خراسان‌افغانستان و بحران تصور از آینده

خراسان‌افغانستان و بحران تصور از آینده

✍️حسیب فقیری

درآمدی بر روایت‌های رقیب

آینده هر کشور وابسته به وحدت جمعی آن است. اگر روایت‌ها و قرائت‌های مختلف مدیریت شوند، ثبات سیاسی و رفاه جمعی به‌وجود می‌آید. اما در خراسان‌افغانستان روایت‌های متنوع اغلب مانع توسعه شده‌اند. این بحران تاریخی هنوز ادامه دارد؛ بخشی ناشی از نفوذ خارجی و بخشی ناشی از ضعف سواد سیاسی و فقدان شعور جمعی.

فرمانده احمد شاه مسعود از معدود کسانی بود که این بحران را درک می‌کرد. او خراسان‌افغانستانی می‌خواست عاری از بی‌سوادی، فقر و سرگردانی، و سرشار از عزت و اسلام اعتدالی. اما روایت ط‑البان با دگم‌اندیشی دینی و تاثیرپذیری از اندیشه اخوان‌المسلمین، بیشتر بر رویارویی اسلام و کفر تمرکز دارد. در حالی که مسعود تلاش می‌کرد اسلام را با اخلاق و عقلانیت پیوند دهد، ط‑البان روایت خود را بر نفرت و جهاد بی‌پایان بنا کردند.

روایت‌های ط‑البان

پژوهش‌ها نشان می‌دهد روایت ط‑البان برای مشروعیت‌بخشی و تعریف هویت اهمیت زیادی دارد. سه دیدگاه اصلی در میان آنان دیده می‌شود:

1. گروه اول: استفاده ابزاری از دین برای حفظ قدرت موروثی، با تکیه بر اندیشه سید قطب و محمد قطب، و تاکید بر برتری پشتون‌ها در قدرت.

2. گروه دوم: نگاه قبیله‌ای و بدوی، همراه با ترس از حضور خارجی‌ها و نابودی دین.

3. گروه سوم: کسانی که صرفا برای منافع شخصی وارد این جریان می‌شوند؛ همان منافقانی که در تاریخ اسلام ذکر شده‌اند.

روایت جمهوریت و مدرنیته

جریان جمهوری‌خواهی بر قانون اساسی، انتخابات، حقوق شهروندی و ارتباط با جهان تاکید داشت. اما تجربه بیست‌ساله جمهوریت با فساد و تقلب همراه بود. بسیاری معتقدند که حامد کرزی و اشرف غنی نیز با نگاه قومی نزدیک به روایت ط‑البان عمل کردند. اگر جمهوریت واقعی پیاده می‌شد، خراسان‌افغانستان می‌توانست به خودکفایی سیاسی و اقتصادی برسد.

روایت‌های قومی و هویتی

گروه‌های قومی روایت‌های خود را بر پایه محرومیت تاریخی، هویت و قدرت سیاسی شکل داده‌اند. این روایت‌ها اغلب برای خواسته‌های سیاسی و نمایندگی گروهی به کار گرفته می‌شوند.

روایت خراسان‌گرایی

خراسان‌گرایی بر بازگشت به نام تاریخی «خراسان» تاکید دارد. طرفداران این جریان معتقدند تغییر نام به «افغانستان» نتیجه سیاست‌های استخباراتی بوده است. آنان بازگشت به هویت تاریخی را راهی برای احیای عزت و معنا بخشیدن به هویت جمعی می‌دانند.

روایت ملی‌گرایانه

جریان ملی‌گرایی تلاش می‌کند همه تفاوت‌ها را زیر مفهوم «ملت افغانستان» جمع کند. این روایت می‌گوید اختلاف نظر الزاما دشمنی نیست؛ بلکه برداشت‌های متفاوت از یک کشور می‌تواند همزیستی داشته باشد.

بحران اصلی

بحران خراسان‌افغانستان فقط بحران قدرت نیست؛ بلکه بحران توافق بر سر هویت، مشروعیت و آینده کشور است. هر روایت می‌خواهد سه چیز را تثبیت کند:

– هویت: ما چه کسانی هستیم و خراسان‌افغانستان متعلق به کدام تاریخ و فرهنگ است؟

– منطق سیاسی: کشور باید بر اساس دین، دولت مدرن، قومیت، ملی‌گرایی یا ترکیبی از این‌ها اداره شود؟

– مشروعیت: چه کسی حق دارد بگوید «خراسان‌افغانستان واقعی» چیست و چگونه باید حکومت شود؟

وقتی گروه‌ها بر سر این مسائل توافق ندارند، طبیعی است که درباره آینده نیز توافق نکنند. نتیجه آن تداوم جنگ، بی‌ثباتی و بحران تصور از آینده است.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=36251

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.