شگوفایی اسلام میانهرو در سایه زبان پارسی
جمعآوری و تحلیل محتوا: جاوید راحل
بخش نخست
آغاز سخن
سرزمین خراسانافغانستان از گذشتههای دور تا اواخر سده پانزدهم سرزمین شگوفایی اسلام غیر عربی یا همان فرهنگ و حکمت اسلامی بود و این «بودن» در زمان خودش تاثیری ماندگار داشتهاست، اما شوربختانه برخوردهای ستیزهجویانه نیز کم نبوده و نیست که جایگاه بزرگ این تمدن را به چالش کشاند و اکنون نیز ادامه دارد.
نخستین چالش درون اسلامی چالش پارسیستیزی عربگرایانی بود که سرزمینهای غرب تمدن بزرگ پارسی اسلامی را به مبارزه خواند.
دومین چالش، ستیزهجویی ترکگرایی که شمال این تمدن را به چالش مواجه ساخت.
چالش سوم، ستیزه استعمار انگلیس بود که شرق این تمدن یعنی سرزمینهای هندوآریایی را در کام خود بلعید.
چهارمین چالش تجاوز روسیه و از میان برداشتن رسمالخط نیاکان در سرزمین خراسان شمالی آمو دریا و سیر دریا بود که به خط لاتین دگرگون شد.
پنجمین چالش تفکیک پارسی و دری و اعمال سیاستهای قبیلوی است که در داخل کشور در حال انجام است و با چنین فرایندی سعی در به زیر کشانیدن این زبان جریان دارد.
بنابراین، زبان پارسی در جغرافیای خراسانافغانستان تنها وسیله حرف زدن نبوده، بلکه حامل حافظهی تاریخی، نظام معرفتی، اخلاق اجتماعی و تجربهی زیستهی تمدنی مردمانی بوده که اسلام را نه صرفاً در قالب فقه و سیاست، بلکه در هیات فرهنگ، عرفان، حکمت، شعر و مدارا فهم و تفسیر میکردند. از بلخ و بخارا تا هرات و غزنین، این زبان بستر تولید دانشی بود که توانست اسلام را از قالب قبیلهای و صحرایی به افق تمدنی و انسانی ارتقا دهد.
به همین جهت، هرگونه تقابل با زبان پارسی در حقیقت تنها تقابل با یک زبان نیست، بلکه تقابل با یک حافظهی تمدنی و یک روایت تاریخی از اسلام است.
در سایهی پارسی بود که جریانهای بزرگ فکری چون تصوف خراسانی، حکمت مشایی، شعر عرفانی و حتی قرائتهای معتدل از دینداری رشد یافتند. اسلامِ برخاسته از این جغرافیا، اسلامی بود که در کنار شریعت، به اخلاق، زیبایی، معرفت و همزیستی نیز توجه داشت.
از همین منظر، دفاع از زبان پارسی صرفا یک دفاع ادبی یا قومی نیست، بلکه دفاع از میراث اعتدال و عقلانیتی است که قرنها در این حوزهی تمدنی شکل گرفتهاست.
امروز نیز یکی از بحرانهای اساسی جامعهی ما، گسست میان هویت تاریخی و سیاستهای هویتساز معاصر است؛ سیاستهایی که تلاش دارند با تفکیکهای تصنعی زبانی و فرهنگی، پیوند نسل امروز را با گذشتهی تمدنیاش قطع کنند. در حالیکه هیچ تمدنی بدون تداوم حافظهی فرهنگی و زبانی خود قادر به بقا نخواهد بود.
در این جستار به نوشته اقای محمدالله صخره، روحانی خراسانافغانستانی مرکز اسلامی مونیخ در آلمان که پیشنهاد هنجاری به جریان جمیعت اصلاح و همچنان نگاه نقادانه به تفکیک زبانی پارسی و دری داشتهاست و همچنان یادداشت کوتاه از جناب عزیزاحمد حنیف استاد دانشگاه پیرامون نگرش تعصب آمیز جداسازی فارسی و دری پرداخته شدهاست.
ادامه دارد…













