✍️آرزو پرنیان
حنیف رحیمی از جمله بازرگانان خراسانافغانستان است که در کنار فعالیتهای اقتصادی، به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نیز توجه ویژه دارد. او که در استرالیا زندگی میکند، از جمله مهاجرانی است که آموزش، ایجاد فرصتهای آموزشی و گسترش فعالیتهای فرهنگی را بخشی از مسوولیتهای اجتماعی خود میداند.
راهاندازی و پشتیبانی از مکتب فارسی آریانا، مرکز فرهنگی ولیعصر، بنیاد رحیمیان و ایجاد مکتب آنلاین خراسان برای دختران محروم از آموزش، از مهمترین فعالیتهای او در این زمینه به شمار میروند.
با او درباره زندگی، مسیر فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و آرزوهایش برای آینده خراسانافغانستان گفتوگو شدهاست که پیشکش میگردد.
خراسان تایمز: برای آغاز گفتوگو، لطفا خودتان را معرفی کنید.
رحیمی: من حنیف رحیمی، مقیم شهر زیبای ادیلاید در استرالیای جنوبی هستم. از اوایل سال ۲۰۰۱ میلادی در استرالیا زندگی میکنم و در بخش بازرگانی مواد غذایی، با نام «KSM IGA GROUP SA» فعالیت دارم. متاهل و دارای پنج فرزند، دو دختر و سه پسر، هستم. در کنار فعالیتهای اقتصادی، بخشی از زندگیام را به کارهای فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و خیریه اختصاص دادهام.
خراسان تایمز: از دوران آموزش و تجربههای آن سالها برای ما بگویید؟
رحیمی: آموزش ابتدایی را در مکتب چهلباغتوی پشی، مربوط به شهرستان جاغوری استان غزنی، آغاز کردم. در سال ۱۳۵۸ هجری خورشیدی، با گسترش جنگ و درگیریهای مردم با حکومت حزب خلق، مکاتب منطقه ما بسته شد. پس از آن، چند سال در مکتبخانههای محلی، نزد روحانی مسجد، خواندن و نوشتن آموختم.
در سال ۱۹۸۴ میلادی، همراه با خانواده برادر بزرگم به کویته پاکستان مهاجر شدم. در آنجا روزها در یک کارگاه کوچک خیاطی کار میکردم و شبها به مکتب میرفتم. به همین ترتیب، تحصیل خود را تا صنف دوازدهم ادامه دادم.
کار روزانه و درس شبانه آسان نبود؛ اما در آن شرایط، این شیوه زندگی برای ما عادی شدهبود. امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم همان سالها به من پشتکار، مسوولیتپذیری و قدرشناسی از فرصت آموزش را آموخت. پس از آمدن به استرالیا نیز یک سال زبان انگلیسی خواندم تا بتوانم در محیط جدید بهتر زندگی و کار کنم.
خراسان تایمز: از چه زمانی وارد فعالیتهای بازرگانی شدید؟
رحیمی: از حدود چهارده یا پانزدهسالگی وارد بازار شدم و در فروشگاه برادرم فروشندگی میکردم. پس از مدتی، برادرم مرا در کار شریک ساخت و همین اعتماد، انگیزه و مسوولیت بیشتری به من داد.
در سال ۱۹۸۹ میلادی، به صورت مستقل وارد بازرگانی میان ایران و پاکستان شدم. در سال ۱۹۹۷، فعالیت خود را به آسیای میانه گسترش دادم و صادرات محصولات ایرانی به اوزبیکستان را آغاز کردم. تا سال ۲۰۰۰ در اوزبیکستان و مسکو فعالیت داشتم.
این تجربهها شناخت مرا از بازار، فرهنگهای مختلف و روابط بازرگانی بیشتر کرد. در عین حال، محدودیتهای سفر و اقامت با گذرنامه خراسانافغانستان، توسعه کار را دشوار میساخت. این موضوع، در کنار نگرانی درباره آینده خانوادهام، در تصمیم من برای مهاجرت به استرالیا نقش داشت.
خراسان تایمز: مهاجرت شما به استرالیا چگونه اتفاق افتاد و انگیزه اصلی آن چه بود؟
رحیمی: در آن سالها خانوادهام در پاکستان زندگی میکردند و خودم برای بازرگانی بیشتر در آسیای میانه بودم. همواره از خود میپرسیدم: آینده فرزندانم چه خواهد شد؟ در کجا میتوانند با آرامش درس بخوانند و از حقوق و فرصتهای برابر برخوردار باشند؟
بازگشت به خراسانافغانستان، با توجه به جنگ و حاکمیت ط-البان در آن دوره، برای ما امکانپذیر نبود. در پاکستان نیز، با وجود سالها زندگی، همچنان مهاجر بودیم و از بسیاری از حقوق شهروندی محروم میماندیم. نمیخواستم فرزندانم همان نگرانی و بلاتکلیفی را تجربه کنند.
به همین دلیل، در اواخر سال ۲۰۰۰ تصمیم به مهاجرت گرفتم و از اوایل سال ۲۰۰۱ زندگی ما در استرالیا آغاز شد. انگیزه اصلیام فراهمساختن امنیت، فرصت تحصیل و آیندهای باثبات برای خانواده بود؛ در کنار آن، میخواستم بتوانم فعالیتهای بازرگانیام را با اطمینان بیشتری مدیریت کنم.
خراسان تایمز: چه انگیزهای سبب شد در کنار فعالیتهای اقتصادی، به امور فرهنگی و اجتماعی نیز بپردازید؟
رحیمی: تجربه مهاجرت از نوجوانی، مرا نسبت به سرنوشت مردم، زبان و فرهنگ خود حساس ساخته بود. وقتی به استرالیا آمدیم، امکانات و امنیت فراوانی یافتیم؛ اما برای حفظ زبان مادری و انتقال فرهنگ به فرزندانمان، به نهادها و برنامههای بیشتری نیاز داشتیم.
با جمعی از دوستان همفکر، در ایجاد و تقویت انجمن «افغان یونایتد اسوسییشن» سهم گرفتیم. از سالهای نخست عضو این انجمن بودهام و حدود بیست سال مسوولیت روابط عمومی آن را بر عهده داشتهام.
در سال ۲۰۰۳، با همکاری جمعی از فرهنگیان، مکتب فارسی آریانا را تاسیس کردیم و از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ نیز مسوولیت مدیریت آن را داشتم. در سال ۲۰۰۶، تلاش جمعی دیگری را برای ایجاد یک مرکز دینی و فرهنگی آغاز کردیم که در سال ۲۰۱۰ به تاسیس مرکز ولیعصر و خرید ساختمان آن، با کمکهای مالی و دریافت قرضه بانکی، انجامید. چهارده سال نیز به عنوان معاون این مرکز خدمت کردم.
برگزاری نوروز و اعیاد، مراسم دینی و فرهنگی، گرامیداشت سالگرد شهادت استاد مزاری و شخصیتهای نیکنام خراسانافغانستان، پشتیبانی از انجمن دانشجویان خراسانیافغانستانی و پشتیبانی از برنامههای ورزشی جوانان، بخشهایی از این فعالیتها بوده است. برای من، حفظ پیوند اجتماعی و فرهنگی جامعه مهاجر، یک مسوولیت مشترک است.
چه نیازی در جامعه مهاجر ت احساس کردید که به تاسیس مکتب فارسی آریانا انجامید؟
پس از آمدن به استرالیا، خیلی زود متوجه شدیم که فرزندان ما زبان انگلیسی را در مکتب و محیط زندگی میآموزند؛ اما برای یادگیری درست زبان مادری، فرصت منظم و کافی ندارند. نگران بودیم که بهتدریج، ارتباط آنان با ادبیات، تاریخ و حتی بزرگترهای خانواده ضعیف شود.
به همین دلیل، در سال ۲۰۰۳ با همت جمعی از فرهنگیان و خانوادهها، مکتب فارسی آریانا را ایجاد کردیم. هدف ما این بود که فرزندانمان بتوانند در کنار مشارکت موفق در جامعه استرالیا، زبان و ریشههای فرهنگی خود را نیز بشناسند.
خوشحالم که این مکتب همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و من نیز فرصت داشتم بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ بهعنوان مدیر آن خدمت کنم.
خراسان تایمز: از دیدگاه شما، زبان پارسی چه جایگاهی در هویت تاریخی و فرهنگی مردم خراسانافغانستان دارد؟
رحیمی: زبان پارسی یکی از پایههای مهم هویت تاریخی و فرهنگی خراسانافغانستان و بخشی از میراث مشترک حوزه بزرگ تمدنی ماست. این زبان، زبان مولانا، رودکی، فردوسی، سعدی، حافظ و بسیاری از بزرگان ادب و اندیشه است.
پارسی برای ما تنها وسیله گفتوگو نیست؛ زبان خاطره، شعر، دانش و پیوند میان نسلهاست. در خراسانافغانستان نیز نقش مهمی در ارتباط میان مردم مناطق و اقوام مختلف داشتهاست.
من پاسداری از پارسی را همراه با احترام به دیگر زبانهای کشور میدانم. تنوع زبانی و فرهنگی خراسانافغانستان یک سرمایه است و حفظ هر بخش آن، به غنای همه جامعه کمک میکند.
خراسان تایمز: مهمترین دستاورد خود را در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی چه میدانید؟
رحیمی: برای من، ماندگارترین دستاوردها، کارهایی هستند که فرصت یادگیری و پیوند میان نسلها را فراهم میکنند. مکتب پارسی آریانا و مرکز ولیعصر، حاصل تلاش جمعیاند و خوشحالم که در شکلگیری و ادامه فعالیت آنها سهم داشتهام.
این مراکز برای جامعه مهاجر، مانند چشمهای هستند که زبان، فرهنگ و احساس تعلق را زنده نگه میدارند. وقتی میبینم نوجوانی که در استرالیا بزرگ شده، پارسی میخواند و با خانواده و پیشینه خود ارتباط برقرار میکند، احساس میکنم این تلاشها نتیجه دادهاست.
ایجاد مکتب آنلاین خراسان نیز برای من جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا در شرایط محرومیت دختران از آموزش، راهی برای ادامه یادگیری و حفظ امید فراهم میکند.
خراسان تایمز: در مسیر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، با چه چالشی روبهرو شدید که درس مهمی برای شما داشت؟
رحیمی: یکی از بزرگترین چالشهای زندگی من، آغاز دوباره در کشورهای مختلف بوده است؛ از مهاجرت به پاکستان تا فعالیت در آسیای میانه و سپس زندگی در استرالیا. هر بار باید با زبان، قوانین، بازار و محیط تازهای آشنا میشدم و دوباره اعتماد و اعتبار میساختم.
این تجربه به من آموخت که موفقیت تنها به سرمایه مالی وابسته نیست. صداقت، خوشقولی، صبر و توانایی برقراری رابطه با مردم، سرمایههای اساسی یک تاجر هستند.
بازرگانی برای من مانند یک دانشگاه بودهاست؛ دانشگاهی که در آن مسئولیتپذیری، تحمل شکست و تصمیمگیری در شرایط دشوار را آموختهام. همچنین دریافتهام که ارزش موفقیت اقتصادی زمانی بیشتر میشود که بتواند شغل ایجاد کند و فرصتی برای کمک به دیگران فراهم سازد.
خراسان تایمز: چگونه میتوان هویت فرهنگی و زبان پارسی را در میان نسل جوانی که در خارج بزرگ میشوند، حفظ کرد؟
این کار از خانواده آغاز میشود؛ از پارسی صحبتکردن با فرزندان، قصهگفتن، کتابخواندن و حفظ ارتباط آنان با بزرگترهای خانواده. در کنار آن، مکاتب پارسی، کتابخانهها و برنامههای فرهنگی نیز نقش مهمی دارند.
باید زبان و فرهنگ را برای جوانان جذاب و قابل استفاده بسازیم. فیلم، موسیقی، ادبیات، برنامههای هنری و محتوای دیجیتال میتوانند به این هدف کمک کنند. بهتر است خود جوانان نیز در طراحی و اجرای این برنامهها مسوولیت داشته باشند.
حفظ هویت با اجبار و سرزنش نتیجه مطلوب نمیدهد. فرزندان ما باید احساس کنند که میتوانند هم شهروندان موفق استرالیا باشند و هم به زبان و فرهنگ خانوادگی خود افتخار کنند.
خراسان تایمز: تجربه زندگی در استرالیا چه تاثیری بر دیدگاه شما درباره آزادی، عدالت و حقوق شهروندی گذاشته است؟
رحیمی: زندگی در استرالیا برای من معنای عملی امنیت، حقوق شهروندی و حاکمیت قانون را روشنتر ساخته است. وقتی انسان سالها مهاجر بوده باشد، ارزش داشتن حقوق مشخص و فرصت ساختن آینده را بیشتر درک میکند.
این تجربه باور مرا تقویت کرده که کرامت و حقوق انسان نباید به قوم، مذهب، زبان یا جنسیت او وابسته باشد. هیچ جامعهای بینقص نیست؛ اما وجود قانون، امکان اعتراض و فرصت مشارکت، به مردم اجازه میدهد برای اصلاح مشکلات تلاش کنند.
آرزوی من این است که مردم خراسانافغانستان نیز بتوانند بدون ترس و تبعیض زندگی کنند و دختران و پسران کشور از فرصت برابر آموزش و پیشرفت برخوردار باشند.
خراسان تایمز: چه انگیزهای شما را به تاسیس بنیاد رحیمیان سوق داد و این بنیاد چه هدفی دارد؟
رحیمی: سالها در فعالیتهای خیریه، آموزشی و اجتماعی سهم داشتم؛ اما به این نتیجه رسیدم که برای تداوم و اثربخشی بیشتر این کارها، به یک چارچوب منظم نیاز داریم. بنیاد رحیمیان با همین انگیزه شکل گرفت تا این تلاشها هدفمندتر و قابل پیگیری شود.
تمرکز ما بر آموزش، حمایت اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی است؛ بهویژه در جاهایی که محرومیت، فرصت رشد را از مردم گرفته است.
باور من این است که کمک فوری به نیازمندان ضروری است، اما در کنار آن باید زمینه توانمندشدن آنان را نیز فراهم کرد. آموزش از موثرترین راههای رسیدن به این هدف است.
خراسان تایمز: کدام دستاورد بنیاد رحیمیان را نقطه عطفی در فعالیتهای اجتماعی خود میدانید؟
رحیمی: برای من، یکی از مهمترین نقاط عطف، حمایت از ایجاد و تداوم مکتب آنلاین خراسان است. این کار، حمایت از آموزش را به یک مسوولیت پیوسته تبدیل کرده است؛ مسوولیتی که به همکاری آموزگاران، گروه اداریاداری، خانوادهها و حامیان نیاز دارد.
ارزش این دستاورد را زمانی بیشتر احساس میکنم که دختری با وجود محدودیتها به درس ادامه میدهد و برای آینده خود هدف میسازد. فراهمکردن چنین فرصتی، برای من معنای عمیقی دارد.
البته این موفقیت، حاصل کار یک فرد نیست. سهم معلمان، همکاران و همه کسانی که با وقت، دانش یا کمک مالی همراهی میکنند، اساسی است.
خراسان تایمز: ایده تاسیس مکتب آنلاین خراسان چگونه شکل گرفت و چه هدفی را دنبال میکند؟
وقتی راه آموزش بر دختران خراسانافغانستان بسته شد، نمیتوانستم نسبت به آینده آنان بیتفاوت بمانم. تجربه شخصی من از بستهشدن مکتب در کودکی، باعث میشود درد محرومیت از آموزش را بهتر احساس کنم.
با همکاران به این فکر رسیدیم که از امکانات آموزش آنلاین استفاده کنیم تا بخشی از این کاستی جبران شود. هدف مکتب آنلاین خراسان، فراهمکردن آموزش رایگان برای نوجوانان خراسانافغانستان، بهویژه دختران محروم از آموزش، و کمک به ادامه تحصیل آنان است.
میدانیم که آموزش آنلاین همه امکانات مکتب حضوری را ندارد؛ اما میتواند چراغ یادگیری را روشن نگه دارد و نگذارد فاصله شاگردان از درس، هر روز بیشتر شود.
خراسان تایمز: مکتب آنلاین خراسان چه نقشی در فراهمسازی فرصتهای آموزشی برای دختران بالاتر از صنف ششم دارد؟
رحیمی: مکتب آنلاین خراسان تلاش میکند برای شاگردان صنوف هفتم تا دوازدهم، زمینه ادامه آموزش را فراهم سازد. صنفهای منظم، همراهی معلمان و پیگیری وضعیت درسی، به شاگردان کمک میکند ارتباط خود را با آموزش حفظ کنند.
نقش این مکتب تنها در انتقال مطالب درسی خلاصه نمیشود. برای دختری که راه مکتب به رویش بسته شده، داشتن برنامه روزانه، ارتباط با معلم و همصنفیها و احساس پیشرفت نیز ارزشمند است.
البته مشکلات اینترنت، برق و دسترسی به وسایل آموزشی، از چالشهای جدیاند. به همین دلیل، همکاری خانوادهها و حامیان برای ادامه این مسیر بسیار مهم است.
خراسان تایمز: برای گسترش فعالیتهای بنیاد رحیمیان و مکتب آنلاین خراسان چه برنامهای دارید؟
رحیمی: اولویت من، تثبیت و بهبود کیفیت کارهای موجود است؛ از تقویت مدیریت و حمایت از معلمان گرفته تا پیگیری حضور شاگردان و ارزیابی پیشرفت درسی آنان.
در مرحله بعد، میخواهیم با جذب همکاران و حامیان بیشتر، فرصت آموزش را برای شاگردان بیشتری فراهم کنیم. تقویت آموزش زبان انگلیسی، مهارتهای دیجیتال و دسترسی به منابع آموزشی نیز از زمینههایی است که علاقهمند به توسعه آن هستیم.
یکی از آرزوهای ما، ایجاد ارتباط با نهادهای آموزشی معتبر و بررسی راههای ادامه تحصیل شاگردان در مراکز و دانشگاههای بینالمللی است. این هدف به همکاری و فراهمشدن شرایط لازم نیاز دارد.
تعهد من، ادامه حمایت از مکتب آنلاین خراسان و تلاش برای گسترش سنجیده و پایدار آن است؛ به شکلی که با افزایش امکانات، کیفیت آموزش نیز بهتر شود.
خراسان تایمز: با توجه به تجربههای زندگی خود، بزرگترین آرزوی شما برای آینده خراسانافغانستان چیست؟
رحیمی: بزرگترین آرزوی من، خراسانیافغانستانی است که هیچ کودکی به دلیل جنگ، فقر، جنسیت یا هویت خود از آموزش محروم نشود؛ کشوری که مردم آن برای یافتن امنیت و آینده بهتر، ناچار به ترک خانه و وطن نباشند.
آرزو دارم دختران و پسران با فرصت برابر درس بخوانند، کار کنند و در ساختن کشورشان سهم داشته باشند. اختلافهای قومی، زبانی و مذهبی نیز مانع احترام متقابل و زندگی مشترک مردم نشود.
خودم در کودکی بستهشدن مکتب را تجربه کردهام و سالها با دشواریهای مهاجرت زندگی کردهام. امیدوارم نسلهای بعدی خراسانافغانستان مجبور نباشند همان رنجها را تکرار کنند. سهم من در رسیدن به این آرزو، تلاش برای آموزش و فراهمکردن فرصت است؛ هر اندازه که در توانم باشد.
با احترام
حنیف رحیمی













