احمدشاه مسعود؛ آن مردی که جهان شناخت

احمدشاه مسعود؛ آن مردی که جهان شناخت

✍️جاوید راحل

بخش نهایی

آن مردی که جهان شناخت

از پنجشیر تا پاریس، از میدان‌های جنگ تا مجلس اروپا، از گفت‌وگو با دیپلمات‌ها تا روایت نویسندگان و خبرنگاران، نام مسعود مسیر طولانی‌ای را طی کرده است.

او از یک روستای خراسان‌افغانستان برخاست، در کوهستان‌های پنجشیر به فرماندهی رسید، در برابر ارتش شوروی مقاومت کرد، در برابر گروه ط-البان ایستاد، با شخصیت‌های سیاسی و دیپلماتیک جهان دیدار کرد، درباره خطر هراس‌افگنی هشدار داد و سرانجام پس از مرگ، در خارج از خراسان‌افغانستان نیز به‌عنوان نمادی از مقاومت و آزادی به یاد آورده شد.

این مسیر را نمی‌توان تنها با واژه «فرمانده» توضیح داد.

او پدیده‌ای چندلایه بود: فرمانده، سیاستمدار، گفت‌وگوکننده، رهبر مقاومت، چهره‌ای باجاذبه و در نهایت، شخصیتی تاریخی که مرزهای زمان و جغرافیا را پشت سر گذاشت.

شاید مقایسه او با عمر مختار، امیر عبدالقادر، گاریبالدی و دیگر چهره‌های بزرگ مقاومت نیز از همین نقطه معنا پیدا کند؛ نه برای آنکه بگوییم زندگی و اندیشه آنان یکسان بوده است، بلکه برای آنکه بفهمیم چگونه یک انسان می‌تواند از مرز زندگی شخصی خود عبور کند و به نماد یک دوره تاریخی تبدیل شود.

عمر مختار در حافظه لیبی تنها یک فرمانده باقی نماند؛ امیر عبدالقادر در حافظه الجزایر از یک مبارز فراتر رفت؛ گاریبالدی در تاریخ ایتالیا به نمادی از مبارزه و وحدت تبدیل شد و مسعود نیز برای بخش بزرگی از جامعه خراسان‌افغانستان و فراتر از آن، از یک فرمانده به نماد مقاومت تبدیل شد.

اما مسعود خودش بود.

نه عمر مختار بود، نه گاریبالدی، نه چه‌گوارا و نه هیچ شخصیت دیگری.

مسعود، مسعود بود.

و شاید ارزش واقعی او نیز در همین یگانگی نهفته باشد.

قله‌ای که مسعود بر فراز تاریخ ایستاده بود، با رفتن او فرو نریخت. زیرا قله‌ها با مرگ کوهنوردان نابود نمی‌شوند. ممکن است انسانی از فراز آنها پایین بیاید یا در میانه راه سقوط کند، اما خود قله هم‌چنان پابرجا می‌ماند.

سپیداری که در نهم سپتامبر بر زمین افتاد، شاید دیگر قامت سابق را نداشت، اما ریشه‌هایش باقی ماند.

نام برخی مردان را می‌توان از یک سنگ‌نوشته زدود، اما نمی‌توان آنها را از حافظه مردمی که با داستان زندگی‌شان زیسته‌اند پاک کرد.

و شاید به همین دلیل است که نزدیک به یک ربع قرن پس از مرگ مسعود، هنوز درباره او سخن می‌گوییم، هنوز نویسندگان درباره‌اش می‌نویسند، هنوز سیاستمداران در کشورهای مختلف از او یاد می‌کنند و هنوز تصویر او برای نسل‌های تازه، پرسش‌هایی درباره آزادی، مقاومت، سیاست و آینده خراسان‌افغانستان ایجاد می‌کند.

مسعود از میان ما رفت؛ اما مسعود ایستاده بر قله، هنوز در تاریخ خراسان‌افغانستان نفس می‌کشد.

شاید این همان راز مردی باشد که جهان شناخت؛ مردی که از یک دره برخاست، اما در یک دره نماند؛ مردی که در کوهستان جنگید، اما نامش در پایتخت‌های جهان شنیده شد؛ مردی که با گلوله از میان رفت، اما تصویرش در حافظه تاریخ باقی ماند.

و شاید تاریخ درباره بعضی انسان‌ها همین حکم را صادر می‌کند:

آنان می‌روند، اما ارتفاعی که در آن ایستاده‌اند، باقی می‌ماند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=37526

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.