جریان‌های معاصر اسلامی و گروه اصلاحی بکتاشیه (امکان تشکیل حکومتی مبتنی بر قرائت میانه روانه از اسلام)

جریان‌های معاصر اسلامی و گروه اصلاحی بکتاشیه (امکان تشکیل حکومتی مبتنی بر قرائت میانه روانه از اسلام)

 

نویسنده: مانی فرهمند

مقدمه

قبل از این که به امکان تشکیل حکومت اسلامی میانه رو و جریان‌های طرفدار چنین فرایندی پرداخته شود باید به این پرسش که جریان‌های اسلام میانه رو‌ کدام‌ها اند؟ توجه شود. اسلام میانه‌رو به جریان‌ها و جنبش‌های فکری و مذهبی در اسلام اشاره دارد که به دنبال ایجاد تعادل میان سنت اسلامی و تحولات مدرن هستند. این جریان‌ها معمولاً بر مدارا، گفت‌وگو، عدالت اجتماعی، عقل‌گرایی و اجتناب از افراط‌گرایی تأکید دارند. جریان‌های اسلام میانه‌رو شامل گروه‌های مختلف فکری، مذهبی و سیاسی می‌شوند که به دنبال تفسیر و اجرای تعالیم اسلامی به گونه‌ای هستند که با چالش‌های جهان معاصر سازگار باشد. در این جا به برخی از جنبش‌های که علی‌الرغم ممنوعیت فعالیت‌های شان اما به نحوی مدعی میانه روی اند پرداخته شده است:

۱. اخوان‌المسلمین Muslim Brotherhood: یکی از تأثیرگذارترین جنبش‌های اسلام سیاسی میانه‌رو است که در سال ۱۹۲۸ در مصر توسط حسن‌البنا تأسیس شد. اخوان‌المسلمین به ترکیب اسلام با دموکراسی و پذیرش اصول سیاسی مدرن تمایل دارد و در بسیاری از کشورهای اسلامی به عنوان یک نیروی سیاسی میانه‌رو شناخته می‌شود. با وجود رویکرد میانه‌رو، برخی از شاخه‌های این جنبش به تندروی نزدیک شده‌اند، اما بخش اعظم آن به دموکراسی و مشارکت سیاسی تأکید دارد.

۲. جریان نهضت در تونس: حزب النهضه به رهبری راشد غنوشی یکی از احزاب اسلام‌گرای میانه‌رو در تونس است که بعد از انقلاب ۲۰۱۱ تونس به قدرت رسید. این جریان به دموکراسی، حقوق بشر و تفکیک میان دین و سیاست تأکید دارد. حزب النهضه تلاش کرده است تا اسلام را با اصول دموکراتیک و مدرن همگام سازد و از خشونت و افراط‌گرایی دوری کند.

۳. جنبش عدالت و توسعه AKPدر ترکیه: حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در ابتدا به عنوان یک جریان اسلام‌گرای میانه‌رو مطرح شد که بر توسعه اقتصادی، دموکراسی و اصلاحات سیاسی تأکید داشت. این حزب تلاش کرد تا اسلام را با لیبرالیسم اقتصادی و دموکراسی پارلمانی ترکیب کند. اگرچه در سال‌های اخیر انتقاداتی درباره کاهش تمایل به دموکراسی از سوی این حزب مطرح شده است، اما در ابتدا به عنوان نمونه‌ای از اسلام سیاسی میانه‌رو شناخته می‌شد.

۴. جماعت تبلیغ: جماعت تبلیغ یکی از جنبش‌های اسلامی غیرسیاسی و میانه‌رو است که در هند در اوایل قرن بیستم تأسیس شد. این جماعت بر تبلیغ و ترویج دین از طریق آموزش و ارشاد افراد تأکید دارد و از مشارکت در خشونت‌های سیاسی یا اقدامات افراطی دوری می‌کند. هدف این جنبش اصلاح فردی و بازگشت به اصول اسلام از طریق روش‌های مسالمت‌آمیز است.

۵. سلفی‌های علمی Salafi da’wah: این شاخه از سلفیه با جریان‌های افراطی مانند سلفی‌های جهادی تفاوت دارد. سلفی‌های علمی به بازگشت به اصول اولیه اسلام و پیروی از سنت پیامبر تأکید دارند، اما برخلاف سلفی‌های جهادی از خشونت و شورش پرهیز می‌کنند. آن‌ها بر آموزش، اصلاح فردی و پیروی از علمای دینی تأکید دارند.

۶. جنبش اصلاح‌طلبان شیعه: در میان جوامع شیعه، گروه‌های اصلاح‌طلبی وجود دارند که به دنبال تفسیر نوین از فقه شیعه و هماهنگ‌سازی آن با تحولات مدرن هستند. افرادی مانند آیت‌الله محمد خاتمی در ایران و سید محمدباقر صدر در عراق به عنوان نمایندگان این جریان‌ها شناخته می‌شوند. این گروه‌ها بر اصلاحات اجتماعی، حقوق زنان و دموکراسی تأکید دارند.

۷. جمعیت علمای پاکستان Jamiat Ulema-e-Islam: این جمعیت که در پاکستان فعالیت می‌کند، نماینده دیوبندیان میانه‌رو است و بر آموزش اسلامی، اصلاحات اجتماعی و گفت‌وگوهای دینی تمرکز دارد. برخلاف گروه‌های افراطی، این جمعیت به گفت‌وگوهای بین‌المللی و تعامل با جوامع جهانی توجه دارد.

۸. جنبش اصلاح‌طلبان در مراکش: حزب‌های سیاسی و اجتماعی مانند حزب عدالت و توسعه مراکش به عنوان جریان‌های اسلام‌گرای میانه‌رو شناخته می‌شوند که در سیاست داخلی مراکش نقش فعالی دارند. این جریان‌ها به دموکراسی، حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی پایبندند.

۹. علمای معتدل در کشورهای خلیج فارس: در بسیاری از کشورهای خلیج فارس مانند کویت، بحرین، و قطر، علمای دینی میانه‌رو وجود دارند که بر اصلاحات اجتماعی و مدارا با سایر ادیان تأکید دارند. این علما به دنبال تفسیری مدرن از اسلام هستند که با تحولات جهان امروز همخوانی داشته باشد.

۱۰. جنبش‌های صوفیانه: بسیاری از طریقت‌های صوفیانه در کشورهای مختلف اسلامی به عنوان نمایندگان اسلام میانه‌رو شناخته می‌شوند. طریقت‌هایی مانند قادریه، نقشبندیه، بکتاشیه و دیگر جنبش‌های صوفیانه بر عرفان، عشق الهی، و تسامح دینی تأکید دارند و از خشونت و افراط‌گرایی به دور هستند.

روی هم رفته اسلام میانه‌رو، جریان‌هایی را شامل می‌شود که به دنبال تعادل میان سنت‌های اسلامی و چالش‌های مدرن هستند و تلاش می‌کنند خشونت و افراط‌گرایی را از اسلام دور کرده و به گفت‌وگو، مدارا و اصلاحات بپردازند. این جریان‌ها نقش مهمی در ترویج اسلام معتدل و انسانی در جهان امروز دارند و به دنبال راه‌حل‌هایی برای چالش‌های معاصر جوامع اسلامی هستند.

ضرورت مدارای مذهبی در اسلام مدرن

ضرورت مدارای مذهبی در اسلام مدرن به دلیل تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جهان امروز اهمیت زیادی دارد. با توجه به جهانی شدن، تنوع فرهنگی و مذهبی، و چالش‌های معاصر، *مدارای مذهبی* به عنوان یکی از اصول اساسی می‌تواند به تحقق صلح، همزیستی مسالمت‌آمیز و ارتقای عدالت اجتماعی کمک کند. دلایل ضرورت مدارای مذهبی در اسلام مدرن عبارت‌اند از:

تقویت وحدت در جوامع چندفرهنگی و چندمذهبی: امروز جوامع اسلامی و غیراسلامی از نظر مذهبی و فرهنگی بسیار متنوع شده‌اند. مدارای مذهبی می‌تواند به همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب مختلف کمک کند و از خشونت‌های فرقه‌ای و درگیری‌های مذهبی جلوگیری کند. اسلام با آموزه‌های قرآنی مانند «لا اکراه فی الدین» (در دین هیچ اکراهی نیست)، به تنوع اعتقادی احترام می‌گذارد.

مبارزه با افراط‌گرایی و خشونت دینی: در جهان امروز، افراط‌گرایی دینی و سوءاستفاده از مذهب به عنوان ابزاری برای تفرقه و خشونت، تهدیدی جدی برای جوامع اسلامی و جهانی است. مدارای مذهبی با تشویق به گفت‌وگو، پذیرش تفاوت‌ها و احترام به عقاید دیگران، می‌تواند به کاهش رادیکالیسم دینی و ترویج اسلام معتدل و مدرن کمک کند.

احترام به حقوق بشر و آزادی‌های دینی: مدارای مذهبی بخشی از حقوق بشر و آزادی‌های فردی است. در اسلام مدرن، پذیرش و احترام به حقوق دیگران، از جمله حق انتخاب مذهب، اهمیت دارد. این مسئله باعث می‌شود تا اسلام با ارزش‌های جهانی حقوق بشر هماهنگ شود و تصویری انسانی و رحمانی از اسلام به نمایش گذاشته شود.

تقویت گفتگو و تعاملات بین‌المللی: در دنیای جهانی‌شده امروزی، تعامل میان پیروان ادیان و فرهنگ‌های مختلف اجتناب‌ناپذیر است. مدارای مذهبی می‌تواند به برقراری گفت‌وگوهای سازنده بین اسلام و دیگر ادیان کمک کند. این گفت‌وگوها می‌توانند به کاهش سوءتفاهم‌ها، از بین بردن کلیشه‌های منفی و بهبود روابط بین‌المللی کمک کنند.

پیروی از آموزه‌های اسلامی درباره عدالت و رحمت: در اسلام، عدالت و رحمت از مفاهیم اصلی هستند. مدارای مذهبی به عنوان یکی از جلوه‌های رحمت و عدالت، با اصول بنیادی اسلام همخوانی دارد. پیامبر اسلام (ص) نیز در برخورد با پیروان دیگر ادیان، همواره بر احترام، عدالت و مدارا تأکید داشتند.

تحکیم دموکراسی و حکومت‌های مردم‌سالار: در جوامعی که مدارای مذهبی رعایت می‌شود، امکان گسترش دموکراسی و حکومت‌های مردم‌سالار بیشتر است. در چنین جوامعی، حقوق تمامی افراد، فارغ از مذهب، به رسمیت شناخته می‌شود و فرصتی برای مشارکت همگان در فرآیندهای سیاسی و اجتماعی ایجاد می‌گردد.

پیشرفت و توسعه اجتماعی: مدارای مذهبی می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت اجتماعی و اقتصادی شود. جوامعی که تنوع مذهبی را به رسمیت می‌شناسند و به گفت‌وگو و همکاری میان پیروان مذاهب مختلف اهمیت می‌دهند، فضای مناسبی برای نوآوری، تبادل فرهنگی و علمی و توسعه پایدار فراهم می‌کنند.

بنابرین در اسلام مدرن، مدارای مذهبی نه تنها ضرورتی اخلاقی و انسانی است، بلکه ابزاری مؤثر برای تحقق صلح و امنیت جهانی، مبارزه با افراط‌گرایی و ترویج حقوق بشر محسوب می‌شود. این اصل به مسلمانان کمک می‌کند تا در دنیای چندفرهنگی و پیچیده امروز نقش مؤثری ایفا کنند و از آموزه‌های رحمانی اسلام در جهت همزیستی و عدالت استفاده نمایند.

گروه بکتاشیه

گروه بکتاشیه یک طریقت صوفیانه اسلامی است که در قرن ۱۳ میلادی در آناتولی، ترکیه امروز توسط *حاج بکتاش ولی*، یکی از بزرگان صوفیان، پایه‌گذاری شد. بکتاشیه به عنوان یکی از شاخه‌های عرفان اسلامی تأثیر قابل توجهی بر جامعه اسلامی و به‌ویژه بر ارتش عثمانی داشته است. این طریقت بر عشق، مدارا، و انسان‌دوستی تأکید دارد و همواره به عنوان یک جریان اسلامی میانه‌رو شناخته می‌شود. گرچه مشخص است که بکتاشیه به جای تأسیس یک دولت سیاسی یا حکومت دینی، بیشتر بر اصلاحات فردی و معنوی در سطح جامعه تمرکز داشته است.

ویژگی‌ها و اعتقادات بکتاشیه

۱. آمیزش با عناصر تشیع و عرفان اسلامی: بکتاشیه ترکیبی از آموزه‌های صوفیانه و برخی از عناصر تشیع است. آنان به اهل بیت احترام ویژه‌ای قائل‌اند و بسیاری از آموزه‌هایشان تحت تأثیر اعتقادات شیعی است. در عین حال، بکتاشیه به صوفی‌گری نزدیک‌تر است و به اصول عرفانی مانند تزکیه نفس، عشق الهی و وحدت وجود توجه دارد.

۲. توجه به عرفان و معنویت: یکی از ویژگی‌های برجسته بکتاشیه تأکید بر تصوف و معنو است. پیروان این طریقت به تربیت روحی و رشد معنوی فردی اهمیت می‌دهند و از طریق مراسم‌های عرفانی، ذکر و مراقبه به دنبال تقرب به خدا هستند.

۳. نقش در ارتش عثمانی: طریقت بکتاشیه نقش مهمی در ارتش عثمانی ایفا کرد، به ویژه از طریق ارتباط با ارتش ینی‌چری (سپاه پیاده‌نظام نخبه عثمانی). ینی‌چری‌ها اغلب با آیین‌های بکتاشیه آشنا می‌شدند و این طریقت در میان آن‌ها محبوبیت زیادی داشت.

۴. تسامح دینی و انعطاف‌پذیری: بکتاشیه به دلیل اعتقادات صوفیانه و تمایل به تسامح دینی، به دیگر ادیان و مذاهب رویکردی انعطاف‌پذیر و مداراجویانه دارد. این گروه در طول تاریخ به همزیستی مسالمت‌آمیز با پیروان سایر ادیان و مذاهب شناخته شده است.

۵. شخصیت‌های مقدس و مراسمات ویژه: بکتاشیه به شخصیت‌های مقدسی همچون علی ابن ابی‌طالب، حسین ابن علی و دیگر امامان احترام ویژه‌ای دارند. مراسم‌هایی مانند ذکر، سماع و شعرخوانی در آیین‌های بکتاشیه برگزار می‌شود.

با این حال، اگر فرض کنیم که بکتاشیه درصدد ایجاد یک ساختار حکومتی باشد، آن حکومت بر پایه ارزش‌های زیر بنا خواهد شد:

۱. میانه‌روی دینی: دولت بر مبنای اعتدال و مدارا در تفسیر و اجرای احکام اسلامی عمل می‌کند. افراط‌گرایی، چه دینی و چه سیاسی، در این نوع ساختار جایی نخواهد داشت و همه ادیان و مذاهب در جامعه آزاد خواهند بود تا در صلح و همزیستی عمل کنند.

۲. عدالت اجتماعی: یکی از اصول بکتاشیه عدالت و برابری میان مردم است. در چنین دولتی، همه افراد بدون توجه به نژاد، جنسیت، یا مذهب، از حقوق برابر برخوردار خواهند بود.

۳. آزادی‌های فردی و اجتماعی: در این نوع دولت، آزادی بیان و عقیده به رسمیت شناخته می‌شود. افراد قادر خواهند بود باورها و اعتقادات خود را بدون فشار یا تهدید از سوی حکومت بیان کنند.

۴. مدارای دینی و فرهنگی: بکتاشیه به مدارا با دیگر ادیان و فرهنگ‌ها تأکید دارد. این دولت از تعامل با دیگر فرهنگ‌ها و ادیان استقبال خواهد کرد و به دنبال ایجاد فضای گفت‌وگو و صلح میان جوامع مختلف خواهد بود.

۵. آموزش و پرورش معنوی و عقلانی: بکتاشیه اهمیت زیادی به آموزش و پرورش معنوی و عقلانی می‌دهد. در چنین دولتی، تحصیلات و رشد معنوی افراد ترویج داده می‌شود و علوم و معارف در کنار آموزه‌های دینی جایگاه ویژه‌ای خواهند داشت.

۶. دولت عرفانی و معنوی: بکتاشیه بر عرفان و معنویت تأکید دارد. در یک حکومت مبتنی بر این طریقت، رهبری سیاسی و معنوی از هم جدا نخواهند بود، بلکه تلاش خواهد شد تا ارزش‌های معنوی و انسانی در سیاست و جامعه حاکم باشند.

آموزه های سیاسی بکتاشیه

در مجموع، یک دولت بکتاشیه بیشتر از آنکه دولتی سیاسی باشد، به دنبال ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر ارزش‌های معنوی، اعتدال دینی، و عدالت اجتماعی است. این طریقت بیشتر بر اصلاحات فردی و اجتماعی تأکید دارد تا تشکیل یک حکومت سیاسی متمرکز.

طوری که گفتیم: جنبش بکتاشیه که یک طریقت صوفیانه و عرفانی است، بیشتر بر آموزه‌های معنوی، اخلاقی و انسانی تأکید دارد تا آموزه‌های سیاسی به معنای سنتی. با این حال، برخی آموزه‌های سیاسی غیرمستقیم از ارزش‌ها و اصول این جنبش قابل برداشت است که می‌توان آن‌ها را در قالب دیدگاه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بررسی کرد:

۱. مدارا و همزیستی مسالمت‌آمیز

بکتاشیه به شدت بر مدارا و تسامح دینی و فرهنگی تأکید دارد. این آموزه در سیاست به معنای پذیرش و تحمل تفاوت‌ها و ایجاد همزیستی مسالمت‌آمیز بین ادیان، اقوام و فرهنگ‌ها است. دولت یا جامعه‌ای که بر اساس ارزش‌های بکتاشیه شکل می‌گیرد، از هر گونه تعصب دینی و قومی دوری می‌کند و تکثرگرایی فرهنگی و مذهبی را تشویق می‌کند.

۲. عدالت اجتماعی و برابری

یکی از آموزه‌های مهم بکتاشیه، برابری و عدالت اجتماعی است. در آموزه‌های بکتاشیه، همه انسان‌ها برابرند و هیچ فرد یا گروهی نباید به دلیل نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی یا مذهب برتری داشته باشد. این اصل می‌تواند به یک حکومت عادلانه منجر شود که در آن حقوق همه افراد جامعه به رسمیت شناخته شده و تبعیض وجود نداشته باشد.

۳. ساده‌زیستی و پرهیز از تجمل‌گرایی

یکی دیگر از اصول بکتاشیه ساده‌زیستی و دوری از تجملات دنیوی است. این آموزه می‌تواند به عنوان یک موضع سیاسی ضد فساد و ضد رانت‌خواری تفسیر شود. در حکومتی که بکتاشیه الهام‌بخش آن است، مقامات باید به دور از فساد، تجمل‌گرایی و سوء‌استفاده از قدرت باشند و به خدمت به مردم متعهد باشند.

۴. آزادی فردی و معنوی

بکتاشیه به آزادی فردی و معنوی اهمیت می‌دهد. در این چارچوب، هر فرد باید آزادی در انتخاب باورها و سبک زندگی خود داشته باشد. این اصل به ایجاد جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک کمک می‌کند که در آن حقوق فردی و اجتماعی شهروندان محترم شمرده می‌شود.

۵. عدم خشونت و صلح‌گرایی

آموزه‌های بکتاشیه بر صلح‌گرایی و عدم خشونت تأکید دارد. این جنبش از هرگونه جنگ و خشونت به عنوان راه‌حل سیاسی اجتناب می‌کند و تلاش می‌کند تا از طریق گفت‌وگو و تعامل مسالمت‌آمیز به حل مشکلات بپردازد. در سیاست، این رویکرد به معنای ترویج دیپلماسی، تعاملات بین‌المللی و گفت‌وگوی فرهنگی و دینی است.

۶. خدمت به مردم

بکتاشیه به عنوان یک طریقت صوفیانه، بر خدمت به دیگران به ویژه افراد نیازمند تأکید دارد. این آموزه به نوعی مسئولیت اجتماعی مقامات سیاسی را نشان می‌دهد؛ یعنی سیاستمداران و رهبران باید در خدمت مردم باشند و رفاه و عدالت اجتماعی را در اولویت قرار دهند.

۷. حکومت اخلاقی و معنوی

در بکتاشیه، اخلاق و معنویت جایگاه ویژه‌ای دارد. در سیاست، این به معنای حمایت از یک حکومت اخلاق‌محور است که بر اساس اصول انسانی و معنوی مانند صداقت، عدالت، و شفقت عمل می‌کند. رهبران باید علاوه بر کارآمدی، دارای اخلاق و فضایل معنوی نیز باشند.

۸. مخالفت با استبداد و ظلم

بکتاشیه، همچون بسیاری از جنبش‌های صوفیانه، به آزادی و عدالت گرایش دارد و هر گونه استبداد و ظلم را رد می‌کند. این آموزه می‌تواند به عنوان یک موضع سیاسی علیه استبداد و دیکتاتوری تفسیر شود، به طوری که جامعه یا حکومتی که بر اساس آموزه‌های بکتاشیه شکل می‌گیرد، باید به دنبال حکومتی مبتنی بر عدالت و حقوق بشر باشد.

۹. توجه به آموزش و رشد معنوی

بکتاشیه بر آموزش و رشد معنوی تأکید زیادی دارد. در سیاست، این به معنای ترویج آموزش عمومی، پرورش روحیه تسامح و همبستگی، و سرمایه‌گذاری در فرهنگ و تربیت معنوی جامعه است. حکومت باید به پرورش انسان‌های متعهد به ارزش‌های معنوی و انسانی بپردازد.

خلاصه این که آموزه‌های سیاسی بکتاشیه بر پایه مدارا، عدالت اجتماعی، آزادی فردی، و خدمت به مردم استوار است. اگرچه این جنبش به دنبال ایجاد یک دولت سیاسی نیست، اما اصول آن می‌تواند راهنمایی برای ساختن یک جامعه عادلانه، آزاد و صلح‌آمیز باشد که بر اساس ارزش‌های انسانی و معنوی عمل می‌کند.

گروه بکتاشیه چه گروهی اند؟

تأثیرات و جایگاه تاریخی: بکتاشیه در طول تاریخ تأثیر مهمی در جوامع اسلامی منطقه آناتولی و بالکان داشت و همچنان پیروانی در ترکیه، آلبانی، ایران و کشورهای دیگر دارد. اما پس از فروپاشی ارتش ینی‌چری در قرن نوزدهم، این طریقت با فشارهای سیاسی و دینی زیادی روبه‌رو شد و فعالیت‌های آن محدود گردید.

وضعیت کنونی: امروزه بکتاشیه به عنوان یک طریقت صوفیانه با جمعیت‌هایی کوچک در مناطق مختلف فعالیت دارد و به عنوان یک جنبش معنوی با تمایلات عرفانی و تسامح دینی شناخته می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11256

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.