✍️افسری
بیستوپنج سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ پیامدهای سیاسی جنگ جهانی در برابر تروریسم همچنان بر اروپا سایه انداخته است، روندی که به باور منتقدان، با تقویت روایتهای اسلامهراسانه نفوذ سیاسی احزاب راست افراطی در کشورهای اروپایی را فراهم کرد.
پیش از حملات ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱، احزاب راست افراطی در بسیاری از نظامهای چندحزبی اروپا در حاشیه قرار داشتند و حتی با کسب رای بیشتر به شکست سیاسی مواجه بودند.
حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و اعلام جنگ جهانی در برابر تروریسم از سوی جورج دبلیو بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا، شرایط جدیدی ایجاد کرد.
بر پایه گزارش هرچند بوش تاکید میکرد که هدف این مبارزه تروریستها هستند نه اسلام، اما ادبیات سیاسی، پوشش رسانهای و جنگهای پس از آن در کشورهای دارای اکثریت مسلمان، به گسترش پیوند میان اسلام و تهدید امنیتی کمک کرد.
با این حال دولتهای اروپایی برنامههایی برای مبارزه با افراطگرایی اجرا کردند و برخی در همکاریهای مرتبط با زندانهای مخفی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و انتقال افراد به گوانتانامو و دیگر مراکز بازداشت مشارکت داشتند.
در همین دوره جنبش مقابله با جهاد شکل گرفت که ادعا میکرد تمدن غربی از سوی اسلام تهدید میشود.
با گذشت زمان، بسیج سیاسی ضد مسلمانان به موفقیت انتخاباتی نیز دست یافت و احزاب راست افراطی در کشورهایی مانند اتریش، بلغارستان، مجارستان، هلند، ایتالیا، نروژ، لهستان و فنلاند به شرکای ایتلافی دولتها تبدیل شدند.
در دانمارک و سویدن نیز این احزاب بدون حضور مستقیم در دولت، به نیروهای تعیینکننده سیاسی تبدیل شدند. در پی این روند، محدودیتهایی مانند ممنوعیت پوشش کامل صورت، محدودیت حجاب برای برخی گروهها و محدودیت ساخت مساجد در شماری از کشورهای اروپایی اعمال شد.
بر پایه گزارشهای منتشر شده، نظارت بر مساجد و سازمانهای مدنی تحت رهبری مسلمانان نیز افزایش یافت.
در نتیجه حمله ۱۱ سپتامبر به مرکز بازرگانی جهانی در امریکا به رهبری القاعده بستری برای گسترش اسلامهراسی تبدیل شد و این موضوع که پیشتر در حاشیه قرار داشت با پذیرش گستردهتر در سیاست اروپا بدل شده است.
پس از موفقیت احزاب راست افراطی در انتخابات اروپا بیم آن میرود که فشار بر مسلمانان افزایش یافته و با اخراج از اروپا روبهرو شوند.












