✍️مانی فرهمند
بخش نخست
تولید دانش یا بازتولید روایت
خراسانافغانستان امروز با بحرانهای متعددی دستوپنجه نرم میکند؛ بحران اقتصادی، بحران مشروعیت سیاسی، بحران اجتماعی، مهاجرت گسترده، فقر، انزوای بینالمللی و دهها بحران دیگر. اما در میان همه این بحرانها، یک بحران کمتر دیدهشده و در عین حال عمیقتر در حال گسترش است: بحران علم، فرهنگ و دانشگاه.
بحران اقتصادی را میتوان با ارقام تورم، بیکاری و فقر اندازهگیری کرد؛ بحران سیاسی را با میزان مشارکت، مشروعیت و ساختار قدرت سنجید؛ اما بحران علمی هنگامی خطرناک میشود که جامعه دیگر توان تولید دانش مستقل درباره خودش را از دست بدهد.
پنجسال پس از بازگشت گروه ط-البان به قدرت، مسئله دانشگاههای خراسانافغانستان دیگر فقط این نیست که چه تعداد دانشجو در دانشگاهها حضور دارند یا چه تعداد مقاله منتشر میشود. مسئله بنیادیتر این است که دانشگاه تا چه اندازه هنوز میتواند آزادانه پرسش طرح کند، واقعیت را بررسی کند، نتیجه تحقیق را منتشر کند و حتی درباره عملکرد قدرت سیاسی به تحقیق بپردازد.
بنابراین همان جایی است که بحران دانشگاه خراسانافغانستان از یک مشکل آموزشی فراتر میرود و به یک مسئله سیاسی و تمدنی تبدیل میشود.
واقعیت این است که دانشگاه خراسانافغانستان حتی پیش از ۲۰۲۱ نیز با مشکلات جدی مواجه بود. پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ درباره بهرهوری پژوهشی استادان چهار موسسه آموزش عالی دولتی خراسانافغانستان منتشر شد، نشان داد که سطح تولید علمی استادان از قبل نیز پایین بودهاست. در این مطالعه، ۸۲ درصد از ۱۶۲ استاد مورد بررسی گفته بودند که هیچ مقالهای در مجلات نمایهشده در آدرسهای چون پایگاه جامع نمایهسازی و استنادات علمی ( Web of Science)، پایگاه جامع چکیده و استنادات علمی Scopus یا پایگاه اطلاعاتی علوم پزشکی و زیستی PubMed منتشر نکردهاند و ۵۴ درصد نیز در سال ۲۰۲۲ هیچ مقالهای در مجلات بینالمللی منتشر نکرده بودند. پژوهشگران کمبود بودجه، دسترسی محدود به منابع علمی و ابزارهای تحلیل داده و فشارهای نهادی را از عوامل مهم این وضعیت دانستهاند.
بنابراین، نمیتوان تمام ضعف علمی دانشگاههای خراسانافغانستان را محصول پنجسال اخیر دانست. دانشگاه خراسانافغانستان از پیش نیز بیمار بود؛ اما پس از ۲۰۲۱، ماهیت بیماری تغییر کردهاست.
پیش از این، مشکل اصلی تا حد زیادی کمبود منابع، ضعف مدیریت، نبود بودجه پژوهشی، ضعف ارتباط با دانشگاههای جهان و پایینبودن ظرفیت تحقیقاتی بود. امروز، اما در کنار همه این مشکلات، مسئله دیگری نیز اضافه شده است: کاهش استقلال علمی و افزایش مداخله دستگاه فکری ط-البان در دانشگاه. این تغییر شاید مهمترین بخش بحران کنونی باشد.
گزارش ۲۰۲۵ یونسکو درباره وضعیت آموزش خراسانافغانستان نشان میدهد که آموزش عالی کشور در فاصله ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ دچار دگرگونی عمیق شدهاست. شمار دانشجویان زن از ۲۷ درصد در سال ۲۰۱۹ به صفر در سال ۲۰۲۴ رسیده و شمار دانشجویان مرد نیز حدود ۴۰ درصد کاهش یافتهاست. تعداد استادان زن نیز بهشدت کاهش یافتهاست. یونسکو همچنین گزارش کرده که در سال ۲۰۲۵، ۱۸ مضمون دانشگاهی حذف و صدها کتاب و منبع آموزشی ممنوع شدهاند. این ارقام فقط ارقام آموزشی نیستند؛ آنها نشانه تغییر در ظرفیت تولید دانش کشور هستند.
دانشگاه زمانی دانشگاه است که امکان برخورد آزادانه دیدگاهها وجود داشته باشد. علوم سیاسی بدون امکان نقد قدرت، جامعهشناسی بدون امکان مطالعه آزاد جامعه، حقوق بدون امکان بحث مستقل درباره قانون و حکومت، اقتصاد بدون امکان نقد سیاستهای اقتصادی و رسانه بدون امکان بررسی آزادانه ساختار قدرت، بخش مهمی از ماهیت علمی خود را از دست میدهند.
از همین منظر، تصمیم وزارت تحصیلات عالی گروه ط-البان در سال ۲۰۲۵ برای حذف ۱۸ مضمون و محدودکردن محتوای بیش از ۲۰۰ مضمون دیگر، اهمیت بسیار زیادی دارد. گزارش سازمان ملل میگوید: از جمله مضامینی که حذف شدهاند، حقوق اساسی خراسانافغانستان، نظامهای سیاسی، حکومتداری خوب، نظام انتخاباتی، دموکراسی، حقوق بشر، فلسفه اخلاق، تحلیل قانون اساسی و تاریخ ادیان بودهاست؛ بیش از ۲۰۰ مضمون دیگر نیز در رشتههایی مانند حقوق، علوم سیاسی، روانشناسی، فلسفه، تعلیم و تربیه، رسانه، مدیریت، جامعهشناسی و اقتصاد تنها در صورتی قابل تدریس دانسته شدهاند که با تفسیر رسمی حاکمیت سازگار شوند.
اینجا دیگر بحث بر سر یک تغییر عادی در نصاب تحصیلی نیست. وقتی موضوع تحقیق از پیش تعیین شود، نتیجه تحقیق نیز بهتدریج قابل پیشبینی میشود. علم با پرسش آغاز میشود، نه با پاسخ از پیش تعیینشده.
پژوهشگر باید بتواند گزاره یا فرضیهای را مطرح کند که حتی احتمال ردشدن آن وجود داشته باشد. اگر پژوهشگر از ابتدا بداند که نتیجه تحقیق نباید با روایت رسمی حکومت در تضاد باشد، پژوهش از یک فرایند کشف حقیقت به فرایند تولید یک نتیجه مورد انتظار و داوری مهندسیشده تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، دانشگاه ممکن است همچنان ساختمان داشته باشد، استاد داشته باشد، دانشجو داشته باشد، امتحان برگزار کند و مدرک صادر کند؛ اما کارکرد آن بهعنوان نهاد مستقل تولید حقیقت بهتدریج تضعیف میشود.
گزارش فوریه ۲۰۲۶ مجله ارزیابی و رتبهبندی دانشگاهها و آموزش عالی Times Higher Education نیز تصویری مشابه ارایه میکند. شماری از استادان دانشگاه در داخل خراسانافغانستان، به دلیل نگرانیهای امنیتی ناشناس ماندهاند، و از پاکسازیهای اداری، سانسور، خودسانسوری، کاهش آزادی آکادمیک و جایگزینشدن معیارهای سیاسی و ایدیولوژیک به جای شایستگی علمی سخن گفتهاند. آنان همچنین گفتهاند که پژوهش درباره موضوعاتی مانند سیاست اجتماعی، حکومتداری، حقوق و رسانه بهشدت محدود یا پرهزینه شده و حتی در برخی موارد استادان پیش از آنکه مستقیما سانسور شوند، خودشان موضوع تحقیق و نحوه بیان نتایج را محدود میکنند.
این مفهوم در علوم اجتماعی بسیار مهم است: خودسانسوری از سانسور مستقیم نیز میتواند خطرناکتر باشد.
سانسور مستقیم به پژوهشگر میگوید چه چیزی را نباید بنویسد؛ اما خودسانسوری باعث میشود پژوهشگر پیشاپیش تشخیص دهد چه چیزی ارزش نوشتن ندارد.
در حالت اول، حکومت مانع انتشار یک پژوهش میشود؛ در حالت دوم، پژوهش اساسا تولید نمیشود.
به همین دلیل است که نمیتوان بحران علمی امروز خراسانافغانستان را فقط با شمار مقالات و پایاننامهها اندازه گرفت.
ممکن است یک دانشگاه در سال صدها مقاله و پایاننامه تولید کند، اما اگر بخش قابل توجهی از این آثار صرفا برای تکمیل شرایط اداری، ارتقای رتبه، دریافت مدرک یا عبور از فیلترهای رسمی نوشته شوند، افزایش تعداد آثار الزاما به معنای افزایش تولید علم نیست.













