احمدشاه مسعود؛ آن مردی که جهان شناخت

احمدشاه مسعود؛ آن مردی که جهان شناخت

✍️جاوید راحل

بخش نخست

مقدمه

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو فارغ ز میانه

سخن از مردی است که در واپسین سال‌های قرن بیستم و نخستین سال‌های قرن بیست‌ویکم زیست؛ مردی که نامش با تاریخ معاصر خراسان‌افغانستان چنان درآمیخته است که سخن گفتن از بخش مهمی از تحولات سیاسی و نظامی این سرزمین، بی‌درنگ نام او را در ذهن زنده می‌کند. مردی که از یک روستای دورافتاده در شمال خراسان‌افغانستان برخاست، اما سرنوشت‌اش او را به جایی رساند که نامش از مرزهای جغرافیایی خراسان‌افغانستان عبور کرد و در محافل سیاسی، رسانه‌ای و فکری جهان نیز شناخته شد.

آنچه پیش از او به وقوع پیوست و آنچه پس از او رخ داد، همه در برابر بلندی قله‌ای قرار می‌گیرند که استواری، پایداری و قامت بلندش هنوز بسیاری را در حیرت فرو می‌برد. در میان کوه‌های بلند جهان، قله‌هایی وجود دارند که رسیدن به آنها برای هر کوهنوردی آزمونی دشوار، طاقت‌فرسا و گاه مرگبار است؛ قله‌هایی که در میان هزاران کوه، تنها شمار اندکی از آنها چنان بلند و استوارند که نامشان برای همیشه در حافظه انسان باقی می‌ماند. من احمدشاه مسعود را به چنین قله‌ای تشبیه می‌کنم؛ نه به این دلیل که قله‌ها شکست‌ناپذیرند، بلکه از آن رو که برخی انسان‌ها در یک مقطع تاریخی چنان بلند می‌ایستند که پس از رفتنشان نیز قامتشان از افق تاریخ دیده می‌شود.

آری، سخن از احمدشاه مسعود است؛ روستازاده‌ای که در یکی از حساس‌ترین و خونین‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خراسان‌افغانستان چشم به جهان گشود و در دل بزرگ‌ترین منازعات دوران جنگ سرد رشد کرد. او در روزگاری بالید که خراسان‌افغانستان به صحنه رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده بود؛ روزگاری که ارتش شوروی وارد خراسان‌افغانستان شد، جنگی طولانی و خونین شکل گرفت و هزاران انسان در برابر اشغال و جنگ ایستادند.

مسعود در همین فضای پرآشوب به یک فرمانده مقاومت تبدیل شد، اما در نهایت تنها یک فرمانده باقی نماند؛ نام او به یکی از مهم‌ترین نمادهای مقاومت خراسان‌افغانستان در قرن بیستم بدل شد.

مسعود مردی بود که در برابر طوفان‌ها ایستاد؛ نه از آن رو که طوفان کوچک بود، بلکه از آن جهت که خودش را برای ایستادن در برابر طوفان ساخته بود. در روزهایی که ارتش سرخ با قدرت نظامی عظیم خود خراسان‌افغانستان را درنوردیده بود، او در کوهستان‌های پنجشیر ایستاد و مقاومت را به یک واقعیت نظامی و سیاسی تبدیل کرد. پنجشیر برای او فقط یک دره نبود؛ به مدرسه‌ای برای آزمودن اراده، تدبیر و توانایی فرماندهی تبدیل شد و نام مسعود نیز با نام این دره چنان گره خورد که بعدها پنجشیر و مسعود در حافظه تاریخی بسیاری از مردم، دو نام برای یک روایت واحد از مقاومت شدند.

اما بزرگی مسعود را نباید تنها در تعداد جنگ‌هایی که فرماندهی کرد یا در شکست‌هایی که به دشمنانش تحمیل کرد جست‌وجو کرد. جنگ به‌تنهایی کسی را جاودانه نمی‌کند. فرماندهان بسیاری آمده‌اند و رفته‌اند، ارتش‌های بسیاری پیروز شده‌اند و شکست خورده‌اند و نام سیاستمداران فراوانی با پایان قدرتشان از حافظه عمومی محو شده است. آنچه مسعود را از بسیاری از فرماندهان جنگ متمایز می‌کرد، ترکیبی از شجاعت، تدبیر، صبر، کاریزما، قدرت سازمان‌دهی، شناخت محیط و توانایی ارتباط با مردم بود.

او فرمانده‌ای بود که سیاست را می‌فهمید و سیاستمداری بود که اهمیت قدرت نظامی را می‌دانست. جنگ را تنها به‌عنوان رویارویی دو نیروی مسلح نمی‌دید، بلکه آن را در چارچوب بزرگ‌تری از سیاست، جامعه، جغرافیا و آینده خراسان‌افغانستان تحلیل می‌کرد. همین ویژگی سبب شد که در نگاه بسیاری، فاصله میان او و یک فرمانده صرفا نظامی بسیار زیاد باشد.

او می‌توانست در دشوارترین لحظات آرام بماند، در برابر بزرگ‌ترین تهدیدها لبخند بزند و در هنگامه‌ای که بسیاری راه گریز می‌جستند، راه ایستادن را انتخاب کند. برای او مقاومت فقط جنگیدن با اسلحه نبود؛ مقاومت نوعی ایستادگی در برابر تحقیر، استبداد، اشغال و تسلیم بود. به همین دلیل، تصویر او در حافظه بسیاری از مردم، تنها تصویر یک مرد مسلح در کوهستان نیست؛ تصویر انسانی است که در سخت‌ترین شرایط، اراده خود را از دست نداد.

او در برابر ارتش شوروی ایستاد و پنجشیر را به یکی از مشهورترین صحنه‌های مقاومت در جنگ خراسان‌افغانستان تبدیل کرد. سال‌ها بعد، هنگامی که گروه ط-البان بر بخش بزرگی از خراسان‌افغانستان مسلط شدند، مسعود بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین چهره‌های مقاومت در برابر آنان تبدیل شد. این بار میدان نبرد او فقط یک جنگ داخلی نبود؛ در پس آن، نگرانی‌های عمیق‌تری درباره بنیادگرایی، هراس‌افگنی فراملی و آینده سیاسی خراسان‌افغانستان وجود داشت؛ نگرانی‌هایی که مسعود در سال‌های پایانی زندگی خود تلاش کرد جامعه جهانی را نسبت به آنها متوجه سازد.

او در جهانی زندگی می‌کرد که خراسان‌افغانستان میدان برخورد قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای بود. شوروی، ایالات متحده، پاکستان، ایران، هند، کشورهای آسیای مرکزی و بازیگران دیگر، هرکدام منافع و نگرانی‌های خود را در قبال خراسان‌افغانستان داشتند.

در چنین شرایطی، یک فرمانده خراسان‌افغانستان اگر می‌خواست زنده بماند و اثرگذار باشد، ناگزیر بود علاوه بر میدان جنگ، زبان سیاست و دیپلماسی را نیز بشناسد. مسعود این ضرورت را به خوبی دریافته بود.

شاید همین مسئله یکی از مهم‌ترین دلایل تبدیل‌شدن او به چهره‌ای فراتر از خراسان‌افغانستان باشد.

مسعود برای بسیاری از دولت‌ها و ناظران خارجی، دیگر فقط یک فرمانده محلی نبود. او به بازیگری تبدیل شده بود که فهم او از تحولات خراسان‌افغانستان برای تحلیل آینده این کشور اهمیت داشت. با خبرنگاران و دیپلمات‌ها دیدار می‌کرد، درباره آینده خراسان‌افغانستان سخن می‌گفت و تلاش داشت تصویری از تهدیدهای پیش‌رو ارایه کند که به باور خودش، تنها متوجه خراسان‌افغانستان نبود.

از همین‌جا است که می‌توان به پرسش اصلی این نوشته نزدیک شد:
چرا جهان مسعود را شناخت؟
برای پاسخ به این پرسش، شاید کافی نباشد که تنها از زبان کسانی سخن بگوییم که او را دوست داشتند یا از او پشتیبانی می‌کردند. باید صدای کسانی را شنید که با او دیدار کردند؛ خبرنگارانی که او را از نزدیک دیدند، دیپلمات‌هایی که با او گفت‌وگو کردند، نظامیانی که شیوه فرماندهی‌اش را مورد توجه قرار دادند، اندیشمندانی که درباره او نوشتند و سیاستمدارانی که خراسان‌افغانستان را از دریچه تحولات او دنبال می‌کردند.

گاهی برای شناختن یک انسان، نگاه دوستانش کافی نیست؛ باید به سراغ کسانی رفت که از بیرون به او نگاه کرده‌اند. کسانی که شاید در ابتدا او را تنها یک فرمانده جنگ می‌دانستند، اما در مواجهه نزدیک‌تر، با شخصیتی پیچیده‌تر روبه‌رو شدند؛ شخصیتی که در آن فرمانده نظامی، سیاستمدار، گفت‌وگو کننده و انسانی با افق‌های سیاسی و فکری گسترده، در کنار یکدیگر قرار گرفته بود.

از این منظر، روایت‌هایی که درباره مسعود در خارج از خراسان‌افغانستان شکل گرفته‌اند، اهمیت ویژه‌ای دارند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=36952

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.