبران سابق گروه‌های موسوم به عملیات بازدارندگی هستند در جریان است تا ۴۰ تا ۵۰ نماینده از هر استان را معرفی کنند که ۷۰ نماینده از درعا به دلیل موقعیت خاص آن ناحیه خواهد بود. هدف آن است که یک کنفرانس فراگیر متشکل از سوری‌هایی که در طول منازعه در آن کشور باقی مانده بودند تشکیل شود و پایه و اساس تدوین قانون اساسی جدید و گذار به مرحله بعد باشد”

با توجه به مقاله‌ای فاطمه خادم شیرازی پژوهشگر و مدرس دانشگاه که توسط مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC منتشر یافته است: بازیگران منطقه ‌ای و فرامنطقه ‌ای در تغییر توازن قدرت ابهام در آینده دولت سوریه نقش‌های متعددی را بازی کردند. بازیگران منطقه ‌ای به صورت مستقیم در تحولات سوریه دخالت کردند تا منافع خود را تأمین کنند. از سوی دیگر، کشورهایی نیز نقش کلیدی در شکل ‌دهی به نتایج بحران داشتند. حمایت نظامی و سیاسی این کشورها از گروه ‌های خاص و تلاش ‌های دیپلماتیک برای دستیابی به توافقات یا جلوگیری از نفوذ دیگر کشورها در معادلات سوریه تأثیر بسزایی داشت. در نتیجه، تحولات سیاسی و نظامی در سوریه تحت تأثیر این بازیگران و استراتژی ‌های آن‌ها قرار گرفت. با شکل گیری دولت انتقالی در سوریه،عواقب پس از آن یک سناریوی سیاسی تکه تکه ای است که ممکن است به راحتی به هرج و مرج تبدیل شود. این که چه کشورهایی بیشتر بر اوضاع سوریه تأثیر داشتند؟ کدام کشورها در دولت جدید سوریه منافعشان تامین خواهد شد؟ ابهاماتی را در آینده این کشور ایجاد کرده ،که بحث این مقاله محور آن خواهد بود.

تغییر توازن قدرت: تغییر توازن در دوستی و خصومت نیاز به دیدگاهی تحلیلی دارد تا تغییر سریع و پیچیده را درک کند.سیستم‌های بین‌المللی متوازن می‌توانند زمانی رخ دهند که همه دولت‌ها دوستان متقابل باشند، یا زمانی که آنها به دو اتحاد متضاد تقسیم می‌شوند به طوری که اعضای اتحاد با هم دوست هستند. بنابراین، به طور کلی، در یک رابطه مثلثی (یا سه جانبه)، یا اگر هر سه دولت دوستان متقابل باشند، یا هر دو دولت با یکدیگر دوست شوند، اما در برابر دولت سوم خصومت کنند، تعادل ایجاد می شود. به عنوان مثال، کمک آمریکا به کردهای سوریه را در نظر بگیرید. اولویت اصلی ترکیه در سوریه جلوگیری از تشکیل دولت کردی است. اگر آمریکا ترجیح خود را برای تشکیل کشور مستقل کردهای سوریه نشان دهد، ترکیه ممکن است با روسیه دوست شود. اگر روسیه با طرح های آمریکا برای ایجاد یک کشور کرد در سوریه مخالفت کند یا از نظر ترکیه چنین باشد، روسیه و ترکیه بر اساس اصل “دشمن دشمن من دوست من است” به دوستان متقابل تبدیل می شوند. امروز وضعیت نسبتاً متفاوت است: هم آمریکا و هم روسیه با قرار گرفتن در کنار کردهای سوریه با ترکیه مخالفت می کنند. کمک هر دو کشور به کردهای سوریه باعث تضعیف اتحاد آمریکا و ترکیه می شود، و روابط و نزدیکی اخیر روسیه و ترکیه را نیز از بین می برد.این دیدگاه به ما امکان می دهد دو کار را انجام دهیم. اول، ما قادر به درک و تجزیه و تحلیل روابط خصمانه-دوستی واقعی میان بازیگران درگیر در درگیری سوریه هستیم، و دوم، می توانیم تحولات مشاهده نشده در روند تشکیل و انحلال اتحاد را بررسی کنیم. زیرا مناقشه سوریه به قدری چرخش های شدیدی را به خود میگیرد که به ما اجازه نمی دهد که تغییرات احتمالی در جهت گیری های خصومت و دوستی را نادیده بگیریم.

احمد عوده و چالش‌ جدید احمد شرع

با توجه به تحلیلی از دالیا حیدر در سایت بی‌بی‌سی فارسی که به چهره‌ای نه چندان مبهم جدیدی پرداخته است که مشخصاً می‌تواند نقش رهبری جدید شورشیان سوری را به چالش بکشاند نویسنده درین خصوص می‌نویسد: احمد عوده به‌عنوان «مرد روسیه در جنوب» و «معمار توافق‌ها» با حکومت سابق سوریه شناخته می‌شود. او هم علیه گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) و هم علیه نیروهای بشار اسد جنگیده، هرچند در برخی مقاطع نیز در ارتش سوریه فعالیت داشته است. او در عین حال به وضوح خود را از محور حزب‌الله و ایران دور نگه داشته است.

در طی یک دهه گذشته، داستان زندگی احمد عوده با فراز و نشیب‌های فراوان و ارتباطات پیچیده و متناقض همراه بوده است. اما او کیست و چرا به تازگی نامش بیشتر مطرح شده است؟

در ساعات اولیه صبح هشتم دسامبر، زمانی که دمشق با خبر ارتش سوریه به افسرانش درباره سقوط حکومت اسد بیدار شد، احمد عوده مبارز چهل ساله در حالی دیده شد که با نیروهای خود در خیابان‌های خالی پایتخت حرکت می‌کرد. هنوز اعضای ستاد عملیات نظامی وارد دمشق نشده بودند و این اقدام از دید برخی تلاشی برای جلب توجه و رقابت با احمد شرع تلقی شد، فرماندهی که از شمال به سوی پایتخت در حرکت بود.

این لحظه تاریخی که از سوی جبهه جنوب به عنوان «شکستن زنجیرها» در پایتخت توصیف شد، به منزله شورش علیه توافق‌هایی بوده که احمد عوده طی سال‌ها با رژیم سابق سوریه، تحت حمایت روسیه منعقد کرده بود.

تحولات ناگهانی و ائتلاف‌های متغیر: احمد عوده اهل شهر بصرى در استان درعا است. او در دانشگاه دمشق ادبیات انگلیسی خوانده و خدمت نظام وظیفه خود را در ارتش سوریه به پایان رسانده است. بعد از آن، به گفته یک منبع نزدیک به او که نخواست نامش فاش شود، همراه با خانواده‌اش به امارات مهاجرت کرده است. اما غیبت او طولانی نشد. یک سال پس از آغاز انقلاب سوریه از درعا، به کشور بازگشت و در مبارزات مسلحانه علیه رژیم شرکت کرد. او به ارتش آزاد سوریه پیوست و فرماندهی گردان «شباب السنه» (جوانان سنی)‌ را بر عهده گرفت. این گردان در طول زمان گسترش یافت و چند بار نامش تغییر کرد تا اینکه در ژوئیه ۲۰۱۸ با حکومت سوریه به توافق رسید.

آن طور که در وب‌سایت تاریخ شفاهی سوریه آمده، احمد عوده سه برادر خود را در جریان نبرد در کنار ارتش آزاد سوریه از دست داد، در حالی که خودش نیز همراه با گروه تحت فرماندهی‌اش در درعا می‌جنگید. او در سال ۲۰۱۴ به جبهه جنوبی ارتش آزاد سوریه پیوست و سپس کنترل شهر بصرى را به دست گرفت.

بازگشت او به درعا با مخالفت‌هایی همراه بود. گفته می‌شود که او هیچ‌گاه با جبهه نصرت و دیگر گروه‌های اسلامگرای افراطی حاضر در این شهر رابطه خوبی نداشت، هرچند برای هدفی بزرگتر یعنی سرنگونی حکومت اسد، در کنار آن‌ها جنگید.

از حمایت مرکز عملیات نظامی تا تامین مالی محدود روسیه: با گذشت زمان، گروه احمد عوده یکی از گروه‌های اصلی با بیشترین حمایت مالی در استان درعا شد،‌ و از مرکز عملیات نظامی به رهبری آمریکا که مقر آن در اردن بود، کمک مالی دریافت می‌کرد. علاوه بر این به گزارش‌ رسانه‌ها، به دلیل رابطه خانوادگی با خالد المحامید، یکی از تاجران سوری ساکن امارات، از این کشور نیز حمایت مالی و بودجه دریافت کرد. اما این حمایت‌ها در پایان سال ۲۰۱۷ متوقف شد. به گفته منبع نزدیک به او، تامین مالی به «حداقل» رسید و بیشتر محدود به پرداخت حقوق نیروها بود. این بار، منابع مالی از روسیه تأمین می‌شد.

در سال ۲۰۱۸ نیروهای دولتی سوریه یک عملیات نظامی برای بازپس‌گیری جنوب آغاز کردند که با توافقی با روسیه، حامی بشار اسد، همراه بود. این توافق شامل تسلیم سلاح‌های سنگین و تعیین تکلیف وضعیت بازداشت‌شدگان بود.

به گفته همان منبع، در این دوره احمد عوده فرمانده لشکر هشتم شد که از نظر سازمانی بخشی از ارتش رسمی سوریه به حساب می‌آمد. او همچنین در اواخر سال ۲۰۲۰ به «سپاه پنجم» پیوست که زیر نظر شعبه امنیت نظامی فعالیت می‌کرد. با این حال، او همچنان از نیروهای رژیم مستقل باقی ماند و فرماندهی انحصاری بر نیروهای خود را که شامل چند هزار نفر می‌شد، حفظ کرد.

دوره‌ای که پس از آن طی شد، چندان آرام نبود. شهرهای جنوبی شاهد درگیری‌های پراکنده‌ای در حومه درعا بودند، چه میان نیروهای ارتش نظامی و امنیت نظامی، و چه میان برخی گروه‌های شورشی محلی و نیروهای رژیم. در این دوره احمد عوده بین درعا و اردن، محل اقامت خانواده‌اش، در رفت‌وآمد بود. او دو همسر دارد و پدر شش پسر و دو دختر است.

نام او بار دیگر در اکتبر ۲۰۲۲ مطرح شد، زمانی که نیروهایش در یک رشته عملیات‌ علیه هسته‌های گروه داعش شرکت کردند. یکی از این عملیات‌ها منجر به کشته شدن ابوالحسن هاشمی قرشی، رهبر داعش، در منطقه جاسم شد.

با آغاز عملیات «بازدارندگی تجاوز» به رهبری هیئت تحریر شام و با حمایت ترکیه علیه رژیم سوریه در اواخر نوامبر، گروه‌های جنوب هم شروع به حرکت کردند و برخی از مواضع دولتی و مراکز امنیتی و نظامی را تصرف کردند. در ششم دسامبر «اتاق عملیات جنوب» تشکیل شد که شامل گروه‌های مسلحی از درعا، سویدا و قنیطره بود. این نیروهای متحد پیشروی خود را به سمت دمشق آغاز کردند.

قبل از ساعت شش صبح روز ۸ دسامبر، احمد عوده و همراهانش اولین نیروهای مخالف بودند که وارد میدان اموی دمشق شدند و حدود نیم ساعت بعد از آن، مردم سوریه خبر سقوط حکومت اسد را شنیدند. نیروهای این ائتلاف در برخی از مراکز حیاتی و اصلی پایتخت مستقر شدند، اما تنها چند ساعت بعد به دستور فرمانده خود به جنوب بازگشتند.

منبع نزدیک به احمد عوده به بی‌بی‌سی گفت که این بازگشت «برای جلوگیری از مشکلات یا درگیری در ساعات اولیه پیروزی» انجام شد و افزود: «ما ارتشی نداشتیم که بتواند از پایتخت محافظت کند». این اظهار نظر به کمبود امکانات نیروهای تحت امر عوده در مقایسه با هیئت تحریر شام اشاره دارد.

با وجود آن که مقام‌های جدید خواهان انحلال تمام گروه‌های مسلح شده بودند، اتاق عملیات جنوب تصمیم گرفت سلاح‌های خود را حفظ کند. با این حال آنها اعلام کردند که حاضرند زیر نظر وزارت دفاع جدید فعالیت کنند.

نقش رهبری در آینده: منبع نزدیک به احمد عوده او را به عنوان «فردی با تفکر قوی، شخصیتی قدرتمند و توانایی تاثیرگذاری بر اطرافیانش» توصیف می‌کند و امیدوار است که او در آینده نقش بیشتری در رهبری ایفا کند. این امید و آرزوها ممکن است برای رهبران کنونی خوشایند نباشد، به ویژه با شایعات و گمانه‌زنی‌هایی که درباره جاه‌طلبی‌های عوده برای نقش‌آفرینی در آینده سوریه مطرح شده است.

او با اتکا به اتحادهای منطقه‌ای خود، احتمالا تهدیدی برای چهره جدید رهبری در سوریه، یعنی احمد شرع محسوب می‌شود که برای جلب حمایت و شناسایی بین‌المللی تلاش می‌کند.

عبدالله علی، روزنامه‌نگار روزنامه النهار لبنان و کارشناس مسائل گروه‌های اسلامی، به خروج «بی‌دردسر» نیروهای مسلح از دمشق به سمت جنوب اشاره می‌کند و می‌گوید: «همین نیروها که برای کنترل یک گذرگاه ماه‌ها می‌جنگیدند، وقتی پای اداره کشور به میان آمد، به سادگی عقب‌نشینی کردند. این می‌تواند نشان‌دهنده وجود توافق‌های بین‌المللی باشد که قدرتی فراتر از آنها دارد.»

او ادامه می‌دهد: «اگر ماموریت عوده ایجاد خطر برای احمد شرع بود، از دمشق خارج نمی‌شد. اما عقب‌نشینی او نشان می‌دهد که نقش او محدود به درعا و جنوب است.» عبدالله علی معتقد است که عوده و گروهش به اداره درعا پایبند هستند و از ساختارهای جدید ارتش سوریه و انتصاب‌هایی که رهبران گروه‌های جنوب، ارتش آزاد و افسران جداشده را نادیده گرفته، ناراضی‌اند.

با این حال هرگونه تنش یا درگیری با این گروه ممکن است بر چالش‌های پیچیده‌ای که احمد شرع در جبهه‌های مختلف با آن‌ها روبه‌رو است، بیفزاید. این موضوع به ویژه با توجه به حساسیت جبهه جنوبی که هم‌ مرز با اسرائیل است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

عبدالله علی همچنین می‌گوید بر کسی پوشیده نیست که امارات، مصر و عربستان سعودی از وضعیت کنونی سوریه «ناراضی» هستند. این مسئله ممکن است پرسش‌هایی را درباره نقش احتمالی احمد و تقابل او با رهبری فعلی مطرح کند، به ویژه با توجه به حمایت عربی منطقه‌ای که از او می‌شود.

به گفته علی این کشورها یا به دولت جدید سوریه کمک خواهند کرد تا کنترل امور کشور را به دست بگیرد، یا از یک انقلاب ضد‌ دولتی حمایت خواهند کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11628

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.