✍️مانی فرهمند
پیش از پرداختن به ماهیت مرموز کشتهشدن مهندس نورآقا اکبری، باید به برادر بزرگ او توجه کرد؛ دکتر محمد یونس اکبری که چند دهه پیش توسط دستگاه «خاد» گرفتار و اعدام شد. دکتر محمد یونس اکبری و مهندس نورآقا اکبری، دو برادر از خانوادهای روشنفکر و باسواد روستای جنگلک (از توابع بازارک، مرکز استان پنجشیر) بودند. خانه این خانواده بر فراز تپهای مشرف بر رودخانه پنجشیر قرار داشت؛ اما پس از کشتهشدن مهندس اکبری، دیگر هیچیک از اعضای خانواده در آن زندگی نمیکنند. این خانواده طعم جهل، تعصب و ظلم حکومتهای مختلف را با قربانیکردن برجستهترین فرزندانش چشیده است.
۱. اعدام دکتر محمد یونس اکبری
دکتر محمد یونس اکبری، استاد دانشکده علوم دانشگاه کابل و از دانشمندان برجسته فیزیک در خراسانافغانستان بود. برخی منابع او را متخصص فیزیک هستهای معرفی کردهاند. در روایت منتشرشده در سایت «رهروان»، از او بهعنوان دانشمندی شناختهشده یاد شده که در رشته فیزیک هستهای دکترای عالی داشت و در دوره جمهوری محمد داوود خان، دانشجویان را به آموزش فناوریهای اتمی تشویق میکرد.
بر پایه خاطرات یکی از زندانیان سیاسی، اکبری به اتهام ارتباط با «سازمان رهایی خراسانافغانستان» زندانی شد. روایتها نشان میدهد که او در زندان زیر فشار شدید بازجویی قرار داشت و بیمار و فرسوده به نظر میرسید. در همان روایت آمده است که پس از شنیدن خبر نجات دو عضو مهم سازمان رهایی از اعدام، گفته بود: «اگر خودم هم کشته شوم، برایم اهمیتی ندارد.» این جمله نشان میدهد که بازداشت او صرفا یک پرونده عادی دانشگاهی نبود، بلکه بخشی از فضای سرکوب سیاسی رژیم کمونیستی بود.
در نهایت، نام او در فهرست زندانیانی که برای انتقال خوانده میشد، ذکر شد. او تصور میکرد به حبس محکوم شده است، اما بعدا اعدام شد. منبع دیگری مینویسد که او را به تلویزیون دولتی آوردند و روز بعد در پولیگونهای پلچرخی تیرباران کردند. این روایتها بر تحصیلات او در فیزیک اتمی و فعالیت آموزشیاش در دانشگاه کابل تاکید دارند. داستان اکبری یک اندوه چندلایهای است: دانشمندی که در حوزه علوم هستهای فعال بود، اما بهدلیل اتهامات سیاسی، زندانی، شکنجه و در نهایت اعدام شد.
۲. کشتهشدن مهندس نورآقا اکبری پنجشیری
مهندس نورآقا اکبری از چهرههای علمی و فنی بخش زراعت خراسانافغانستان بود. پس از سقوط ط-البان، او به یکی از متخصصان تاثیرگذار در توسعه باغداری و مالداری کشور تبدیل شد. در ۲۷ جوزای ۱۳۹۲ / ۱۷ ژوئن ۲۰۱۳، هنگام بازگشت از استان لوگر به کابل، ربوده و کشته شد. او در آن زمان «مدیر ارتباطات فنی برنامه باغداری و مالداری وزارت زراعت» بود.
نورآقا اکبری با همنسلان خود، از جمله عبیدالله رامین، همصنفی بود و در دوره مقاومت با ساختارهای محلی زیر نظر احمدشاه مسعود همکاری داشت. در جمهوری، او در قلب یکی از بزرگترین برنامههای توسعه روستایی قرار داشت؛ برنامهای که ابتدا در ۱۱ استان اجرا شد و سپس به ۲۲ استان گسترش یافت و بودجه آن از ۶۰ میلیون دلار به حدود ۱۰۰ میلیون دلار افزایش یافت. اکبری و همکارش نقیبالله سالک در ایجاد ۱۳ هزار هکتار باغ جدید و بازسازی ۳۰ هزار هکتار باغ قدیمی نقش مستقیم داشتند.
بر پایه گزارشها، اکبری و سالک برای بازدید باغهای لوگر رفته بودند و در مسیر بازگشت به کابل، افراد مسلح موترشان را متوقف کرده، آنها را ربودند و سپس کشتند. دفتر ریاست جمهوری وقت نیز این خبر را تایید کرد. اما هویت دقیق عاملان هرگز بهطور قطعی روشن نشد. در آن زمان ط-البان در بخشهایی از لوگر حضور داشتند و کارمندان دولتی را هدف قرار میدادند، اما هیچ گروهی مسوولیت این قتل را بر عهده نگرفت.
پرسشهای بیپاسخ
اینکه چه کسانی از برنامه سفر اکبری و سالک اطلاع داشتند، چرا همراهانشان پیش از حادثه جدا شدند، مهاجمان چگونه دقیقا میدانستند چه کسانی را هدف قرار دهند، و چرا این دو نفر انتخاب شدند، پرسشهایی است که هنوز بیپاسخ مانده است. واقعیت قطعی این است که آنها ربوده و کشته شدند. مظنون اصلی، ط-البان و فضای ناامن لوگر بود. اما ادعای اثباتنشده این است که قتل میتواند کار شبکههای استخباراتی خارجی، رقبای داخلی یا حتی افراد نزدیک به خودشان بوده باشد.
جمعبندی
نورآقا اکبری فردی عادی نبود؛ او متخصص زراعت، مدیر تخنیکی برنامه ملی باغداری، فردی با شبکه وسیع حرفهای و از نسل تحصیلکرده استان پنجشیر بود. کشتن هدفمندانه او، همانند اعدام برادر بزرگاش، نشان میدهد که خانواده اکبری بار دیگر قربانی سیاست، تعصب و خشونت شد. این دو واقعه، تصویری روشن از سرنوشت نخبگان علمی و فنی خراسانافغانستان در برابر نظامهای قبیلهگرا و ضدروشنگری ارایه میدهد.













