تهیه و تحلیل: مهسا راحل
سخن نخست
کتاب زنان کوچک Little Women، نوشته لوئیزا می آلکوت، و ترجمه شده توسط شایسته ابراهیمی میباشد. این رمان: داستان زندگی چهار خواهر به نامهای مگ، جو، بت و ایمی مارچ را روایت میکند. داستان در دوران جنگ داخلی آمریکا میگذرد و ماجراهای روزمره و تحولات این چهار خواهر را از دوران کودکی تا بزرگسالی دنبال میکند. هر یک از آنها با شخصیت و آرزوهای منحصر به فرد خود، بهعنوان نمایندهای از چالشهای زنان در آن دوران مطرح میشوند.
لوئیزا می آلکوت در سال ۱۸۳۲ در ژرمن تاون زاده شد جایی که اکنون از ایالت فیلادلفیای آمریکاست. او که سه خواهر داشت که در حقیقت انگیزه اصلی نوشتن رمان زنان کوچک نیز محور اصلی به تصویر کشیدن خواهران آلکوت میباشد. بنابرین لوئیزا از حضور فزیکی خواهران خویش در رمان زنان کوچک بهره برده است.
لوئیزا در جریان جنگهای داخلی آمریکا در بیمارستانی پرستار بود و نامههایی که برای خواهرانش میفرستاد تبدیل به رمان مذکور شد؛ پس از مدتی به عنوان سردبیر مجله کودکان وظیفه انجام داد. زندگی آلکوت همانند زندگی ژوزفین یا جوزفین در رمان زنان کوچک میباشد. او هرگز ازدواج نکرد و در سال ۱۸۸۸ در بوستون آمریکا در گذشت. این کتاب در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات کاج چاپ و نشر شد که دارای ۱۲۸ صفحه و ۲۰ فصل جدا گانه میباشد. محتوای داستان از داستانهای آمریکای قرن ۱۹ گرفته شده است.
طوری که گفته شد این کتاب با الهام از زندگی خود نویسنده و روابط او با سه خواهرانش نگاشته شده است و هرکدام از خواهران با توجه به علایق و اهداف منحصر به فرد شان حضور دارند و این کتاب به بیش از ۵۰ زبان جهان ترجمه و نشر شده است. این کتاب برای نویسنده اش شهرت و ثروت بسزای داشت که بعد از آن شغل پرستاری را رها نموده و به نوشتن رمانها و آثار ادبی پرداخت و تا آخر عمرش ادامه داد.
این رمان که به نثر روان و ساده نوشته و ترجمه شده است بنابرین در هر طیف مختلف خوانندگان و علاقه مندان بیشماری را به ویژه از میان زنان داشته است و یکی از منابع مهم در ایجاد ادبیات فمنیسم به شمار میرود.
معرفی رمان زنان کوچک
مگ، خواهر بزرگتر، اهل خانواده و خانهداری است و به دنبال تشکیل خانوادهای معمولی است. و جو، شخصیتی پرشور و با روحیهای مستقل و نویسندهای مشتاق است که برخلاف انتظارات جامعه، از ازدواج و زندگی متعارف زنان سر باز میزند. بت، دختری خجالتی و مهربان، علاقهمند به موسیقی است و نقش قلب خانواده را ایفا میکند. و ایمی، کوچکترین خواهر، عاشق هنر و نقاشی است و به زیبایی و تجملات زندگی علاقه دارد.
در طول کتاب، این چهار خواهر با سختیهای اقتصادی، از دست دادن عزیزان، عشق و ازدواج و رویاهای فردی خود مواجه میشوند. در این میان، جو با تلاش برای کشف هویت و مسیر خود در زندگی، به یکی از شخصیتهای اصلی و الهامبخش داستان تبدیل میشود.
۱. فصل نخست رمان زنان کوچک با عنوان نمایش سفر آغاز میشود. نویسنده داستان سعی میکند تا در این فصل از لابلای دیالوگ خواهران به اهمیت “باهم بودن” خانوادهای که پدر خانواده در جنگهای داخلی آمریکا در گیر است و آنها علیالرغم مشکلات اقتصادی سعی دارند تا روحیه خود را بهتر نگهداشته و خاطره باهم بودن خانواده شان را در روزهای خوشی نگهدارند.
نویسنده میخواهد در این فصل نشان دهد که با وجود اقتصاد پائین این خانواده دوست دارند تا خوشحالی را در خانواده خود بیاورند. و پول که از حقوق دستمزد خود به دست میاوردند برای خوشحال ساختن فضای خانواده به ویژه مادر شان تجلیل از کریسمس را انجام دهند.
۲. فصل دوم کتاب با عنوان کریسمس شاد آغاز شده است. نویسنده در این فصل همبستگی میان خواهران را بیان نموده که روابط میان خواهران خیلی خوب بود. نویسنده بیان میکند: خانواده خیلی خوب و خیرخواه است و همیشه برای افراد فقیر جامعه همکاری مینمودند. او میخواهد نشان دهد که همیشه باید به افراد نیازمند کمک کنیم و در صورت داشتن امکانات و اقتصاد مناسب خانواده خیرخواهی را به جامعه انتقال داده و به ویژه دستگیری افراد نیازمند را از داشتههای خویش بهره مند سازیم. او همچنان از رفتار مناسب با همسایگان به عنوان یک عنصر جامعه سالم یاد آوری مینماید.
۳. فصل سوم کتاب با عنوان لارنس جوان آغاز میگردد. نویسنده در این فصل خاطر نشان میسازد که تجملگرایی جامعه در حال بحران و جنگ داخلی نه تنها خوشبختی به ارمغان نمیاورد بلکه باعث افزایش هزینههای اضافی بر خانوادهها را تحمیل میکند. او در فصل سوم خوشبختی واقعی را در اعماق وجود انسانهای که به تجمل گرایی پشت پا زده اند به تصویر میکشد طوری خواهران جو و مگی با لباس ساده و کهنه خوش بودن شان را حفظ نمودند و رویداهای که در این فصل به آن پرداخته شده است به هیچ وجه خوشی این دو خواهر را خراب نکرد.
۴. در این فصل که با عنوان بار مسئولیتها است آغاز میشود. در این فصل پس از عید کرسمس به بازگشت به زندگی عادی توجه نموده است. وی میخواهد نشان دهد که یک خانواده هرقدر فقیر باشند، هرگز دست به فروش فرزندان شان نخواهند زد زیرا خانواده همیشه در تلاش است تا زندگی خوب و سالمی برا برای فرزندان شان فراهم نمایند.
هدف نویسنده در این فصل این است که همیشه بابت چیزهای که داریم شکرگزار باشیم و هیچ گاه فکر نکنیم که ثروت سرافکندگی را از خانوادههای ثروتمند دور میکند. تازه بر عکس سبب از هم پاشی خانواده میشود. و همیشه رفتار متین و مودبانه با ارزشتر از عقیق و یا طلا است، باید به تناسب اقتصاد خانواده هزینه نمود و انتظار داشت، زیرا بیشتر از آن انتظار داشتن باعث ضعف اقتصادی خانواده و جامعه خواهد شد.
ما درس میگیریم که همیشه پشت خانواده و عزیزان خویش باشیم و توقعات بیشتر از توان خانواده نداشته باشیم و این درس برای ساختن جامعهای متناسب از نخستین پایههای خانواده آغاز میشود.
۵. فصل پنجم با عنوان همسایه خوب آغاز شده است. نویسنده بیان میکند که همیشه دوستانی خوب برای خود انتخاب نمائیم هدف وی این است که شخصی که تنهاست باید مورد توجه و همراهی قرار داده شود. و همیشه قبل از دسترسی به قصر آرزوهایمان یاد مان باشد که نخست بر موانع سر راه مان غلبه کنیم و هرکس را از از ظاهر نباید مورد داوری و قضاوت قرار داد.
۶. فصل ششم با عنوان بتی به قصر آرزوها میرسد آغاز شده است. نویسنده میخواهد بیان کند که هیچگاه نباید بر عزیزان مان سخت بگیریم که دل آنها سرد شود و قدر محبت دیگران را داشته باشیم و همیشه خوبیها جوابی دارند اما وقتی خوبی میکنیم توقع نداشته باشیم زیرا هر نیکی پاسخی خواهد داشت.
۷. فصل هفتم با عنوان امی تحقیر شده است آغاز میشود. نویسنده درین فصل نشان میدهد که خود خواهی و غرور بخشهای خوب بدن را نیز نابود میسازد ممکن است دیگران خوبیها و استعدادهایت را نبینند ولی با وجود آن شما باید متواضع باشید. خودخواهی و غرور بدترین حالت فرد در جامعه است؛ همچنان هدف نویسنده در این فصل این است که انسانها هر قدر دانش و فهم داشته باشند، نباید خود نمایی کنند، این باعث سربلندی انسان نمیشود بلکه مایه سر افکندگی خواهد بود.
۸. فصل هشتم با عنوان ملاقات جو با شیطان آغاز شده است. اینجا منظور از شیطان را نویسنده در واقع خشمی است که جو باید بر آن غلبه میکرد. هدف نویسنده در اینجا این است که باید بر خشم مان غلبه داشته باشیم زیرا خشم سبب کارهای زشت و حوادث ناگواری خواهد شد. خشم بدترین حالت ممکن در جامعه است که توسط افراد خشمگین در وضعیتهای غیر عادی سر میزند. اگر نتوانیم بر خشم خویش غلبه کنیم عزیزان خود را از دست خواهیم داد. همیشه برای کنترل خشم باید قلب بزرگ داشته باشیم و توان بخشش عزیزان خویش را داشته باشیم.
۹. فصل نهم با عنوان خودنمایی مغرورانه مگی مشخص شده است. در این فصل نویسنده بیان میکند: جامعهای که افراد آن دارای افکار پوچ باشد هرگز وارد نباید شد و همیشه با افرادی که همسطح خود هستند نشست و برخاست داشته باشیم و هرگز خود را شبیه کسانی که متمول اند نسازیم، او همچنان بیان میکند که پول همیشه مشکلات و چالشها را حل نمیکند، یعنی پون تنها خوشبختی نمیارود باید به روابط خانواده بر بنیاد عشق و محبت اعضای آن استوار شود نه بر بنیاد پول و امکانات مادی صرف.
۱۰. فصل دهم با عنوان تجربهها آغاز شده است. نویسنده رمان در این فصل به درسهای که مادر خانواده برایشان میدهد و اندوختههای یک عمر را برای دختران میاموزاند. نویسنده میخواهد نشان دهد: همه کارهای که ما انجام میدهیم باید با عشق و علاقه انجام یابد. کارها باید بصورت اشتراکی انجام یابد و همه حس مسئولیت در قبال کار خود داشته باشد.
۱۱. فصل یازدهم با عنوان اردوی لارنس آغاز شده است. خواهران بزرگتر به مهمانی میروند نویسنده نشان میدهد که نباید کسی را در مراسم ویژه چون مهمانیها و حضورهای جمعی مورد بی احترامی و تحقیر قرار داد.
۱۲. فصل دوازدهم با عنوان قصرهای آسمانی شناخته شده است. درین فصل به آمال و آرزوهای جو، بتی، مگی، امی و آقای لاری پرداخته است که هدف نویسنده از این فصل به اهمیت آموزش، تلاش برای دستیابی به آرزوها پرداخته است او همچنان خاطر نشان میسازد که هرگز به ترک عزیزان نشویم زیرا آنها فقط ما را دارند و به ما وابسته اند.
۱۳. عنوان فصل سیزدهم رازها است. در این فصل جو نخستین داستانش را به نشر میرساند. و با لاری رازهای خویش را شریک میسازد.
۱۴. فصل چهاردهم با عنوان یک تلگراف شناخته میشود. درین فصل جو فداکاری بزرگی انجام میدهد. هدف نویسنده این است که اهمیت فداکاری برای خانواده و جامعه را نشان میدهد و ارزش قائل شدن به این دو مفهوم را در قالب فصل چهاردهم درج نموده است.
۱۵. فصل پانزدهم با عنوان نامهها آغاز شده است. این فصل دختران تنها اند زیرا مادرشان بنا بر ضرورت شدید به دیدار آقای مارچ پدر دختران میرود. این فصل به نامههای که دختران برای مادر میفرستند پرداخته است. نویسنده میخواهد بگوید که دختران در نبود پدر و مادر نیز خودشان را از دست نداده اند، هدف وی این است که اعضای جامعه زنان در هر شرایطی کنار هم بوده و از مشکلات هراس نداشته باشند.
۱۶. فصل شانزدهم روزهای تلخ نام دارد. نویسنده از روزهای تلخ و سختی در این فصل حکایت میکند که دختران با آن مواجه اند و نویسنده میخواهد بفهماند که در سختترین شرایط کنار هم بودن خانواده باعث انسجام و تحکیم پایههای زنان میشود.
۱۷. فصل هفدهم با عنوان وصیتنامه امی تعریف شده است: نویسنده رمان میخواهد بگوید خانه فقط تنها مکان امن و پناهگاه اعضای خانواده است، او همبستگی و حس مهم بودن در خانه خود را درین فصل به زیبایی بیان میکند. او در این فصل کتاب خویش از برنامه ریزی برای پیشبرد امور جامعهای که زنان در آن مهم اند صحبت میکند.
۱۸. فصل هجدهم با عنوان محرمانه آغاز میشود: نویسنده به اهمیت حفظ حریم خصوصی افراد و این که اعضای خانواده جو در آن دچار بحران درونی میشوند توجه داشته است.
۱۹. فصل نزده با عنوان چمنزار است: در این فصل خورسندی خانواده جو ناشی از برگشت آقای مارچ مجسم شده است که پس از فراگیری چیزهای زیاد به نوعی پختگی درونی رسیده اند. و هرکدام دارای شخصیت متفاوت و برتر شده بودند.
۲۰. فصل بیستم که آخرین فصل رمان است با عنوان عمه مارچ، حلال مشکلات اختتام میابد: این فصل در حقیقت نتیجه خوشبختی یک عمر تجربه زنان را به تصویر کشیده است که رمان با ازدواج یکی از خواهران ختم میشود.
هدف رمان زنان کوچک
هدف اصلی کتاب “زنان کوچک” نمایش رشد و بلوغ چهار خواهر از کودکی تا بزرگسالی است. این کتاب بهطور خاص به مسائل زیر میپردازد:
۱. نقش زنان در جامعه: آلکوت سعی دارد از طریق شخصیتهای خواهران مارچ نشان دهد که زنان میتوانند اهداف و رویاهای متفاوتی داشته باشند و الزامی نیست که در چارچوبهای سنتی قرار بگیرند. هر یک از این خواهران، نماینده نوعی از زنانگی و نقش اجتماعی زنان در آن زمان هستند.
۲. تجلیل از ارزشهای خانوادگی و عشق: کتاب به اهمیت روابط خانوادگی، همدلی، و حمایت متقابل اعضای خانواده تأکید میکند. خواهران مارچ علیرغم تفاوتهایشان همواره به یکدیگر متکی هستند.
۳. استقلال و رشد شخصی: شخصیت اصلی، جو، نشان میدهد که زنان میتوانند مستقل باشند و زندگی خود را بر اساس خواستهها و اهداف شخصی بسازند، بدون اینکه تابع انتظارات جامعه باشند.
۴. انتقاد از سنتها و هنجارهای اجتماعی: آلکوت با طرح موضوعاتی مانند استقلال مالی، استقلال فکری و حق انتخاب زنان، از هنجارهای محدودکننده زمانه خود انتقاد میکند.
بهطور کلی، هدف این کتاب الهامبخشی برای زنان است تا بتوانند نقشهای متفاوتی را در زندگی دنبال کنند و به دنبال رویاهای شخصی خود بروند، درحالیکه به ارزشهای خانوادگی و اخلاقی نیز وفادار بمانند.
پیام کتاب برای زنان خراسان/افغانستان و جامعه مرد سالار
زنان کوچک کتابی است که به روابط خانوادگی، همدلی، ارزشهای اخلاقی و استقلال زنان میپردازد و همچنان یکی از آثار کلاسیک محبوب در ادبیات جهان است. پیام کتاب “زنان کوچک” برای امروز خراسان/افغانستان، با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی این کشور، میتواند بر چندین جنبه مهم تأکید داشته باشد:
۱. استقلال و توانمندی زنان
در خراسان/افغانستان امروز، زنان با چالشهای فراوانی در دستیابی به آزادیهای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی مواجه هستند. پیام اصلی زنان کوچک درباره استقلال و تلاش برای تحقق رویاهای فردی میتواند زنان خراسان/افغانستان را تشویق کند که با وجود محدودیتها، به دنبال تحصیلات، استقلال مالی و آرزوهای شخصی خود باشند و در برابر فشارهای اجتماعی ایستادگی کنند.
۲. اهمیت خانواده و همبستگی
کتاب به ارزشهای خانوادگی و همدلی میان اعضای خانواده تأکید دارد. در جامعهای مانند خراسان/افغانستان که نهاد خانواده یکی از مهمترین ارکان اجتماعی است، این پیام میتواند نقشی مهم در تقویت حمایتهای خانوادگی و ایجاد همبستگی در برابر چالشهای اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
۳. مقاومت در برابر نابرابریهای جنسیتی
زنان کوچک بهطور ضمنی به نابرابریهای جنسیتی اعتراض میکند و زنان را به مقاومت در برابر نقشهای تحمیلی اجتماعی دعوت میکند. این پیام در خراسان/افغانستان، جایی که زنان هنوز برای حقوق اساسی خود مبارزه میکنند، میتواند الهامبخش باشد و آنها را تشویق به مبارزه برای حقوق برابر کند.
۴. تقدیر از تنوع نقشهای زنان
در داستان زنان کوچک، هر خواهر مسیری متفاوت را برای زندگی خود انتخاب میکند و این موضوع نشان میدهد که زنان میتوانند راههای متفاوتی را در زندگی دنبال کنند. این پیام در خراسان/افغانستان امروز میتواند تشویقکننده باشد، تا زنان خراسان/افغانستان به این باور برسند که هر زنی حق دارد نقش و مسیر زندگی خود را انتخاب کند، چه از طریق تحصیل، کار، یا زندگی خانوادگی.
۵. اهمیت تحصیل و رشد فکری
در کتاب، شخصیت جو به تحصیل و نویسندگی علاقهمند است و این پیام را میدهد که تحصیل و یادگیری برای رشد فردی و اجتماعی حیاتی است. در خراسان/افغانستان، که دسترسی به آموزش برای دختران در بسیاری از مناطق محدود شده است، این پیام میتواند انگیزهای برای پیگیری آموزش و ایجاد تغییرات مثبت در جامعه باشد.
نتیجه
زنان کوچک برای زنان و جامعه خراسان/افغانستان امروز پیامی از امید، مبارزه برای آزادی و برابری، و ارزشهای خانوادگی دارد. این کتاب میتواند الهامبخش باشد تا زنان خراسان/افغانستان در مقابل محدودیتهای اجتماعی ایستادگی کنند و به دنبال ساختن آیندهای بهتر برای خود و جامعهشان باشند.