✍️ضمیر آرینپور
احمدشاه مسعود، فرمانده برجسته جهاد و مقاومت، وزیر دفاع پیشین و قهرمان ملی خراسانافغانستان، در ضمن عرصههای نظامی و سیاسی، در حوزههای ادبیات، دانش و آموزش نیز جایگاه ویژهای در تاریخ معاصر این کشور دارد. او از رهبران معدودی بود که در میانه جنگ و ناامنی، آموزش و پرورش را بهعنوان یک محور اساسی در راهبرد مقاومت تعریف کرد.
در تاریخ خراسانافغانستان، هیچ فرمانده ارشد نظامی را نمیتوان یافت که اینگونه به مقولههای ادبیات، دانش و آموزش توجه نشان داده باشد.
فرمانده مسعود در سختترین شرایط جنگی، کتابهای تاریخی، سیاسی، نظامی و استخباراتی را مطالعه میکرد و خود را همواره از اندیشهها و افکار تازه آگاه میساخت. افزون بر این، او به شعر و ادبیات نیز علاقهای ویژه داشت. در این مورد، سخنرانیها، مقالات و کتابهای زیادی وجود دارد که از آن جمله سیده فاطمه موسوی، نویسنده و پژوهشگر برجستهی ایرانی، مجموعهای از اشعار مرتبط با احمدشاه مسعود را گردآوری و با عنوان «عملیات برای ادبیات» منتشر کردهاست.
خانم موسوی در مقدمهی این اثر تاکید نموده که فرمانده مسعود برای زنده نگهداشتن فرهنگ، ادبیات فارسی، معنویت دینی و هویت تاریخی مبارزه میکرد و همین امر او را از بسیاری رهبران نظامی دیگر جهان، متمایز میسازد.
احمدشاه مسعود در ضمن اینکه خوانندهی ادبیات بود، مشوق و حامی نویسندگان، شاعران و دانشمندان نیز بهشمار میرفت. در آن زمان، تعدادی از شاعران نخبهی خراسانافغانستان و منطقه در کنار او چه به شکل حضوری و چه بهگونهای غیرحضوری قرار داشتند و اشعارشان را در پیوند به آزادی، مقاومت، هویت تاریخی و معنویت دینی میسرودند.
کلیپهای دیداری و خاطرات بهجا مانده از آن روزگار نشان میدهد که این نشستهای فرهنگی با سبک خودمانی، بخشی از حیات فرمانده مسعود و مقاومت بودهاست. او به خوبی میدانست که ادبیات میتواند هویت تاریخی و معنویت دینی را زنده نگهدارد، روحیه رزمندگان را تقویت نماید و امید و انگیزه را در جامعه جنگزده، خلق کند.
احمدشاه مسعود در عرصه آموزش پسران و دختران، کارهایی را انجام داد که در تاریخ خراسانافغانستان از اهمیت والای برخوردار میباشد. وی در سال ۱۹۸۸م نخستین مکتب دخترانه را در روستای تاواخ پنجشیر تاسیس کرد. پس از آن، مکاتب دخترانه در دیگر نقاط پنجشیر و ساحات تحت حاکمیتاش، گسترش یافت.
این در زمانی بود که مکاتب پسرانه در سراسر مناطق تحت اداره دولت اسلامی خراسانافغانستان تحت ریاست پروفیسور برهانالدین ربانی، فعال بودند. این اقدام در جامعهای سنتی و در اوج جنگ، جسارت بزرگی بهشمار میرفت. در مناطق تحت ادارهی دولت اسلامی خراسانافغانستان، آموزش دختران پیگیری میشد و مضامین علوم عصری، ادبیات و علوم دینی تدریس میگردید. این اقدام نشان میدهد که او آینده خراسانافغانستان را نه در انزوای فکری و فرهنگی، بلکه در پرورش نسل آگاه و باسواد میدید. همچنان در کنار فرمانده احمدشاه مسعود، نقش پروفیسور برهانالدین ربانی، رئیس جمهور دولت اسلامی و یکی از دانشمندان جهان اسلام را نیز نمیتوان نادیده گرفت. او همیشه از طرحها و عملکردهای فرهنگی و ارتقای سطح دانش از سوی احمدشاه مسعود ارج قایل بود و آن را حمایت مینمود.
نمونه دیگری از توجه فرمانده مسعود به آموزش عالی، طرح تأسیس دانشگاههای البیرونی و بدخشان در سال 1988م، بود. دانشگاه البیرونی در ولایت کاپیسا با دو دانشکده پزشکی و مهندسی و دانشگاه بدخشان با یک دانشکده پزشکی آغاز به کار کردند. این دانشگاهها اکنون، هریک با داشتن نه دانشکده از معتبرترین مراکز علمی کشور بهشمار میآیند.
بنیانگذاری چنین نهادهایی در بحبوحه جنگ، گویای آن است که فرمانده مسعود به تربیت نخبههای علمی و تخصصی برای آینده خراسانافغانستان نگاه راهبردی داشت. به باور او، استقلال واقعی تنها بر پایه دانش، تخصص، ایجاد یک دولت اسلامی معتدل و عدالت اجتماعی، تحقق خواهد یافت. با توجه به این اصل، فرمانده مسعود، صدها و هزاران کادر تخصصی نظامی، اقتصادی، علمی، مهندسی و پزشکی از دولت فروپاشیده کمونیستی را در دولت اسلامی، جذب نمودهبود.
توجه احمدشاه مسعود تنها محدود به داخل خراسانافغانستان نبود. با افزایش مهاجرت خراسانافغانستانیها به تاجیکستان، او با حمایت دولت این کشور، «لیسه سامانیان» را در شهر دوشنبه تاسیس کرد. این مکتب حدود سهدهه پیش ایجاد شد و تمام دانشآموزان، آموزگاران و مدیران آن را مهاجران خراسانافغانستان تشکیل میداد. مدیریت و اداره آن نیز عمدتا بر عهدهی زنان بودهاست.
هدف از ایجاد لیسه سامانیان آن بود که فرزندان دختر و پسر مهاجران از آموزش محروم نمانند و بتوانند در کنار نصاب آموزشی وزارت معارف خراسانافغانستان، زبان روسی و خط سرلیک تاجیکی را نیز بیاموزند تا ارتباط موثرتری با جامعه میزبان برقرار نمایند. این مکتب جلوهای از «دیپلماسی فرهنگی» فرمانده مسعود بود که به مهاجران هویت و امید به آینده میبخشید.
نگاه او به جایگاه زنان در جامعه و آموزش نیز چشمگیر بود. احمدشاه مسعود در یکی از مصاحبههایش صریحا گفتهاست: «در قسمت تحصیل زنان و کار و اینکه زنها بتوانند فعالیت داشته باشند، نهتنها مخالفتی نخواهیم داشت، بلکه آن را تشویق میکنیم.
در خراسانافغانستانی که پس از یک جنگ طولانی به این مرحله رسیده، زنان میتوانند در بازسازی اقتصادی و دیگر عرصهها، نقش عمدهای داشته باشند». او در گفتوگوی دیگری که دربارهی حقوق زنان، چنین بیان کردهاست: «حقوقی که لازم است برای زنها داده شود، کامل وجود دارد. اگر حقوقی را که اسلام برای زنان تعیین کرده به آنان داده شود، بدون شک زنان خود را خوشبخت احساس خواهند کرد. آزادی زنان در خراسانافغانستان بسیار محدودتر از جاهای دیگر جهان است. این محدودیت ناشی از اسلام نیست، بلکه اسلام حقوق بالاتر و گستردهتری برای زنان قایل است.
این محدودیتها برخاسته از عرف و عادات مردم خراسانافغانستان میباشد که بر زنان تحمیل شدهاست. اسلام به فراگیری علم بسیار تاکید کرده و فراگرفتن علم را برای زن و مرد مسلمان فرض دانسته است». این سخنان بیانگر آن میباشد که احمدشاه مسعود درک ژرفی از پیوند میان هویت جمعی، جایگاه زنان و توسعهی اجتماعی داشته است.
او در شرایطی که اندیشههای افراطی مذهبی و قبیلهای در پی حذف کامل زنان از عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بود، آنان را بخش جداییناپذیر جامعه میدانست و حضورشان را در تمام عرصههای شغلی به سود پیشرفت خراسانافغانستان میخواند.
در جمعبندی کلی میتوان گفت که احمدشاه مسعود آموزش و پرورش را سنگبنای مقاومت و فرهنگ را بعد نرم و ماندگار مبارزه و آزادی تعریف کردهبود. او با تاسیس مکاتب و دانشگاهها، حمایت از شاعران و نویسندگان، و دفاع از حقوق زنان، نشان داد که مقاومت صرفا یک رویارویی نظامی نیست، بلکه طرحی تمدنی برای حفظ هویت و ساختن آینده کشور است. همین ویژگیها بود که او را برای همیشه در تاریخ خراسانافغانستان ماندگار ساخته است.













