تدارکات نظامی روسیه؛ یک هشدار جدی برای اروپا

تدارکات نظامی روسیه؛ یک هشدار جدی برای اروپا

ترجمه: ✍سمی بیات

در حالی‌که تهاجم روسیه به اوکراین همچنان ادامه دارد، نیروهای روسی به‌طور فزاینده‌ای در حال آزمودن سامانه‌های دفاعی اروپا با استفاده از طیاره‌های بی‌سرنشین، طیاره‌های سرنشین‌دار و کشتی‌های جنگی اند. این اقدامات نه اشتباهات ساده‌اند و نه صرفا عملیات شناسایی؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای عادی‌سازی نقض حریم‌ها به‌شمار می‌روند.

پشت هر یک از این تحرکات، یک ماشین نظامی–صنعتی بازسازی‌شده و هرچه کارآمدتر قرار دارد: کارخانه‌های کشتی‌سازی که زیردریایی‌های یخ‌‌شکن جدید تولید می‌کنند، کارخانه‌های موشک‌سازی که در سه نوبت کاری برای انباشتن سلاح‌های ضربتی دوربرد فعالیت دارند، و مجتمع‌های تولید مواد انفجاری که در مقیاس راهبردی در حال گسترش اند.

نگاهی دقیق‌تر به تصمیم‌های مسکو در زمینه تدارکات نظامی نشان می‌دهد که چرا اروپا باید خود را برای یک کارزار فشار پایدار از سوی روسیه، فراتر از اوکراین، آماده سازد. در بخش‌های نیروی دریایی و موشکی روسیه—که برای میدان عملیاتی اروپا بیشترین اهمیت را دارند—سه روند نگران‌کننده به‌روشنی دیده می‌شود: گسترش سریع تاسیسات تولیدی، اولویت‌دهی آشکار به سامانه‌های راهبردی، و سرمایه‌گذاری‌هایی که نه برای یک جهش کوتاه‌مدت زمان جنگ، بلکه برای تداوم عملیاتی در درازمدت طراحی شده‌اند.

اگر ناتو از واکنش‌های مقطعی و تدافعی به‌سوی یک بازدارندگی معتبر و پیش‌دستانه، شامل خطوط قرمز اجرایی، توان ضربتی تهاجمی و حمایت پایدار از نوآوری‌های پهپادی اوکراین—حرکت نکند، مسکو همچنان شرایط تقابل را حتی پس از مرحله کنونی جنگ بر کیف، دیکته خواهد کرد.

ناوگان دریای سیاه روسیه به‌گونه جدی توسط پهپادهای دریایی اوکراین و حملات دوربرد آسیب دیده‌است.

افزون بر این، روسیه به‌سبب گلوگاه تنگه بسفر قادر نیست به‌سادگی این خسارات را جبران کند. ترکیه، عضو ناتو، بر اساس کنوانسیون مونترو از سال ۲۰۲۲ تنگه‌ها را به‌روی کشتی‌های جنگی کشورهای درگیر بسته‌است؛ وضعیتی که به احتمال قوی تا پایان جنگ ادامه خواهد داشت.

اگر تمرکز روسیه واقعا فقط بر اوکراین می‌بود، انتظار می‌رفت که کشتی‌سازی نظامی را در اولویت پایین‌تری قرار دهد و بر سامانه‌های زمینی و تولید طیاره‌ها تمرکز کند. اما برعکس، با وجود تحریم‌ها و ناکارآمدی‌های مزمن، کارخانه‌های کشتی‌سازی روسیه به‌طور قاطع به‌سوی تولید سامانه‌هایی چرخیده‌اند که مستقیما اروپا را تهدید می‌کند. ناوگان‌های یخ‌ شکن، کشتی‌های خدماتی هسته‌ای و زیردریایی‌های دیزل–برقی اکنون در صدر سفارش‌ها قرار دارند.

این سکوها برای حمل موشک‌های کروز و سامانه‌های جنگ الکترونیک به حساس‌ترین دهلیزهای دریایی ناتو طراحی شده‌اند. مهم‌تر از همه، این سامانه‌ها برای رقابت با نیروی دریایی ایالات متحده در اقیانوس‌های آزاد ساخته نشده‌اند، بلکه برای عملیات در نزدیکی اروپا به‌ویژه در آب‌های شمال این قاره در نظر گرفته شده‌اند.

در سال ۲۰۲۳، کارخانه کشتی‌سازی بالتیک در سن‌پترزبورگ، که یکی از مراکز اصلی صنعت دریایی روسیه است، حدود ۲۶۴ میلیون دالر زیان ثبت کرد. اما تنها در مدت یک سال، این رقم به سودی نزدیک به ۴۱ میلیون دالر تبدیل شد؛ آن هم به‌دلیل دریافت موجی از قراردادهای دولتی نیروی دریایی. این سفارش‌ها شامل کشتی‌های خدمات هسته‌ای برای عملیات در قطب شمال است؛ جایی که ناتو رزمایش برگزار می‌کند و برخی از مهم‌ترین کیبل‌های زیردریایی اروپا از آن عبور می‌کنند.

مصرف فولاد در کارخانه بالتیک در یک سال ۹۸ درصد افزایش یافت و در کارخانه ویبورگ از سال ۲۰۲۲ تاکنون ۹۳ درصد رشد کرده‌است؛ نشانه‌ای روشن از میزان یارانه‌ای که مسکو برای احیای توان دریایی خود می‌پردازد.

هم‌زمان، مقام‌های سن‌پترزبورگ و شرکت متحد کشتی‌سازی که تحت مدیریت بانک دولتی «وی‌تی‌بی» قرار دارد طرحی را برای ادغام پنج کارخانه کشتی‌سازی شهر در یک خوشه واحد پیش برده‌اند و ۲.۶ میلیارد دالر برای نوسازی آن اختصاص داده شده‌است. هدف روشن است: سریع‌تر، مقاوم‌تر در برابر اخلال، و توانمندتر برای بسیج در مقیاس بزرگ.

نتیجه این تلاش‌ها از هم‌اکنون قابل مشاهده‌است. کارخانه‌های دریاسالاری به تولید سریالی زیردریایی‌های غیرهسته‌ای ادامه داده‌اند، از جمله زیردریایی پروژه ۶۳۶.۳ «یاکوتسک» که در اکتوبر ۲۰۲۴ برای ناوگان اقیانوس آرام به آب انداخته شد، و زیردریایی کلاس «لادا» (پروژه ۶۷۷) به نام «کرونشتات» که پس از بازطراحی در اوایل ۲۰۲۴ وارد خدمت شد.

این زیردریایی‌های نسبتا کوچک و متعارف، در اقیانوس‌های باز توان کمتری نسبت به نمونه‌های هسته‌ای دارند؛ اما در آب‌های محدود دریای شمال، بالتیک یا مدیترانه، بسیار خطرناک اند.

تمرکز روسیه بر تجهیز شناورهای کوچک خود چه زیردریایی و چه کشتی‌های سطحی به موشک‌های کروز دوربرد، شکاف‌های موجود در پدافند هوایی اروپا را تشدید می‌کند. این امر به فرماندهان روسی امکان می‌دهد از زوایای گوناگون، حملات مرگبار دوربردی را به قلب اروپا تهدید کنند؛ تاکتیکی که طی سال‌ها حملات چندمحوره علیه شهرها و زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی اوکراین آزموده شده است.

تولید موشک در روسیه نیز از سال ۲۰۲۳ به‌طور چشمگیر افزایش یافته‌است. این امر فراتر از تلاش برای جبران مصرف جنگی یا اجرای عملیات ترور علیه اوکراین است. بر اساس اطلاعات استخباراتی اوکراین، روسیه ماهانه ۱۱۵ تا ۱۳۰ سامانهٔ دوربرد تولید می‌کند؛ نرخی که در صورت تداوم، انبارهایی بسیار فراتر از نیازهای فوری جنگ ایجاد می‌نماید.

موشک‌های کروز «کالیبر»، موشک‌های هواپایه «خا–۱۰۱/۱۰۲» و موشک‌های بالستیک «اسکندر» که از خطوط تولید خارج می‌شوند، همگی می‌توانند پایتخت‌های اروپایی و پایگاه‌های ناتو را در معرض خطر قرار دهند. با توجه به این‌که روسیه در حملات منظم خود علیه اوکراین معمولا از تعداد محدودی موشک کروز و بالستیک استفاده کرده و در عوض به انبوه پهپادهای ارزان نوع «شاهد» متکی بوده‌است، این سطح از تولید به‌روشنی نشان‌دهنده انباشت برای عملیات‌هایی فراتر از جنگ کنونی است.

نوسازی تجهیزات و افزایش استخدام در کارخانه ماشین‌سازی وُتینسک—تولیدکننده موشک‌های اسکندر و اجزای موشک‌های بالستیک قاره‌پیما—این روند را تایید می‌کند. تحقیقات رسانه‌ای از ورود هزاران موتر جدید و جذب هزاران کارگر اضافی از سال ۲۰۲۲ تاکنون خبر می‌دهد، و روند استخدام تا سال ۲۰۲۵ نیز ادامه داشته‌است.

در همین حال، روسیه در حال ساخت یک تاسیسات جدید در کارخانه «بییسک اولیوم» برای تولید سالانه تا ۶ هزار تُن مواد انفجاری قوی است. کارخانه «سوردلووا» میلیاردها سرمایه دولتی برای افزایش تولید تی‌ان‌تی—که برای کلاهک‌های موشکی حیاتی است—دریافت کرده‌است. شرکت «ام‌کی‌بی نوواتور» وابسته به «آلماز–آنتی» از اوایل جنگ تولید موشک‌های کالیبر و اسکندر را به‌صورت ۲۴ ساعته آغاز کرده، و کارخانه ماشین‌سازی کراسنویارسک نیز تولید سریالی موشک بالستیک سنگین قاره‌پیما «سارمات» را افزایش می‌دهد؛ با بازسازی‌های زیربنایی که در سال ۲۰۲۴ گزارش شده‌است.

این تسلیحات به مسکو امکان می‌دهد فشار خود بر ناتو را افزایش دهد. نیروی دریایی روسیه کشتی‌هایی مجهز به موشک‌های کالیبر را در دریای بالتیک و مدیترانه، در فاصلهٔ حمله به پایتخت‌های اروپایی، به‌کار گرفته است. بمب‌افکن‌های راهبردی دوربرد روسیه که بسیاری از آن‌ها برای حمل موشک‌های کروز دوربرد اصلاح شده‌اند به‌طور دوره‌ای بر فراز یا نزدیک دریای بارنتس و دریای ناروی پرواز می‌کنند. این پروازها، رویکردهای شمالی ناتو را به میدان تمرین بدل کرده و حضور نظامی روسیه را همانند گشت‌های دریایی، عادی‌سازی می‌نماید.

همچنین بمب‌افکن‌ها و مهمات روسی به‌گونه فزاینده‌ای در مواضع پیشرو مستقر می‌شوند—از جمله در میدان هوایی بازسازی‌شده «سِوِرومورسک–۲» در شبه‌جزیره کولا—تا امکان حملات عمیق علیه اهداف اروپایی فراهم شود، نه این‌که در وضعیت تدافعی و واکنشی نگه‌داشته شوند.

گسترش ظرفیت صنعتی روسیه نشان‌دهنده استراتژی‌ای است که هدف آن ارزان‌سازی فشار بر اروپا و ممکن‌ساختن تقابل پایدار در سطح عملیاتی است. افزون بر این، چنین ظرفیتی امکان می‌دهد که اهداف در سراسر قاره از زوایای متعدد به‌طور هم‌زمان در معرض تهدید قرار گیرند و معضلات راهبردی دفاع اروپا تشدید شود.

در عرصه‌های دریایی و موشکی، مسکو در حال آزمودن انسجام ناتو و پیش‌راندن مرزهای واکنش این پیمان است. پاسخ‌های محدود—مانند به‌پرواز درآوردن جنگنده‌ها، بستن موقت حریم‌های هوایی یا صدور بیانیه‌های بدون پیامد—تنها به تکرار این اقدامات در مقیاس بزرگ‌تر می‌انجامد. در عوض، ناتو و اتحادیهٔ اروپا باید خطوط قرمز را تعریف و اجرا کنند، پدافند هوایی را با گزینه‌های ضربتی معتبر پیوند دهند و برتری نوآوری اوکراین در عرصه پهپادها را حفظ نمایند.

خطوط قرمز باید به قواعد عملیاتی بدل شوند، نه صرفا بیانیه‌های رسانه‌ای. ناتو باید پاسخ‌های خودکار را به‌صورت علنی تعریف کند: رهگیری پیش‌فرض پهپادها، منع دسترسی شناورهای دریایی به برخی مناطق، و اعمال تحریم علیه تسهیل‌کنندگان ظرف ۴۸ ساعت. نقض این خطوط باید هزینه‌های قابل پیش‌بینی و خودکار در پی داشته باشد. نشانه‌هایی وجود دارد که ناتو در حال تغییر موضع خود است؛ این گامی درست، اما تنها گام نخست است.

بازدارندگی همچنین مستلزم پیوند دفاع با توان تهاجمی است. ایجاد «دیوار پهپادی» متشکل از حسگرها، سامانه‌های جنگ الکترونیک و پدافند نقطه‌ای ضروری است، اما کافی نیست؛ همان‌گونه که یکپارچه‌سازی بهتر پدافند هوایی و موشکی در سراسر قاره نیز به‌تنهایی کفایت نمی‌کند. بازدارندگی موثر نیازمند توان ضربه‌زدن متقابل است. پایتخت‌های اروپایی باید به‌طور علنی درباره گزینه‌های ضربتی دوربرد—اعم از موشک‌های کروز، پهپادهای مسلح یا توانمندی‌های سایبری—گفتگو کنند تا هزینه خرابکاری و نفوذ افزایش یابد. توان تهاجمی معتبر، محاسبات مسکو را تغییر می‌دهد.

در نهایت، اروپا باید نوآوری پهپادی اوکراین را که اکنون به‌مثابه آزمایشگاه دفاع پیشرو عمل می‌کند، به‌طور پایدار حمایت نماید. زیست‌بوم پهپادی اوکراین—با تولید انبوه، سازگاری سریع و آزمایش میدانی—توانمندی‌هایی را توسعه می‌دهد که اروپا به آن‌ها نیاز خواهد داشت. تأمین مالی این نوآوری کمک خیریه نیست؛ بلکه تضمین این است که هنگام انتقال فشار به قلمرو ناتو، اروپا ابزارها و تاکتیک‌های لازم را در اختیار داشته باشد.

انباشت دریایی و موشکی روسیه از جنگ اوکراین تاثیر پذیرفته، اما خطر آن فراتر می‌رود. این روند از هم‌اکنون در حال شکل‌دهی محیط امنیتی اروپا است. سرمایه‌گذاری‌های صنعتی روسیه یک جعبه‌ابزار اجبارآمیز می‌سازد که به‌صراحت قلمرو اروپا را هدف قرار می‌دهد. اگر اروپا همچنان از تعریف روشن خطوط قرمز خودداری کند، این مسکو خواهد بود که سناریو را خواهد نوشت.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=25503

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.