✍️رحمتالله آرینپور
در کتاب سراجالتواریخ، جعلهای زیادی صورت گرفتهاست، ولی این نوشتار تنها به پوش، پیشگفتار و مقدمه آن میپردازد.
مطابق به مقدمه سراجالتواریخ، این کتاب به هدایت امیر حبیباللهخان، بهمنظور وقایعنگاری و شرح سوانح پادشاهان افاغنه، توسط فیضمحمد کاتب نوشته شدهاست.
چاپ نخست آن در سال ۱۳۳۱ ه. ق مطابق به ۱۹۱۲ میلادی، در چاپخانه داراسلطنه کابل در زمان حیات خود امیر حبیباللهخان در سه جلد منتشر گردید و با وجودی که اماناللهخان، آن را جمعآوری و آتش زد، ولی قبلا نسخههایش به هندوستان و ایران و اروپا رسیده بود. اکنون نسخه اصلی و پی-دی- اف آن در کتابخانه کانگرس آمریکا و کتابخانه دیجیتال افغانستان موجود است.
در این چاپ، حبیباللهخان در مقدمه کتاب، نویسنده را بهنام «فیضمحمد کاتب» فرزند «سعیدمحمد مغول»، خواندهاست. اما خود نویسنده، نامش را «فیض»، یکی از پستترین چاکران (نوکران) و کهترین خدام (کوچکترین خدمتکار) بارگاه حضرت ولا (امیر حبیبااللهخان)، میخواند.
کتاب نامبردهشده در سالهای ۱۳۷۲ خورشیدی مطابق به ۱۹۹۳ میلادی، توسط یک جمعی از نویسندهگان هزاره با پشتیبانی مالی و سیاسی عبدالعلی مزاری، در مؤسسه مطالعات و انتشارات بلخ، در شهر تهران، با تغییرات، اضافات و جعلیات با تیراژ بلند بار دیگر به چاپ رسید. اگرچه گفته میشود که قبل از آن هم، چاپهای از این کتاب وجود داشتهاست، ولی من تاهنوز پیدا کرده نتوانستم.
در این چاپ، چنان جعل و تقلب کردند که حتی از پوش، پیشگفتار و مقدمه آن شروع نمودند. در اینجا به چهار موضوع در پوش، پیشگفتار و مقدمه این چاپ میپردازم:
۱- آنان برای فیضمحمد، پیشوند «ملا» و پسوند «هزاره» (ملا فیضمحمد هزاره) را اضافه کردند. در حالی که اینها حق چنین کاری را نه به لحاظ اخلاقی و نه هم به لحاظ اصول و قوانین چاپخانهها در بازنشر کتاب داشتند.
۲-حتی اگر یک تعداد از نویسندگان بخواهند در نوشتههای خویش برای وی لقب بدهند، باید «فیضمحمد مغول» بنویسند؛ زیراکه پدرش به همین تخلص شناخته میشد. شاید از مغولان فارسیزبان بوده باشد.
۳ – در پیشگفتار چاپ تهران نوشتهاند که جلد چهارم و پنجم این کتاب مفقود میباشد، تا اینکه بتوانند مطابق به میل خویش، در چاپهای بعدی، دو جلد دیگر را به آن بیفزایند. متاسفانه که چنین کاری را نیز انجام دادند. ظاهرا جلد چهارم آن را که یک تعداد از نویسندگان هزاره، به شمول سرور مولایی در طی چندسال مطابق به سبک متن اصلی، نوشتند و در سال ۱۳۹۰ خورشیدی مطابق به ۲۰۱۰ میلادی در انتشارات امیری- کابل، در دو جلد نشر کردند. اکنون هم یک جمعی از اتاق فکر جعلسازان در حال نوشتن جلد پنجم سراجالتواریخ هستند که شاید آنرا هم روزی نشر کنند، ویا هم از اینکه جعلیات قبلیشان با عکسالعملهای از سوی نویسندگان و تاریخنگاران روبهرو شده، منصرف شوند.
۴- همان طوری که در مقدمه، این کتاب را وقایعنگاری و شرح سوانح شاهان افاغنه خوانده، چنین هم میباشد. یعنی سراجالتواریخ، یک کتاب علمی تاریخی نیست.
در پایان باید گفت که نویسندگان و خوانندگان، باید از نسخه اصلی این کتاب استفاده کنند. تنها در پوش، پیشگفتار و مقدمه که اینقدر تغییرات آوردهاند، داخل کتاب را خودتان قضاوت کنید!












