نویسنده: مانی فرهمند
آغاز سخن
ادیان بسترهای زیادی برای تاویل و تفسیر دارند و ازین رو در هر مقطع از زمان این بسترها توانسته اند چهرههای متفاوتی از ادیان را مورد پذیرش دینداران قرار دهند، ازینرو اسلام به عنوان یکی از ادیان زنده جهان ظرفیت فوقالعاده تفسیر پذیری را دارد که این تفسیر از دین توانسته است تا حوزه گستردهای را بخود اختصاص بدهد که از الهیات، فلسفه، کلام، فقه، عرفان و صوفیه گرفته تا اندیشههای بنیادگرایانه و واگرایانه را شامل شده است. که درین میان این طیف وسیع از برداشتهای مختلف از اسلام را میتوان در دو طیف بزرگ یعنی رویکرد اعتدالگرایانه از اسلام و رویکرد افراط گرایانه را شامل شود.
در این جستار ضمن پرداختن به اعتدالگرایی اسلامی به عنوان رقیب سرسخت و پر جاذبهای اسلامی در برابر قرائتهای متجرانه و فقهی گرایانه رادیکالیسم اسلامی زمینه چشم اندازهای جدیدی را باز میکند.
رویکرد اعتدالگرایی اسلامی
اعتدالگرایی اسلامی (Islamic Moderation) میتواند نقش مهمی در مقابله با اسلام رادیکال ایفا کند. این مفهوم بر اساس تفسیری میانهرو و معتدل از اسلام بنا شده که از افراطگرایی، خشونت و تندروی دوری میکند و به جای آن بر اصولی همچون عدالت، همزیستی، تسامح و احترام به حقوق بشر تأکید دارد. اعتدالگرایی در اسلام پیشینهای بس طولانی تا صدر اسلام دارد و نخستین اعتدالگرای مسلمان شخص خود پیامبر اسلام است و در قرون اولیه اسلامی اعتدالگرایی به اشکال مختلف در مکاتب مختلف کلامی و مذهبی سامان گرفته بود. اما اعتدالگرایی نسل جدید اندیشمندان مسلمان از میان طیف گستردهای از اندیشمندان روشنگر اسلامی برخاسته است.
هدف اصلی اعتدالگرایی در اسلام مقابله با تحجر گرایی مذهبی و تفسیر مدرن از آموزههای اخلاقی و فلسفی اسلام را افاده میکند که با استفاده از کار شیوهها و روشهای جدید در صدد است تا از اسلام تصویری انسانگرایانه ارائه نماید. در ادامه، برخی از روشهایی که اعتدالگرایی اسلامی میتواند برای مقابله با اسلام رادیکال استفاده کند، بررسی میشود:
۱. تفسیر صحیح و معتدل از متون دینی
تفسیر معتدل قرآن و سنت: علمای معتدلگرا با ارائه تفسیری منطبق بر اصول عدالت، رحمت، و همزیستی مسالمتآمیز از قرآن و سنت پیامبر اسلام، میتوانند تفاسیر افراطی و رادیکال را به چالش بکشند. این رویکرد میتواند به جلوگیری از سوءاستفاده رادیکالها از متون دینی برای توجیه خشونت و افراطگرایی کمک کند.
تأکید بر مقاصد شریعت (مقاصد الشریعه): یکی از اصول کلیدی اعتدالگرایی اسلامی تأکید بر مقاصد شریعت است که شامل حفاظت از زندگی، عقل، دین، نسل و مال انسانها است. این اصول میتوانند به عنوان پایهای برای مقابله با تفاسیر خشونتآمیز و تندروانه از اسلام استفاده شوند.
۲. ترویج آموزش و آگاهیافزایی
آموزش دینی صحیح: آموزش صحیح و معتدل اسلامی میتواند به جلوگیری از تأثیرات منفی ایدئولوژیهای افراطی بر جوانان و افراد کماطلاع کمک کند. مدارس، مساجد و دانشگاهها میتوانند نقش مهمی در ترویج فهمی معتدل و صلحآمیز از اسلام ایفا کنند.
آگاهیافزایی عمومی: برنامههای آگاهیافزایی عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی میتوانند نقش مهمی در مقابله با تبلیغات رادیکالها ایفا کنند. با ارائه دیدگاههای معتدل و تبیین پیامهای صلحآمیز اسلام، میتوان از گسترش افراطگرایی جلوگیری کرد.
۳. تقویت جوامع و نهادهای معتدل
حمایت از جوامع مذهبی معتدل: جوامع مذهبی که از اصول اعتدالگرایی پیروی میکنند، میتوانند نقش مهمی در تقویت مقاومت در برابر رادیکالیسم ایفا کنند. این جوامع با تأکید بر ارزشهای همزیستی مسالمتآمیز و احترام به دیگران، میتوانند از افراطگرایی جلوگیری کنند.
همکاری بینالمللی: سازمانها و دولتهای مختلف میتوانند از جوامع و نهادهای معتدلگرا در سطح بینالمللی حمایت کنند تا آنها بتوانند به عنوان سد محافظ در برابر گسترش رادیکالیسم عمل کنند.
۴. گفتگو و تعامل بینمذهبی
تشویق به گفتگو و تسامح بینمذهبی: اعتدالگرایی اسلامی میتواند با تشویق به گفتگو و همکاری بین پیروان ادیان مختلف، فضایی برای همزیستی مسالمتآمیز ایجاد کند. این رویکرد میتواند به کاهش تنشهای مذهبی و جلوگیری از رشد افراطگرایی کمک کند.
تأکید بر مشترکات انسانی و اخلاقی: به جای تمرکز بر تفاوتهای مذهبی، اعتدالگرایی اسلامی میتواند بر مشترکات انسانی و ارزشهای اخلاقی تأکید کند. این میتواند به تقویت روحیه همکاری و همبستگی بین مردم از ادیان و فرهنگهای مختلف منجر شود.
۵. مقابله با عوامل زمینهساز رادیکالیسم
مبارزه با فقر و نابرابری: فقر، نابرابری و بیعدالتی اجتماعی میتوانند زمینهساز رشد افراطگرایی باشند. اعتدالگرایی اسلامی با تأکید بر عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر میتواند به کاهش عوامل زمینهساز رادیکالیسم کمک کند.
مقابله با بیسوادی و فقدان فرصتهای اقتصادی: اعتدالگرایان میتوانند با ترویج آموزش و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوانان، آنها را از افتادن به دام ایدئولوژیهای افراطی بازدارند.
فقاهتی شدن سیاست (نظام شریعت اسلامی)
عمدهترین رکن اسلام رادیکال که زمینه گسترش بنیادگرایی اسلامی را فراهم میسازد فقه اسلامی است. بنابرین تاثیر گذاری فقه بر سایر بسترهای فکری اسلامی است که در کانون تطبیق شریعت اسلامی مفهوم پیدا میکند و عمده ترین رکن آن نیز فقه است و فقه سیاسی در واقع تفسیر سیاسی تک نگاهی را به عنوان تنها جامهای در خور اندام اسلام سیاسی قرار میدهد. فقه اسلامی، که به عنوان علم یا دانش احکام شرعی تعریف میشود، در اساس خود به دنبال تبیین و تعیین قوانین و مقرراتی است که بر مبنای قرآن، سنت پیامبر اسلام، اجماع علما، و قیاس است. فقه به جنبههای مختلف زندگی مسلمانان، از عبادات گرفته تا معاملات و روابط اجتماعی، نظم میبخشد. اما رابطه میان فقه و بنیادگرایی اسلامی موضوعی پیچیده است و نیازمند بررسی دقیق است. در زیر به این رابطه پرداخته میشود:
۱. نقش فقه در شکلدهی به اندیشههای بنیادگرایانه
تفاسیر تندروانه از فقه: برخی از جریانهای بنیادگرای اسلامی از تفاسیر سختگیرانه و تندروانه از فقه اسلامی برای توجیه دیدگاههای افراطی خود استفاده میکنند. این گروهها معمولاً بر اصول ظاهری و خشن فقه تأکید دارند و تفسیرهای محدود و منفی از متون دینی را مبنای عمل قرار میدهند. در این چارچوب، فقه به عنوان ابزاری برای اجرای شدید و بدون انعطاف احکام اسلامی به کار گرفته میشود.
اولویتدادن به احکام جزایی: برخی از بنیادگرایان اسلامی بر اجرای احکام جزایی (مثل حدود) تأکید زیادی دارند و این بخش از فقه را به عنوان نشاندهنده قدرت و اصالت اسلام مطرح میکنند. این نوع استفاده از فقه میتواند به تقویت نگرشهای افراطی منجر شود که بیشتر بر مجازات و سرکوب تمرکز دارد تا بر جنبههای دیگر اسلامی مثل رحمت، عدالت و اخلاق.
۲. تفاوت فقه سنتی و فقه بنیادگرایانه
فقه سنتی و اجتهاد: فقه سنتی اسلامی همواره بر اصول اجتهاد و انعطافپذیری تأکید دارد. در این رویکرد، علمای دینی بر اساس شرایط زمان و مکان و با توجه به تغییرات اجتماعی، تفسیر و اجتهاد میکنند. این رویکرد میتواند مانعی در برابر تندروی و بنیادگرایی باشد، زیرا به دنبال تفسیرهای معتدلتر و معقولتر از احکام اسلامی است.
عدم انعطافپذیری در فقه بنیادگرایانه*: بنیادگرایان اغلب از فقه به عنوان یک مجموعه قوانین ثابت و غیرقابل تغییر استفاده میکنند که باید بدون در نظر گرفتن تغییرات اجتماعی و زمانی اجرا شود. این نگرش میتواند به سختگیری و افراطگرایی منجر شود.
۳. استفاده سیاسی از فقه
ابزار سیاسی: در برخی موارد، فقه توسط گروههای بنیادگرا به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی و قدرتطلبانه مورد استفاده قرار میگیرد. این گروهها ممکن است از فقه به عنوان وسیلهای برای کنترل جامعه و تحمیل دیدگاههای افراطی خود بر دیگران استفاده کنند. این نوع استفاده از فقه میتواند به بنیادگرایی اسلامی قدرت و مشروعیت بخشد.
تشکیل دولتهای دینی افراطی: برخی از گروههای بنیادگرا تلاش میکنند تا با استفاده از فقه، دولتهای دینی مبتنی بر شریعت اسلامی ایجاد کنند که در آنها قوانین فقهی به صورت سختگیرانه و بدون انعطاف اجرا میشود. این نوع حکومتها میتوانند به تقویت بنیادگرایی اسلامی منجر شوند.
۴. نقش آموزش و تفسیرهای معتدل
آموزش صحیح فقه: آموزش صحیح و معتدل فقه اسلامی میتواند به کاهش نفوذ بنیادگرایی کمک کند. ترویج تفسیرهایی که بر اصول عدالت، رحمت، و همزیستی تأکید دارند، میتواند به عنوان سد دفاعی در برابر افراطگرایی عمل کند.
نقش علمای معتدل: علمای معتدل و میانهرو میتوانند با ترویج تفسیرهای منطقی و اخلاقی از فقه، به مقابله با تفاسیر تندروانه و بنیادگرایانه کمک کنند. این علما میتوانند با تأکید بر اجتهاد و نواندیشی دینی، نقش مهمی در تضعیف بنیادگرایی داشته باشند.
نتیجهگیری
اعتدالگرایی اسلامی با ترویج تفسیری معتدل، انسانی و صلحآمیز از اسلام و مقابله با سوءاستفاده از دین برای توجیه خشونت، میتواند نقش کلیدی در جلوگیری از گسترش اسلام رادیکال ایفا کند. با حمایت از آموزش و آگاهیافزایی، تقویت جوامع و نهادهای معتدل، و تشویق به گفتگو و همکاری، میتوان به طور مؤثری با رادیکالیسم مقابله کرد و جامعهای صلحآمیزتر و متعادلتر ایجاد کرد.
و اما رابطه فقه با بنیادگرایی اسلامی رابطهای پیچیده و چندلایه است. در حالی که فقه سنتی اسلامی میتواند به عنوان ابزاری برای ترویج عدالت، همزیستی، و رحمت عمل کند، تفسیرهای سختگیرانه و غیرانعطافپذیر از فقه میتواند به تقویت بنیادگرایی اسلامی منجر شود. استفاده سیاسی از فقه و تأکید بر جنبههای جزایی آن نیز میتواند به گسترش افراطگرایی کمک کند. برای مقابله با بنیادگرایی اسلامی، ترویج آموزشهای معتدل فقهی و حمایت از علمای میانهرو و معتدل ضروری است.