✍️سید محمد ثقفى
بخش چهارم
رسائل اخوانالصفا
رسالههای اخوانالصفا شباهت بسیاری به یک دانشنامه فلسفی ـ علمی دارد. همه مطالب آن بر پایه نوعی نظام و ساختار ویژه گردآوری شدهاست. این نظام را میتوان از چند جنبه بررسی کرد:
نخست، شکل ناب فلسفی آن است که در این جنبه، از آگاهی مسلمانان از فلسفه فیثاغورثیان، افلاطونیان و ارسطو تاثیر پذیرفته است. بر همین اساس، کتاب به چهار بخش تقسیم میشود:
بخش نخست شامل چهارده رساله در شاخههای گوناگون ریاضیات، یعنی «رسایل ریاضیه تعلیمیه» است که دربرگیرنده حساب، هندسه، علم افلاک، هنرها و صنایع عملی و منطق است. آغاز این بخش از مکتبهای فکری فیثاغورثی و افلاطونی تأثیر پذیرفته و در پایان، رنگ و بوی ارسطویی دارد؛ زیرا در این قسمت، منطق ارسطویی با همان عنوانها و به همان ترتیب بیان شدهاست.
بخش دوم که رنگ ارسطویی دارد، همهی علوم طبیعی، یعنی «رسائل جسمانیهی طبیعیه»، را دربر میگیرد؛به همان صورتی که ارسطو بیان کردهاست. این بخش از هیولی، صورت، زمان، مکان و حرکت آغاز میشود و به آثار علویه میرسد؛ سپس از آن نیز فراتر رفته، به معادن، پس از آن به نبات و سپس به حیوان و انسان میرسد و در پایان با علمالنفس خاتمه مییابد.
بخش سوم شامل ده رساله در مابعدالطبیعه، یعنی «رسائل نفسانیه عقلیه»، است. تأثیر فلسفه یونانی بر این سه بخش کاملاآشکار است؛ زیرا دیدگاهها و گفتههای گوناگون فیثاغوریان، افلاطونیان، نوافلاطونیان و ارسطو در آن دیده میشود.
بدین ترتیب، بخش چهارم، یعنی «رسائل ناموسیه الهیه و شرعیه دینیه» که یازده رساله است، دربرگیرنده مباحث الهیات و موضوعات مربوط به ادیان، مذاهب و تصوف است و آمیزهای از همهی عوامل و عناصری به شمار میرود که بر فلسفه اسلامی تأثیر گذاشتهاند.
پس از این رسائل، رساله دیگری با نام رسالهی جامعه آوردهاند. اخوانالصفا دربارهی این رساله چنین میگویند: «و از پی آن رسائل، رساله جامعه میآید، حاوی هر آنچه در رسالههای پیشین آورده شده و مشتمل بر همه حقایق آنها.»
افزون بر مجموعه رسائل، اخوانالصفا نوشتههای دیگری نیز داشتهاند. در «رساله جامعه»، نوشتههای اخوانالصفا چنین ذکر شدهاست: «المدارس الاربع، الکتب السبعه، الجفران، الرسائل الخمس والعشرون، الرسائل الاحدى والخمسون».
نویسندگان رسائل
نویسندگان رسائل را گروهی از عالمان و دانشمندان اسلامی تشکیل میدادند که چون بهصورت پنهانی و سری فعالیت میکردند، نام آنان بهدرستی شناخته و مشخص نشدهاست.
جمالالدین ابوالحسن قفطی درباره نویسندگان این رسائل گفته است که چون آنان نام خود را پنهان میداشتند، مردم دربارهی هویتشان اختلاف نظر دارند و هر کس بر پایهی حدس و گمان چیزی گفته است. برای نمونه، برخی نگارش رسائل را به یکی از امامان و برخی دیگر آن را به یکی از معتزله نسبت دادهاند.
ابوحیان توحیدی نیز در پاسخ به ابن سعدان، وزیر صمصامالدوله، دربارهی نویسندگان رسائل گفته بود که گمان میکند نویسندگان رسائل پنج تن بودهاند:
۱ ـ ابوسلیمان محمد بن معشر (یا مشعر) بستی مقدسی
۲ ـ ابوالحسن علی بن هارون زنجانی
۳ ـ ابواحمد مهرجانی
۴ ـ علی بن رامیناس عوفی
۵ ـ زید بن رفاعه
در حالی که قفطی، اخوان را از پیروان مکتب معتزله میداند، ابنتیمیه، فقیه حنبلی، آنان را از گروه نصیریه میشمارد که باورهایشان با معتزله مخالف بود.
برخی نیز رسائل را نوشته حضرت علی(ع)، امام جعفر صادق(ع)، حلاج یا غزالی دانستهاند. همچنین اسماعیلیه احترام ویژهای برای این رسائل قائل شدهاند و برخی از آنان این رسائل را پس از قرآن مجید قرار دادهاند.
آرای اخوانالصفا
۱ ـ اخوانالصفا و فلسفه فیثاغوری
رسائل اخوانالصفا از مکتب فیثاغورسی یونان الهام گرفته است و علم حساب در این رسائل جایگاهی شایسته و مهم دارد.
تعداد رسائل اولیه که مشتمل بر ۵۱ رساله است، تصادفی نیست؛ زیرا ۵۱ × ۳ = ۱۷ و عدد ۱۷، تعداد رسائل جسمانی طبیعیه است که این عدد در عرفان یهود نیز دارای نقش است. افزون بر این، به عقیدهی مغیره، عارف شیعی، در روز ظهور امام مهدی(عج)، شمار کسانی که دوباره زنده خواهند شد، ۱۷ نفر است.
کراوس، یکی از پژوهشگران اروپایی که درباره جابر بن حیان، شاگرد امام صادق(ع)، مطالعات فراوانی دارد، معتقد است که میان رسائل اخوان و نوشتههای جابر ارتباط عمیقی وجود دارد. این ارتباط را میتوان از کاربرد اعداد نیز دریافت. جابر عدد ۱۷ را که نزد فیثاغوریان و در حکمت آنان بسیار مهم است، کلید فهم طبیعت میداند. این عدد در اسلام نیز قابل توجه است؛ زیرا شمار رکعتهای نماز برابر با ۱۷ است. بنا بر روایتها، امیرالمؤمنین علی(ع) در هر روز ۵۱ رکعت نماز میگزارد.
حروف نیز نزد اخوان دارای معناهای ویژهای بودند. از دیدگاه اخوان، اعداد نهتنها با کتاب طبیعت ارتباط دارند، بلکه با کتاب وحی نیز در پیوند هستند و این رابطه بهوسیله ارزش عددی حروف الفبای عربی ـ که زبان مقدس اسلام است ـ برقرار شدهاست. آنان این هماهنگی میان اعداد و حروف را پیروی از «حروف جمل» میدانستند که در میان دانشمندان اسلامی معمول بودهاست.
۲ ـ خدا
خدا موجودی است و برهان وجود او، مظاهر حکمت و عنایت و آفرینش است؛ مخلوقی که به استوارترین و دقیقترین شکل پدید آمده، بر وجود خالقی حکیم دلالت دارد.
در گیاه تأمل کن! شکلها و رنگها و گلها، انواع میوهها و بوها و طعمهای آن را میبینی و آنگاه به ضرورت درمییابی که آن را خالقی حکیم آفریدهاست.
به حیوان بنگر؛ اختلاف انواع، شکلها و صداهای آن را مشاهده میکنی. میبینی که پارهای در هوا، برخی در آب و بعضی در غارها و دشتها زندگی میکنند. پس از آنچه میبینی، به شگفتی فرو میروی و عظمت خدای بخشنده را تسبیح میگویی.













