✍مانی فرهمند
مقدمه
در اواخر سال ۱۴۰۴ شمسی (دسامبر ۲۰۲۵ میلادی)، چند سلسله ترور هدفمند علیه چهرههای برجسته مخالف گروهطالبان در خاک ایران رخ داد که جامعه پناهندگان خراسانافغانستانی و فعالان سیاسی و نظامی را در شوک عمیقی فرو بردهاست. این وقایع شامل موارد زیر است:
1. ترور جنرال اکرامالدین سریع، فرمانده پیشین پولیس حکومت جمهوری پیشین خراسانافغانستان و چهره شناختهشدهی مخالف گروهطالبان، در تهران در روز ۳ دی ۱۴۰۴ (۲۴ دسامبر ۲۰۲۵) که در جریان آن محمد امین الماس، یکی دیگر از نظامیان پیشین نیز کشته شد (به نقل از خبرگزاری خراسان تایمز).
2. هشدارهای قبلی نسبت به تهدید علیه جان اکرامالدین سریع از سوی برخی رهبران مخالف گروهطالبان قبل از حمله به وی را میرساند.
3. پوشش رسانهای و تکذیبهای اولیه از سوی افرادی منتسب به گروهطالبان در شبکههای اجتماعی پس از کشته شدن سریع، اتهامات علیه گروهطالبان همچنان گسترده است. (به نقل از افغانستان انترنشل)
این وقایع، در کنار سکوت نهادهای رسمی ایران در قبال این ترورها، سوالات جدی درباره امنیت مخالفان گروهطالبان در خارج از خراسانافغانستان و نقش نیروهای استخباراتی در این رخدادها ایجاد کردهاست. (سایت ملیون ایران)
چرا گروهطالبان از نظر استخباراتی در ایران دست بالا را دارند؟
تحولات اخیر نشان میدهد که گروهطالبان توان عملیاتی و اطلاعاتی قابلتوجهی در ایران دارند یا دستکم میتوانند عملیات هدفمند در قلب پایتخت تهران را برنامهریزی کنند. چند عامل اصلی در این زمینه قابل بررسی است:
1. ساختارهای اطلاعاتی گروهطالبان پس از سالها درگیری مسلحانه، تجربهای جمعآوری اطلاعات و عملیات پنهانی را توسعه دادهاند.
2. حضور دیپلماتیک گروهطالبان در ایران (از طریق نمایندگیهای سفارت و قنسولگری) به افراد منتسب به این گروه امکان دسترسی بیشتر به اطلاعات محیطی و محلی میدهد.
3. سکوت یا کمکاری نهادهای اطلاعاتی و قضایی ایران نسبت به این ترورها باعث شده که گروهطالبان یا گروههای همسو با آنها چنین عملیاتهایی را بدون بازتاب مستقیم امنیتی انجام دهند.
این وضعیت نهتنها نشاندهنده ضعف در حفاظت از مخالفان، بلکه برتری اطلاعاتی مخالفان گروهطالبان را در ایران برجسته میکند.
منافع پنهانی و مشترک میان ایران و گروهطالبان
اگرچه ایران و گروهطالبان در برخی مقاطع اظهارات تندی علیه یکدیگر داشتهاند، اما در عمل منافع مشترک یا حداقل ملاحظات عملی و استراتژیک وجود دارد که باعث میشود تهران در برخورد با امارت گروه طالبان محتاط عمل کند:
ترس از گسترش بیثباتی در مرزهای شرقی ایران همزمان با تهدیدهای دیگر امنیتی در منطقه
نگرش استراتژیک ایران به گروهطالبان به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه خراسانافغانستان برای مدیریت مهاجرت، امنیت مرزی و جلوگیری از حضور گروههای رادیکال رقابتی
عدم واکنش شدید به عملیاتهای گروهطالبان، تا زمانی که منافع فوری امنیتی ایران را مختل نکند
این منافع، هرچند پنهان و مبتنی بر مصالح سیاسی–امنیتی است، باعث میشود روابط دو کشور با پیچیدگیهایی همراه شود.
آیا رسوایی اخیر ارزش همکاری یا نزدیکی با گروهطالبان را دارد؟
پروندهای ترورهای هدفمند مخالفان گروهطالبان در خاک ایران بهوضوح نشان میدهد که نزدیکی امنیتی–سیاسی با گروهطالبان برای تهران هزینههای جدی دارد:
1. به خطر افتادن امنیت پناهندگان و مخالفان گروهطالبان در ایران، که میتواند اعتبار حقوقی ایران در حوزهای پناهندگی را تضعیف کند. ۲. سکوت مقامات رسمی در برابر این حملات نشان میدهد که اولویتهای امنیتی و ژئوپولیتیکی بر حقوق بشر و حمایت از پناهندگان فشردهتر است. در نتیجه، این رسوایی نمیتواند توجیه کافی برای همکاری نزدیک با گروهطالبان باشد، بلکه باید به یک نقطه بازنگری در راهبردهای امنیتی–انسانی ایران تبدیل شود.
غمانگیزی و زجر مهاجران مجبور به فرار از گروه طالبان مهاجران افغان در ایران، بهویژه نظامیان پیشین و فعالان سیاسی، از دو سو تحت فشار هستند: فشار مستقیم تهدید امنیتی از سوی گروههایی که آنان را دشمن تلقی میکنند و همچنان فشار رسمی و غیررسمی از جانب نهادهای میزبان برای بازگشت یا سکوت سیاسی؛ این وضعیت موجب شده که بسیاری از آنان نهتنها از جنگ و پیگرد در داخل خراسانافغانستان فرار کنند، بلکه در کشوری که بهعنوان پناهگاه انتخاب کردهاند نیز احساس امنیت نکنند. این فشار جانکاه و زجرآور حاصل ترکیب تهدید جسمی و روانی برای این پناهجویان است.
سرنوشت جریانهای نزدیک به ایران که مخالف گروهطالبان هستند
گروهها و چهرههایی که در ایران بهعنوان مخالف گروهطالبان حضور دارند، اکنون با چند تهدید اساسی روبهرو هستند:
1. فقدان حفاظت موثر از سوی نهادهای امنیتی میزبان؛
2. احتمال هدف قرار گرفتنهای آتی به دلیل فعالیتهای سیاسی یا نظامی و
3. دشواری در سازماندهی و انسجام بخشی به مقاومت در شرایطی که خاک کشور میزبان امنیت لازم را فراهم نمیکند
در چنین شرایطی، سرنوشت این جریانها بهطور فزایندهای نامطمئن و تضعیفشده به نظر میرسد، مگر آنکه حمایت موثری از سوی جامعه بینالمللی و ساختارهای مدافع حقوق پناهندگان فراهم شود.
بنابر این ترورهای اخیر مخالفان گروهطالبان در ایران یک پدیده امنیتی–سیاسی فراتر از حوادث پراکنده است. این وقایع نشان میدهد که: جریان مخالف گروهطالبان در خارج از مرزهای خراسانافغانستان در معرض تهدید روزافزون قرار دارد. تعامل ایران با گروهطالبان دارای ابعاد امنیتی و مصالحی است که منافع انسانی و حقوق پناهندگان را تحتالشعاع قرار دادهاست. و وضعیت فعلی میتواند به تضعیف نهادهای مخالف گروه طالبان در خارج از خراسانافغانستان منجر شود، مگر اینکه برای حفاظت از آنان تدابیر جدی اتخاذ شود.













