ژیوپلیتیک جدید و فرصت‌های از دست‌رفته؛  خراسان‌افغانستان در میان چند مدار قدرت

ژیوپلیتیک جدید و فرصت‌های از دست‌رفته؛  خراسان‌افغانستان در میان چند مدار قدرت

✍️مانی فرهمند

بخش نخست

مقدمه

خراسان‌افغانستان بار دیگر در حال تبدیل‌شدن به یکی از نقاط مهم در جغرافیای سیاسی آسیا است؛ اما این بار نه الزاما به‌عنوان میدان رقابت مستقیم قدرت‌های بزرگ، بلکه به‌عنوان سرزمینی که چندین حوزه ژیوپلیتیک در اطراف آن به یکدیگر نزدیک می‌شوند: آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، چین، ایران، روسیه و در مقیاسی وسیع‌تر، شبکه اقتصادی اوراسیا.

این تغییر بسیار مهم است زیرا خراسان‌افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی در سال ۲۰۲۱، برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها از نقشه تعاملات منطقه‌ای حذف نشد. برعکس، کشورهای همسایه و قدرت‌های منطقه‌ای به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند خراسان‌افغانستان را نادیده بگیرند. روسیه در سال ۲۰۲۵ نخستین کشوری شد که حکومت گروه ط-البان را رسما به رسمیت شناخت؛ چین، هند، ایران و کشورهای آسیای مرکزی نیز، با وجود تفاوت‌های جدی سیاسی، به درجات مختلف روابط عملی و اقتصادی خود را با کابل گسترش داده‌اند. با این حال، تعامل منطقه‌ای را نباید با مشروعیت بین‌المللی یکی دانست؛ بیشتر کشورها هنوز از شناسایی رسمی گروه ط-البان خودداری می‌کنند.

بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که «چه کسی بر خراسان‌افغانستان حکومت می‌کند؟» بلکه پرسش ژیوپلیتیک مهم‌تر این است که: خراسان‌افغانستان در نظم در حال شکل‌گیری اوراسیا چه جایگاهی پیدا خواهد کرد؟

پاسخ به این پرسش هم فرصت‌های مهمی را نشان می‌دهد و هم محدودیت‌هایی را که نباید نادیده گرفت.

 

۱. خراسان‌افغانستان دیگر در یک مدار ژئوپولیتیک قرار ندارد

یکی از ویژگی‌های مهم خراسان‌افغانستان امروز این است که کشور دیگر فقط در چارچوب «جنوب آسیا» قابل فهم نیست.

خراسان‌افغانستان از یک طرف با پاکستان و هند به جنوب آسیا متصل است؛ از طرف دیگر با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان به آسیای مرکزی وصل می‌شود؛ در غرب با ایران و از طریق آن با خلیج پارس و ترکیه ارتباط پیدا می‌کند؛ و در شمال‌شرق نیز به چین نزدیک می‌شود.

به همین دلیل، خراسان‌افغانستان در نقطه اتصال چند فضای ژیوپلیتیک قرار گرفته‌است.

این موقعیت بالقوه مهم است، اما یک اشتباه تحلیلی نیز باید کنار گذاشته شود: موقعیت جغرافیایی به خودی خود قدرت ژیوپلیتیک ایجاد نمی‌کند.

کشوری زمانی از موقعیت جغرافیایی خود قدرت می‌سازد که امنیت، زیرساخت، ثبات سیاسی، اقتصاد، نهادهای اداری و روابط خارجی قابل پیش‌بینی داشته باشد.

در غیر این صورت، موقعیت جغرافیایی می‌تواند به جای فرصت، به دلیل رقابت قدرت‌ها تبدیل شود.

 

۲. پاکستان؛ از شریک تاریخی به مهم‌ترین چالش امنیتی

شاید بزرگ‌ترین تغییر در ژیوپلیتیک خراسان‌افغانستان طی چند سال اخیر، تغییر رابطه کابل و اسلام‌آباد باشد.

پاکستان در گذشته یکی از مهم‌ترین حامیان گروه ط-البان بود و انتظار داشت حکومت گروه ط-البان در کابل، دست‌کم در حوزه امنیتی، منافع پاکستان را در نظر بگیرد. اما این فرضیه اکنون با بحران جدی روبه‌رو شده‌است.

اختلاف بر سر تحریک گروه ط-البان پاکستان (TTP)، مرز، حملات فرامرزی و مسئله امنیتی دو طرف، روابط را به یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر رسانده‌است.

در سال ۲۰۲۶ این اختلاف حتی به درگیری مستقیم نظامی و حملات هوایی کشیده شد. گزارش‌های تحلیلی نشان می‌دهد که از اواخر ۲۰۲۵ و در جریان ۲۰۲۶، حملات هوایی و توپخانه‌ای پاکستان در خراسان‌افغانستان و واکنش‌های متقابل، به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شده‌است.

این وضعیت برای خراسان‌افغانستان یک تهدید جدی است؛ زیرا پاکستان تنها یک همسایه نیست. این کشور مسیر تاریخی عمده تجارت خراسان‌افغانستان، یک قدرت نظامی و هسته‌ای و بازیگری با نفوذ قابل توجه در جنوب آسیاست.

از سوی دیگر، بحران خراسان‌افغانستان و پاکستان برای خود پاکستان نیز هزینه‌زا است. بنابراین این رابطه به یک بازی باخت ـ باخت نزدیک شده‌است؛ یعنی ادامه تنش می‌تواند به جای حل مسئله امنیتی، ناامنی را در هر دو طرف مرز افزایش دهد.

 

۳. ایران؛ اهمیت خراسان‌افغانستان برای مسیرهای شرقی ایران بیشتر شده‌است

در غرب خراسان‌افغانستان نیز معادله در حال تغییر است.

ایران به خراسان‌افغانستان تنها از منظر امنیت مرزی یا مهاجرت نگاه نمی‌کند. خراسان‌افغانستان برای تهران بخشی از یک شبکه بزرگ‌تر ارتباطی با آسیای مرکزی است.

تحولات سال ۲۰۲۶ و فشارهای ژیوپلیتیک بر مسیرهای دریایی ایران، توجه تهران را بیش از گذشته به مسیرهای زمینی شرق کشور معطوف کرده‌است. برخی مطالعات جدید، خراسان‌افغانستان را در طرح‌های ارتباطی ایران با آسیای مرکزی و شبکه‌های ترابری اوراسیا مهم می‌دانند.

این برای خراسان‌افغانستان یک فرصت است.

اگر خراسان‌افغانستان بتواند از مسیر هرات و غرب کشور، ارتباط مؤثر با ایران و از طریق ایران با بازارهای منطقه‌ای برقرار کند، وابستگی تاریخی تجارت خراسان‌افغانستان به پاکستان می‌تواند تا حدی کاهش یابد.

اما این فرصت یک شرط دارد: خراسان‌افغانستان نباید تنها یک مسیر عبوری باشد؛ باید از ترانزیت، ارزش اقتصادی واقعی برای خود ایجاد کند. یعنی جاده و راه‌آهن کافی نیست؛ انبار، صنایع تبدیلی، خدمات ترانزیتی، مناطق آزاد، نظام بانکی و امنیت سرمایه‌گذاری نیز لازم است.

 

۴. آسیای مرکزی؛ شاید مهم‌ترین فرصت کمتر دیده‌شده خراسان‌افغانستان

یکی از تغییرات مهم ژیوپلیتیک، افزایش تعامل کشورهای آسیای مرکزی با خراسان‌افغانستان است.

ازبکستان و ترکمنستان به‌خصوص به این نتیجه رسیده‌اند که خراسان‌افغانستان را نمی‌توان صرفا یک منبع تهدید دانست. تجارت، نیرو، حمل‌ونقل و دسترسی به بازارهای جنوب، برای آنها اهمیت روزافزون دارد.

کشورهای آسیای مرکزی در عین نگرانی‌های امنیتی، به سمت نوعی تعامل عملی با کابل حرکت کرده‌اند؛ هرچند تاجیکستان هم‌چنان رویکرد محتاطانه‌تر و انتقادی‌تری دارد.

اینجا یک فرصت تاریخی برای خراسان‌افغانستان وجود دارد: خراسان‌افغانستان می‌تواند به جای اینکه همیشه خود را «حاشیه آسیای جنوبی» بداند، بخشی از یک کمربند ارتباطی آسیای مرکزی ـ جنوبی شود؛ اما این فرصت نیز قطعی نیست. در چنین وضعیتی کشورهای آسیای مرکزی ابتدا امنیت می‌خواهند، سپس تجارت.

اگر خراسان‌افغانستان نتواند نگرانی‌های امنیتی همسایگان شمالی را کاهش دهد، هیچ کریدور بزرگی صرفا به دلیل جغرافیا شکل نخواهد گرفت.

 

۵. چین؛ خراسان‌افغانستان برای پکن مهم است، اما نه آن‌قدر که تصور می‌شود

درباره نقش چین در خراسان‌افغانستان نیز گاهی اغراق صورت می‌گیرد. چین خراسان‌افغانستان را مهم می‌داند، اما خراسان‌افغانستان برای چین در اولویت بالاتر از مسائل مهم‌تری مانند پاکستان، آسیای مرکزی، دریای جنوبی چین و امنیت مرزهای غربی نیست.

یکی از مطالعات علمی جدید درباره سیاست چین در کریدور واخان دقیقا به همین نکته اشاره می‌کند: اهمیت این مسیر برای خراسان‌افغانستان بسیار بیشتر از اهمیت آن برای چین است و پکن بدون تضمین‌های امنیتی معتبر حاضر نیست صرفا به دلیل مزیت جغرافیایی، سرمایه‌گذاری بزرگ در آن انجام دهد.

این یک درس مهم برای خراسان‌افغانستان است: نباید تصور کرد که چین صرفا به دلیل همسایگی کوتاه در واخان، خراسان‌افغانستان را به یکی از کانون‌های اصلی سرمایه‌گذاری خود تبدیل خواهد کرد.

چین بیشتر به امنیت، ثبات و قابلیت اقتصادی طرح‌ها نگاه می‌کند؛ اگر خراسان‌افغانستان این شرایط را ایجاد کند، فرصت وجود دارد؛ اگر نه، موقعیت جغرافیایی به‌تنهایی کافی نیست.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=38177

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.