اندرباب قیام امام حسین و حادثه‌ی کربلا

اندرباب قیام امام حسین و حادثه‌ی کربلا

نویسنده: عزیز احمد حنیف

گذشته از رقابت‌های خانوادگی‌ای که از دیرزمانی میان دوخانواده‌ی بنی امیه و بنی هاشم بر سر میزبانی حجاج و رهبری مکه بود و این رقابت در زمان بعثت پیامبر اسلام ص رنگ دیگری به‌خود گرفت و جنگ‌های علی و معاویه و شکل‌گیری امپراتوری‌های اموی و عباسی، پیوند سیاسی و تاریخی‌ای بدین انگیزه‌ی قبیلوی دارد، در رابطه به قیام امام حسین باید گفت:

پس از معاویه، امام حسین، عبدالله بن عمر، عبدالرحمن بن ابوبکر و عبدالله بن زبیر از جمله‌ی فرزندان خلفا و افرادی بودند که هریکی شایسته‌ی مقام خلافت و رهبری مسلمانان پنداشته می‌شد و به‌زور شمشیر از آن‌ها برای یزید بیعت گرفته شده‌بود. از این میان، عبدالله بن عمر،‌ عالِم دین و علاقمند تدریس و ارشاد مردم بود و دلبستگی‌ای به‌سیاست نداشت. عبدالرحمن بن ابوبکر نیز شخص میانه‌رو و طرفدار یکپارچگی مسلمانان بود. عبدالله بن زبیر، سیاست‌مدار و از نفوذ مردمی قابل توجهی برخوردار بود و پیوست با وفات معاویه، منطقه‌ی حجاز و عراق را تصرف کرد و مکه را پایتخت سیاسی خود قرار داد.

امام حسین به‌خوبی می‌دانست که ادامه‌ی حاکمیت موروثی امویان، تاریخ سیاسی مسلمانان را به‌سوی استبداد، ظلم، بی‌عدالتی و سیه‌روزی رقم می‌زند؛ بدین‌لحاظ با مردم عراق که در گذشته‌، پایگاه سیاسی پدرش آنجا بود و پیش‌بینی می‌کرد که مردم خراسان و ماوراء النهر نیز از ایشان حمایت خواهند نمود، راه کوفه را در پیش گرفت.

امویان نیز به‌خوبی می‌دانستند که اگر پای امام حسین به‌کوفه برسد و حمایت عراق تا خراسان و ماوراء النهر را به‌دست بیاورد،‌ باتوجه به خرد سیاسی و جایگاه خانوادگی‌اش ممکن است، علاوه بر عبدالله بن زبیر، مردم مصر و شام تا افریقا نیز با ایشان بیعت نماید و اقتدار امویان از بین برود. به‌همین دلیل، تصمیم گرفتند تا قیام سرکوب گردد و امام حسین کشته شود.

امام حسین وقتی از مکه به‌سوی کوفه حرکت کرد به‌خوبی می‌دانست که در این راه کشته خواهد شد اما خواست، تاریخ آزادی‌خواهی را در برابر استبداد رقم بزند و مسلمانان را به‌پیامدهای خونین و زیانبار حاکمیت‌های ظالم و موروثی متوجه بسازد. از همین‌جاست که نام مبارک ایشان تا پایان تاریخ به‌عنوان الگوی آزادی‌خواهی و عدالت به‌خط زرین ثبت دفتر تاریخ خواهد ماند.

تا قیامت قطع استبداد کرد

موج خون او چمن ایجاد کرد

با شهادت امام حسین، تاریخ سیاسی مسلمانان به‌سوی استبداد رقم خورد و تا امروز که از آن چهارده قرن می‌گذرد،‌ به‌استثنای چند فردی که از حساب انگشتان تجاوز نمی‌کند زمام امور مسلمانان را به‌دست گرفتند و خواستند پایه‌های آزادی و عدالت را استحکام ببخشند، دین، دانش،‌ سیاست و اقتصاد در چنگ و دندان حاکمیت‌های موروثی و استبدادپیشه قرار گرفت و مسلمانان نتوانستند پیام‌های انسانی قرآن و پیامبر را برای جهانیان برسانند و دست فقیهان، متکلمان و اصولیان نیز از وارد شدن به‌مباحث سیاسی به‌گونه‌ای که لازم بود، کوتاه گردید.

رسم بیعت برای گزینش امام یا رییس دولت از بین رفت، مالکیت نظام از مردم گرفته شد، شورا به‌فراموشی رفت، بیت المال مسلمانان، حق شخصی پادشاهان گردید، استقلالیت از دستگاه قضایی سلب گردید و برای فرزندان خلفا و حاکمان معافیت قانونی مطلق داده شد و از سپاه و ارتش برای کشورگشایی، حفظ اقتدار و به‌دست آوردن غنایم استفاده گردید.

با توجه به این مسایل، گرامی‌داشت از سالروز شهادت امام حسین برای پایان بخشیدن به‌استبداد و ظلم و رسیدن به‌نظام اجتماعی انسانی و عدالت‌محور بر تمام مسلمانان لازم است.

البته با احترام کامل به‌دیدگاه‌های مذهبی برادران اهل تشیع، یادآور باید شد که در قاموس آزادی‌خواهی امام حسین و پیش‌تر از آن امام علی، نوحه‌سرایی، روضه‌خوانی، سیاه‌پوشی، عزاداری،‌ برپایی خیمه‌ها و چادرهای سیاه بر خیابان‌ها و … که ضعف و بیچارگی را نشان دهد،‌ نبود.

رمز قرآن از حسین آموختیم

زآتش او شعله‌ها اندوختیم

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11030

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.