بخش نخست
نویسنده: احمد روئین زرتشت:
مقدمه
خراسان/افغانستان، سرزمینی است که با جنگهای داخلی منطقهای و بینالمللی نشانه گذاری شده است. این قلمرو همواره در معرض تنشهای سه قدرت شبه قاره هند، امپراتوری ایران و ترکیه قرار داشته است. در این منطق ژئوپلتیکی میتوانیم مدعی شویم «هر یک از این جهانها بر مردم خراسان/افغانستان اثر گذاشته اند. Hubac2009:17) در سطح داخلی اما رقابتهای منجر به نبرد و تنش پر شمارتر بوده و هستند این تنشها اغلب زمینه اتحادهایی قوم محور و یا باور محور را موجب شده اند تاریخ سیاسی این کشور با منافع قومی و قبیلهای بسیار مشخص است.
قومیت یکی از چارچوبهای اساسی همبستگی در جامعه خراسان/افغانستان فراهم میکند، حتی اگر قالبهای دیگری هم وجود داشته باشند» به اعتقاد ژیل دورونسورو، محقق مسائل اجتماعی-سیاسی خراسان/افغانستان در آن کشور هر فردی هویت خود را بر اساس انواع مختلف تبعیت تعریف کند که مهمترین و کلیترین آن تعلق به امت یعنی جامعه مسلمانان است. سپس پای خانواده وسط میآید هویت مشترک بین افراد میتواند از یک خاستگاه جغرافیایی یا از یک وابستگی، مذهبی، قومی و غیره ناشی شود. در یک محیط قبیلهای، خانواده گسترده، طایفه قبیله و سپس کنفدراسیون قبیلهای به صورت مجموعه ای از دایره های متحدالمرکز ظاهر میشوند. نکته اینجاست که احساس تعلق افراد به یک گروه قومی با جنگ، بسیار تقویت میشود در خراسان/افغانستان جنگ به طور غیرقابل انکاری نشان دهنده همذات پنداری فردی بیشتر با یک گروه قومی است(۲۰۰۰:۲۹۵,Dorronsorro) علاوه بر این که جنگها در خراسان/افغانستان موجب تقویت تعصب و تعلق خاطر قومی شده اند، به شکل همزمان نوع دیگری از پیوستگی را نیز تقویت کرده اند و آن پیوستگی به واسطه اعتقادات مذهبی است این پیوستگی معمولاً صورت تقابلی در مقابله با کفار خارجی به خود گرفته است.
برای روشنتر شدن این ادعا میتوان به زمینه های ظهور جریان گروه طالبان از این رهگذر نگاهی کرد برای درک بهتر منشأ ظهور، گروه طالبان باید به دوران جنگ اشغال در فاصله سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ بازگردیم.تنش و رقابت موجود بین دو ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا عواقب قابل توجهی بر جامعه خراسان/افغانستان داشت. مداخله اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده در خراسان/افغانستان به منافع گروههای اجتماعی خاصی گاه خدمت کرد و گاه به آنها آسیب رسانده آنها هرگز امکان نیافتند که بر تفاوتهایی که مشخصه جامعه خراسان/افغانستان است به واسطه، مداخله غلبه کنند؛ جامعهای چند قبیلهای و چند فرهنگی، برخی تصور میکردند که جنگ در خراسان/افغانستان میتوانست مانند سیمانی باشد که مردمی چنین ناهمگون را گرد هم آورد این نقطه نظر ایده آلیستی که گاهی اظهار میشود به هیچ وجه این حقیقت را پنهان نمیکند که از سال ۱۹۷۹، رقابتها و سپس رویاروییهای بین جنبشهای مختلف مقاومت در خراسان/افغانستان هرگز خاموش نبوده و به سختی در اوج جنگ آرام گرفته است (۲۰۰۳:۳۵ ,Lafargue)
در ۱۰ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگهای داخلی خراسان/افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب خراسان/افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. در میان رهبران گروه طالبان اعراب وهابی از عربستان سعودی نیز وجود دارد. آنها با شعارهای دینی اسلام مانند جهاد با شرک و کفر و اینکه هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت، به زودی پیروان زیادی از خراسان/افغانستان و پاکستان پیدا کردند.
طالبان پاکستان نیز در سال ۲۰۰۷ میلادی با هدف استقرار حکومت اسلامی و جاری کردن قوانین شرع در پاکستان، وارد مبارزه مسلحانه شدند. از گروه طالبان پاکستان به عنوان شبکهای متشکل از تعدادی گروههای تندرو محلی نام برده میشود.در بدو امر مردم خراسان/افغانستان به این گروه خوشبین بودند و گمان میکردند، آنها میتوانند به جنگهای داخلی خراسان/افغانستان پایان دهند.این یک کلیشه قدیمی است که ارتفاعات پشتون خراسان/افغانستان و پاکستان به شدت در برابر اقتدار دولتی مقاومت میکنند و به قول جیمز اسکات استادان قدیمی «هنر اداره نشدن» هستند.
این گفته نیز مانند بسیاری از گفتههای دیگر، به نظر میرسد که سرنخی حقیقی در واقعیت تاریخی داشته باشد. مردمان منطقه، و البته نه غربیها، بعضا به این منطقه یاغستان گفتهاند یعنی سرزمین بیقانونی، شورش و یا مخالفت! این نام و آنچه که آن را نیز نشان میدهد، با الگوهای موجود در سایر مناطق قبیلهای مسلمان مطابقت دارد، الگوهایی که ابن خلدون در مراکش برای اولین بار در قرن چهاردهم میلادی به طور سیستماتیک تجزیه و تحلیل کرد.
اگر بخواهیم به ناکامی دولت خراسان/افغانستان در «قابل درک کردن» جامعه خود اشاره کنیم، باید متذکر شویم که کل تاریخ مدرن خراسان/افغانستان کاملاً فاقد هرگونه آمار قابل اعتماد است. تعریف کلاسیک ماکس وبر از دولت با عنوان یک جامعه بشری که بتواند از نیروی مادی مشروع در محدوده یک قلمرو استفاده کند، اساساً در مورد خراسان/افغانستان صدق نمیکند. چون چیزی که از وجود یک دولت بدتر است، این است که اساسا دولتی وجود نداشته باشد! این معضل غم انگیز در واقع در یک ضرب المثل بسیار قدیمی پشتون خلاصه میشود که میگوید: “کینه کوهها را میبلعد و مالیاتها دشتها را”.
ارزش بزرگ رویکرد اسکات این است که ما را به یاد چیزی می اندازد که جوامع غربی مدت هاست آن را فراموش کرده اند. اکثریت بزرگ کارشناسان غربی که پس از سال ۲۰۰۱ تلاش کردند، یا وانمود کردند که میخواهند خراسان/افغانستان را توسعه دهند، به سادگی نتوانستند «دیو نمایی» شدیدی که مشخصه اکثر دولتها در تاریخ به ویژه در مراحل شکلگیری است،را درک کنند! چیزی که احتمالا بیست سال قبلش، همتایان شوروی آنها نیز مانندشان بودند.
کلید شکست غرب در ایجاد نظم جدید در خراسان/افغانستان پس از سال ۲۰۰۱، نه تنها ناتوانی در درک بیگانگی تاریخی خراسانیافغانستانیها، و به طور خاص پشتونها، از دولت “شان” بلکه امتناع آنها از به رسمیت شناختن چنین چیزی بود. باید گفت با توجه به تاریخ رقت بار و در نهایت فروپاشی دولتهای خراسان/افغانستان آناتول لیفن: این یادداشت، مقدمه مقالهای است با همین عنوان که در مجله Global Politics and Strategy منتشر شده استبیست سال گذشته برای خراسان/افغانستان فرصتی طلایی بود. در این سالها در بخشهای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و نظامی کارهای زیادی به همکاری مالی مستقیم جامعهی جهانی انجام شد که به باور آگاهان در تاریخ این کشور بینظیر بوده است. اما در عین زمان، فساد مالی و اداری گسترده، اعمال تعصبات قومی-زبانی و نبود رهبری سیاسی دلسوز و متعهد برای منافع ملی خراسان/افغانستان، موجب شد که بخش بزرگی از کمکهای جامعه جهانی حیف و میل شود.
به باور آگاهان، در نهایت، جامعهی جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا به این نتیجه رسید که در خراسان/افغانستان ساختاری را که توقع داشتند ایجاد نشده است و ادامه این مبارزه فرسایشی هزینههای کشورهای کمک کننده، بهویژه آمریکا، را افزایش خواهد داد و نتیجهای نیز در پی نخواهد داشت.
جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، در آخرین اظهارات خود در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۲۱، در مورد خراسان/افغانستان گفت که بهترین تصمیم برای آمریکا خارج شدن نیروهای آمریکایی از خراسان/افغانستان بود. بایدن همچنان گفت که در جنگ بیستساله خراسان/افغانستان، آمریکا ۵/۲ تریلیون دلار هزینه کرده است
- بررسی عملکرد نظام جمهوریت
- ۱. کنفرانس بن
قبل از رویدا بن مایلم که دولت را واکاوی نمایم دولت از پدیدههایی است که در تعریف آن اجماع نظری وجود ندارد. این پدیده از دو جهت جذابیت پرداختن را دارد. یکی از این جهت که سرو کار با قدرت دارد و از این حیث در فلسفه سیاسی جایگاه رفیعی نسبت به هر پدیده اجتماعی دیگر دارد؛ و از دیگر سو اینکه دولت با حکومت و حکمرانی همنشین بوده و تقریباً نوعی مترادف انگاری میان آنها وجود دارد. در میان انبوه تعاریف و برداشتهایی که از دولت وجود دارد، تعریف نسبتاً رسایی توسط ماکس وبر فیلسوف آلمانی ارائه شده است. به عقیده وبر «دولت یک اجتماع انسانی است که بهطور موفقیتآمیزی ادعای انحصار کاربرد مشروع زور یا خشونت را در دورن یک قلمرو معین دارد.» همچنین آنتونی گیدنز در تعریف جامعی، دولت را چنین تعریف میکند: «دولت عبارت است از دستگاه سیاسی حکومت از قبیل نهادهایی مانند مجلس نمایندگان و یا کنگره به علاوه مقامها و کارمندان ادارههای مدنی که بر سرزمینی حکومت میکند و اقتدار آن به پشتوانه دستگاه حقوقی و توانایی استفاده از نیروی نظامی برای اجرای سیاستهای خود تأمین میشود.»
هر چند به لحاظ تاریخی در خصوص دولت مباحث عریض و طویلی وجود دارد اما بنا به تشخیص “اندرو هیوود” به لحاظ عملی امروزه دولت تقریباً بر همه فعالیتهای مردم سایه افکنده است. دولت مقررات وضع میکند، بر همه چیز نظارت میکند، اختیار میدهد یا ممنوع میسازد. از آموزش و پرورش تا مدیریت اقتصادی، از رفاه اجتماعی تا بهداشت عمومی و از سیاستهای داخلی تا دفاع خارجی، دولت همه چیز را شکل میدهد و کنترل میکند. به صورت شاخصوار دولتهای مدرن امروزی دارای این مؤلفهها هستند:
انحصار مشروع کنترل ابزارهای خشونت، قلمرو سرزمینی مشخص و معین، وجود حاکمیت، قدرت متمرکز، قانون اساسی مدون، استفاده غیر شخصی از قدرت، ملیگرایی، وجود بروکراسی عمومی، اقتدار یا مشروعیت، وجود حقوق شهروندی مردم و وجود شبکه مالیاتستانی قانونمند.
اغلب، عواملِ سقوط ناگهانی و غیرمترقبه خراسان/افغانستان را در روزهای واپسینِ نظام جمهوری جست وجو میکنند، حال آنکه عوامل درهمتنیده متعددی که از پی افکندن این نظام در کنفرانس بُن در دسامبر سال ۲۰۰۱ آغاز و تا اوت سال جاری ادامه داشت، در سقوط این نظام نقش داشتند. به عنوان نخستین و اساسیترین عامل، کنفرانس بن خشت کجی بود که فروریزی دیواری را که امید داشتند تا ثریا کج رود، اجتنابناپذیر کرد.
کنفرانس بن پس از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱، به منظور ایجاد یک ادارهٔ موقت و شکلگیری دولت خراسان/افغانستان، در شهر بن آلمان برگزار شد. این کنفرانس یکی از مهمترین کنفرانسهای بینالمللی درباره خراسان/افغانستان بود که برای حل معضلۀ خراسان/افغانستان، که همانا تقسیم قدرت بود، تدویر یافته بود.
این کنفرانس با حضور نمایندگان چهار گروه «ائتلاف شمال»، «گروه پیشاور به زعامت پیر سید احمد گیلانی»، «گروه قبرس به رهبری همایون جریر» و «هیئتی به نمایندگی از هواداران ظاهرشاه»، پادشاه سابق که به جریان رم معروف بود، برگزار شد. طالبان و حزب اسلامی حکمتیار از شرکت در این نشست محروم شدند.
در این کنفرانس، نمایندگان گروههای مختلف سیاسی و نظامی افغانستانی، مجاهدین، نمایندگان آخرین شاه خراسان/افغانستان، محمد ظاهرشاه، و چهرههای مستقل دیگر برای بحث بر روی تشکیل ساختار حکومتی که قرار بود پس از طالبان، قدرت را در خراسان/افغانستان به دست بگیرد، در شهر بن آلمان گرد هم آمدند. از حدود ۱۱ نفر رأیدهنده در این کنفرانس، ۹ نفرشان به آقای ستار سیرت و ۲ نفر به آقای حامد کرزی رأی دادند، ولی با این حال، بنابر مصلحتهایی که آقایان اخضر ابراهیمی و خلیلزاد مرعی دانستند، آقای حامد کرزی که تا آن زمان چهره چندان شناختهشدهای نبود، برای یک دوره ششماهه قدرت را در افغانستان به دست گرفت و آقای عبدالستار سیرت وادار به کنارهگیری شد. آقای عبدالستار سیرت، دانشآموخته دانشگاه الازهر مصر، مشاور خاص ظاهرشاه و وزیر عدلیه در زمان صدارت نور اعتمادی بود.
یکی از خلأهای عمده کنفرانس بن عدم حضور برخی از نیروهای سیاسی کلیدی بود. پسانها، آقای اخضر ابراهیمی، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در آن کنفرانس و از طراحان موافقتنامه بن، ابراز داشت که موافقتنامه بن با عجله هرچه تمام امضا شد. کسانی که این موافقتنامه را امضا کردند، از تمام حوزههای سیاسی مهم خراسان/افغانستان نمایندگی نمیکردند. نمایندگان برخی از حوزههای سیاسی مهم کشور از نشست غایب بودند و در این نشست بسیاری از موضوعات مهم سیاسی در نظر گرفته نشد.
یکی از مهمترین انتقادات وارده بر کنفرانس بن این مسئله بود که گروه طالبان به عنوان یک گروه مخالف دولت آینده خراسان/افغانستان در نظر گرفته نشد و نمایندگانی از این گروه در نشست مذکور حضور نداشتند. نمایندگان کشورهای خارجی و حتی گروههای درگیر با گروه طالبان، به این درک نرسیده بودند که گروه طالبان عضوی از بدنه اجتماعی خراسان/افغانستان است و میبایست آنان نیز در پروسه قدرت دخیل شوند. فهمی هویدی، نویسنده کتاب گروه طالبان: سپاهیان خدا در نبردی اشتباه، اشاره دارد که طالبان با تمام ویژگیهای خوب و بدی که دارند از دل جامعه و سنتهای قبیلهای پشتون حضور به هم رساندهاند.
مشکل دیگری که در کنفرانس بن نادیده انگاشته شد، پذیرفتن سیستم ریاستی به عنوان نظام سیاسی آینده خراسان/افغانستان بود. این سیستم قبل از آن سبب ایجاد مشکلات زیادی شده بود. با توجه به وضعیت جغرافیایی و تفاوتهای فرهنگی در خراسان/افغانستان، سیستمهای سیاسی دیگر به عنوان بدیل سیستم ریاستی گرهگشاتر مینمایند. بیشتر نارضایتیهای سیاسی و اجتماعی در مورد توزیع قدرت، ناشی از سیستم ریاستی است. در سیستم ریاستی، قدرت در دستان رئیسجمهور متمرکز است. پیش از آن، نیروهای سیاسی گوناگون بارها نارضایتی خود را از نحوه مشارکت قدرت در سیستم موجود ابراز کردهاند.
مشکل دیگر، الگوی آمریکایی در روند دولتسازی در خراسان/افغانستان بود. دولتسازی از بالا شکل گرفت. برخلاف مدل اروپایی، دولتسازی از بدنه جامعه ریشه نگرفت؛ بلکه نخست دولت ایجاد گردید و ملت از فرایند دولتسازی خارج شد.
در سطح اجرایی نیز دولت و حاکمیت به کسانی تعلق گرفت که فاقد تجربه دموکراتیک و ظرفیت و مهارت لازم برای دولتداری مدرن بودند. اساساً، مبنای نظام جمهوری در کنفرانس بن، برآمده از یک فلسفهٔ سیاسی درونزاد و مبتنی بر واقعیات و ضروریات جامعه خراسان/افغانستان نبود، بلکه عملاً توزیع کیک قدرت بین جنگسالاران، بعضاً نیروهای تکنوکرات و رهبران قومی بود، بدون حضور طالبان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار. از آنجایی که این نیروهای سیاسی فاقد تجربه دموکراتیک و مهارت دولتسازی به معنای مدرن بودند، عدهای از خراسانیافغانستانیهای غربنشین و به ظاهر تکنوکرات را بر اساس ارتباطات قومی و خویشاوندی گرد خود جمع کردند و عملاً یک دولت شبکهای مبنتی بر رانت و فساد را کلید زدند. زعمای جدید در سالهای اول، با استفاده از قدرتِ به دست آمده و حمایت ناتو، زیر نام «عملیاتهای ضدشورش و عملیاتهای شبانه» اقدام به حذف و سرکوب خونین رقیبان سیاسی-قومی و طالبان روستانشین کردند. این سرکوب و حذف، پس از ۲۰۰۶، منجر به تشدید و گسترش جنگ از طرف گروه طالبان شد.
- ۱. فرهنگ، حقوق بشر و جامعه مدنی
در مدت نوزده سال حضور ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا در خراسان/افغانستان، در کنار سایر انکشافها و پیشرفتها، در حوزه حقوق بشر و جامعه مدنی نیز پیشرفتهای قابل ملاحظهای صورت گرفته بود.
در این مدت، دهها سازمان بینالمللی و محلی با عنوانهای حقوق بشری در خراسانافغانستان فعالیت داشتند که به میزان زیادی موجب آگاهی مردم از حقوق اساسی و حقوق بشریشان شده بودند. این نهادها هزاران مورد تخلف و نقض حقوق بشر را بررسی، مستندسازی و همچنین درباره آنها دادخواهی کرده.یکی از موارد جدی این بود که نهاد مستقلی تحت نظارت کمیسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان در چوکات دولت افغانستان شکل گرفته بود.
- ۲. ۱. کمیسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان
در وبسایت رسمی این کمیسیون آمده است: «کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان یک نهاد ملی حقوق بشری است که به تاریخ ۱۶ جوزا (خرداد) ۱۳۸۱ بر اساس توافقنامه بُن و فرمان رئیسجمهور خراسان/افغانستان تشکیل گردید و سپس در سال ۱۳۸۲ با تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی خراسان/افغانستان، در ماده ۵۸ به منظور نظارت بر رعایت حقوق بشر در خراسان/افغانستان و بهبود و حمایت از آن، تسجیل و مبنای قانونی یافت.»
نظارت بر رعایت حقوق بشر در کشور، تعمیم و حمایت از حقوق بشر، نظارت بر وضعیت و چگونگی دسترسی افراد به حقوق و آزادیهای بشری، بررسی و تحقیق از تخلفات و موارد نقض حقوق بشر و اتخاذ تدابیر به منظور بهبود و انکشاف وضعیت حقوق بشر در کشور، از اهداف محوری این کمیسیون تعریف میشد.
عدالت انتقالی، برنامه استراتژیک و برنامه عملْ سه برنامه محوری کمیسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان بود. این کمیسیون دستاوردهای نزدیک به دو دهه خود را در بخشهای ذیل خلاصه کرده است:
- بیش از ۵۰۰ هزار نفر در زمینه حقوق بشر آموزش دیدهاند که ۴۴ در صد آنان را زنان تشکیل میدهند.
- بالغ بر ۱۶۳ هزار و ۲۲۹ دقیقه برنامه رادیویی و ۴۹ هزار و ۳۳۰ دقیقه برنامه تلویزیونی توسط کمیسیون تهیه و نشر شده است.
- بالغ بر ۳ میلیون و ۹۳۳ هزار و ۹۹۸ نسخه ماهنامه حقوق بشر، جزوه و نشریه آموزشی چاپ و توزیع شده است، حدود ۲۷ هزار و ۳۷۲ مورد شکایت مبنی بر نقض حقوق بشر در کمیسیون ثبت و رسیدگی شده است.
- حدود ۲۹ هزار و ۹۴۷ مورد خشونت علیه زنان در کمیسیون ثبت و رسیدگی شده است، حدود ۱۵ هزار و ۸۵۹ بار از محلات سلب آزادی در سطح کشور بازدید و بر آنها نظارت شده است.
- بالغ بر ۵۶۵۱ نفر زندانی غیرقانونی با حمایت، دادخواهی و مداخله قانونی کمیسیون از زندانها رها شدهاند.
- در ۵۰ مورد، زندانهای شخصی با مداخله قانونی کمیسیون مسدود شده است.
۹۲ مورد گور دستهجمعیِ قربانیان سالهای جنگ توسط کمیسیون شناسایی و مورد نقد و بررسی مقدماتی قرار گرفته است.
- بالغ بر ۶۵ عنوان گزارش تحقیقی، موضوعی و نظارت توسط کمیسیون تهیه و به نشر رسیده است.
- یک مشوره ملی درباره جرایم جنگی و موارد نقض حقوق بشر در سه دههٔ گذشته انجام شده است و سه تحقیق ملی گسترده در سطح کشور درباره قتل ناموسی و تجاوزجنسی، رسم بچهبازی، حوادث ترافیکی و قتلهای هدفمند انجام شده و گزارش آنها منتشر شده است.
این کمیسیون در قالب بخشهایی چون مطبوعات، روابط عامه، آموزش حقوق بشر، نظارت و بررسی تخطیهای حقوق بشری، نظارت بر عملکرد پولیس، حمایت و انکشاف حقوق زنان، حمایت و انکشاف حقوق کودکان، حمایت و انکشاف حقوق اشخاص دارای معلولیت، عدالت انتقالی، نظارت، ارزیابی و گزارشدهی، تحقیق و مطالعات حقوق بشری و نظارت ویژه (نظارت بر رعایت حقوق بینالمللی بشردوستانه در جریان منازعات مسلحانه) فعالیت میکرد.
کمیسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان، علاوه بر دفتر مرکزی در کابل، در ولایتهای ننگرهار، بلخ، هرات، قندهار، بامیان، قندز، گردیز، بدخشان، دایکندی، فاریاب، هلمند، ارزگان و غور دفاتر ساحوی نیز داشت.
جالب توجه این است که در تمام مدت فعالیت، کمیسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان توسط دو خانم در خراسان/افغانستان رهبری و مدیریت شده است. خانم داکتر سیماسمر از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۹۸ رئیس این کمیسیون بود و از آن به بعد در مدت تقریباً دو سال دیگر، از سال ۱۳۹۸ تا اواسط سال ۱۴۰۰، خانم شهرزاد اکبر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان بود.
- ۲. ۱. بخش گسترش رسانهها
طبق گزارش از فعالیت رسانهها وزارت اطلاعات وفرهنگ:
- در حدود ۲ هزار و ۱۲۳ رسانه در خراسان/افغانستان تنها یک بار جواز فعالیت گرفتند و هرگز برای تمدید جواز فعالیت شان اقدام نکردند.
این وزارت گفته بود که از این رقم تنها تا سال ۱۳۹۷، که این گزارش منتشر شده بود، ۲۲۰ رسانه به شکل قانونی فعالیت داشتند.
- در سال ۱۳۹۷، در سراسر افغانستان ۹۶ شبکه تلویزیونی، ۱۹۰ شبکه رادیویی، ۱۴ خبرگزاری و ۱۸۳ رسانۀ چاپی فعالیت داشتند.
- در سال ۱۳۹۶، اشرف غنی، رئیس جمهور وقت خراسان/افغانستان، در دیداری با مسئولان رسانههای جمعی گفته بود که حدود ۲۸۰ میلیون افغانی جرایم مالیاتی رسانهها را بخشیده است. در آن زمان به رسانهها دو ماه وقت داده شده بود که مالیات خود را پرداخت کنند و تنها از جرایم مالیاتی معاف شده بودند.
فهیم دشتی، رئیس وقت اتحادیه خبرنگاران خراسان/افغانستان- که در شهریور ۱۴۰۰ در پنجشیر کشته شد- به خبرگزاریِ «دید» گفته بود که رسانهها باید در طول سالهای گذشته حدود ۶۰۰ میلیون افغانی مالیات خود را پرداخت میکردند. به قول او، جرایم مالیاتی ۲۸۰ میلیون روپیه است که توسط رئیس جمهور معاف شده است.
براساس این گزارش، یک مسئول شرکت برشنا (شرکت ملی برق خراسان/افغانستان) گفته بود که رسانهها ۲۸۳ میلیون افغانی برای مصرف برق مقروض هستند که از این جمع ۳۴ میلیون آن مربوط به رسانههای خصوصی میشود.
- ۱. معارف، اموزش و پرورش
تاریخچه دانشگاه و تحصیلات عالی در خراسان/افغانستان بر میگردد به اوایل ۱۳۰۰ خورشیدی.برای نخستین بار، در تاریخ اول عقرب ۱۳۱۱ خورشیدی، دانشکده طب در شهر کابل اساس گذاشته شد و در سال ۱۳۲۵ دانشگاه کابل تأسیس گردید.به دنبال آن، در سال ۱۳۴۳ دانشگاه ننگرهار و در سال ۱۳۴۸ دانشگاه پلیتکنیک کابل ایجاد گردید.
تا آخرین روزهای فروپاشی جمهوریت، ۳۹ دانشگاه دولتی در خراسان/افغانستان فعال بودند. در سال ۱۳۸۱ و با روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در خراسان/افغانستان و فراهم شدن فرصت برای سکتور (بخش) خصوصی، دانشگاههای خصوصی نیز یکی پی دیگری در خراسان/افغانستان ایجاد شدند و به فعالیت آغاز کردند. تا اواسط سال ، یعنی ۱۴۰۰ خورشیدی، تعداد ۱۲۹ دانشگاه و مؤسسه تحصیلات عالی خصوصی در حراسان/افغانستان فعال بودند.
فعلاً، آمار موثقی از فعالیت دانشگاههای خصوصی در دست نیست، ولی قدر معلوم، شمار زیادی از دانشگاههای خصوصی تعطیل شدهاند.
خبرنامهای که در ماه سنبله سال ۱۴۰۰ توسط وزارت تحصیلات عالی خراسان/افغانستان منتشر شده است، نشان میدهد که در آزمون کانکور سال ۱۴۰۰، تعداد ۱۷۹ هزار و ۹۲۹ تن داوطلب تحصیلات عالی اشتراک کرده بوند که از آن جمله ۶۸ هزار و ۹۳۰ تن به تحصیلات عالی راه یافتند، ۱۱ هزار و ۴۳۵ تن به تحصیلات نیمهعالی یعنی تا صنف چهاردهم راه یافتند، ۹۵ هزارو ۲۰۱ تن واجد شرایط برای تحصیل در مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی شناخته شدند و تعدادی هم ناکام شدند.
در امتحان کانکور ۱۴۰۰، دختری به اسم سلگی با گرفتن ۳۵۲ نمره، اولنمره عمومی کانکور خراسان/افغانستان اعلام شد. این درحالیست که در سال ۱۳۹۹ نیز شمسیه، یک دختر دیگر، با گرفتن ۳۵۳ نمره، اولنمره عمومی کانکور سال معرفی شد.
در سالهای گذشته، در اعلام نتایج آزمون کانکور، درصد حضور دختران نیز اعلام میشد، اما امسال که نتایج کانکور در زمان حاکمیت گروه طالبان اعلام شد، درصد حضور دختران تا کنون اعلام نشده است و زیر صفر است.