✍️سید محمد ثقفى
بخش پنجم
۳ ـ خرد
اخوانالصفاییها عقل را معتبر میشمارند. از این رو، گروهی آنان را از معتزله میدانند که همواره به فرمانروایی خرد اقرار داشتند. آنان عقل را رئیس خود میگرفتند؛ زیرا خداوند نیز عقل را سرور و مهتر فاضلان قرار دادهاست. هر کس ریاست و مهتری عقل و خرد را نمیپذیرفت، شایستهی دوستی اخوانالصفا نبود و آنان نیز از وی دوری میجستند و با او همنشینی نمیکردند و دانشها و دانستههای خود را برای او آشکار نمیساختند.
۴ ـ نفس و لواحق آن
اخوانالصفا در مورد نفس، گرایش افلاطونی ـ فیثاغوری دارند. نفس جوهری است روحانی، آسمانی و نورانی، زنده به ذات خود، دانا به صورت بالقوه، فعال بهطبع، قابل تعلیم، فعال در اجسام و بهکارگیرنده آنها. نفس تا زمانی که خدا بخواهد، با اجسام حیوانی و نباتی همراه است و آنها را کامل میکند؛ سپس آن اجسام را ترک میگوید و از آنها جدا میشود و به اصل، سرمنزل و مبدا خود بازمیگردد.
۵ ـ انسان
اخوانالصفا میان انسان و جهان مقایسهای به عمل آورده و بر آن شدهاند که جهان، انسان کبیر است و انسان، جهان صغیر. جهان جسم واحدی است دارای اجزا و اعضای فراوان که نفس کلیه واحده به آن حیات میبخشد. انسان نیز بخشی از این جسم جهانی و پرتوی از این نفس کلیه است: «بدان ای برادر که نفس تو یکی از نفوس کوچک است که خود قوتی از قوتهای نفس کلیه است؛ نه درست خود آن و نه جدا از آن؛ همانطور که تن تو بخشی از اجزای جسم جهان است، نه همه جسم جهان و نه جدا از آن.»
اخوانالصفا درباره آزادی انسان در افعال خود از قضا و قدر سخن گفته و درباره آن چنین نظری دارند: قدر، قراردادن چیزی در جایگاهی است که شایسته آن است و قضا، تکلیف مخلوقات به قرار گرفتن در جایگاههای معین خود است. کسی که از آنچه برای او مهیا شدهاست، عدول نماید و از قضای الهی خارج شود، مستوجب عذاب است. انسان میتواند از حدود قضای الهی خارج شود و این خروج، شر است و فعل شر از افعال خدا نیست، چنانکه جبریون میگویند؛ و نیز از سوی دیگر، فاعل و خالقی دیگر در برابر خدای یکتا وجود ندارد، چنانکه دوگانهپرستان معتقدند.
اخوانالصفا به بهشت و دوزخ نیز اعتقاد داشتهاند، چنانکه به قضا و قدر نیز معتقد بودهاند و آوردهاند: «بدان و یقین داشته باش که دوزخ، جهان کون و فساد است که زیر فلک قمر واقع است. و بهشت، جهان ارواح است و فراخنای آسمانها. دوزخیان، نفوس متعلق به اجساد حیواناتاند که آلام و رنجها بدانها رسد، نه سایر موجودات عالم.
و بهشتیان، نفوس فرشتگاناند که در جهان افلاک و فراخنای آسمانها جای دارند و درد و رنج و گرسنگی بر آنان عارض نشود.»
۶ ـ اخلاق
اخوانالصفا بر آناند که اخلاق از چند عامل تاثیر میپذیرد:
عامل نخست، مکان است که انسان در آن زندگی میکند. هوا و خاک آن مکان در مزاج او موثرند و اختلاف مزاجها به اختلاف در اخلاق، طبیعت، رنگ، زبان، عادتها، عقاید، مذهب، رفتار، صنعت، اندیشه و سیاست مردم میانجامد.
عامل دوم، ستارگان هستند. طبیعت مردم به دلیل برجهای گوناگونی که در آن متولد شدهاند، با یکدیگر اختلاف دارد. این نظریه را عموم دانشمندان کهن که به تاثیر ستارگان بر زندگی انسان باور داشتند، مطرح کردهاند.
عامل سوم، تربیت و به طور کلی همنشینی و معاشرت با خانواده، دوستان و آموزگاران است.
عامل چهارم، مذهب است که انسان بر اساس آن رشد میکند و از روح تعالیم آن اثر میپذیرد و این تاثیر به صورت خلقوخو در او درمیآید.
طبع را در اخلاق اثر بزرگی است. اخوان طبع مردم را به چهار دسته تقسیم میکنند:
ـ محروران: کسانی که به دلاوری، بیباکی، کمثباتی، زودخشمی، کینهی اندک و تیزهوشی ممتازند.
ـ مبرودان: کسانی که به کودنی و غلظت طبع ممتازند.
ـ مرطوبان: کسانی که به کودنی، بزرگمنشی (سماحت نفس)، فراموشکاری و بیباکی ممتازند.
ـ خشکطبعان: کسانی که به شکیبایی، پایداری و تنگچشمی ممتازند.













