تاثیر تصمیمات ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای بر خراسان‌افغانستان تاثیر ایران و پاکستان بالای امنیت خراسان‌افغانستان در دوره‌های گزار ژئوپلیتیکی

تاثیر تصمیمات ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای بر خراسان‌افغانستان تاثیر ایران و پاکستان بالای امنیت خراسان‌افغانستان در دوره‌های گزار ژئوپلیتیکی

✍پژوهش‌گران: جاوید راحل و محمد ایوب ادیب

پ‌ن: این پژوهش در زمان جمهوریت نوشته شده و اطلاعات آن بر اساس داده‌های قبلی است.

بخش چهارم

۳. نگاهی به سیاست‌های پاکستان در قبـال خراسان‌افغانستان
سال‌هاست که سر و صدا‌ها در رسانه‌های داخلی و خارجی در مورد سیاست‌های پاکستان پیرامون خراسان‌افغانستان مطرح است. ولی مهم این است، باید دانست که چرا این کشور در پی بدست آوردن عمق راهبردی در خراسان‌افغانستان است؟ پاکستان از بدو تأسیس سیاست خصمانه‌ی خود را در خراسان‌افغانستان داشته و با استفاده از ضعف سردمداران قدرت در کشور توانسته همیشه با سیاست‌های دهشت‌افگنانه و سود جویانه‌ی خود اوضاع را در کشور مختل کرده و از آن بهره‌ای بزرگی ببرد. این که چگونه توانسته به چنین اهداف خود نایل آید‌، قابل دقت است.
پاکستان با استفاده از مهره‌های دست پرورده خود در داخل خراسان‌افغانستان همیشه سیاست خیلی مؤثر در همه مسایل خراسان‌افغانستان چه در تصمیم‌های بزرگ و کوچک داشته‌است. مهره‌های دست پرورده‌ی پاکستان را حتی می‌توان در سطح وزارت خانه‌ها جستجو کرد که این خود می‌تواند سیاست بدخواهی پاکستان را در خراسان‌افغانستان موجه و تاثیر گذار سازد. پس چه می‌توان برداشت کرد که پاکستان از خراسان‌افغانستان خواهان چه است؟ پاکستان هرگز خواهان صلح و ثبات و یک دولت مقتدر در خراسان‌افغانستان نبوده و نخواهد بود.
پاکستان و سیاست مداران و دستگاه استخباراتی آن کشور هیچ وقت در کوشش آوردن صلح در خراسان‌افغانستان نمی‌باشند. آنها خراسان‌افغانستان را منحیث یک صوبه «ایالت» که صوبه پنجم آن کشور باشد، می‌دانند. نکات بارزی که عمق راهبردی پاکستان در خراسان‌افغانستان را برجسته می‌سازد، عبارت اند از:
1. حمایت بی‌دریغ حکومت، به خصوص دستگاه استخباراتی پاکستان از گروه‌های دهشت افگن؛
2. مداخله ی نظامی پاکستان در خراسان‌افغانستان؛
3. آموزش دهشت افگنان در داخل قلمرو این کشور؛
4. ایجاد اختلاف بین اقوام خراسان‌افغانستان؛
5. ایجاد اختلافات مذهبی بین قوم‌های ساکن کشور (سنی و شیعه)؛
پاکستان همچون سیاستی را در قبـال خراسان‌افغانستان به پیش گرفته، متاسفانه حکومت خراسان‌افغانستان هم از نبود یک راه‌کار درست که بر مبنای آن بتواند، سیاست تقابلی و یا تعاملی پاکستان را جواب‌گو باشد‌، نداشته‌است. از همین خاطر است که پاکستان با دست باز در همه امور حکومت خراسان‌افغانستان مداخله کرده و هدف شوم خود را در خراسان‌افغانستان پیش می‌برد و هیچ هراسی هم ندارد. چون می‌داند که سردمداران حکومت خراسان‌افغانستان از سیاست روشن و مبرهنی در مقابل آن کشور برخوردار نیستند. و یا اگر سیاست روشن دارند از ناگزیری نمی‌توانند آنرا بر ملا سازند و به تأسی از آن با قاطعیت عمل نمایند. پس بر حکومت خراسان‌افغانستان است تا یک راهکار (پالیسی) درست را به اساس منافع ملی ترتیب داده و از آن سیاست خارجی روشن خود در مقابل دشمن و دوست منافع ملی خراسان‌افغانستان پیش برد.
1- حمایت بی دریغ پاکستان از دهشت افگنان: بدین معناست که پاکستان در طول مدت به خاطر اهداف خود از گروه‌های مختلف دهشت‌افگن چه از نوع داخلی یا خارجی بوده حمایت کرده و از آنها در حمله‌های انتحاری‌، بمب گذاری‌، انفجاری، ترور و در کل در بی ثباتی کشور و یا سبوتاژ اقتصادی استفاده نموده‌است.
2- مداخله نظامی پاکستان: این به همه مردم خراسان‌افغانستان معلوم است که پاکستان برای رسیدن به اهداف خود در خراسان‌افغانستان تنها به حمایت از دهشت افگنان بسنده نکرده‌، بلکه شاهد آشکارا مداخله‌ی نظامی ارتش آن کشور در کشور بودیم.
پاکستان در کنار حمایت‌های خود از گروه طالبان و القاعده‌، صد‌ها نیروی ارتش نظامی خود را بر خراسان‌افغانستان به خاطر جنگ بر ضد جبهه‌ی مقاومت ملی اعزام کرده بود، که قسمت بزرگ قوای نظامی پاکستان در قندهار و قندز جا‌به‌جا بودند. در پهلوی ارتش زمینی آن کشور‌، جنگنده‌های پاکستانی خط اول جنگ در تخار را بمباران می‌کردند. اکثر حمله‌ها که به خاطر تصرف تخار هم صورت می‌گرفت‌، تحت فرمان جنـرال‌های پاکستانی مستقر در کندز اجرا می‌گردید.
3-آموزش تروریست‌ها در داخل خاک خود: این نکته کاملا برملا و آشکار است که پاکستان صد‌ها جایگاه به خاطر تمرین خرابکارانه برای دهشت افگنان در داخل خاک خود ایجاد کرده و از آن در جهت پیشبرد تربیه و آموزش آنها استفاده می‌نماید. که خوشبختانه فعلا اکثر کشور‌ها از آن آگاه هستند و پاکستان را منبع اصلی دهشت افگنان می‌دانند. ولی این که چقدر پاکستان را تحت فشار قرار می‌دهند‌، این بر می‌گردد به راهکار آن کشور‌ها در قبـال پاکستان و راهبردشان در مبارزه با دهشت افگنی.
4-ایجاد اختلاف بین اقوام خراسان‌افغانستان: بدین معنا که از یک قوم در خراسان‌افغانستان پشتیبانی کرده و خود را حامی آن قوم دیگری می‌داند. به خاطر ثبوت این کار رهبران سیاسی و نظامی پاکستان، پیوند زیر را کافیست یک بار نگاه نمایید. با همچون کاری تفاوت و برتری‌ها را در بین اقوام خراسان‌افغانستان دامن زده و از آن بهره برداری نامشروع می‌نماید. در حـالی که تمام اقوام خراسان‌افغانستان باهم برادر و برابر اند.
5- ایجاد اختلاف مذهبی: این ترفند که پاکستان به آن دسترسی پیدا کرد، زمانی شروع شد که مجاهدین خراسان‌افغانستان در آن کشور مهاجر شدند. پاکستان از آن وقت به این راهکار پی‌برد که می‌توان با استفاده از مسایل مذهبی تفرقه خیلی بزرگ را در بین اقوام مسلمان خراسان‌افغانستان ایجاد کرد. به همین سبب از همان اوایل جهاد شروع به تفرقه اندازی مذهبی در بین احزاب مختلف مجاهدین که در پاکستان ایجاد شده بود‌، نمود. یکی را به نام سنی و دیگری را به نام شیعه از یکدیگر دور ساخت.
پاکستان از تداوم جنگ و ناامنی در خراسان‌افغانستان که مسبب اصلی آن خود این کشور است نفع زیادی برد هنوزهم تلاش دارد که این کشور را از ریشه به سوی نابودی سوق دهد. با این همه آیا پاکستان می‌تواند بدون دوستی‌، همزیستی صلح آمیز، خراسان‌افغانستان را کاملاً به طور فزیکی محو و یا این که به حیث ایالت پنجم خود در آورد؟
به هیچ صورت‌، با این طرز و فکر محـال است و جنون، پاکستان نمی‌تواند از طریق فشار تمویل‌، تسلیح و تربیه‌ی مخالفان مسلح در مناطق تحت کنترول خود‌، به این اهداف دست یابد. زیرا سیاست مداران پاکستانی خود می‌دانند که به چنین اهدافی حتی در کوتاه مدت دست نخواهند یافت.
عوامل مهم که سیاسیون و استخبارات این کشور را وا داشته است تا به چنین حرکتی در قبـال خراسان‌افغانستان اتخاذ نمایند‌، همانا نزدیکی هند با خراسان‌افغانستان است زیرا از حرکات این کشور به وضوح پیداست آنان نمی‌خواهند که هند جزئی‌ترین رابط همکاری با خراسان‌افغانستان داشته باشد که این طرز تفکر و اندیشه نزد پاکستان یک اشتباه محض است. زیرا هند کشوریست که در هر مقطع زمانی دوستی و همکاری خود را به خراسان‌افغانستان به اثبات رسانیده است.
از بدو پیدایش کشوری به نام پاکستان در سال ۱۹۴۷ میلادی که تا کنون بیش از شصت سال از عمر آن می‌گذرد، بدون از دوران به ظاهر مطلوب اسلام‌گرایان در دوره‌ی حکومت ژنرال ضیاالحق در اواخر دهۀ ۵۰ و اوایل دهۀ ۶۰ خورشیدی‌، هیچگاه حکومت دلخواه اسلام گرایان که مطابق با فلسفۀ وجودی این کشور اسلامی‌باشد تحقق نیافته است.
رقابت جیواستراتیژیک و جیواکانومیک هند و پاکستان و عدم بهره مندی پاکستان از عمق استراتیژیک در مقابله با این رقیب قدرتمند‌، در برهه‌های مختلفی از عمر کوتاه پاکستان، روابط خارجی این دو کشور موجب بروز بحران‌های درخور توجهی در منطقه شده است‌، حمایت پاکستان از مجاهدین خراسان‌افغانستان در دوران اشغال خراسان‌افغانستان توسط نیروی اتحاد شوروی وقت و همچنان تلاش همیشگی پاکستان برای نفوذ بر دولت خراسان‌افغانستان و ایفای نقش مؤثر در تعیین معادلات سیاسی این کشور‌، در چارچوب همین رقابت منطقه یی قابل تبیین است.
علاوه بر آن موضوع کشمیر و بنگله دیش در کنار مشکلات حاد آیدیالوژیک و تاریخی بین مسلمانان و هندوها‌، موجب تشدید اختلاف میان پاکستان و هندوستان شده و با بروز چندین جنگ مسلحانه و سپس، بعد از هسته‌ایی شدن پاکستان در اواخر دهۀ ۹۰ میلادی نظم جدید امنیتی مبتنی بر بازدارنده‌گی هسته‌یی را در منطقه‌ی جنوب آسیا پدید آورده است. برای کشور کوچکی مثل پاکستان‌، رقابت با یک رقیب منطقه یی قدرتمند مانند هندوستان بسیار دشوار است. این در حـالی بود که در بعد داخلی نیز توان آنرا نداشت تاخواست بنیاد گرایان اسلامی را مبنی بر سهم گیری بیشتر در قدرت را عملی کند واز جانبی هم به مصلحت این کشور هم نبود.
در عین حـال سیاست مداران و به خصوص سازمان استخباراتی آی‌اس‌آی سعی کرد در طول حیات پاکستان‌، نفوذ این نیروهای تندرو را که مانع عمدۀ در سیاست گذاری‌های پاکستان بودند به خارج از مرز پاکستان ” کشمیر هند و خراسان‌افغانستان” متمرکز سازند.
حضور بیشتر این گروه‌ها، در مناطق هم سرحد با خراسان‌افغانستان در ایالت‌های خیبر پشتونخوا و بلوچستان و نزدیکی میان باشنده‌گان دو طرف خط دیورند‌، در زمان حضور نیروهای شوروی وقت توانست تا حدود یک دهه گروه‌های تندرو اسلامگرا مشغول نگه دارد. اما پایان جنگ سرد و خروج اردوی سرخ از خراسان‌افغانستان‌، دو باره می‌توانست برای اسلام آباد مشکل آفرین باشد از این رو لازم بود تا هم به جهت ناتوانی مجاهدین طرفدار اسلام آباد در تشکیل یک دولت فراگیر در کابل و هم با هدف مشغول نگه داشتن دو باره‌ای تندروان در خارج از پاکستان‌، نیروی تازه‌ای پا به میدان گذارد. از همین جهت گروه طالبان به وجود آمد تا آرزو‌های پاکستان را تحقق بخشد.
با این نیرنگ و سیاست نا کار آمد توانست به حیات سیاسی خویش ادامه دهد. در حـالی که اکنون این کشور به یک قدرت اتومی مبدل گشته است اما در واقع تشویش جهان را مبنی بر حفاظت نیروگاه‌های اتومی آن بر انگیخته است. به این معنی که بی ثباتی در این کشور به حدی رسیده است که به گزارش برخی رسانه‌ها امنیت تأسیسات اتومی این کشور را به مخاطره انداخته و از این بابت جهان را نگران ساخته است.
با این حـال‌، حـالا ضرورت محسوس است که این کشور باییست به هر وسیلۀ ممکن تن به دوستی‌، احترام متقابل‌، جلوگیری از نیرنگ‌های سیاسی داده و از دشمنی دیرینه‌ی خود با مردم مسلمان خراسان‌افغانستان دوری جوید زیرا این کشور جز از راه دوستی و حسن همجواری با خراسان‌افغانستان هیچ راه و چاره‌ی دیگری ندارد.
پاکستان باید مسایل قومی و مذهبی را در خراسان‌افغانستان دامن نزند، پایگاه‌های تروریستان را از آنطرف خط دیورند نابود سازد، از تندروان اسلامی به مثابه‌ای ابزار علیه خراسان‌افغانستان استفاده نکرده و بر اصل احترام به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و همزیستی مسالمت با خراسان‌افغانستان مبادرت ورزد، پاکستان باید درک کند که صلح و ثبات در خراسان‌افغانستان به مفهوم واقعی صلح و امنیت در پاکستان است‌، سیاست مداران این کشور باییست حرف‌های علامه اقبـال لاهوری عارف، متصوف و فیلسوف شرق، که روزگاری گفته بود ” که اگر خراسان‌افغانستان ناآرام باشد‌، این کشور به مثابه‌ی قلب آسیا، تمام کشور‌های منطقه در ناآرامی به سر خواهند برد. ” در این جا لازم است توضیح داده شود که منظور از احترام به تمامیت ارضی این است که پاکستان این حق را به خود ندهد که خراسان‌افغانستان با کدام کشور دوستی داشته و یا نداشته باشد.
خراسان‌افغانستان به حیث یک کشور مستقل حق دارد با هر کشوری که بخواهد در ابعاد مختلف مناسبات داشته باشد و این حق طبیعی هر کشور است. مانند این که هیچ حکومتی در خراسان‌افغانستان در بیشتر از شصت سال از عمر پاکستان نگفته که این کشور با کی دوست باشد و با کدام کشور‌ها دشمن‌، بلکه خراسان‌افغانستان می‌خواهد که هند و پاکستان با هم نزدیک باشند و این کشور‌ها خصومت‌های دیرینۀ گذشته را فراموش کرده و صفحه‌ی جدیدی از حیات شان را باز نمایند و این بدون تردید به نفع این دو کشور و خراسان‌افغانستان خواهد بود. پاکستان باید این را فراموش کند که هیچگاهی حکومت دست نشاندۀ پاکستانی را نخواهند پذیرفت زیرا مردم خراسان‌افغانستان‌، مردم آزاده و آزادی دوست هستند و نمی‌خواهند در سیطرۀ دیگران به زنده‌گی خود ادامه دهند.
مردم این مرزو بوم هرگاه چنین نمی بودند‌، وضع کشورشان به این حـالت نمی‌بود این مردم، فقر، گرسنگی و هزاران بدبختی را از بدو پیدایش شان در این خطۀ از جغرافیای جهان، به نام‌های آریانا‌، خراسان کابلستان‌، خراسان‌افغانستان و غیره متحمل شدند اما آزاده گی‌، عزت و وقار خویش را نسبت به هر چیز دیگر ترجیه دادند.
این را هم نباید فراموش کرد گروه طالبان خراسان‌افغانستان هم که اگر در قدرت باشند به این معامله دست نخواهند زد. دولت پاکستان باییست صادقانه به حکم وجدان‌، دور از نیرنگ‌های استخباراتی در مبارزه با تروریزم در منطقه گام بردارد تا به این وسیله نه کودک افغانستانی کشته شود و نه کودک پاکستانی و نه عسکر اروپایی و یا امریکایی که به این هدف وارد منطقه گردیده اند.
به این ترتیب این کشور می‌تواند لکه‌ی بد نامی بین‌المللی را به مثابه‌ی حامی تروریزم‌، تربیت گاه هراس افگنان در جهان‌، از خود دور کرده و خوشبختی خود را در بدبختی دیگران نه بیند. زیرا با این راهکار هیچگاهی روی خوشبختی را نخواهند دید. (طاهری سای آزادی)

۱. ۳. پاکستان چرا در خراسان‌افغانستان مداخله میکند؟
پاکستان به دلیل نزدیکی جغرافیایی و اشتراکات قومی و فرهنگی و اختلافات مرزی، یکی از مهمترین کشورهای تأثیرگذار در تحولات خراسان‌افغانستان است.
از سویی با توجه به اینکه ثبات و امنیت‌سازی همواره یکی از مهمترین اهداف اکثر بازیگران ذینفوذ در خراسان‌افغانستان است، این شرایط موجب شده است که تحولات خراسان‌افغانستان بر روی تعامل بازیگران منطقه‌‌ای و فرامنطقه‌ای با پاکستان، تأثیرات مثبت و منفی داشته باشد.
سابقه روابط دو کشور خراسان‌افغانستان و پاکستان به سال ۱۹۴۷، زمان استقلال پاکستان، باز می‌گردد‌، این دو کشور از همان ابتدا باچالش‌های متعددی مخصوصاً در ارتباط با مسائل مرزی و موضوعات قومی و قبیله‌ای مواجه بوده‌ اند. مرز طولانی دیورند که در دوره استعمار بریتانیا بین دو کشور کشیده شد، هرگز به طور رسمی از سوی دولت خراسان‌افغانستان، حتی در دوره (نخست) گروه طالبان که وفادارترین دولت به پاکستان بود نیز به رسمیت شناخته نشده است. این موضوع لاینحل، از علل اصلی تحرکات پاکستان در خراسان‌افغانستان است.
دشمنی بین پاکستان و هند و جنگ‌ها و درگیری‌ها میان دو کشور به سوءظن بین مقامات کشوری و لشگری پاکستان نسبت به انگیزه‌های حضور هند در خراسان‌افغانستان و هر تعامل نزدیک میان این دو کشور افزوده است‌.
مقامات پاکستانی پس از تجزیه بنگلادش در سال ۱۹۷۱، نسبت به تجزیه بلوچ‌ها در غرب و پشتون‌ها در ولایات مرزی شمال غرب کشور نگرانند. علاوه بر مباحث سیاسی، امنیتی و فرهنگی، پاکستان نفع زیادی در خراسان‌افغانستانی دوست و همسو با سیاست‌های خود در عرصه اقتصادی دارد؛ زیرا باعث خواهد شد که کالاهای پاکستانی به بازارهای آسیای مرکزی راه پیدا کنند. همچنین پاکستان می‌تواند از منابع چشمگیر برق و انرژی منطقه نیز منتفع شود. پاکستان به عنوان یکی از مهمترین همسایگان خراسان‌افغانستان، طبیعتاً از تحولات صورت گرفته در خراسان‌افغانستان تأثیر گرفته و متقابلاً تأثیرگذار بوده است.
تحولات۱۰ سال اخیر نشان از نقش تأثیرگذار پاکستان در تحولات خراسان‌افغانستان دارد. یکی از معضلات داخلی پاکستان نقش بسیار زیاد ارتش و “آی. اس. آی” در فرآیند تصمیم سازی و تصمیم‌گیری در این کشور است. تاکنون نیز علیرغم تلاشی که جهت مبارزه با تروریسم القاعده صورت گرفته است، برخی معتقدند که این کشور شاهد همکاری پنهانی برخی از مسئولین ارتش و آی.اس.آی با گروه‌های تروریستی القاعده و گروه طالبان می‌باشد.
تحولات پاکستان می‌تواند تأثیر مثبت و منفی در ثبات و امنیت خراسان‌افغانستان داشته باشد. دلیل این مدعا؛ یکدست نبودن سیاست در پاکستان و تبعات ناشی از آن‌، استفاده شورشیان افغانی از پناهگاه پاکستانی برای اقامت خود (نمونه اخیر آن کشته شدن بن‌لادن در پناهگاه خود در پاکستان) و نفوذ در مناطقی از خراسان‌افغانستان از جمله در شمال این کشور که سابقاً در آنجا نفوذ نداشته‌اند است. از این رو، این عوامل می‌تواند در تداوم بحران در خراسان‌افغانستان و عدم موفقیت در روند استقرار ثبات و امنیت سازی در خراسان‌افغانستان، نقش زیادی داشته باشد.
پاکستان برای اینکه انسجام سرزمینی خود را تداوم بخشد، مانع از شکل ‌گیری دولتی غیرهمسو در خراسان‌افغانستان می‌شود و تلاش‌های وسیعی را برای ایجاد دولتی تحت‌الحمایه یا تضعیف نهاد دولت در خراسان‌افغانستان صورت داده است. گروه طالبان به عنوان مهمترین بازیگر غیر دولتی در صحنه خراسان‌افغانستان، در جهت شکل‌دهی به یک دولت دوست یا برهم زدن ثبات و امنیت در این کشور، در سیاست خارجی پاکستان اهمیت دارد. در صورتی که در خراسان‌افغانستان دولت غیرهمسو به قدرت برسد، تجربه گذشته حاکی از آن است که بی‌ثباتی و دولت ضعیف، بیشتر می‌تواند منافع ملی پاکستان را تأیید نماید.
برخی در پاکستان معتقدند که در صورت برقراری ثبات و استقرار دولت منسجم در خراسان‌افغانستان، تمامیت ارضی پاکستان می‌تواند با چالش و تهدید مواجه شود؛ از جمله مطرح شدن تمایلات قوم گرایانه در خراسان‌افغانستان. به اعتقاد پشتون‌های خراسان‌افغانستان، خط مرزی دیوراند که مناطق پشتون‌نشین خراسان‌افغانستان و پاکستان را از یکدیگر جدا می‌کند، یک خط جعلی و استعماری بوده و لذا بخش مهمی از مناطق پشتون‌نشین پاکستان، جزو خاک خراسان‌افغانستان است و باید به این کشور بازگردانده شود. این ادعا، امنیت و منافع پاکستان را با خطر جدی مواجه می‌سازد. به علاوه این احتمال که سایر اقوام در جامعه پاکستان نیز مطالبات مشابهی را مطرح سازند، وجود دارد. به همین دلیل، پاکستان از افراط‌ گری و خشونت‌های قومی و مذهبی در خراسان‌افغانستان، تا هنگامی که به اهداف مورد نظر خود دست یابد، حمایت می‌کند.
در دوران حکومت گروه طالبان، پاکستان از بهترین روابط با خراسان‌افغانستان برخوردار بود، اما با روی کار آمدن حکومت کرزی، روابط دو کشور به شدت دچار تنش شد. پاکستان به دلیل عمق کم استراتژیک در مقابل هند و نزدیکی شهر‌های اصلی خود مثل اسلام آباد، کراچی و لاهور به هند، به خراسان‌افغانستان به عنوان گزینه مناسبی برای تبدیل شدن به عمق استراتژیک خود می‌نگرد. اساساً منافع پاکستان در خراسان‌افغانستان، با نزاع پاکستان – هندوستان در پیوند است.
بر این اساس، پاکستان همواره جنبه‌های دیگر سیاست منطقه‌ای خود، نظیر منازعه خود با خراسان‌افغانستان در ارتباط با اختلاف مرزی و پشتونستان و ارتباط خود با آسیای مرکزی وامریکا را در یک بازی بده بستان با هند، مدیریت کرده است. علاوه بر این، خراسان‌افغانستان یک کشور کوهستانی است که عدم امکان جنگ در آن، برای پاکستان مطلوب است. از این رو پاکستان به سمت ایجاد و مدیریت جریان گروه طالبان خراسان‌افغانستان پیش رفت.
در حقیقت سیاست عملی پاکستان در خراسان‌افغانستان پیچیده است. از سویی این کشور، خودش را به صورت حامی اهداف جامعه بین‌المللی و ایالات متحده نشان داده و در دوازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، رسماً پایان حمایتش را از گروه طالبان اعلام کرد، متعاقب آن، این کشور تسهیلات لوژستیکی برای امریکا به منظور تأسیس پایگاه‌های نظامی و پس از آن تسهیلات را برای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، به منظور ایجاد مسیرهای ترانزیتی فراهم آورده است. از سوی دیگر، پاکستان از سایر گروه‌های تروریستی نظیر شبکه حقانی، حزب اسلامی، گروه طالبان افغانی و لشکر طیبه حمایت می‌کند که تاثیر منفی در ثبات و امنیت خراسان‌افغانستان و منطقه دارد.
(آریا سایت انترنتی شبه اطلاع رسانی)

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=24863

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.