یادداشت: تایب احمد
به تازگی گروه طالبان در اقدامی دست به تخریب آرامگاه استاد خلیلالله خلیلی، شاعر بزرگ زبان پارسی در محوطهی دانشگاه کابل زدند که بار دیگر توجهها را به سیاست فرهنگی این گروه در خراسانافغانستان جلب کرده است؛ سیاستی که بسیاری آن را ستیز با هویت و ارزشهای فرهنگی غیرپشتونها میدانند.
خلیل الله خلیلی از برجستهترین چهرههای ادبیات خراسانافغانستان در سده بیستم بود که در سال ۱۳۶۶ خورشیدی در پاکستان درگذشت و طبق وصیتش، در گورستان آوارگان در پشاور کشور پاکستان دفن شد.
در سال ۱۳۹۱، دولت وقت خراسانافغانستان به ریاست حامد کرزی، پیکر او را به کابل منتقل کرد و در کنار آرامگاه سید جمالالدین، در محوطه دانشگاه کابل، با احترام به خاک سپرد.
این مکان نهتنها آرامگاه یک شاعر، بلکه نماد یکی از میراثهای فرهنگی خراسانافغانستان بود؛ تخریب بیدلیل و بدون توضیح آن توسط گروه طالبان، حملهای آشکار به هویت ادبی این سرزمین تلقی میشود.
همزمان، گزارشهایی چند روز قبل منتشر شد که دانشجویان دانشگاه پکتیا برای یک «سفر علمی» به قبر نخستین عامل انتحاری گروه طالبان، در شهرستان گردهچرخه این استان برده شدهاند؛ اقدامی که بهشدت از سوی استادان و فرهنگیان مورد انتقاد قرار گرفته است و آن را “زوال جامعه آکادمیک عنوان کردهاند.”
این سیاستهای متضاد حذف نمادهای فرهنگی پارسیزبان و ترویج نمادهای خشونتبار نشان میدهد که جهتگیری فرهنگی گروه طالبان بر پایه حذف و جایگزینی ارزشها و حافظه تاریخی گروههای غیرخودی است.
منتقدان میگویند گروه طالبان با حذف فیزیکی نمادهای ادبی و هویتی، در پی پاکسازی نرم فرهنگی هستند؛ فرآیندی که پیامدهای عمیق اجتماعی، قومی و زبانی بههمراه دارد.
در گذشته، دانشگاهها بهعنوان مکانهایی برای شناخت تاریخ، زبان و تنوع فرهنگی شناخته میشدند؛ اما اکنون زیر حاکمیت گروه طالبان در برخی مناطق، از آنها برای ترویج روایتهای افراطی بهره گرفته میشود.
این تغییر جهت خطرناک، نهفقط میراث ادبی خراسانافغانستان، بلکه آینده فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را نیز تهدید میکند.
واکنش گسترده شاعران، نویسندگان و کاربران شبکههای اجتماعی به تخریب آرامگاه استاد خلیل الله خلیلی، نشان از نگرانی عمیق جامعه فرهنگی نسبت به این روند دارد.
حذف فیزیکی مزارها، در واقع حذف نمادینِ حافظه تاریخی و جایگاه فرهنگی اقوام غیرپشتون است؛ اقوامی که ستونهای تمدن و زبان این سرزمین را بنا کردهاند.
این عملکر دامنه نفرت را بیشتر میسازد و تنوع فرهنگی را در خراسانافغانستان میخشکاند.
جهان باید از طریق نهادهای فرهنگی و حقوق بشری، این اقدامات را ثبت و پیگیری کند؛ زیرا نابودی میراث مشترک بشری، فقط مسئلهای داخلی نیست.
گروه طالبان باید بداند بدون احترام به هویتهای متکثر، هیچ ثباتی در خراسانافغانستان پایدار نخواهد ماند.
حفظ نماد های فرهنگی اجتماعی، نه یک مطالبه فردی، بلکه دفاع از شرافت فرهنگی یک ملت است باید احترام شود.













