صدیق اندرابی: عهد کردیم که هرگز از این راه باز نگردیم گفتگو با صدیق الله اندرابی، یکی از فرماندهان جبهه مقاومت ملی در اندراب‌ها

صدیق اندرابی: عهد کردیم که هرگز از این راه باز نگردیم گفتگو با صدیق الله اندرابی، یکی از فرماندهان جبهه مقاومت ملی در اندراب‌ها

گفتگو کننده: سیحون کوهسار

در قلب کوه‌های سر به فلک کشیده‌ هندوکش و در دره‌های اندراب‌ها، داستان‌هایی از مقاومت و پایداری نوشته می‌شود که نماد مبارزه برای عزت و آزادی است.

«خراسان‌تایمز» با صدیق الله اندرابی یکی از فرماندهان جبهه مقاومت ملی گفتگویی انجام داده که اینک می‌خوانیم:

سپاس که فرصت دادید، در آغاز کمی در مورد خود تان بگویید.

اندرابی: من صدیق اندرابی هستم، ز باشندگان اندراب‌‌ها. سال‌ها در نهادهای امنیتی حکومت پیشین در استان کندهار، فاریاب، وردک، سمنگان خدمت کردم و ماموریت‌های در شهرستان‌های مختلف داشته‌ام. در واپسین روز‌های جمهوریت، همراه با شهید فرمانده زبیر برادرم از بغلان به سمت اندراب حرکت کردیم. من فرزند این خاکم و خاک وطن برایم بسیار مقدس است. تحمل ظلم بر مردم و پذیرش ستم را ندارم و هرگز با زورگویی و تحمیل کنار نمی‌آیم. تا وقتی نفس در سینه دارم، برای آرمان‌های مقدس‌ مردمم می‌جنگم.

خراسان‌تایمز: دلیل پیوستن شما به جبهه مقاومت ملی چه بود؟

اندرابی: تسلیم کشور به گروه طالبان، یک برنامه شوم بود که دست‌های بیرونی و داخلی آن سرنوشت تلخ را بر مردم تحمیل کرد و جامعه را در تاریکی و خلا کامل قرار داد.
وقتی کشور در یک معامله ننگین به گروه طالبان سپرده شد، همه چیز از هم پاشید. سراسیمگی، ترس و تاریکی همه را فرا گرفت. در این میان، تنها پناه‌گاه مردم، شکل‌گیری جبهه مقاومت و ایستادگی فرزندان راستین این خاک بود.
من نیز نتوانستم از کنار این مسئله بگذرم و چشم‌بسته از این وضعیت عبور کنم. ایستادم تا غرور ازدست‌رفته را بازگردانم و سهمی در مبارزه در برابر هیولای گروه طالبان داشته باشم.

خراسان‌تایمز: شکل‌گیری مقاومت دوم در برابر گروه طالبان در اندراب را چگونه دیدید؟

اندرابی: در آخرین شب‌های نظام بیست‌ساله، سه شبانه‌روز در شهر پلخمری جنگ بین گروه طالبان و سربازان وطن جریان داشت. من و شهید فرمانده زبیر در دو ساحه »هژده کوتل» و «بند دوم شهر» در خط مقدم نبرد بودیم. سربازان وطن‌دوست غافل از توطیه‌های پشت پرده بودند و رییس امنیت لحظه‌به‌لحظه بر ایستادگی تاکید می‌کرد. بعد از ظهر روز ۲۲ اسد ۱۴۰۰، استاندار بغلان، این استان را به گروه طالبان تسلیم کرد. فرمانده لوا و رییس امنیت ملی خط را رها کرده و به سمت خنجان عقب‌نشینی کردند تا خط دفاعی جدیدی تشکیل دهند. اما با تماس‌های مکرر امرالله صالح و ضیا سراج، به فرمانده منصوری دستور داده شد که همه نیروها به سمت کابل و پنجشیر حرکت کنند.

فرمانده زبیر از این دستور سر باز زد و به من گفت: «کار جمهوریت تمام است. حالا باید برای رقم زدن تاریخ جدید اقدام کنیم.» او داستان امیر حبیب‌الله کلکانی را مثال زد. ما همراه نیروهای وفادارمان با دو عراده هایلکس به سمت اندراب حرکت کردیم و در ساحه «آب سفید» روستای «کاسه‌تراش» سنگر گرفتیم.

پس از سقوط کابل، گروه طالبان عملیات خود را در اندراب‌ها آغاز کردند. در آن زمان هنوز از جبهه مقاومت اطلاعی نداشتیم و با فرمانده کل مقاومت نیز در ارتباط نبودیم. گروه طالبان با غرور کامل، در روز جمعه ۲۹ اسد ۱۴۰۰ به مواضع ما هجوم آوردند و ما به کوه‌ها پناه بردیم. در همین حال، فرمانده زبیر با سلاح پیکا نخستین شلیک را بر گروه طالبان آغاز کرد و جنگ شروع شد. تقریبا نیم ساعت بعد، قیام مردمی از روستای «کاسه‌تراش» آغاز شد و گروه طالبان با دادن تلفات و اسیران زیاد، از دره‌ی قاصان اندراب فرار کردند. هم‌زمان، ارتباط با دیگر فرماندهان اندراب برقرار شد و قیام به سراسر منطقه گسترش یافت. در مدت سه ساعت، تمام اندراب‌ها به دست مردم فتح شد.

یک هفته بعد، گروه طالبان با لشکر عظیمی برای تسخیر اندراب‌ها و پنجشیر عملیات آغاز کردند. فرزندان اندراب‌ها در همه محلات به آنان تلفات وارد کردند و در خط دفاعی دره قاصان، فرمانده زبیر تا آخرین مرمی مقاومت کرد. اما با اتمام مهمات، خط شکست و گروه طالبان بر قصبات ما مسلط شدند. مدافعان به کوه‌های هندوکش پناه بردند و جرقه مبارزه بر گروه طالبان در اندراب‌ها زده شد.

خراسان‌تایمز: از درگیری‌هایتان با گروه طالبان در کوه‌های هندوکش بگویید؟

اندرابی: درگیرهای زیاد صورت گرفته من یک درگیری را روایت می‌کنم. پس از هجوم دشمن، مبارزان به کوه‌ها پناه بردند و با توکل به خدا و تجربیات جنگی، فصل تازه‌ای از مقاومت شکل گرفت. گروه طالبان بارها با تمام قوا حمله کردند، ولی مبارزان با امکانات اندک به مقاومت ادامه دادند.

در ۹ حمل ۱۴۰۱، فرمانده زبیر نخستین عملیات بهاری را در ساحه «خم پیر کاسه‌تراش» آغاز کرد. ما سه نفر در کمین پنجاه نفره دشمن گیر افتادیم. فرمانده زبیر اسیر شد و من با کشتن دو نفر از دشمن از محاصره نجات یافتم. پس از عملیات شدید فرمانده شاه‌ولی، فرمانده زبیر نیز از اسارت نجات یافت و جنگ‌ها دوباره اوج گرفت.

خراسان‌تایمز: فرمانده زبیر چگونه به شهادت رسید و این
اتفاق چه تاثیری بر روحیه شما گذاشت؟

اندرابی: در ۲۶ سرطان ۱۴۰۱، خونین‌ترین عملیات دشمن آغاز شد که دو شبانه‌روز طول کشید. پس از اتمام مهمات و غذا، و با خیانت برخی فرماندهان محلی، جبهه‌هات از هم پاشید. نفوذی‌های گروه طالبان تسلیم شدند و برخی با وسایط زرهی به دشمن پیوستند. ما که از خباثت درونی سیاست آگاه نبودیم، پراکنده شدیم. من و فرمانده زبیر راه دره تاجیکان را در پیش گرفتیم. پس از ساعت‌ها پیاده‌روی، در ساحه «کوتل راشک» در میان انبوه نیروهای دشمن گیر افتادیم.

فرمانده زبیر چنان مردانه جنگید که نظیرش را ندیده بودم. جنگ تا ساعت چهار صبح ادامه داشت تا اینکه خم‌پاره‌ی راکتی به بدنش اصابت کرد و به شهادت رسید. من نیز زخمی سطحی برداشتم و به داخل یک سوراخ سنگ پناه بردم. سه شبانه‌روز گرسنه و تشنه در پناهگاه ماندم تا اینکه یک فرد ملکی مرا پنهان کرد. پس از چهل روز، بهبود یافتم و به محل جنگ بازگشتم. دیدم فرمانده زبیر دفن شده و کنارش قبر خالی‌ای است. گمان کردم آن قبر برای من بوده، ولی مرا نیافته‌اند.

دوباره با رفقایم تماس گرفتم و راهی قله‌های خوست و فرنگ شدم و مبارزه را ادامه دادم. چهار ماه بعد با خانواده‌ام تماس گرفتم و از زنده بودنم مطمئن‌شان کردم.

شهادت فرمانده زبیر تاثیر عمیقی بر من و همه مبارزان گذاشت، اما ایمان ما به آرمان‌مان را استوارتر کرد. راهی که او ترسیم کرده بود، ادامه دادیم و عهد کردیم هرگز از این راه بازنگردیم.

خراسان‌تایمز: به نظر شما مبارزه با گروه طالبان چه دشواری‌هایی دارد؟

اندرابی: گروه طالبان تجهیزات و نفرات بیشتری دارند. از سوی دیگر، نبود اتحاد در بین بزرگان منطقه به آنان فرصت داده تا با قوت بیشتری به ظلم ادامه دهند. مبارزه با یک گروه مسلح و سیه‌اندیش دشوار است، اما هیچ چیزی سد راه آزادگان نخواهد شد. با وجود همه مشکلات، این راه را تا پایان ادامه می‌دهیم و این گروه جاهل و مزدور را نابود می‌کنیم. هرچه مبارزه سخت‌تر، ثمربخشی آن بیشتر خواهد بود.

خراسان‌تایمز: جنگ تمام شود و گروه طالبان برچیده شود چه فعالیت‌ می‌کنید؟

اندرابی: من سرباز وطن و خدمت‌گزار مردمم. آرزو دارم کشور به صلح و آرامش برسد و مردم خوشبختی را ببینند. اگر گروه طالبان حمایت بیرونی و داخلی نداشتند، هرگز با جنگ پیروز نمی‌شدند. اگر جنگ نبود، مانند هر شهروند دیگری برای آبادی وطن تلاش می‌کردم.

خراسان‌تایمز: سپاس از شما
اندرابی: تشکر از این‌که فرصت گذاشتید‌.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=25259

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.