امام غزالی و روح دین

امام غزالی و روح دین

 

نویسنده: حسیب فقیری

امام غزالی از جمله کسانی بوده که اکثرا بار معنایی و بافت محتوایی ارزش‌های دینی را نسبت به واقعیات و ظواهر بیشتر تحلیل و تجزیه کرده است. او به اصالت و حقیقت مسایل نسبت به همه آنچه که دین را متعارف است اشاره می‌کند.

غزالی عقل را در مبادی اشراق جلال خداوندج حیرت می‌دانست یعنی ظرفیت عقل متحیر می‌شود. زمانی به نگاه عقل به جلال رب العالمین نظر اندازی و سیر سالکان و مریدان را در طلب قرب بحضرت جمال وی دهشت. او در کتاب کیمیای سعادت خود از انسان و ابدی بودن او می‌گوید: “انسان ازلی نیست ابدی است،” این بحث ابدی بودن را در مقاله دیگر تحت عنوان انسان در انتروال حیات به بحث گرفته ام بقول او اگر انسان شهوت و غصب را تحت کنترول خویش در اورد راه رفتن به سعادت ابدی اش را هموار کرده است و اما اگر شهوت و غضب مهار نگردند انسان خود را به فنا داده است و اسفل السافلین مقام بهایم سباع و شیاطین مقام اوست.

در این بین انسان عادت‌های فرشته گونه، بهایمی، سباعی و شیطانی دارد اگر نقش روح فرشته گونه انسان با لباس سباع بهایم و شیطانی پوشش داده شود نهایتا مقام آنان را کسب خواهد کرد و اما اگر شهوت و غصب اسیر وی گردند انسان به اعلی علیین می‎‌رسد، اعلی علیی وی همان درجه ملایکه است و اسیر ساختن شهوت و غضب نیز نزدش سهل می‌گردد.

غزالی عبادت را اوامر او تعالی می‌داند و معاملات را ادب، رفتار، درک، تربیت و شعور دانسته و مهلکات را پاک کردن دل از حسد کینه و کدورت و کبر می‌گوید. دید غزالی در ورای عقبات دین است غزالی منجیات را آراستن دل با اخلاق پسندیده می‌گوید که تفاوت ادب و اخلاق در معاملات و منجیات هست ادب چگونگی تعقیب خط اصل و نظم بخشی مسیر درست است و اخلاق نوع نگاه قلبی باتوجه به فطرت سلیم انسانی است اساسی ترین مساله در باب این موضوع نوع بیداری و نگاه خردمدارانه به این اندیشه است دین عاقبت و غایت مسیر است و روح آن اصل مسیری که انسان باید برای رسیدن به کمال طی نماید. میزان درک افراد در نوع نگاه شان به این مساله متفاوت است ولی جان سخن این است که انسان‌ها در طول تاریخ به روح و جوهر دین توجه نکرده اند، بلکه به رسم و ظواهر توجه داشته اند.

در دین هیچ‌گاهی اصول متعارف تربیت و تغییر در راس هرم قرار نداشته بلکه زمینه نظر به استباط افراد در طول تاریخ به پیش برده شده است اینکه افرادی نظم دین را در دست داشته اند هیچ‌گاهی به اصالت آن ندیده اند بلکه فقط نوع نگاه توام با خودخواهی و تفسیر نامتوزان و قرین با روح غریب مطرح بوده است دین در میان بشر گاهی نظم اصیل اش بافت معنایی نداشته و گاهی ادغام فرهنگ‌ها رسوم بدوی و نگاه قبیله ای بان ادغام شده است.

دلیل ادغام خواسته‌های قبیله‌ای در واقع هراس سردمداران در جهت از دست دادن قدرت و منافع شان بوده است و گاهی بخاطر ابقای این مفکوره بدوی تنها ابزاری بوده که با آن توانسته اند تا به تحکیم و تداوم قدرت و سیطره شان بپردازند. ریشه‌ی این مساله ابتدا به حرکت بی نظم یهودیان و متعاقبا مسلمآنان بوده است. یهودیان در جو دین یهودی غرور و خودخواهی و قداست خویش را با نهایت تکبر و آنانیت زینت داده بودند بعدها جاهلین اعراب نیز ازاین امر پیروی کردند و جوهر اخلاقی دین را زدودن و رسم دین را درجهت سیات سرکوبگرایانه شان بکار گرفته اند.

اگر بصورت فیصدی اشاره شود بدون شک هفتاد فیصد دین گرایان بنام دین به ارزش اخلاقی دین تکریم نکرده و بستر مناسبی برای سلطه گری خود بر قلمروها استفاده نموده اند.

غزالی روح دین را درنگ در امور شناخت، تزکیه و تغییر گفته است حالانکه امروز نه تنها در جهت شناخت کاری صورت نگرفته که بی نظمی دینی را در میان اقشار مختلف کشورهای اسلامی می‌توان دید.

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11791

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.