✍️نوید رهیاب
کشفهای تازه اخترشناسان نشان میدهد که جهان بسیار شگفتانگیزتر از آن چیزی است که تصور میکنیم؛ حتی ممکن است برخی سیارهها پس از مرگ ستارهای که منظومهاش را شکل داده بود، دوباره متولد شوند.
تصور کنید ستارهای میلیاردها سال زندگی کرده، نور و انرژی تابانده و سرانجام به پایان عمر خود رسیدهاست. در نگاه نخست، شاید گمان کنیم با خاموششدن چنین ستارهای، داستان سیارههای اطراف آن نیز به پایان میرسد. اما جهان همیشه مطابق تصور ساده ما رفتار نمیکند. پژوهشهای تازه اخترشناسان نشان میدهد که بقایای ستارههای مرده ممکن است شرایطی برای شکلگیری نسل تازهای از سیارهها فراهم کنند؛ پدیدهای که اگر با بررسیهای بیشتر تایید شود، درک ما از تولد و مرگ منظومههای سیارهای را تغییر خواهد داد.
در اوایل اکتوبر ۲۰۲۶، پژوهشگران با بررسی دادههای تلسکوپهای فضایی، از جمله هابل و زرهبین نقشهبردار سیارههای فراخورشیدی ناسا، به شواهدی درباره جرمی سیارهمانند دست یافتند که به دور یک کوتوله سفید میچرخد.
کوتوله سفید، هسته بسیار فشرده و داغی است که از برخی ستارهها پس از پایان مرحله اصلی زندگیشان باقی میماند. این جرم آسمانی در فاصله تقریبی ۲۵۰سال نوری از زمین قرار دارد و مدار آن به دور ستاره میزبانش تنها حدود ۴٫۴ روز طول میکشد.
اهمیت این کشف فقط در شناسایی یک سیاره دوردست نیست؛ نکته هیجانانگیز آن است که شواهد موجود احتمال میدهد این سیاره از موادی شکل گرفته باشد که پس از مراحل پایانی زندگی ستاره به محیط اطراف آن بازگشتهاند. به همین دلیل، اخترشناسان آن را با مفهوم «سیاره نسل دوم» مرتبط میدانند؛ یعنی جهانی که ممکن است پس از پایان عمر ستاره و از بقایای آن شکل گرفته باشد. البته ماهیت دقیق این جرم و چگونگی شکلگیری آن هنوز به بررسیهای بیشتر نیاز دارد.
اما چگونه میتوان سیارهای را کشف کرد که صدها سال نوری از زمین فاصله دارد؟
برای پاسخ به این پرسش، باید بدانیم که اخترشناسان معمولا نمیتوانند سیارههای فراخورشیدی را مانند ماه یا سیارههای منظومه شمسی با جزییات مستقیم ببینند. فاصله بسیار زیاد، نور شدید ستاره میزبان و کوچکی سیارهها، مشاهده آنها را دشوار میسازد. بنابراین، دانشمندان از روشهای غیرمستقیم استفاده میکنند.
یکی از این روشها، بررسی کاهش بسیار اندک نور ستاره است. اگر سیارهای از مقابل ستاره خود عبور کند، ممکن است بخشی از نور آن را بپوشاند. زرهبینها با اندازهگیری منظم این تغییرات میتوانند وجود یک سیاره را تشخیص دهند.
روش دیگر، بررسی حرکت ستاره است؛ زیرا نیروی گرانشی سیاره باعث میشود ستاره نیز حرکت بسیار کوچکی داشته باشد. دانشمندان با اندازهگیری این حرکت میتوانند درباره جرم و مدار سیاره اطلاعات به دست آورند.
روشهای پیشرفتهتر، مانند بررسی نور عبوری از جو سیاره، به پژوهشگران کمک میکنند درباره ترکیبات شیمیایی جو آن نیز اطلاعات کسب کنند. در برخی شرایط میتوان نشانههایی از بخار آب، دیاکسید کربن، متان و مواد دیگر را بررسی کرد. با اینحال، یافتن یک ترکیب شیمیایی بهتنهایی به معنای کشف حیات نیست؛ زیرا بسیاری از مواد میتوانند در شرایط غیرزیستی نیز به وجود آیند.
آیا ممکن است در این جهانهای دوردست زندگی وجود داشته باشد؟
این پرسش یکی از انگیزههای اصلی جستوجوی سیارههای فراخورشیدی است. دانشمندان میخواهند بدانند آیا زمین تنها جهانی است که شرایط مناسب برای پیدایش حیات را دارد یا اینکه در بخشهای دیگر کهکشان نیز محیطهایی مشابه وجود دارند.
یکی از مفاهیم مهم در این پژوهشها، «منطقه قابل سکونت» است. این اصطلاح به محدودهای پیرامون یک ستاره اشاره دارد که در شرایط مناسب، امکان وجود آب مایع بر سطح یک سیاره در آن فراهم میشود. اما قرارگرفتن در این منطقه بهتنهایی کافی نیست. جو، میدان مغناطیسی، ترکیب شیمیایی، فعالیت ستاره میزبان و عوامل متعدد دیگری نیز میتوانند در مناسببودن یک سیاره برای حیات نقش داشته باشند.
از همین رو، اخترشناسان تنها به یافتن سیارههایی در فاصله مناسب از ستاره خود بسنده نمیکنند. آنان میکوشند جو و ویژگیهای فیزیکی این جهانها را نیز بررسی کنند. تلسکوپ فضایی جیمز وب، برای نمونه، توانایی مطالعه جو برخی سیارههای فراخورشیدی را دارد و به دانشمندان اجازه میدهد ترکیبات شیمیایی آنها را با دقت بیشتری بررسی کنند.
با اینحال، تا امروز هیچ کشف علمی تاییدشدهای وجود ندارد که ثابت کند در سیارهای بیرون از زمین حیات پیدا شدهاست. فاصلههای عظیم کیهانی و محدودیت ابزارهای مشاهده، این جستوجو را دشوار میکنند؛ اما پیشرفت زرهبینها سبب شده است پرسشهایی که زمانی فقط در قلمرو تخیل قرار داشتند، اکنون به موضوع پژوهشهای علمی تبدیل شوند.
جهانهایی فراتر از منظومه شمسی
تا چند دهه پیش، دانشمندان درباره وجود سیارههای پیرامون ستارههای دیگر شواهد مستقیم و گستردهای در اختیار نداشتند. اما نخستین کشفهای تاییدشده در دهه ۱۹۹۰ آغازگر دوره تازهای در اخترشناسی شدند. از آن زمان تاکنون، ابزارهای زمینی و فضایی هزاران سیاره فراخورشیدی را شناسایی کردهاند.
در هشتم اکتوبر ۲۰۲۶، آرشیو سیارههای فراخورشیدی ناسا اعلام کرد که شمار سیارههای تاییدشده کشفشده با دادههای ماموریت TESS به هزار مورد رسیدهاست. این دستاورد بخشی از مجموعه بزرگتری است که شمار کل سیارههای فراخورشیدی تاییدشده ثبتشده در آرشیو را به بیش از ۶۴۰۰ مورد رساندهاست.
این ارقام نشان میدهند که منظومه شمسی ما تنها یکی از شمار بسیار زیادی منظومه سیارهای در کهکشان راه شیری است. برخی از این سیارهها به ستارههای خود بسیار نزدیکاند و دمای سطحی فوقالعاده بالایی دارند؛ برخی دیگر سیارههای غولپیکر گازیاند و بعضی نیز از نظر اندازه یا ویژگیهای مداری با زمین شباهتهایی دارند.
با اینهمه، پیدا کردن سیارهای که از نظر اندازه به زمین شباهت داشته باشد، به معنای یافتن زمین دوم نیست. دانشمندان برای چنین مقایسهای باید شرایط جوی، دمای احتمالی، ترکیبات شیمیایی و دیگر ویژگیهای آن را نیز بررسی کنند.
از مریخ تا جهانهای دوردست؛ انسان چگونه به کیهان نزدیکتر میشود؟
پژوهش درباره جهانهای دوردست تنها بخشی از تلاش بشر برای شناخت کیهان است. در منظومه شمسی نیز فضاپیماها و کاوشگرهای رباتیک به بررسی سیارهها و قمرهای آنها ادامه میدهند.
در مریخ، کاوشگر کنجکاوی ناسا که در سال ۲۰۱۲ فرود آمد، همچنان به مطالعه سنگها و لایههای زمینشناختی این سیاره میپردازد. تصاویر تازه این کاوشگر، از جمله تصویری از نور سپیدهدم در میان صخرههای فرسایشیافته، به دانشمندان کمک میکند گذشته محیطی مریخ را بهتر بشناسند. شکل و ترکیب لایههای سنگی این سیاره اطلاعاتی درباره دورههایی فراهم میکند که مریخ گرمتر و مرطوبتر بوده و ممکن است شرایط مناسبتری برای حیات میکروبی داشته باشد.
در کنار مریخ، قمرهای یخی سیارههای غولپیکر نیز مورد توجه دانشمندان قرار دارند. اروپا، یکی از قمرهای مشتری، و انسلادوس، یکی از قمرهای زحل، از جمله جهانهایی هستند که شواهد وجود اقیانوسهای زیرسطحی در آنها مطرح شدهاست. این محیطها به دلیل احتمال وجود آب مایع و منابع نیروی شیمیایی، برای بررسی امکان وجود حیات اهمیت دارند؛ هرچند هنوز هیچ نشانه تاییدشدهای از حیات در آنها پیدا نشده است.
این پژوهشها نشان میدهند که جستوجوی حیات تنها به سیارههایی شبیه زمین محدود نیست. گاهی یک قمر یخی یا حتی جهانی که در نگاه نخست بسیار نامساعد به نظر میرسد، میتواند پرسشهای علمی مهمی درباره امکان پیدایش حیات مطرح کند.
چرا شناخت جهان برای زندگی روی زمین اهمیت دارد؟
شاید در نگاه نخست، مطالعه سیارهای در فاصله صدها سال نوری از زمین ارتباط مستقیمی با زندگی روزمره انسان نداشته باشد. اما اخترشناسی فقط تلاشی برای پاسخدادن به پرسشهای دوردست نیست. این دانش به ما کمک میکند منشأ عناصر شیمیایی، شکلگیری سیارهها، تاریخ زمین و شرایطی را که امکان پیدایش حیات را فراهم کردهاند، بهتر بشناسیم.
بسیاری از فناوریهایی که در پژوهشهای فضایی توسعه یافتهاند یا بهبود پیدا کردهاند، در حوزههای دیگر نیز کاربرد دارند؛ از تصویربرداری و ارتباطات گرفته تا حسگرها، پردازش دادهها و مطالعه تغییرات محیطی زمین. افزون بر آن، شناخت بهتر سیارهها و اجرام آسمانی میتواند به ارزیابی خطر برخورد اجرام نزدیک زمین و بررسی آینده بلندمدت سیاره ما کمک کند.
شاید مهمترین دستاورد این پژوهشها، گسترش نگاه انسان باشد. ما اکنون میدانیم که زمین در مرکز جهان قرار ندارد و منظومه شمسی نیز تنها یک نمونه از منظومههای سیارهای است. هر کشف تازه، تصویر پیچیدهتری از جهانی ارائه میکند که در آن ستارهها متولد میشوند، سیارهها شکل میگیرند و حتی پس از مرگ یک ستاره، ممکن است فرایندهای تازهای آغاز شوند.
کشف احتمالی یک سیاره نسل دوم هنوز پاسخ نهایی به پرسشهای بزرگ کیهان نیست؛ اما نمونهای روشن از این واقعیت است که جهان همچنان سرشار از پدیدههایی است که شناخت آنها به مشاهده دقیق و بررسی علمی نیاز دارد. شاید در آینده، بررسی همین جهانهای دوردست به ما کمک کند بهتر بفهمیم زمین چگونه شکل گرفته، حیات چگونه پدید آمده و آیا در گستره عظیم کیهان، همسایهای زنده نیز وجود دارد یا نه.
در این مسیر، هر تصویر تازه، هر اندازهگیری دقیق و هر سیاره کشفشده، گامی دیگر در شناخت جایگاه انسان در جهان است؛ جهانی که هرچه بیشتر آن را میشناسیم، پرسشهای تازهتری پیش روی ما قرار میدهد.













