خراسان‌افغانستان و آزمون جامعه‌ی جهانی: بازگشت به مشروعیت از مسیر سازوکار حقوقی و نظامی

خراسان‌افغانستان و آزمون جامعه‌ی جهانی: بازگشت به مشروعیت از مسیر سازوکار حقوقی و نظامی

نویسنده: اسحاق ثاقبی داراب

خراسان‌افغانستان در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود قرار گرفته است؛ سرزمینی با گذشته‌ای از تلاش‌های پی‌درپی برای ساخت دولت مدرن، اکنون بار دیگر زیر سلطه‌ی گروهی قرار دارد که با تکیه بر خشونت، ترس و انحصار، ساختارهای اساسی حکم‌رانی را نابود کرده‌ است.

گروه طالبان، نه نماینده‌ی مردم خراسان‌‌‌افغانستان، بلکه گروهی تمامیت‌خواه با منش فکری افراطی‌اند که نظم سیاسی را از اراده‌ی مردم به گروگان گرفته‌اند.
با این‌همه، بحران امروز این کشور صرفاً یک موضوع داخلی نیست؛ بلکه آزمونی تعیین‌کننده برای نظم حقوقی بین‌المللی و اراده‌ی سازمان ملل متحد در دفاع از اصول جهانی عدالت و حقوق بشر است.

گروه طالبان نه از طریق انتخابات و رضایت عمومی، بلکه از مسیر جنگ و معامله‌ی پشت‌پرده و خشونت مداوم به قدرت رسیدند.

ساختاری که امروز در کابل حاکم است، فاقد قانون اساسی، مجلس نمایندگان منتخب و نهادهای قضایی مستقل، است. تصمیم‌گیری‌ها در حلقه‌ای کوچک و بسته صورت می‌گیرند و مخالفان سیاسی، نخبگان مستقل، زنان، اقلیت‌ها و رسانه‌ها عملاً از عرصه‌ی عمومی حذف شده‌اند.
آن‌چه بر خراسان‌افغانستان حاکم است، نظامی مبتنی بر خشونت ایدئولوژیک و انکار آگاهانه‌ی کرامت انسانی است.
از منظر نظریه‌ی دولت مدرن، گروه طالبان نه دولت‌اند و نه حاکمیت‌شان مشروعیت دارد. اصول سه‌گانه‌ی مشروعیت شامل رضایت مردم، حاکمیت قانون و استقلال نهادها هیچ‌کدام در این ساختار حضور ندارند؛ به‌همین دلیل، اطلاق عنوان «رژیم غاصب» بر آن، هم از منظر حقوق داخلی و هم در چارچوب حقوق بین‌الملل، کاملاً موجه است.

سازمان ملل متحد و تعهدات فراموش‌شده

براساس منشور ملل متحد، تنها حکومتی شایسته‌ی شناسایی و تعامل در جامعه‌ی بین‌المللی است که متعهد به صلح، عدالت و احترام به حقوق بشر باشد.

گروه طالبان اما با اجرای سیاست‌های آشکارا تبعیض‌آمیز، سلب حقوق ابتدایی زنان، سرکوب خبرنگاران، و حذف سیستماتیک اقلیت‌ها، خراسان‌ را از جایگاه یک عضو مؤثر جامعه‌ی بین‌الملل به وضعیت یک «دولت منزوی و فاقد نمایندگی» کشانده‌اند.
با این وجود، واکنش سازمان ملل متحد تاکنون از حد اظهار نگرانی فراتر نرفته است.

این سازمان، که باید مدافع نظم حقوقی جهانی باشد، نمی‌تواند در برابر غصب قدرت، سرکوب خشونت‌بار شهروندان و نقض گسترده‌ی حقوق انسانی سکوت اختیار کند.
در چنین شرایطی، سکوت سازمان ملل به‌معنای پذیرش یک بدعت خطرناک در حقوق بین‌الملل است: این‌که قدرت می‌تواند بدون مشروعیت نیز پذیرفته شود، و این امر امنیت و حقوق سایر ملت‌ها را نیز در درازمدت تهدید خواهد کرد.

راه‌حل: گذار زودهنگام و اقدام بین‌المللی هم‌زمان

بحرانِ موجود کشور ما را نه صرفاً می‌توان با جنگ حل کرد و نه‌تنها با مذاکره؛ بلکه آن‌چه نیاز است، تلفیقی هوش‌مندانه از بازسازی مشروعیت سیاسی در داخل و اعمال فشار بین‌المللی از بیرون است.
در بُعد داخلی، آغاز یک روند گذار ملی حیاتی است. این روند باید شامل موارد زیر باشد:
• تدوین یک میثاق ملی با مشارکت نمایندگان واقعی اقوام، زنان، نخبگان، جامعه‌ی مدنی و نیروهای مقاومت؛
• ایجاد سازوکار عدالت انتقالی برای پاسخ‌گویی به جنایت‌های صورت‌گرفته؛
• طراحی یک نظام انتخاباتی آزاد، قانون اساسی بازبینی‌شده و نهادهای مستقل نظارتی؛
• و تضمین حقوق برابر برای همه‌ی شهروندان، به‌ویژه زنان و اقلیت‌ها.
اما هیچ‌یک از این برنامه‌ها بدون امنیت نسبی، بستر اجرایی نخواهند یافت. از همین‌رو، نقش جامعه‌ی جهانی در حمایت ساختاری، امنیتی و سیاسی از این روند بسیار مهم است.

ضرورت اقدام قاطع بین‌المللی با سازوکار نظامی

در حقوق بین‌الملل، اصل منع توسل به زور دارای استثنائاتی است؛ از جمله دفاع مشروع و اقداماتی که برای حفظ صلح جهانی طبق فصل هفتم منشور ملل متحد اتخاذ می‌شود. طالبان نه یک دولت قانونی، بلکه یک شبکه‌ی فراملی تهدیدزا هستند که امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز به خطر انداخته‌اند. بر این اساس، حمایت از نیروهای مقاومت مردمی (جبهات نظامی) و جامعه‌ی مدنی ضد گروه طالبانی، نه فقط مشروع، بلکه ضروری است.
چنین حمایتی باید سه‌وجهی باشد:
1. شناسایی رسمی و بین‌المللی نمایندگان جبهات نظامی در مجامع جهانی،
2. تأمین منابع شفاف برای نهادهای مدنی، فرهنگی و جبهات؛
3. آموزش و تجهیز هدف‌مند نیروهای مقاومت در چارچوب حقوق بشردوستانه و نظارت بین‌المللی.
در این‌جا، سازمان ملل متحد نه‌تنها می‌تواند، بلکه موظف است با استفاده از ابزارهای حقوقی و دیپلماتیک خود، بستر این حمایت را فراهم کند. سکوت در برابر ستم به مردم خراسان‌افغانستان، به معنای شکستن اعتماد جهانی به این نهاد خواهد بود.

نتیجه‌: صلح پایدار با بازگرداندن حق به مردم

اکنون کشورما نه‌تنها از مشروعیت تهی شده، بلکه به یک زندان بزرگ برای مردمانش بدل گشته است.
گروه طالبان نه نماینده‌ی مردم‌اند و نه شایسته‌ی تعامل جامعه‌ی جهانی. تداوم وضعیت موجود یعنی تقویت افراط‌گرایی، افزایش مهاجرت اجباری، و تهدید بیش‌تر برای امنیت منطقه و فراتر از آن.
تنها راه صلح پایدار، بازگشت حاکمیت به مردم خراسان‌افغانستان است؛ از مسیر عقلانیت سیاسی در داخل و اقدام صریح، مؤثر و مشروع در سطح بین‌المللی. سازمان ملل متحد باید از اهرم‌های قانونی، اخلاقی و سیاسی خود استفاده کرده و نه‌تنها با مشروعیت‌بخشی به گروه طالبان مقابله کند، بلکه نقش فعالی در تغییر این وضعیت ایفا نماید.
خراسان‌افغانستان، امروز بیش از همیشه، به یک جامعه‌ی جهانی با وجدان و فعال نیاز دارد — جهانی که به‌جای پذیرش سکوت، در کنار مردم ایستاده و از حق تعیین سرنوشت، عدالت و آزادی، عملاً دفاع کند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=20869

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.