✍️آرزو پرنیان
قهار عاصی، شاعر پارسیسرای خراسانافغانستان، در چهارم میزان/مهر ۱۳۳۵ در روستای ملیمه استان پنجشیر زاده شد. کودکیاش در همان روستا گذشت؛ جایی که بعدها در شعرهایش بارها به آن برگشت و نام ملیمه را به بخشی از حافظه شعری خود بدل کرد.
او در سالهای جوانی برای ادامه آموزش به کابل رفت و در دانشگاه کابل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کارهای دولتی سرگرم شد و مدتی نیز دوره خدمت سربازی را در استان لوگر سپری کرد.
«عاصی» نامی بود که بعدها به تخلص شعری او بدل شد. روایت شدهاست که یکی از مسوولان، با دیدن روحیه و رفتار او، از وی پرسیده بود: «چرا اینقدر عاصی استی؟» این جمله نامی شد که با شعرهای او ماندگار شد؛ نامی که بعدها برای شناخت یکی از چهرههای متفاوت شعر معاصر خراسانافغانستان به کار رفت.
آثاری مثل «مقامه گل سوری»، «لالایی برای ملیمه»، «دیوان عاشقانه باغ»، «غزل من و غم من»، «تنها ولی همیشه»، «از جزیره خون»، «از آتش، از ابریشم» و «آغاز یک پایان» از میراثهای است که از عاصی به جا ماندهاست. در شعر او، روستا، مردم، زبان روزمره، مثلها و واژههای بومی تنها ابزار بیان نبودند؛ بخشی از جهان و تصاویر شعری او بودند. او از همان محیطی که در آن بزرگ شده بود، تصویر و زبان میگرفت و آن را وارد شعر معاصر میکرد و این ویژگی شعری او بود.
عاصی در شعرهایش تنها از عشق و طبیعت نگفت؛ جنگ، مهاجرت، فقر، دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی و سرنوشت مردم نیز در سوزه و دغدغههای شعرهایش بود. به همین دلیل، شعرش را نمیتوان جدا از روزگاری خواند که در آن زندگی میکرد. او تلاش داشت زبان شعر را به زبان مردم نزدیک کند و آنچه را در کوچه و خانه و زندگی روزمره میدید، به شعر بیاورد.
سمیع حامد و مسعود حسنزاده نیز در گفتوگویی با بیبیسی که به مناسبت دوازدهمین سالروز درگذشت عاصی در سال ۱۳۸۵ انجام شدهبود، درباره جایگاه او در شعر معاصر سخن گفته بودند. حامد و حسنزاده در این گفتوگو، عاصی را از شاعران تاثیرگذار در دگرگونی نگاه به شعر معاصر خراسانافغانستان دانسته و درباره ویژگیهای زبانی، اجتماعی و سیاسی شعر او سخن گفتهبودند.
در آن گفتوگو، توجه عاصی به زبان و فرهنگ مردم و استفاده او از واژهها و تعبیرهای بومی نیز از ویژگیهایی دانسته شدهبود که شعر او را از بسیاری از شاعران همروزگارش جدا میکرد. عاصی تلاش داشت شعر را از زبان رسمی و دور از زندگی مردم بیرون بکشد و به زبان زنده جامعه نزدیک کند. همین ویژگی سبب شد ملیمه و دیگر نشانههای زندگی محلی در شعر او تنها نام مکان یا خاطره شخصی نباشند، بلکه به بخشی از هویت شعری او تبدیل شوند.
رابطه عاصی با موسیقی و بهویژه دوستی و همکاری او با فرهاد دریا نیز بخش دیگری از زندگی هنری او بود. شعرهای عاصی در کنار موسیقی دریا به شمار بیشتری از مردم رسید و این همکاری، پیوند میان شعر و موسیقی معاصر خراسانافغانستان را نیز پررنگتر کرد. عاصی در کنار سرودن شعر، با فضای روشنفکری و فرهنگی زمان خود نیز درگیر بود و از رویدادهای پیراموناش فاصله نمیگرفت.
او در ۱۷ حمل/فروردین ۱۳۷۳ به ایران رفت و پس از چند ماه، در ۱۰ سنبله/شهریور همان سال به کابل برگشت. بازگشت او به کابل چند هفته بیشتر دوام نیاورد. در ششم میزان/مهر ۱۳۷۳، زمانی که همراه رحمتالله بیگانه و برادر او از باغ بالا به سوی کارته پروان میرفت، هدف اصابت راکت قرار گرفت و در ۳۸سالگی جان باخت.
درباره چگونگی این رویداد و عامل شلیک راکت، روایتهای گوناگونی وجود دارد و نمیتوان یک روایت را بدون نسبت دادن آن به منبع، روایت قطعی دانست. آنچه روشن است، این است که عاصی در میانه جنگهای کابل و در زمانی از میان رفت که جنگ تنها شهر را ویران نمیکرد، بلکه زندگی شاعران، نویسندگان، هنرمندان و خانوادههای بسیاری را نیز زیر تاثیر خود قرار دادهبود.
بههرحال، در ۳۸ سالگی از دنیا رفت؛ سنی که برای شاعری با آن همه شور و توان شعری، بسیار زود بود. با این وجود، مرگ او پایان شعرش نشد. بسیاری از شعرهایش همچنان خوانده میشود و نامش در بررسی شعر معاصر خراسانافغانستان گاهی در صدر میآید. امروز، ۷۰سال از روزی میگذرد که او در ملیمه به دنیا آمد؛ اما ۳۲سال است که خودش نیست و ملیمهای که برایش لالایی سروده بود، بیلالایی ماندهاست.













