✍️جاوید راحل
بخش سوم
خراسانافغانستان بهعنوان ابزار ژئوپلیتیکی در منطقه
فراتر از نگاه امنیتی، خراسانافغانستان در سیاست خارجی روسیه کارکردی ژیوپلیتیکی نیز یافته است. مسکو تلاش میکند از وضعیت جدید خراسانافغانستان بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار غیرمستقیم بر غرب استفاده کند. در این چارچوب، تعامل با گروه ط-البان نه بهمعنای مشروعیتبخشی، بلکه بهعنوان نوعی «مدیریت واقعیت» و بهرهبرداری از یک بازیگر قابل کنترل برای کاهش هزینههای امنیتی و افزایش نفوذ منطقهای تلقی میشود.
گسترش مناسبات تعریف شده دیپلماتیک در آسیای مرکزی: روسیه علاوه بر توسعه روابط اقتصادی از طریق روابط خود با کشورهای آسیای میانه، جایگاه خراسانافغانستان را در صحنه جهانی تقویت کند. ازبکستان برخلاف کشورهایی مانند تاجیکستان، روابط خوبی با گروه ط-البان دارد. از طرفی، مسکو و تاشکند موضع تقریبا یکسانی در قبال حکومت گروه ط-البان دارند که این موضوع فرصتهایی را برای تشویق سایر کشورهای آسیای مرکزی به اتخاذ صراحت مشابه در تعامل با گروه ط-البان فراهم کرده است.
بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی نسبت به خراسانافغانستان تحت حاکمیت گروه ط-البان مشکوک یا محتاط بوده اند. این مسئله به دلیل چالشهای کلیدی مانند کشت مواد مخدر، مشکلات پناهندگان، بنیادگرایی اسلامی و هراسافگنی و بی ثباتی است. با این حال، تقریبا همه کشورهای آسیای مرکزی تعامل با گروه ط-البان را آغاز کرده اند، حتی اگر آنها به طور رسمی دولت را به رسمیت نشناخته باشند.
حتی تاجیکستان که به احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی و یکی از برجستهترین مخالف گروه ط-البان پناه داده و گروه ط-البان را یک سازمان هراسافگنی اعلام کرده است، همچنان به گروه ط-البان اجازه داده است که نمایندگانی را برای قنسولگری خراسانافغانستان در شهر خاروق تاجیکستان، که در مرز دو کشور قرار دارد، تعیین کنند. با وجود توسعه روابط سیاسی و اقتصادی بین آسیای مرکزی و خراسانافغانستان، پیشرفت در ایجاد این روابط کند است. آسیای مرکزی بیشتر نگران وضعیت امنیتی ناشی از هرج و مرج در داخل خراسانافغانستان است تا سود بردن از منافع تجاری.
روسیه این موضوع را درک می کند و از نفوذ منطقه ای خود برای فشار آوردن به آسیای مرکزی برای تعامل بیشتر با گروه ط-البان استفاده کرده است. روسیه آسیای مرکزی را حیاط خلوت خود می داند و نفوذ قابل توجهی در کشورهای مختلف منطقه دارد. وضعیت آشفته ناشی از کنترل گروه ط-البان بر خراسانافغانستان به مسکو نفوذ امنیتی و نظامی بیشتری بر آسیای مرکزی داده است. مسکو در بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی از جمله پایگاههای نظامی در تاجیکستان و قرقیزستان و یک میدان آزمایش موشکهای بالستیک در قزاقستان حضور نظامی دارد.
خراسانافغانستان بهعنوان «فضای رقابت با چین»
چین بهعنوان یک قدرت اقتصادی در حال ظهور، حضور فزایندهای در آسیای مرکزی و خراسانافغانستان دارد. تمرکز اصلی این کشور بر سرمایهگذاری، زیرساخت و طرحهای ترابری است که در چارچوب ابتکار «کمربند و راه» قابل تحلیل است. در برابر، روسیه تلاش میکند نقش خود را بهعنوان تامینکننده امنیت منطقهای حفظ کند. در کنار ملاحظات امنیتی، خراسانافغانستان بهتدریج به یکی از عرصههای رقابت ژیوپلیتیکی میان روسیه و چین در آسیای مرکزی تبدیل شده است.
استراتیژی سیاست خارجی چین در سالهای 1962 تا 1974 از گرایش یک جانبه (اتحاد چین و شوروی)، به سوی غرب تغییر جهت داد و بدین ترتیب چین وادار شد تا شیوهای برونگراتری در مقایسه با دوران مائو پیش گیرد. (موسسه ابرار معاصر، 1380: 45)
تغیر تاکتیکی در نگرش جهانی چین، از اصرار و پافشاری ضمنی بر ترویج چند قطبی بودن جهان تا تاکیدی «ملایمتر» بر تقویت چند جانبهگرایی جهانی و دموکراتیزه کردن روابط بینالمللی. (ژانک در یانگ و دیگران، 1386: 22)
چین یکی از همسایگان مهم جمهوریهای آسیای مرکزی است که روسیه را نیز در جهت جمعیت و اقتصاد زیر سایه قرار داده است. پس از فروپاشی اتحاد شوری، چین همراه با روسیه، هند، پاکستان و ترکیه «بازی بزرگ» را در آسیای مرکزی آغاز کرده است و پس از استقلال کشورهای آسیای مرکزی، چین روابط تجاری گستردهای با آنها ایجاد کرده بود. (کولایی، 1376: 139)
مرز مشترک و بسیا طولانی این کشور با جمهوریهای تاجیکستان، قزاقستان و قیرقیزستان و حضور مسلمانان اویغور و قزاق و تاجیک در مرزهای داخلی چین توجه این کشور را شدیدا به این منطقه جلب نموده است. چین از یکسو نگران حرکتهای اقوام مسلمان و غیر چینی ایالات هم مرز خود با این کشورها اند و از سوی دیگر بازار این مناطق را موقعیت مناسب برای حضور اقتصادی وحتی سیاسی خود در این منطقه میداند. (شیخ عطار، 1373: 66)
در این چارچوب، نوعی تقسیم کار ضمنی در حال شکلگیری است که در آن چین بیشتر بر ابزارهای اقتصادی—مانند سرمایهگذاری، زیرساخت و ترانزیت—تکیه دارد، در حالیکه روسیه نقش خود را بهعنوان تامینکننده امنیت منطقهای حفظ کرده است. با این حال، این تقسیم کار پایدار نیست و نشانههایی از رقابت پنهان میان دو قدرت نیز قابل مشاهده است.
تشکیل جامعه کشورهای مستقل مشترکالمنافع بر میگردد به دسامبر 1991 که توسط روسیه سفید، اوکراین و فدراتیف روسیه، که به مفهوم اعلام نابودی اتحاد شوری بود. سپس قزاقستان و تمام جمهوریتهای دیگر شامل این جامعه شدند.
در نخستین سال تشکیل این اتحادیه تنها شش جمهوری: روسیه، قزاقستان، جمهوری قیرقیزستان، اوزبیکستان، تاجیکستان و ارمنستان پیمان امنیت جمعی را در تاشکند در می 1992 به امضا رساندند. (کولایی، 1376: 84)
وابستگی اقتصادی آسیای مرکزی به روسیه از نظر تامین نیرو، افزایش بهای مواد نفی و عدم اطمینان از انتقال بهموقع نیرو از روسیه موجب شد تا رهبران آسیای مرکزی برای رسیدن به استقلال تلاش کنند. (کولایی، 1376: 87)
هر یک از جموریهای بازمانده از فروپاشی اتحاد شوروی مرکب از اقوام و ملیتهای مختلف هستند این امر زمینه را در پی ایجاد بحران هویت پس از فروپاشی اتحاد شوروی برای وقوع درگیریهای مختلف فراهم آورده است. (کولایی، 1376: 88)
دولتهای آسیای مرکزی پس از کسب استقلال در پی ایجاد نهادها با شیوه جدیدی هستند که با ارزشهای سنتی قدرت و ساختارهای دوران شوروی نیز آمیخته است. آنها مدعی توسط مردمگرایی در جامعه خود هستند و تصویب قانون اساسی، بیا اصول حکومتی، برگزاری انتخابات دلیل روشن بر این ادعا است. البته سطح دولتسازی در میان این کشورها و میزان تعهد این دولتها نسبت به اصلاحات و آزادیهای سیاسی متفاوت است. (کولایی، 1376: 108)
از این منظر، خراسانافغانستان نهتنها یک موضوع امنیتی، بلکه بخشی از موازنه قدرت میان روسیه و چین در آسیای مرکزی محسوب میشود.
با این حال، گسترش نفوذ اقتصادی چین بهتدریج میتواند توازن سنتی قدرت را به زیان روسیه تغییر دهد و این امر زمینهساز رقابت پنهان میان دو کشور در آسیای مرکزی خواهد شد.













