استاد برهان الدین ربانی؛ از اعتدال‌گرای اسلامی تا میانه‌روی سیاسی

استاد برهان الدین ربانی؛ از اعتدال‌گرای اسلامی تا میانه‌روی سیاسی

نویسنده: مانی فرهمند

استاد برهان‌الدین ربانی (۱۹۴۰ – ۲۰۱۱) یکی از شخصیت‌های برجسته سیاسی و مذهبی خراسان/افغانستان بود که به‌عنوان رهبر سیاسی، مذهبی، و جهادی این کشور شناخته می‌شود. او نقش مهمی در تحولات سیاسی و جهادی خراسان/افغانستان به‌ویژه در دوران اشغال شوروی، جنگ داخلی و پس از سقوط گروه طالبان داشت.

۱. زندگی‌نامه و ویژگی‌های فردی

تولد و تحصیلات: استاد ربانی در سال ۱۹۴۰ میلادی در استان بدخشان، خراسان/افغانستان متولد شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در بدخشان و سپس در کابل به پایان رساند. برای تحصیلات عالی به مصر رفت و در دانشگاه الازهر در فقه اسلامی و علوم دینی تحصیل کرد و در نهایت مدرک فوق‌لیسانس در فلسفه اسلامی را به دست آورد.

استاد برهان‌الدین ربانی (۱۹۴۰-۲۰۱۱) یکی از شخصیت‌های مهم سیاسی و مذهبی خراسان/افغانستان بود که نقش اساسی در جهاد علیه شوروی، ایجاد و رهبری دولت پس از سقوط کمونیسم، و تلاش‌های صلح در دوران پس از گروه طالبان ایفا کرد. او یکی از برجسته‌ترین رهبران جهادی خراسان/افغانستان و مؤسس حزب جمعیت اسلامی خراسان/افغانستان بود. کارنامه او نه تنها از جهت مبارزات نظامی و سیاسی، بلکه از جهت تحصیلات و فعالیت‌های مذهبی نیز برجسته است.

رهبر مذهبی و سیاسی: استاد ربانی به عنوان یکی از رهبران مذهبی-سیاسی، شخصیتی “میانه‌رو” و اهل “مدارا” داشت که تلاش می‌کرد در میان گروه‌های مختلف اسلامی و قومی خراسان/افغانستان همگرایی ایجاد کند. او با تعالیم عمیق دینی که از دانشگاه الازهر مصر دریافت کرده بود، توانست یک دیدگاه اسلامی اعتدالی ارائه دهد.

مبارز خستگی‌ناپذیر: او به عنوان یک رهبر مجاهدین، خستگی‌ناپذیر و استوار در برابر دشمنان داخلی و خارجی خراسان/افغانستان ایستاد. ربانی با وجود چالش‌های فراوان، همچنان به اصول اسلامی و ملی‌گرایانه خود پایبند بود و از هر فرصتی برای وحدت ملی و آزادی کشور استفاده کرد.

اهل دیالوگ و صلح: ربانی شخصیتی بود که به گفت‌وگو و مصالحه اعتقاد داشت. این ویژگی او به‌ویژه در دوران رهبری *شورای عالی صلح خراسان/افغانستان مشهود بود، جایی که تلاش کرد مخالفان دولت، از جمله گروه طالبان، را به میز مذاکره بیاورد.

۲. کارنامه‌ها و دستاوردهای مهم

۱) تحصیلات و فعالیت‌های علمی: استاد ربانی تحصیلات خود را در دانشگاه کابل آغاز کرد و برای ادامه تحصیل به *دانشگاه الازهر مصر* رفت. او در آنجا در رشته فلسفه اسلامی تخصص گرفت. این پایه علمی و دینی، او را به یکی از شخصیت‌های مذهبی مهم خراسان/افغانستان تبدیل کرد و نقش او را در تأسیس *جمعیت اسلامی خراسان/افغانستان* پررنگ‌تر کرد.

۲) تأسیس و رهبری حزب جمعیت اسلامی: در دهه ۱۹۶۰، ربانی با همفکرانش حزب جمعیت اسلامی خراسان/افغانستان را تأسیس کرد. این حزب به سرعت به یکی از اصلی‌ترین و منظم‌ترین گروه‌های اسلامی مخالف حکومت کمونیستی خراسان/افغانستان تبدیل شد. تحت رهبری او، جمعیت اسلامی یکی از نیروهای اصلی در مقاومت علیه اشغال شوروی شد.

۳) رهبری مجاهدین در جهاد علیه شوروی: پس از حمله شوروی به خراسان/افغانستان در سال ۱۹۷۹، ربانی یکی از رهبران برجسته مجاهدین شد که نقش مهمی در مبارزه علیه نیروهای شوروی و دولت کمونیستی کابل ایفا کرد. او با کمک دیگر فرماندهان جهادی مانند احمدشاه مسعود، بخش بزرگی از شمال خراسان/افغانستان را آزاد کرد و در نهایت به سقوط حکومت کمونیستی کمک کرد.

۴) ریاست جمهوری خراسان/افغانستان: در سال ۱۹۹۲، پس از سقوط دولت کمونیستی دکتر نجیب‌الله، ربانی به عنوان رئیس‌جمهور خراسان/افغانستان انتخاب شد. اگرچه دوره ریاست جمهوری او با جنگ‌های داخلی و حملات گروه‌های مختلف جهادی و ظهور گروه طالبان همراه بود، او همچنان تلاش کرد دولت خود را حفظ کند و وحدت ملی را برقرار کند.

۵) مبارزه با گروه طالبان و رهبری جبهه متحد ملی: با تسلط گروه طالبان بر کابل در سال ۱۹۹۶، ربانی مجبور به عقب‌نشینی شد، اما همچنان به عنوان رئیس‌جمهور قانونی خراسان/افغانستان باقی ماند و به رهبری جبهه متحد ملی ادامه داد. این جبهه، که ترکیبی از نیروهای مختلف مجاهدین بود، در نهایت در سال ۲۰۰۱ با حمایت نیروهای بین‌المللی به سقوط گروه طالبان کمک کرد.

۶. رهبری شورای عالی صلح: پس از سقوط گروه طالبان، ربانی به عنوان رئیس شورای عالی صلح خراسان/افغانستان منصوب شد. در این نقش، او تلاش کرد میان گروه‌های مختلف، از جمله گروه طالبان، آشتی و مصالحه برقرار کند. این تلاش‌ها اگرچه به نتیجه نهایی نرسید، اما نشان‌دهنده تعهد ربانی به صلح و ثبات در خراسان/افغانستان بود.

۳. میراث و تأثیرات

استاد ربانی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ در جریان مذاکرات صلح با گروه طالبان در کابل، توسط یک بمب‌گذار انتحاری که به‌عنوان فرستاده گروه طالبان وارد منزل او شده بود، ترور شد. شهادت او ضربه بزرگی به تلاش‌های صلح و به‌ویژه شورای عالی صلح وارد کرد. او که به‌عنوان یکی از رهبران برجسته جهادی و شخصیت‌های مذهبی-سیاسی خراسان/افغانستان به یادگار مانده است در کنار بزرگترین مرد تاریخ مبارزات قرن فرمانده مسعود شهید مسیر پر فراز و نشیبی را سپری نمودند و خراسان/افغانستان را از اسلام‌گرایی رادیکال و تندرو به سمت اعتدال مذهبی و مدارای سیاسی آشنا ساختند. او شخصیتی بود که برای وحدت ملی، آزادی و پیشرفت کشور تلاش کرد و در طول زندگی خود همواره به تعلیمات اسلامی و استقلال خراسان/افغانستان پایبند ماند. برهان‌الدین ربانی به عنوان یکی از نمادهای مبارزه، استقامت، و تلاش برای صلح در تاریخ معاصر خراسان/افغانستان جاودان است.

او همچنین به‌عنوان پدر معنوی جمعیت اسلامی خراسان/افغانستان شناخته می‌شود و حزب او همچنان در سیاست خراسان/افغانستان نفوذ دارد. شاگردان و پیروان او، به‌ویژه در میان فرماندهان جهادی و سیاسیون، همچنان از نفوذ او در سیاست و فرهنگ خراسان/افغانستان بهره می‌برند.

۴. چرایی ترور استاد ربانی

ترور استاد برهان‌الدین ربانی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱، رویدادی تلخ و سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر خراسان/افغانستان بود. او که رئیسشورای عالی صلح خراسان/افغانستان و یکی از رهبران برجسته جهادی و سیاسی کشور بود، در تلاش برای برقراری صلح و گفت‌وگو با گروه طالبان ترور شد. دلایل اصلی ترور ربانی از چند منظر قابل بررسی است:

۱. ۴. نقش او در شورای عالی صلح

استاد ربانی پس از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ به‌عنوان رئیس شورای عالی صلح خراسان/افغانستان منصوب شد. او در این مقام تلاش می‌کرد میان دولت خراسان/افغانستان و گروه طالبان، گفت‌وگو و مصالحه برقرار کند. این تلاش‌ها در واقع به معنای کاهش نقش نظامی و تضعیف گروه‌های افراطی مانند گروه طالبان بود. بسیاری از گروه‌های افراطی، به‌ویژه گروه طالبان، هرگونه مصالحه با دولت خراسان/افغانستان را تهدیدی برای نفوذ و قدرت خود می‌دانستند. بنابراین، ترور ربانی به‌عنوان رهبر این شورا، به منزله جلوگیری از ادامه تلاش‌ها برای صلح و آشتی بود.

۲. ۴. مخالفت گروه طالبان با گفت‌وگو و مصالحه

گروه طالبان همواره بر موضع‌گیری‌های تندروانه و نظامی خود تأکید داشته و در سال‌های پس از سقوطشان از قدرت، بارها اعلام کرده بودند که حاضر به مذاکره با دولت خراسان/افغانستان نیستند. هرگونه تلاش برای مذاکره و مصالحه با دولت خراسان/افغانستان، به‌ویژه از سوی یک شخصیت برجسته مانند ربانی، می‌توانست به منزله مشروعیت دادن به دولت مرکزی و تضعیف موقعیت گروه طالبان در نزد حامیانشان باشد. ترور ربانی تلاشی بود برای شکستن پروسه صلح و نشان دادن این پیام که گروه طالبان از گفت‌وگو و مذاکرات صلح حمایت نمی‌کنند.

۳. ۴. جایگاه و نفوذ سیاسی ربانی

استاد ربانی یکی از چهره‌های بانفوذ و پراهمیت در سیاست خراسان/افغانستان بود که سابقه طولانی در رهبری جمعیت اسلامی و مبارزات جهادی علیه شوروی داشت. او به دلیل این سابقه، دارای جایگاهی بود که هم در داخل خراسان/افغانستان و هم در میان جامعه بین‌المللی مورد احترام بود. این جایگاه او را به یکی از مهم‌ترین مخالفان ایدئولوژیک گروه طالبان تبدیل کرده بود. گروه طالبان با ترور او قصد داشتند یکی از شخصیت‌های برجسته مخالف خود را از بین ببرند و نفوذ او را در روند صلح و سیاست خراسان/افغانستان کاهش دهند.

۴. ۴. انتقام تاریخی و ایدئولوژیک

ربانی یکی از رهبران برجسته جهادی بود که در برابر نیروهای شوروی و پس از آن، علیه دولت کمونیستی کابل مبارزه کرد. همچنین، او در دوران جنگ داخلی خراسان/افغانستان از جمله مخالفان سرسخت گروه طالبان بود و در کنار احمدشاه مسعود علیه این گروه جنگید. گروه طالبان، به عنوان گروهی که پس از تسلط شان بر کابل در سال ۱۹۹۶، با ربانی و همفکرانش جنگیدند، انگیزه‌های انتقام‌جویانه تاریخی نیز داشتند. ترور ربانی به‌عنوان یکی از رهبران مخالف گروه طالبان، بخشی از انتقام این گروه از گذشته بود.

۵. ۴. ایجاد بی‌ثباتی در پروسه سیاسی خراسان/افغانستان:

ترور استاد ربانی در زمانی رخ داد که دولت خراسان/افغانستان به‌شدت در حال تلاش برای ایجاد ثبات و صلح بود. حذف یک چهره مهم مانند ربانی می‌توانست به بی‌ثباتی سیاسی و کاهش اعتماد عمومی به پروسه صلح منجر شود. این ترور، به‌ویژه برای گروه طالبان و دیگر گروه‌های افراطی فرصتی بود تا نشان دهند که فرایند صلح شکننده و آسیب‌پذیر است و هرگونه مذاکره یا تلاش برای آشتی می‌تواند به‌راحتی شکست بخورد.

۶. تأثیرگذاری بر روند مذاکرات صلح

ترور ربانی پیامی به دولت خراسان/افغانستان و جامعه بین‌المللی بود که گروه طالبان همچنان به مبارزه مسلحانه و خشونت به‌عنوان ابزار اصلی خود اعتقاد دارند و هرگونه تلاش برای مصالحه از سوی آن‌ها به‌عنوان تهدیدی جدی برای قدرت و بقای این گروه تلقی می‌شود. این رویداد به‌نوعی نشان داد که گروه طالبان تمایل به حضور در قدرت از طریق مذاکرات مسالمت‌آمیز را ندارند و به جای آن از ترور و خشونت به‌عنوان راهکاری برای حفظ جایگاه خود استفاده می‌کنند.

نتیجه

ترور استاد برهان‌الدین ربانی یک اقدام هدفمند بود که با انگیزه‌های سیاسی، ایدئولوژیک و استراتژیک صورت گرفت. گروه طالبان و دیگر گروه‌های افراطی با این اقدام، تلاش کردند تا از ادامه روند صلح جلوگیری کنند، مخالفان سرسخت خود را از میان بردارند و به بی‌ثباتی سیاسی دامن بزنند. این ترور ضربه بزرگی به پروسه صلح در خراسان/افغانستان وارد کرد و نشان داد که گروه طالبان همچنان به خشونت و افراط‌گرایی پایبندند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11237

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.