✍️جاوید راحل
بخش نهایی
۲. آیا فدرالیسم بدیلی برای تمرکز قدرت خواهد بود؟
با توجه به ضعفها و انحرافهای دموکراسی مبتنی بر نظام متمرکز، آیا امکان بازگشت به تجربههای پیشین دموکراسی در خراسانافغانستان وجود دارد؟ از آنجا که زمینهسازی حاکمیت ط-البان با همکاری نخبگان سیاسی پشتون (خلیلزاد، کرزی، غنی و همراهان آنان) اعتماد مردم به نظام سیاسی مدرن مبتنی بر مشارکت عمومی را برای ایجاد خراسانافغانستان آزاد و دموکراتیک تضعیف کردهاست، هرگونه مبارزه در برابر ط-البان بهمثابه مبارزه با هژمونی قومی تلقی میشود.
در نتیجه، مقاومت گروههای غیرپشتون ــ با توجه به محرومیت آنان از قدرت سیاسی در نظام حاکم ــ بیشتر بهعنوان دفاع از استقلال هویتی خود معنا مییابد که در گام نخست رنگ و بوی قومی دارد.
گرچه حذفهای ساختارمند قومی و ستمهای ملی، انگیزههای اصلی طرح حکومتهای فدرالی را فراهم ساختهاست، اما تجربه کشورهایی با ملت واحد و جغرافیای وسیع نظیر ایالات متحده آمریکا، برزیل، آلمان و استرالیا نشان میدهد که فدرالیسم نه بهدلیل مسایل قومی، بلکه بهعنوان بدیلی برای حکومت متمرکز و در راستای کارآمدی نظام اداری و تفویض اختیارات در چارچوب دموکراسی بهکار گرفته شدهاست (علم، ۱۳۸۹: ۴۳-۴۴).
ناکامیهای دولت دموکراتیک متمرکز، زمینه طرح گفتمان فدرالیسم را در خراسانافغانستان تقویت کردهاست. اگر این طرح با همکاری جامعه جهانی و خواست مردم همراه شود، میتواند بدیلی برای حکومت ط-البان باشد. با این حال، پیش از آنکه نظام آینده خراسانافغانستان به شکل فدرالی تحقق یابد، باید پیششرطهای لازم فراهم گردد؛ در غیر این صورت، هرچند طرح فدرالیسم منطقی جلوه کند، در عمل فریبنده خواهد بود و به شکست خواهد انجامید.
برای برونرفت از وضعیت کنونی و حرکت عملی بهسوی تمرکززدایی قدرت، تحقق موارد زیر ضروری است:
۱. شکلگیری حکومت گذار مشارکتی؛
۲. زمینهسازی برای همهپرسی (رفرندوم) در خصوص نظام سیاسی آینده؛
۳. سرشماری دقیق نفوس؛
۴. دخیل بودن مردم در فرایند تعیین نوعیت نظام آینده؛
۵. ایجاد زونهای مستقل و حکومتهای محلی.













