بخش نخست
سیدنظیم محمدی
مقدمه
مقدمهای بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا شامل تعیین هدفها، ارزشها، و اصولی است که کشور در روابط خود با دیگر کشورها رعایت میکند. این مقدمه بر اساس عوامل متعددی از جمله منافع ملی، امنیت ملی، ایدئولوژی، تاریخچه، فرهنگ، و شرایط جاری شکل میگیرد. ایالات متحده معمولاً به دنبال تحقیق و توسعه ارتباطات بینالمللی، حفظ امنیت خود و حل و فصل منازعات جهانی است. همچنین، تلاش میکند نقشی فعّال در امور جهانی ایفا کند و ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر را پیشبرد کند سیاست خارجی چین شامل اصول، اهداف، و استراتژیهایی است که این کشور در روابط خود با دیگر کشورها رعایت میکند. متأثر از تاریخچه، فرهنگ، منافع ملی، و موقعیت جهانی خود، چین سیاست خارجی خود را شکل داده است. این مقدمه بر اساس تمایلات و اولویتهای چین در زمینههای مختلف مانند اقتصاد، امنیت، توسعه، و نقش بینالمللی این کشور تدوین میشود در این نوع تحقیق از روش کتاب خانهیی استفاده شده است.
- ایالات متحده آمریکا
- 1. تاریخچه ایالات متحده آمریکا
تاریخچه ایالات متحده آمریکا به دوران کشف و کشتیرانی در قرن شانزدهم باز میگردد، زمانی که کاشفان اروپایی به سواحل این منطقه رسیدند. در سال ۱۶۰۷، استعمار اولیه انگلیسی در جیمزتاون، ویرجینیا تأسیس شد. از آن زمان به بعد، استعمارهای انگلیسی و هلندی در امتداد ساحل شرقی قاره آمریکا رشد کردند.در سال ۱۷۷۶، ایالات متحده به شکل رسمی استقلال خود از انگلستان را اعلام کردند. پس از انقلاب آمریکا، کنوانسیونی توسط نمایندگان از ایالات مختلف به نام مادری دالگت به تصویب رسید که در سال ۱۷۸۹ منجر به تشکیل قانون اساسی ایالات متحده آمریکا شد. جورج واشنگتن به عنوان رئیس جمهور اولین دوره انتخاب شد و دولت ایالات متحده آغاز به کارکرد.
از آن زمان تاکنون، ایالات متحده آمریکا توسعه یافته و رشد کرده است، با تغییرات متعددی در داخل و خارج از کشور، شامل جنگها، توسعه اقتصادی، و تحولات اجتماعی. ایالات متحده همچنین به یکی از قدرتهای برجسته جهانی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و نظامی تبدیل شده است.
- 1. اهداف استراتژیک آمریکا
اهداف استراتژیک آمریکا شامل چندین بعد اصلی است:
- حفظ امنیت ملی: این اهداف شامل محافظت از کشور در برابر تهدیدات نظامی، تروریسم، گسترش سلاحهای جدید، و حملات سایبری است.
- ترویج ارزشهای دموکراتیک: آمریکا سعی دارد ارزشهای دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، و دولت قانون را در سراسر جهان ترویج کند.
- توسعه اقتصادی: آمریکا به دنبال توسعه اقتصادی و افزایش تجارت با سایر کشورها است، همچنین تشویق سرمایهگذاریهای خارجی و تسهیل همکاریهای اقتصادی جهانی را در پیش میگیرد.
- حفظ تعادل قدرت: ایالات متحده به دنبال حفظ تعادل قدرت در سطح جهانی است، از جمله از طریق افزایش توان نظامی و سیاسی و همچنین ایجاد موازنه با رقبای بینالمللی.
- مقابله با تهدیدات جهانی: آمریکا سعی در مقابله با تهدیدات چون گسترش سلاحهای هستهای، پرولیفراسیون سلاحها، تغییرات اقلیمی، و بیماریهای واگیر مانند ویروسهای جدید دارد.
این اهداف به طور معمول به وسیله سیاست خارجی، توافقات بینالمللی، همکاریهای نظامی، و تسهیل تبادلات اقتصادی و فرهنگی دنبال میشوند.
- 1. منافع ملی آمریکا
منافع ملی آمریکا شامل موارد زیر است:
- امنیت ملی: حفظ امنیت و امنیت مردم آمریکا در برابر تهدیدات نظامی، تروریسم، و سایر خطرات بینالمللی از جمله منافع اصلی ملی آمریکا است.
- توسعه اقتصادی: تحقق رفاه اقتصادی ملی از طریق ایجاد شغلها، افزایش تجارت، سرمایهگذاریهای خارجی، و ارتقای سطح زندگی مردم جزء منافع اقتصادی ملی آمریکا است.
- حفظ تعادل قدرت جهانی: حفظ جایگاه و تعادل قدرت در سطح جهانی، از جمله از طریق حفظ نظامیت و توانمندیهای نظامی، تقویت موقعیت اقتصادی، و ترویج ارزشهای فرهنگی و سیاسی، جزء منافع ملی آمریکا محسوب میشود.
- حفظ منافع استراتژیک: حفظ دسترسی به منابع طبیعی، اطلاعات، و مسیرهای تجاری بینالمللی از جمله منافع استراتژیک ملی آمریکا است.
- ترویج ارزشها و ایدئولوژیها: ترویج ارزشهای دموکراتیک، آزادی، حقوق بشر، و دولت قانون به عنوان یکی از ابعاد تعریف کننده منافع ملی آمریکا مطرح است.
این منافع ملی معمولاً توسط سیاست خارجی، توافقات بینالمللی، تعهدات نظامی و اقتصادی، و تعاملات دیپلماتیکی حفظ و تعزیز میشوند.
- 1. رابطه آمریکا باکشورها جهان
رابطه آمریکا با کشورهای دیگر جهان به شکل گستردهای متنوع است و میتواند به صورت دوجانبه یا چندجانبه باشد. برخی از این روابط عبارتند از:
- روابط دوجانبه: آمریکا با بسیاری از کشورها روابط دوجانبه دارد که بر اساس منافع مشترک، تجارت، امنیت، و همکاریهای مختلف از جمله موارد دیگر شکل میگیرد.
- روابط نظامی: آمریکا با برخی کشورها روابط نظامی دارد که شامل توافقات امنیتی، تبادل نیروی نظامی، و همکاری در زمینه آموزش و تجهیز نظامی میشود.
- روابط اقتصادی: اقتصاد آمریکا با کشورهای دیگر تنوع دارد، از تجارت و سرمایهگذاری تا همکاریهای اقتصادی و توسعه صنعتی.
- روابط سیاسی و دیپلماتیکی: آمریکا دارای روابط دیپلماتیکی با بیش از ۱۹۰ کشور است، که شامل ایجاد روابط دیپلماتیکی رسمی، تبادل نمایندگان دیپلماتیک، و همکاری در امور بینالمللی است.
- روابط منطقهای و چندجانبه: آمریکا عضو در بسیاری از سازمانها و اتحادیههای منطقهای و بینالمللی است که شامل حوزههای مختلف مانند امنیت، اقتصاد، و محیط زیست میشود.
در کل، روابط آمریکا با کشورهای جهان به شکل گستردهای تنوع دارد و بسته به شرایط و منافع مختلف، میتواند متغیر باشد.
- چین
عوامل مهمی که در تشکیل مقدمه سیاست خارجی چین موثرند عبارتند از:
- توسعه اقتصادی: چین به دنبال توسعه اقتصادی و افزایش تجارت با سایر کشورها است، همچنین تشویق سرمایهگذاریهای خارجی و ارتقای سطح زندگی مردم خود.
- حفظ امنیت ملی: چین تلاش میکند امنیت خود را در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی داخلی و خارجی حفظ کند.
ارتقای نقش بینالمللی: چین به دنبال افزایش تأثیر و نقش خود در امور بینالمللی است و میخواهد به عنوان یکی از قدرتهای برجسته جهانی شناخته شود.
حفظ حقوق و منافع ملی: چین توجه خاصی به حفظ حقوق و منافع ملی خود، از جمله منافع اقتصادی، منابع طبیعی، و توسعه فناوری دارد.
این عوامل و اهداف معمولاً با استفاده از توافقات بینالمللی، همکاریهای اقتصادی، تبادلات دیپلماتیک، و تدابیر سیاست خارجی متعدد دیگری از جمله سیاستهای چین در روابط بینالمللی شکل میگیرند.
- 2. تاریخچه کشور چین
تاریخچه کشور چین یکی از دیرینهترین و پرتاریخترین تاریخچههای جهان است، که به هزاران سال قبل از میلاد بازمیگردد. در اینجا یک خلاصه از تاریخ چین ارائه میشود:
- دورههای باستانی: چین یکی از مهمترین مراکز تمدن در دورههای باستانی بوده است. دورههایی مانند دیناستیهای شانگ، چو، و هان، که برخی از قوانین و سیاستهای مدرن چین را تأثیرگذار کردهاند، در این زمان شکوفا شدند.
- دوره متوسطه: در این دوره، امپراتوریهای مختلفی در چین وجود داشتند، از جمله دودمانهای تانگ، سونگ، و مینگ. این دورهها با توسعه اقتصادی، علم و فرهنگی مانند چاپ، فلسفه، و هنر معروف بودند.
- دوره مدرن: در قرن نوزدهم و بیستم، چین با مشکلاتی مانند تقسیم بندی امپراتوری، جنگهای داخلی، و تداخل امپریالیسم خارجی مواجه شد. این دوره با شکلگیری جمهوری چین در سال ۱۹۱۲ و پس از آن با جنگ داخلی، اشغال چین توسط ژاپن در دوره جنگ جهانی دوم، و پیدایش جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ به پایان رسید.
- دوره معاصر: از سال ۱۹۴۹ تاکنون، جمهوری خلق چین تحت حکومت حزب کمونیست چین (CPC) قرار دارد. چین در این دوره با توسعه اقتصادی چشمگیر، تغییرات اجتماعی، و توسعه نظامی به یکی از قدرتهای برجسته جهانی تبدیل شده است.
در کل، تاریخ چین نشاندهنده تحولات گسترده و چندپهلوی است که این کشور از دوران باستان تا به امروز تجربه کرده است و نقش بسیار مهمی در تاریخ و فرهنگ جهان ایفا کرده است.
- 2. اهداف استراتژیک چین
اهداف استراتژیک چین شامل موارد زیر است:
- حفظ امنیت ملی: یکی از اهداف اساسی چین، حفظ امنیت و تمرکز بر پیشگیری از هر گونه تهدید نظامی یا امنیتی به کشور است.
- توسعه اقتصادی: چین به دنبال توسعه اقتصادی پایدار و افزایش رفاه مردم است. این شامل رشد اقتصادی، افزایش تولید، ایجاد شغلها، و بهبود زیرساختهای کشور است.
- تقویت نقش بینالمللی: چین به دنبال تقویت نقش خود در امور بینالمللی است و میخواهد به عنوان یکی از قدرتهای برجسته جهانی محسوب شود.
- حفظ منافع استراتژیک: چین توجه خاصی به حفظ منافع استراتژیک خود دارد، از جمله منافع اقتصادی، منابع طبیعی، و امنیت ملی.
- تحقق وحدت ملی: یکی از اهداف استراتژیک چین، حفظ و تحکیم وحدت و استقرار ثبات در کشور است.
ترویج ارزشها و ایدئولوژیهای خود: چین سعی دارد ارزشها و ایدئولوژیهای خود، از جمله اشتراکگذاری مدل توسعه چینی و تأکید بر حاکمیت احتمالی خود را ترویج کند.
این اهداف استراتژیک توسط چین از طریق سیاستهای خارجی، همکاریهای بینالمللی، توافقات اقتصادی، و تدابیر امنیتی اجرا میشود.