اهمیت اقتصادی جزیره گرینلند

اهمیت اقتصادی جزیره گرینلند

 

محمد نوید دانش‌پور

گرینلند، به‌عنوان بزرگ‌ترین جزیره جهان، در دهه‌های اخیر از یک سرزمین دورافتاده و یخ‌پوش به یک کانون بالقوه اقتصادی در معادلات جهانی تبدیل شده‌است. تغییرات اقلیمی، رقابت قدرت‌های بزرگ و تحولات بازار انرژی و فناوری، جایگاه این جزیره قطبی را از حاشیه به متن آورده‌است.

نخستین مؤلفه اهمیت اقتصادی گرینلند، منابع طبیعی گسترده و تا حد زیادی دست‌نخورده آن است. بررسی‌ها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از «مواد خام حیاتی» جهان، از عناصر نادر خاکی گرفته تا فلزاتی چون نیکل، کبالت، آهن و اورانیوم، در این سرزمین وجود دارد؛ موادی که ستون فقرات اقتصادهای پیشرفته و فناوری‌های نوین محسوب می‌شوند.

عناصر نادر خاکی، که در تولید تلفن‌های هوشمند، خودروهای برقی، توربین‌های بادی و تجهیزات نظامی نقش کلیدی دارند، گرینلند را به بازیگری بالقوه در زنجیره تامین جهانی تبدیل کرده‌اند. در شرایطی که چین بخش اعظم فرآوری این عناصر را در اختیار دارد، دسترسی به منابع جایگزین برای آمریکا و اروپا اهمیتی راهبردی یافته‌است.

از منظر انرژی، گرینلند می‌تواند نقشی دوگانه ایفا کند. از یک‌سو، منابع معدنی آن برای گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر ضروری‌اند و از سوی دیگر، ذوب یخ‌ها امکان بهره‌برداری از منابع فسیلی احتمالی و همچنین توسعه انرژی‌های پاک محلی مانند برق‌آبی را فراهم می‌کند.

اقتصاد کنونی گرینلند عمدتا متکی بر ماهیگیری و یارانه‌های دولت دانمارک است. این وابستگی اقتصادی، انگیزه‌ای برای رهبران محلی ایجاد کرده تا به‌دنبال تنوع‌بخشی به اقتصاد و کاهش اتکا به کمک‌های خارجی باشند؛ هدفی که استخراج منابع معدنی می‌تواند در تحقق آن نقش‌آفرین باشد.

تغییرات اقلیمی، هرچند تهدیدی جدی برای محیط‌زیست جهانی است، اما از منظر اقتصادی موانع دسترسی به منابع گرینلند را کاهش داده است. عقب‌نشینی یخ‌ها نه‌تنها استخراج را آسان‌تر می‌کند، بلکه مسیرهای جدید کشتیرانی در قطب شمال را می‌گشاید که هزینه حمل‌ونقل و تجارت را کاهش می‌دهد.

همین مسیرهای کشتیرانی جدید، گرینلند را به حلقه‌ای مهم در تجارت جهانی آینده تبدیل می‌کند. نزدیکی جغرافیایی این جزیره به آمریکای شمالی و اروپا، آن را به یک گره لجستیکی بالقوه میان بازارهای بزرگ جهانی بدل می‌سازد.

با این حال، بهره‌برداری اقتصادی از گرینلند با چالش‌های جدی همراه است. نبود زیرساخت‌های صنعتی، شرایط آب‌وهوایی سخت و فصل کاری کوتاه، هزینه‌های سرمایه‌گذاری را به‌شدت افزایش می‌دهد و سودآوری پروژه‌های معدنی را با تردید مواجه می‌سازد.

افزون بر این، جامعه کوچک و بومی گرینلند نسبت به پیامدهای زیست‌محیطی و اجتماعی معدن‌کاری حساس است. «مجوز اجتماعی» برای فعالیت‌های اقتصادی، شرطی اساسی برای هرگونه توسعه پایدار در این جزیره به شمار می‌رود.

از دید قدرت‌های بزرگ، اهمیت اقتصادی گرینلند جدایی‌ناپذیر از اهمیت ژئوپلیتیکی آن است. کنترل یا نفوذ بر منابع این جزیره، به‌معنای نفوذ در آینده اقتصاد سبز و صنایع راهبردی جهان خواهد بود.

در این چارچوب، علاقه آمریکا به گرینلند صرفاً اقتصادی نیست، اما اقتصاد نقش پیشران مهمی دارد. کاهش وابستگی به چین در حوزه مواد معدنی حیاتی و تقویت امنیت زنجیره تأمین، از اهداف کلیدی واشنگتن محسوب می‌شود.

اروپا نیز گرینلند را بخشی از امنیت اقتصادی خود می‌داند. اتحادیه اروپا با شناسایی ده‌ها ماده خام حیاتی در این جزیره، آن را فرصتی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی و صنعتی خود تلقی می‌کند.

با وجود این رقابت‌ها، واقعیت آن است که گرینلند لزوماً نیازمند تغییر حاکمیت برای جذب سرمایه نیست. این سرزمین هم‌اکنون برای سرمایه‌گذاری خارجی باز است و می‌تواند با چارچوب‌های حقوقی شفاف، منافع اقتصادی خود را بدون از دست دادن حاکمیت تامین کند.

 

آینده اقتصادی گرینلند به توازن میان توسعه و حفاظت گره خورده است. استخراج بی‌رویه می‌تواند به محیط‌زیست شکننده قطب شمال آسیب بزند، در حالی که مدیریت مسئولانه منابع می‌تواند الگویی برای توسعه پایدار در مناطق حساس جهان باشد.

روی همه‌رفته، باید گفت که اهمیت اقتصادی گرینلند نه در وضعیت فعلی، بلکه در ظرفیت بالقوه آن نهفته است. جزیره‌ای که تا دیروز در حاشیه نقشه اقتصاد جهانی بود، امروز به‌واسطه منابع معدنی، تحولات اقلیمی و رقابت قدرت‌ها، به یکی از نقاط کانونی آینده اقتصاد و سیاست جهانی بدل شده‌است.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=25718

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.