✍️جلال الدین دانش
حکومت گروه ط-البان بر ادعایی بنا شدهاست که آن را از دیگر قدرتهای سیاسی متمایز مینماید. این حکومت مشروعیت خود را الهی میداند و در نتیجه تمامی احکام و دستورات خود را منتسب به شرع مقدس دانسته و تخطی از آن را گناه قلمداد میکند.
آنچه که در این یادداشت به آن پرداخته میشود پاسخ به این پرسش است که: «پیوند میان حکومت و امر قدسی، چه پیامدی برای تصویر دین در اذهان عمومی و مخصوصا قشر جوان دارد؟». مدعای این یادداشت آن است که عملکرد کنونی گروه ط-البان به بدبینی و فاصلهگرفتن مردم و بهویژه نسل جوان از دین، گزارههای دینی و روحانیت میانجامد که در ادامه به برخی از سازوکارهای این روند و عواملی که آن را در جامعه و مخصوصا نسل جوان تشدید میکنند، اشاره میشود.
۱. فروپاشی مرز میان سیاست و دین
در نظامهای سیاسی متعارف، ناکامی اقتصادی یا محدودیت آزادی به دولت و سیاستگذاران نسبت داده میشود. اما در نظام گروه ط-البان هر محدودیتی از بستن مدارس دختران تا منع اشتغال زنان و محدودیتهای مختلف دیگر، با زبان شریعت توجیه میگردد. اینجاست که مرز میان «تصمیمات سیاسی» و «احکام دینی» از میان رفته و هر نارضایتی از وضع موجود، ناگزیر به دین نسبت داده میشود.
۲. انحصار روایت رسمی از دین
اینکه میان «دین» و «برداشت گروه ط-البان از دین» تفاوت قایل شویم، نیازمند دانش دینی و یا دسترسی به فضای علمی- دینی آزاد است. امروزه دستیابی به این مهم با تعطیلی رسانههای مستقل، محدودسازی مراکز آموزشی دینی، تبعید و یا خاموشی بخش مهمی از عالمان و اندیشمندان منتقد به شدت دشوار شده و در چنین فضایی تنها صدای دینی که در فضای عمومی خراسانافغانستان شنیده میشود، صدای نهادهای مربوط به گروه ط-البان است. در نتیجه کسی که به قرائت دیگری از دین دسترسی ندارد قضاوتش درباره حاکمیت و تصمیمهای مربوط به آن را به کل دین تعمیم میدهد.
۳. ابزاریشدن مفاهیم دینی و بدبینی به گزارهها و کارگزاران دینی
محدودیتهای اعمالشده از سوی گروه ط-البان معمولا بدون استناد به نص دینی عرضه نشده و برای توجیه هرگونه محدودیتی از آیه، حدیث، و سخنان فقها استفاده میشود. برای شهروندان و مخصوصا شهروندی که خود قربانی آن محدودیت است، نص دینی از منبع هدایت به «ابزار توجیه فشار» تبدیل میشود.
به طور مثال وقتی آیهای از قرآن کریم یا یک حدیث نبوی که در حافظه دینی فرد جایگاه والایی دارد، در مقام توجیه محدودیتهای مربوط به آزادی فردی استفاده میشود، منجر به تزلزل پیوند عاطفی و ذهنی فرد با آن گزاره دینی میگردد. پیامد دیگر استفاده ابزاری از مفاهیم دینی، فرسایش اعتبار روحانیون میباشد.
به دیگر سخن زمانی که بخشی از روحانیون در مسیر توجیه و همراهی با حاکمیت قرار میگیرند و بخش دیگر نیز یا خاموش هستند و یا در تبعید قرار دارند، اعتماد عمومی که پیشتر به این صنف وجود داشت، دچار فرسایش میشود. امروزه نشانههایی نیز دیده میشود که جایگاه روحانیت در خراسانافغانستان به یکی از شکنندهترین وضعیتهای دوران معاصر خود رسیدهاست.
سه سازوکاری که تا به اینجا بررسی شد مستقیما زاییدهی خود حکومت است و دو عامل دیگری که در ادامه میآید نیز گرچه از اراده گروه ط-البان خارجاند؛ اما عملکرد این حکومت در تشدید اثرات آنها نقش تعیینکنندهای دارد.
۴. مقایسهپذیری در عصر ارتباطات
نسلهای پیشین داوری خود در رابطهی با اوضاع زندگی را عمدتا بر مقایسه درونجامعهای بنا میکردند. اما امروزه نسل کنونی به خاطر وجود اینترنت، شبکههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، به تجربیات زیسته جوامع دیگر اعم از مسلمان و غیرمسلمان دسترسی مستقیم دارد. هنگامی که این افراد پیشرفت و آزادیهای جوامع دیگر را مشاهده میکنند این پرسش در ذهن آنها نقش میبندد که علت وضعیت نابسامان کشورشان و هموطنانشان چیست؟
پاسخی که در همان لحظه به ذهنشان متبادر میشود این است که حاکمانی شریعتمدار بر آنان حکم میرانند و وضعیت فعلی آنها به خاطر تطبیق همین شریعت است. هر بار که این مقایسه و پرسش تکرار شود، این پاسخ در ذهن استوارتر میشود و اعتبار دین و شریعت بیش از پیش در معرض نقد قرار میگیرد.
۵. جامعه مهاجرت و خلط دین با ساختار حکمرانی
برای مردمان و بهویژه جوانانی که در خارج از خراسانافغانستان زندگی میکنند اوضاع متفاوت است. فشارهای اجتماعی کاهش پیدا کرده، دینداری امر شخصی تلقی میشود و فضا برای پرسشگری آزاد فراهم میباشد. در همین فضاست که ساختار جوامع جدید نیز به چشمشان میآید.
ساختاری که در آن دین از سیاست جداست و دولت مسوول انتخابها و وضع موجود شناخته میشود.در این میان برخی چون در تجربیات خود دین را همراه با وضع نابسامان کشورشان دیدهاند و در جوامع پیشرفته مردمانی از ادیان دیگر و حتی بیدین را مشاهده نمودهاند، اینگونه نتیجهگیری میکنند که پیشرفت آن جوامع به دین و اعتقادات مذهبیشان باز میگردد.
این دیدگاه برای کسی که توانایی تفکیک میان «دین» و «نظام سیاسی منتسب به دین» را ندارد، ممکن است به تغییر جهان بینی دینی، تا آنجا که حتی دین خود را تغییر بدهد منجر شود. این درحالی است که پیشرفت آن جوامع به عواملی همچون شفافیت عملکرد، پاسخگو بودن نهادها و رعایت حقوق شهروندان مربوط میشود، نه به بیدینی یا دیندار بودن مردم.
تذکر
یادداشت حاضر به معنای آن نیست که همه مردم وضعیت مشابهی دارند. کاملا روشن است که بخشی از جامعه برداشت گروه ط-البانی از دین را از خود دین جدا میدانند و خللی در پایبندی آنها به گزارههای دینی ایجاد نمیشود. علاوه بر آن علما و روحانیونی نیز وجود دارند که از برداشت گروه ط-البان از دین فاصله گرفتهاند؛ اما این موضوع نه تنها ادعای این یادداشت را رد نمیکند؛ بلکه دامنه شمولیت آن را روشنتر میسازد. خطر اصلی متوجه کسانی است که به صداهای دیگر دسترسی نداشته و آنها را نمیشنوند و یا توانایی تفکیک دین از برداشت گروه ط-البانی را ندارند.
توضیح
از مجموع آنچه گفته شد دریافتیم که عملکرد کنونی گروه ط-البان از رهگذر سه سازوکار «فروپاشی مرز میان سیاست و دین»، «انحصار روایت رسمی از دین» و «ابزاریشدن مفاهیم دینی و بدبینی به گزارهها و کارگزاران دینی» به بدبینی و فاصلهگرفتن جامعه و بهویژه نسل جوان از دین، گزارههای دینی و روحانیت میانجامد.
افزون بر این، دو عامل دیگر یعنی «مقایسهپذیری در عصر ارتباطات» و «جامعه مهاجرت و خلط دین با ساختار حکمرانی» گرچه از اراده گروه ط-البان خارجاند؛ اما نقش شتاب دهنده را در روند بدبینی جامعه ایفا میکنند؛ چرا که آنچه مردم با جوامع دیگر میسنجند، عملکرد همین حکومت است.
همچنین دریافتیم که پیوند مستقیم حکومت با ادعای نمایندگی الهی، دین را در برابر ناکامیهای حکومت آسیبپذیر میکند و هزینه آن را نه فقط حاکمان، بلکه دین در اذهان عمومی میپردازد. مهار این روند پیش از هر چیز برعهده عالمان و اندیشمندان دینی است؛ چرا که فقدان صدای آنان میدان را برای یکیشدن دین با برداشت حاکم باز میگذارد.
از این رو لازم است تا عالمان منتقد، به ویژه عالمان مقیم در خارج از کشور، با روشنگری خود فاصله دین از برداشت گروه ط-البانی را برای مردم و به ویژه نسل جوان تبیین کنند و اصحاب رسانه نیز صدای آنان را به عموم مردم برسانند. در این صورت است که میتوان تصویر آسیب دیده دین و روحانیت را بازسازی کرد.













