احمدشاه مسعود؛ آن مردی که جهان شناخت

احمدشاه مسعود؛ آن مردی که جهان شناخت

✍️جاوید راحل

بخش دوم

مسعود در آینه نگاه جهانیان

عده‌ای برای توصیف جایگاه تاریخی مسعود، او را در کنار چهره‌های بزرگ مقاومت و مبارزه در تاریخ قرار داده‌اند. گاه نام او در کنار امیر عبدالقادر الجزایری، رهبر مقاومت الجزایر در برابر استعمار فرانسه، قرار گرفته است؛ شخصیتی که علاوه بر مقاومت نظامی، توانایی سیاسی و دیپلماتیک نیز داشت. گاه مقایسه با عمر مختار، رهبر مقاومت لیبی در برابر استعمار ایتالیا، مطرح می‌شود؛ شباهتی که بیش از هر چیز در تبدیل‌شدن یک مبارز به نماد مقاومت پس از مرگ معنا پیدا می‌کند.

از منظر دیگری، برخی برای فهم جایگاه نمادین مسعود، او را در کنار چهره‌هایی مانند جوزپه گاریبالدی، سیمون بولیوار یا دیگر رهبران جنبش‌های استقلال‌طلبانه قرار می‌دهند؛ نه به این معنا که زندگی، ایدیولوژی و اهداف این شخصیت‌ها یکسان بوده است، بلکه از این جهت که بعضی انسان‌ها از مرز زندگی شخصی خود عبور می‌کنند و به نماد یک دوره تاریخی بدل می‌شوند.

حتی نام ارنستو چه‌گوارا نیز گاهی در بحث درباره چهره‌های نمادین مبارزه و مقاومت مطرح می‌شود؛ شخصیتی که از یک مبارز به نمادی جهانی تبدیل شد. با این حال، تفاوت‌های ایدیولوژیک و تاریخی میان او و مسعود بسیار جدی است و این مقایسه تنها از منظر جایگاه نمادین و تصویری است که یک مبارز می‌تواند در حافظه سیاسی جهان پیدا کند.

اما در نهایت، مسعود خودش بود و با هیچ‌کسی شبیه نبود و هیچ‌کسی هم شبیه او نبود.

مقایسه تاریخی، اگر درست انجام شود، برای کوچک‌کردن شخصیت‌ها نیست؛ برای فهمیدن آنهاست. وقتی از عمر مختار، امیر عبدالقادر، گاریبالدی یا دیگر رهبران مقاومت سخن می‌گوییم، در واقع تلاش می‌کنیم جایگاه مسعود را در یک منظومه بزرگ‌تر از تاریخ مقاومت بشری قرار دهیم. وجه مشترک این شخصیت‌ها آن است که در یک لحظه حساس تاریخی، از سطح یک فرد فراتر رفتند و به نماد تبدیل شدند.

اما چیزی که مسعود را در این میان متمایز می‌کند، موقعیت خاص خراسان‌افغانستان و پیچیدگی تاریخی زمانه اوست. او نه در یک جنگ ساده استقلال‌طلبانه، بلکه در میانه جنگ سرد، جنگ داخلی، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای، ظهور گروه ط-البان و شکل‌گیری جریان‌های افراطی مذهبی و هراس‌افگنی فراملی فعالیت کرد. به همین دلیل، برای فهم جایگاه او باید هم‌زمان چند میدان را دید: میدان جنگ، میدان سیاست داخلی، میدان دیپلماسی و میدان رقابت‌های بین‌المللی.

در این میان، شهادت و روایت شخصیت‌هایی که با مسعود از نزدیک دیدار کرده‌اند، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

نیکول فونتن؛ مسعود در پارلمان اروپا

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های حضور مسعود در فضای سیاسی اروپا، دعوت او به پارلمان اروپا در سال ۲۰۰۱ است. نیکول فونتن، رئیس وقت پارلمان اروپا، او را در شرایطی پذیرفت که خراسان‌افغانستان در آستانه یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر خود قرار داشت.

اهمیت این دیدار فقط در حضور یک فرمانده خراسان‌افغانستان در پارلمان اروپا نبود. اهمیت اصلی در این بود که مسعود توانسته بود از محدوده میدان جنگ خارج شود و درباره آینده خراسان‌افغانستان در یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی اروپا سخن بگوید.

روایت‌های مربوط به دیدار فونتن با مسعود، تصویری فراتر از یک فرمانده نظامی ارایه می‌کنند؛ تصویری از شخصیتی که درباره راه‌حل سیاسی، آینده خراسان‌افغانستان و خطر گروه ط-البان و شبکه‌های هراس‌افگنی سخن می‌گفت.

این تغییر نگاه، شاید یکی از مهم‌ترین کلیدهای شناخت مسعود باشد: مردی که بسیاری ابتدا او را با جنگ شناختند، اما شماری از کسانی که از نزدیک با او دیدار کردند، در او چیزی فراتر از یک فرمانده نظامی دیدند.

رابرت کاپلان؛ «افغان پیروز جنگ سرد»

رابرت کاپلان، روزنامه‌نگار و نویسنده آمریکایی، از جمله نویسندگانی بود که درباره مسعود نوشت و نقش او را در جنگ خراسان‌افغانستان مورد توجه قرار داد. عنوانی که در یکی از نوشته‌های او برای مسعود به کار رفت، «افغان پیروز جنگ سرد» بود؛ تعبیری که به‌خودی خود نشان می‌دهد مسعود چگونه از سطح یک فرمانده محلی به سطح یک بازیگر مهم در یکی از بزرگ‌ترین منازعات ژیوپلیتیکی قرن بیستم ارتقا یافته بود.

کاپلان مسعود را در شمار فرماندهان برجسته جنگ‌های چریکی قرار می‌دهد؛ فرماندهی که توانست در یکی از دشوارترین محیط‌های نظامی جهان، نیرویی موثر و منسجم ایجاد کند و در برابر ارتش شوروی مقاومت کند.

این نگاه از یک جهت اهمیت دارد: مسعود برای بسیاری از ناظران خارجی، نمونه‌ای از فرماندهی بود که جغرافیا، جنگ نامنظم و سازمان‌دهی نیروها را به شکل مؤثری در کنار هم قرار داده بود.

پیتر تامسن؛ تصویری از یک رهبر

پیتر تامسن، دیپلمات ارشد آمریکایی، نیز از جمله کسانی بود که درباره مسعود سخن گفته است. در روایت منسوب به او، مسعود در شمار برجسته‌ترین رهبرانی قرار گرفته که طی سال‌های طولانی فعالیت دیپلماتیک خود با آنان دیدار کرده بود.

اهمیت چنین روایتی در این است که مسعود را نه از نگاه یک هوادار، بلکه از منظر یک دیپلمات باسابقه می‌سنجد؛ کسی که در طول سال‌های فعالیت خود با شمار زیادی از رهبران و سیاستمداران جهان روبه‌رو شده بود.

اگر بخواهیم شخصیت مسعود را از این زاویه ببینیم، تفاوت او در این است که توانسته بود برای مخاطبان خارجی نیز قابل فهم شود؛ یعنی تنها فرمانده‌ای نبود که در چارچوب جغرافیای پنجشیر معنا پیدا کند، بلکه شخصیتی بود که می‌توانست درباره خراسان‌افغانستان با زبان سیاست بین‌الملل سخن بگوید.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=37087

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.