✍️آرزو پرنیان
محمد رفیق کریمی، آوازخوان محلی اهل بادغیس است. او در سهسالگی، در پی اصابت بمب در جریان جنگ شوروی، بینایی خود را از دست داد، اما از نوجوانی به موسیقی روی آورد و با گوش دادن و تمرین، این هنر را آموخت.
کریمی سالها در محافل مختلف برای مردم اجرا داشت و با شماری از آلات موسیقی محلی نیز آشنایی دارد. با او در مورد زندگی و فعالیتهای هنریاش گفتوگویی انجام شدهاست که پیشکش میگردد.
خراسان تایمز: لطفا خودتان را معرفی کنید؟
محمد رفیق کریمی هستم، حدود ۴۵سال سن دارم و اهل استان بادغیس هستم. ملیتم تاجیک است.
خراسان تایمز: از چه زمانی نابینا هستید؟ از روز به دنیا آمدن نابینا بودید یا بعدها بیناییتان را از دست دادید؟
کریمی: زمانی که سهساله بودم، بینایی چشمهایم را از دست دادم. آن زمان، دوران جنگ شوروی بود و در منطقه ما بمباران میشد. زمانی که در قریه بودیم، در نزدیکی خانه ما بمبی اصابت کرد و تقریبا همه خانههای اطراف نیز آسیب دیدند. بر اثر انفجار، پارچهای از بمب به خانه ما اصابت کرد و چشمهایم آسیب دید.
حدود بیست روز در خانه تداوی شدم، چون در آن زمان پزشک و دوا در دسترس نبود. به مرور زمان، چشمهایم غبار گرفت و در نهایت بیناییام را به طور کامل از دست دادم.
خراسان تایمز: آیا زمینه درس برایتان فراهم بودهاست یا خیر؟ تا چه سطحی تحصیل کردهاید؟
کریمی: خیر، متاسفانه زمینه درس و آموزش برای ما در بادغیس مساعد نبود و نتوانستم درس بخوانم. به همین دلیل، مکتب نرفتم و در حال حاضر بیسواد هستم.
خراسان تایمز: از چه زمانی به موسیقی و آوازخوانی علاقهمند شدید و اینکه سواد هم ندارید، چگونه نواختن ساز و آوازخوانی را یاد گرفتید؟
کریمی: از زمانی که هشت ساله بودم، به موسیقی علاقهمند شدم. آن زمان «تیپ» نوارهای قدیمی را گوش میدادم و از روی همان آهنگها تلاش میکردم ساز بزنم و آواز بخوانم. بیشتر چیزهایی را که در موسیقی یاد گرفتم، از راه گوش دادن، تکرار و تمرین شخصی آموختم.
در ابتدا استاد مشخصی نداشتم که به من موسیقی آموزش بدهد. خودم آهنگها را گوش میدادم و همان چیزی را که میشنیدم، با ساز تمرین میکردم. به مرور زمان، این علاقه بیشتر شد و موسیقی به بخش مهمی از زندگیام تبدیل شد.
خراسان تایمز: به کدام آوازخوانان علاقه دارید و بیشتر آهنگهای چه کسانی را میخوانید؟
کریمی: به آوازهای احمد ظاهر، استاد ناشناس، استاد امیرمحمد، شمسالدین مسرور، احمد ولی، استاد ساربان و استاد مهوش بسیار علاقهمند هستم. اما بیشتر آهنگهای احمد ولی را بازخوانی میکنم.
خراسان تایمز: آیا خودتان هم آهنگ میسازید؟
کریمی: خیر، من از خودم آهنگ ثبتشده ندارم. بیشتر آهنگهایی را میخوانم که پیش از این توسط هنرمندان دیگر خوانده شدهاند و من آنها را بازخوانی میکنم. بیشتر تلاش من این بوده که همان آهنگهایی را که دوست دارم، با ساز و آواز خودم اجرا کنم.
خراسان تایمز: بیشتر شعر کدام شاعران را دوست دارید و همیشه در آهنگهایتان زمزمه میکنید؟
کریمی: من اشعار شاعران پارسی را بسیار دوست دارم. در میان شاعران، اشعار حضرت سعدی و حافظ شیرازی را بیشتر دوست دارم و شعرهایی را که بیشتر به دلم چنگ میزنند، در آهنگهایم زمزمه میکنم.
خراسان تایمز: بیشتر در چه محافلی آواز میخواندید و مینواختید؟ آیا از این راه درآمد هم داشتید یا خیر؟
کریمی: گاهی اوقات که در خانه بسیار دق میآوردم، با دوستان میرفتم و در محافل خودمانی ساز میزدم و آواز میخواندم. در کنار آن، در محافل خوشی، شیرینیخوری، عروسی و هر محفلی که دوستان و رفیقها مرا دعوت میکردند، حضور پیدا میکردم و برای مردم آواز میخواندم و ساز مینواختم.
در آن زمان، از همین راه درآمد هم داشتم. به هر مجلسی که میرفتم، گاهی ۳۰ هزار، ۴۰ هزار و حتی تا ۵۰ هزار روپیه پول رایج برایم میماند. این پول را کسی که محفل را برگزار میکرد، میداد و علاوه بر آن، مردم نیز از روی علاقه و برای تشویق، به من پول میدادند.
خراسان تایمز: بعد از محدود شدن موسیقی، چه چیزی جای درآمد قبلی شما را گرفت و اکنون مصروف چه کاری هستید؟
کریمی: فعلا در خانه هستم و درآمد مشخصی ندارم. اگر کدام دوست و رفیق جایی مهمانی داشتهباشد، مرا با خود میبرد؛ اما به جاهایی که میرویم متاسفانه موسیقی در آن وجود ندارد. در واقع، دنیای هنری من تبدیل به دنیای سکوت شدهاست.
من آلات موسیقی را بسیار دوست داشتم و سالها با همین سازها زندگی کرده بودم. گروه ط-البان آلات موسیقی مرا شکستند. خودم را لتوکوب نکردند، اما هارمونیه، طبله، دمبوره و دیگر وسایل موسیقیام را شکستند. برای من که موسیقی بخش مهمی از زندگیام بود، از دستدادن این وسایل بسیار سخت بود.
فعلا درآمدی ندارم و همینجا در خانه بیکار هستم. گاهی دوستانم کمک میکنند و روزگارم به همین شکل به پیش میرود.
یک روز در یک محفل دوستانه دعوت بودیم و قرار بود در ساعت مشخصی به آنجا برویم. کسی به گروه ط-البان گفتهبود که ما همراه خود آلات موسیقی داریم. بعد از آن، ما را در یک چکپاینت گرفتند. وقتی آلات موسیقی مرا دیدند، آنها را گرفتند و شکستند، بعد پشیمان شدند که: «والا، ما زیاد کار خطا کردیم.»
خراسان تایمز: به نواختن کدام آلات موسیقی بیشتر بلد هستید؟
کریمی: تقریبا هر آله موسیقی که باشد، بلد هستم. هارمونیه را بیشتر از همه مینوازم، اما سهدوتار، زیر بغلی، دمبوره، طبله، جوره و دیگر آلات موسیقی را نیز میتوانم بنوازم.
در طول سالهایی که موسیقی کار کردم، به دلیل علاقه و تمرین زیاد توانستم با بیشتر آلات موسیقی محلی آشنایی پیدا کنم و آنها را بنوازم.
خراسان تایمز: چه کسی شما را بیشتر تشویق کرد که آوازخوانی و موسیقی را دنبال کنید؟
کریمی: خانوادهام بیشتر مرا تشویق میکردند. چون من بیشتر آهنگهای احمد ظاهر را میخواندم، خانوادهام برایم یک هارمونیه پیدا کردند تا بتوانم بیشتر تمرین کنم و علاقهام را دنبال کنم.
من استاد مشخصی نداشتم که مرا تشویق کند یا موسیقی را به شکل حرفهای به من آموزش بدهد. خودم یک دانه تیپ و کست داشتم. آن را روشن میکردم، آهنگ را گوش میدادم و از روی همان کست هارمونیه میگرفتم و مینواختم. بیشتر موسیقی را به همین شکل و با سعی و تلاش خودم یاد گرفتم.
یک استاد هم داشتم که خداوند مغفرتش کند؛ استاد جلیل احمد دلآهنگ از هرات بود. او مرا بسیار تشویق میکرد و میگفت: «تا وقتی که من زنده باشم، انشاءالله تو را یک جایی میرسانم.» اما او نیز وفات کرد و بعد از آن دیگر استاد نداشتم.
با وجود این، به اثر سعی و تلاش خودم توانستم به بیشتر آلات موسیقی محلی تسلط پیدا کنم و امروز میتوانم با آنها موسیقی بنوازم.
خراسان تایمز: با توجه به زندگی پر از مشقتی که سپری کردهاید، چه چیزی شما را امیدوار و استوار نگه داشتهاست؟
کریمی: من به داشتههایی که خداوند برایم داده، قانع هستم. چیزی که بیشتر از همه به من انگیزه داده و باعث شده در میان مردم بمانم، همین هنر و علاقهام به موسیقی بوده است.
با وجود همه مشکلات، هنوز موسیقی را دوست دارم و امیدوارم آزادی فراهم شود تا بتوانم همین هنر موسیقی را پیش ببریم، چون به آن بسیار علاقهمند هستم و نمیخواهم این هنر از زندگیام جدا شود.
خراسان تایمز: حرف آخر شما به خوانندگان ما چیست؟
کریمی: حرف آخر من این است که مردم هنر و موسیقی را از یاد نبرند و ما هنرمندان را فراموش نکنند.
من با وجود تمام دشواریهایی که در زندگی داشتهام، هنوز به هنر و موسیقی علاقه دارم و امیدوارم روزی دوباره بتوانم ساز بزنم و برای مردم آواز بخوانم.













