✍️جاوید راحل
بخش سوم
جرمی بوئن؛ فرماندهای فراتر از میدان خراسانافغانستان
جرمی بوئن، خبرنگار شناختهشده بیبیسی، نیز در روایتهای خود از خراسانافغانستان، جایگاه نظامی مسعود را برجسته کرده است. اهمیت چنین روایتهایی در این است که خبرنگارانی که سالها با جنگهای مختلف روبهرو بودهاند، معمولاً فرماندهان زیادی را دیدهاند؛ اما مسعود برای بسیاری از آنها شخصیتی متفاوت بود.
این تفاوت را میتوان در شیوه فرماندهی، شناخت جغرافیا، توانایی حفظ نیروها در شرایط دشوار و مهمتر از همه، قابلیت تبدیل یک مقاومت محلی به یک مسئله سیاسی بینالمللی جستوجو کرد.
اولیویه روآ؛ مسعود در نگاه یک پژوهشگر اسلام و خراسانافغانستان
اولیویه روآ، پژوهشگر و متفکر فرانسوی که آثار مهمی درباره اسلام سیاسی و خراسانافغانستان دارد، نیز از جمله کسانی است که به شخصیت مسعود توجه کرده است. در روایتهای مربوط به او، مسعود بهعنوان یکی از چهرههای مهم جنگهای چریکی خراسانافغانستان و یکی از شخصیتهای اثرگذار دوران جهاد شناخته میشود.
اهمیت نگاه روآ در این است که او خراسانافغانستان را صرفا از منظر نظامی مطالعه نمیکرد؛ بلکه به رابطه میان اسلام، سیاست، جامعه، هویت و تحولات منطقه نیز توجه داشت. از این منظر، مسعود برای او صرفا یک فرمانده نبود، بلکه بخشی از یک تحول بزرگتر در سیاست و جامعه خراسانافغانستان به شمار میرفت.
برنار-آنری لوی؛ تصویر دیگری از اسلام و سیاست
برنار-آنری لوی، فیلسوف و روشنفکر فرانسوی، از دیگر چهرههای غربی بود که با مسعود دیدار کرد و درباره او نوشت. در روایت لوی، مسعود تصویری متفاوت از آنچه بعدها گروه ط-البان از اسلام و سیاست ارایه کردند، به نمایش میگذاشت.
در این نگاه، مسعود میتوانست نماینده نوعی روایت از اسلام باشد که الزاما با آزادی، تکثر و ارزشهای انسانی در تضاد قرار نمیگرفت. این برداشت، فارغ از میزان موافقت یا مخالفت ما با آن، یک نکته مهم را نشان میدهد: مسعود در ذهن برخی روشنفکران غربی نه صرفا بهعنوان یک فرمانده مسلمان، بلکه بهعنوان امکان دیگری برای پیوند اسلام و سیاست دیده شد.
این مسئله بهویژه در سالهای پایانی زندگی او اهمیت پیدا میکند؛ سالهایی که مسعود تلاش داشت خطر گروه ط-البان و شبکههای هراسافگنی فراملی را برای جهان توضیح دهد.
پیتر برجن؛ مسعود در روایت پژوهشگران حوزه هراسافگنی
پیتر برجن، پژوهشگر شناختهشده حوزه هراسافگنی و نویسنده آثار متعدد درباره القاعده و اسامه بنلادن، نیز در آثار و نوشتههای خود به مسعود پرداخته است. توجه پژوهشگران هراسافگنی به مسعود از این جهت اهمیت دارد که در سالهای پایانی عمر او، تقابل مسعود با گروه ط-البان دیگر صرفا یک منازعه داخلی خراسانافغانستان نبود؛ این تقابل با ظهور شبکههای هراسافگنی فراملی و حضور القاعده در خراسانافغانستان پیوند خورده بود.
مسعود در آن سالها تلاش میکرد به جامعه جهانی هشدار دهد که خطر موجود در خراسانافغانستان ممکن است از مرزهای این کشور فراتر رود. چند روز پس از کشتهشدن او، جهان با حملات یازدهم سپتامبر مواجه شد؛ حادثهای که به شکل غمگنانه هشدارهای او درباره خطر شبکههای هراسافگنی مستقر در خراسانافغانستان را در ذهن بسیاری برجستهتر کرد.
این همزمانی تاریخی، یکی از مهمترین بخشهای میراث سیاسی مسعود است؛ هرچند نباید از آن نتیجه گرفت که او میتوانست جزییات آینده را پیشبینی کند. اهمیت موضوع در این است که او خطر یک روند را زودتر از بسیاری از سیاستمداران جهانی جدی گرفته بود.
ژاک شیراک و نگاه فرانسه
روایتهایی درباره واکنش ژاک شیراک، رئیسجمهور وقت فرانسه، به کشته شدن مسعود نیز وجود دارد که نشان میدهد هشدارهای مسعود درباره تهدیدهای خراسانافغانستان در سطح سیاسی فرانسه مورد توجه قرار گرفته بود.
اگر این روایتها را در کنار دعوت مسعود به مجلس اروپا و دیدارهای او با شخصیتهای سیاسی و فکری اروپا قرار دهیم، تصویری شکل میگیرد که نشان میدهد ارتباط مسعود با غرب تنها یک ارتباط نظامی نبود؛ او تلاش داشت خراسانافغانستان را از طریق زبان دیپلماسی و سیاست نیز به جهان معرفی کند.
پاریس؛ شهری که نام مسعود را به یاد سپرد، اما داستان ارتباط مسعود با جهان پس از مرگ او پایان نیافت.
پاریس نیز سالها بعد این رابطه را فراموش نکرد.
در سال ۲۰۲۱، شهر پاریس برای احمدشاه مسعود لوح یادبودی نصب کرد. آنه ایدالگو، شهردار پاریس، در مراسم مربوط به این یادبود، مبارزه مسعود برای آزادی خراسانافغانستان و حقوق مردم آن را مورد توجه قرار داد و آن را با ارزشهایی مانند آزادی و دموکراسی پیوند زد.
اهمیت این اقدام تنها در خود لوح یادبود خلاصه نمیشود. پاریس هزاران کیلومتر با پنجشیر فاصله دارد؛ شهری که یکی از مهمترین مراکز سیاسی و فرهنگی جهان است و قرارگرفتن نام یک فرمانده افغان در فضای عمومی آن، نشان میدهد که تصویر مسعود از محدوده جغرافیایی جنگ خراسانافغانستان فراتر رفته است.
این دیگر فقط خاطره یک فرمانده در میان سربازانش نیست؛ بخشی از حافظه عمومی یک شهر جهانی است.












