ژیوپلیتیک جدید و فرصت‌های از دست‌رفته

ژیوپلیتیک جدید و فرصت‌های از دست‌رفته

✍️مانی فرهمند

بخش دوم و نهایی

۶. هند؛ فرصت متوازن‌سازی بدون وابستگی

هند نیز در حال بازتعریف رابطه خود با خراسان‌افغانستان است. دهلی نو در سال‌های اخیر از یک سیاست محتاطانه فاصله گرفته و به سمت تعامل عملی‌تر حرکت کرده است؛ از کمک‌های بشردوستانه گرفته تا همکاری‌های اقتصادی، آموزشی، درمانی و ارتباطی. در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز نشست هیات مشترک هند و خراسان‌افغانستان طیف گسترده‌ای از همکاری‌ها را بررسی کرد.

اما هند نیز گروه ط-البان را رسما به رسمیت نشناخته است و رابطه خود را بیشتر بر پایه منافع امنیتی و منطقه‌ای تنظیم می‌کند. برای خراسان‌افغانستان، رابطه با هند می‌تواند یک فرصت مهم برای کاهش وابستگی به یک کشور خاص باشد.

اما خراسان‌افغانستان نباید این رابطه را به یک رقابت هند و پاکستان تبدیل کند. اگر خراسان‌افغانستان به میدان رقابت هند و پاکستان تبدیل شود، موقعیت ژئوپلیتیک آن دوباره به نقطه ضعف تبدیل خواهد شد.

 

۷. روسیه؛ تعامل بیشتر، اما با منطق منافع خود

روسیه نیز در سال‌های اخیر رویکرد خود را تغییر داده‌است.

مسکو در ژوئیه ۲۰۲۵ حکومت گروه ط-البان را رسما به رسمیت شناخت و در سال ۲۰۲۶ همکاری‌های امنیتی و نظامی ـ فنی میان دو طرف نیز گسترش یافت.

اما نباید این تحول را به معنای «اتحاد استراتژیک روسیه و خراسان‌افغانستان» تعبیر کرد. روسیه بیش از هر چیز نگران امنیت آسیای مرکزی، گسترش گروه‌های افراطی و قاچاق مواد مخدر و حفظ نفوذ خود در فضای پیرامونی است. بنابراین رابطه مسکو با کابل بیش از آنکه ایدیولوژیک باشد، عمل‌گرایانه و امنیت‌محور است. این مسئله برای خراسان‌افغانستان هم فرصت است و هم خطر.

فرصت، چون ارتباط با یک قدرت بزرگ می‌تواند دامنه گزینه‌های سیاست خارجی را افزایش دهد.

خطر، چون خراسان‌افغانستان ممکن است بار دیگر وارد رقابت قدرت‌های بزرگ شود بدون اینکه از آن سود پایدار اقتصادی و سیاسی ببرد.

 

۸. مشکل اصلی خراسان‌افغانستان: فرصت ژئوپلیتیک بدون ظرفیت ژئوپلیتیک

خراسان‌افغانستان امروز از نظر جغرافیایی در موقعیت جالبی قرار دارد، اما ظرفیت تبدیل این موقعیت به قدرت ملی هنوز محدود است. یک کشور برای استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک خود به چهار چیز نیاز دارد:

امنیت + زیرساخت + اقتصاد + مشروعیت و اعتماد سیاسی.

ضعف در هر چهار حوزه، ظرفیت خراسان‌افغانستان را کاهش می‌دهد.

حتی در موضوع دهلیز واخان، پژوهش جدید نشان می‌دهد که برای چین، امنیت بر اتصال اقتصادی مقدم است.

از سوی دیگر، محدودیت‌های سیاسی داخلی و وضعیت حقوق بشری نیز مانع مهمی در برابر عادی‌شدن کامل روابط خراسان‌افغانستان با جهان باقی مانده است. روسیه تنها کشوری است که تاکنون رسما گروه ط-البان را به رسمیت شناخته و بسیاری از کشورها همچنان شناسایی رسمی را به شرایط سیاسی و حقوقی گره زده‌اند. بنابراین، مشکل خراسان‌افغانستان فقط این نیست که «جهان به خراسان‌افغانستان نیاز دارد.»

مشکل اساسی‌تر این است: آیا خراسان‌افغانستان می‌تواند ظرفیت نهادی لازم را برای تبدیل نیاز دیگران به منفعت ملی خودش ایجاد کند؟

 

۹. بزرگ‌ترین فرصت؛ تبدیل شدن خراسان‌افغانستان از «میدان رقابت» به «محل اتصال»

اگر خراسان‌افغانستان بتواند روابط خود را با همه همسایگان و قدرت‌های منطقه‌ای متوازن نگه دارد، یک فرصت مهم در برابر آن قرار می‌گیرد.

خراسان‌افغانستان می‌تواند همزمان: از آسیای مرکزی نیرو و بازار بگیرد؛ از ایران مسیرهای تجاری و دسترسی به آب‌های آزاد داشته باشد؛ با هند روابط اقتصادی و توسعه‌ای برقرار کند؛ با چین تجارت و سرمایه‌گذاری را دنبال کند؛ با روسیه روابط اقتصادی و امنیتی داشته باشد؛ و با پاکستان روابط تجاری و امنیتی خود را بازسازی کند.

این سیاست نیازمند یک اصل ساده اما دشوار است: خراسان‌افغانستان نباید متحد انحصاری هیچ قدرتی شود. خراسان‌افغانستان برای بقا و توسعه به «سیاست چندجانبه‌گرایی متوازن» نیاز دارد، نه انتخاب یک اردوگاه.

 

۱۰. اما یک مانع اساسی باقی می‌ماند: سیاست داخلی

ژئوپلیتیک را نمی‌توان از سیاست داخلی جدا کرد؛ این شاید مهم‌ترین واقعیتی باشد که در بسیاری از تحلیل‌های خراسان‌افغانستان نادیده گرفته می‌شود. کشوری که در داخل از نظر سیاسی فراگیر نباشد، ظرفیت محدودی برای ایجاد اجماع ملی درباره سیاست خارجی دارد.

اگر بخش‌هایی از جامعه احساس کنند که در ساختار قدرت نمایندگی نمی‌شوند، سیاست خارجی نیز نمی‌تواند به‌راحتی به «سیاست ملی» تبدیل شود. از همین رو، محدودیت‌های سیاسی داخلی خراسان‌افغانستان فقط یک مسئله حقوق بشری یا داخلی نیست؛ پیامد ژئوپولیتیک نیز دارد. کشوری که از نظر داخلی شکننده باشد، در برابر فشار خارجی نیز آسیب‌پذیرتر است.

 

نتیجه‌گیری: جغرافیا فرصت است، نه سرنوشت

خراسان‌افغانستان امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که چند مسیر بزرگ ژئوپلیتیک به آن نزدیک می‌شوند. آسیای مرکزی به جنوب نیاز دارد؛ ایران به مسیرهای شرقی و شمالی فکر می‌کند؛ چین به امنیت غرب خود و اتصال اوراسیا توجه دارد؛ هند به دنبال حفظ دسترسی و نفوذ منطقه‌ای است؛ روسیه نگران امنیت آسیای مرکزی است و پاکستان با بحران امنیتی و سیاسی در مرز غربی خود مواجه است.

در چنین شرایطی، خراسان‌افغانستان می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. اما این اهمیت نباید با «قدرت» اشتباه گرفته شود.

خراسان‌افغانستان هنوز یک قدرت منطقه‌ای نیست؛ اما می‌تواند یک گره مهم منطقه‌ای باشد. تفاوت این دو بسیار مهم است. قدرت منطقه‌ای می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد؛ اما گره ژئوپلیتیک زمانی ارزشمند است که بتواند موقعیت خود را به تجارت، سرمایه‌گذاری، امنیت، اشتغال و توسعه تبدیل کند.

بزرگ‌ترین فرصت خراسان‌افغانستان در سال‌های آینده شاید نه در پیوستن به یک بلوک سیاسی، بلکه در ایجاد رابطه همزمان و متوازن با چندین مدار قدرت باشد؛ و بزرگ‌ترین خطر نیز آن است که خراسان‌افغانستان بار دیگر به جای آنکه پل میان مناطق باشد، میدان رقابت آنها شود.

در نهایت، مسئله خراسان‌افغانستان فقط این نیست که «دیگران درباره خراسان‌افغانستان چه می‌خواهند.» مسئله اساسی‌تر این است که خود خراسان‌افغانستان چه می‌خواهد و آیا ظرفیت نهادی، اقتصادی و سیاسی لازم برای تحقق آن را دارد؟

اگر پاسخ این پرسش روشن نباشد، حتی بهترین موقعیت جغرافیایی نیز ممکن است به فرصت از دست‌رفته تبدیل شود. اما اگر خراسان‌افغانستان بتواند یک سیاست خارجی متوازن، یک اقتصاد باز و متصل به منطقه، زیرساخت‌های قابل اعتماد و یک نظام سیاسی فراگیر و پاسخگو ایجاد کند، همان جغرافیایی که دهه‌ها عامل رقابت و جنگ بوده‌است، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های توسعه آن تبدیل شود.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=38520

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.