✍️ملیحه افضلی
حسینا سروری، تحصیلیافته رشته برنامهریزی شهری از دانشگاه پلتخنیک کابل و دانشجوی کارشناس ارشد مدیریت ساختمانی که پس از رویکار آمدن گروه ط-البان، از ادامه تحصیل و آغاز کار در اداره تدارکات ملی ریاست جمهوری بازماند. حسینا از نخستین روزهای اعتراضات زنان به صف معترضان پیوست و بازداشت، لت وکوب و تحقیر در زندان گروه ط-البان را تجربه کرده و سپس ناچار به ترک خراسانافغانستان شد و به پاکستان پناه برد.
خانم سروری از پایهگذاران «جنبش فانوس آزادی» است؛ جنبشی که با هدف دفاع از حقوقزنان، دادخواهی برای قربانیان و جلوگیری از به رسمیت شناختن گروه ط-البان شکل گرفت. حسینا سروری در این گفتوگو از روزهای سقوط کابل، اعتراضات، زندان، مهاجرت اجباری، چالشهای مبارزه مدنی و امیدش به بازگشت دوباره خراسانافغانستان سخن میگوید. از اینرو، با توجه به اهمیت این تجربه، خراسانتایمز این مصاحبه را در نظر گرفتهاست.
خراسانتایمز: بانو حسینا لطفا در مورد خودتان بگویید.
حسینا: حسینا سروری هستم، فارغ از دانشگاه «پلتخنیک» کابل از رشته برنامه ریزی شهری و دانشجوی کارشناسی ارشد، در ترم دوم اداره مدیریت ساختمانی. همچنان کارمند جدید در اداره تدارکات ملی ریاست جمهوری بودم که با آمدن گروه ط-البان دیگر نتوانستم به تحصیلات خود ادامه بدهم.
خراسانتایمز: از فعالیتهایتان بگویید، قبل از رویکار آمدن گروه ط-البان چه مصروفیت داشتید؟
حسینا: قبل از رویکار آمدن گروه ط-البان، ریاضی تدریس می کردم و همچنان در بعضی از برنامه های توانمندی جوانان و زنان کار می کردم در انجمنها میخواستم کار کنم که سقوط جمهوریت و بهقدر رسیدن دوباره ط-البان مانع شد.
خراسان تایمز: از روز سقوط نظام بگویید و شروع اعتراضات تان چطور بود؟
حسینا: در آن روز، برای خرید لوازم عروسی خود بیرون رفتهبودم تا برای خانه جدید خود خریداری کنیم. متوجه شدم که انسانهای آشفته و سرا سیمه در کابل داخل شدهبود.
همه مردم دست وپاچه شده بودند، یکی لوحه انگلیسی را از دیوار دور میکرد و دیگری فرار میکرد. زمانیکه قیامملی شد، تصمیمگرفتم اشتراک کنم و آنروز هم هیجان داشتم و همترس.
بلاخره با پوشیدن حجاب بیرون برآمدم و حرکت کردم، متوجه شدم که پدرم دنبال من آمده و دستم را گرفت و مکررا میگفت: «برگرد کجا می روی تو؟! اینقدر نفوس نمیروند، تو آماده شدی و میروی!» هر چه تلاش کردم، نگذاشتند که بروم، اما روز بعد موفق شدم بدون اجازه بیرون شوم و در اعتراضات شرکت کنم؛ با انرژی و با صدای بلند.
خراسانتایمز: نخستین شعارهایتان چه بود و یا به عبارتی، اهداف نخستتان در اعتراضات چه بود؟
حسینا: با صدای بلند میگفتیم، آموزش و مشارکت سیاسی حق ماست؛ «نان، کار، آموزش» هدف من باز شدن دروازههای مکاتب و آزادی زنان بود و باید حکومت زنستیزانه از بین میرفت و زنان دوشادوش مردان کار کنند.
خراسان تایمز: میشود از خاطرات تلخ زندان بگویید؟
حسینا: تاریخ ۲۰ آگوست بود که بهخاطر برنامه، حدود هشت نفر اعضای فامیل در یکجا جمع شده بودیم که گروه ط-البان ما را دستگیر کردند و به جای نامعلوم که نمیتوانستیم ببینم برده شدیم.
حدود «هشت ساعت» در بند زندان بودیم و هر لحظه با دشنام و لت وکوب روبهرو میشدیم. زیادترین چیزی که اذیتم میکند فحش دادن آنها بود و میگفتند: «شما فاحشه هستین!»
بعد از این دشنام با ضرب لگد به قفس سینهام میزد که تا امروز قفس سینهام درد میکند.
در ضمن چهارماه حامله بودم و دخترم در شکمم بود، بارها عذر کردم که حامله هستم، اما رحم نداشتند.
خراسان تایمز: پس از زندان چه وضعیتی را سپری کردید؟ نگاه جامعه و خانواده به شما که یک زن معترض زندانی بودید، چگونه بود؟
حسینا: پس از آزاد شدن، یگانه ترسم این بود که «مادر شوهرم» نباید بداند که من زندانی شدم و خبرها را تعقیب میکردم که نباید در سایتها ناممن باشد، اما متاسفانه همهجا نشر شده بود و تنها کاری کردم اینبود که عکسام را پاک کردم تا شناسایی نشوم. بعدا تلاش کردم که فامیلم نفهمد از قضیه زندان رفتنم؛ چون مادرم مریض بود و نمیخواستم از این بیشتر درد بکشد.
خراسان تایمز: از سفر به پاکستان روایت کن، با چه چالشها روبهرو شدید؟
حسینا: سفر پاکستان برایم بدترین روز بود، ثانیه به ثانیهاش یادم است.
آنقدر فشار برمن وارد شده بود که بغض گلویم را گرفته بود. بعد از آن سفر، به گلودردی دچار شدم و حدود یکماه صدایم بیرون نمیشد.
زمانیکه طرف پاکستان آمدم فقط اشک میریختم؛ درصورتیکه شوهرم با من بود، اما آرام نمیشدم، آوارگی، جنگ، محدودیت و آغاز مسافرت برایم غیر قابل تحمل بود.
خراسان تایمز: جنبش فانوس آزادی چگونه شکل گرفت؟
حسینا: ما پنج نفر تصمیم گرفتیم این جنبش را شکل بدهیم، من، استاد هاجر ماریا نوری، فریده محب و حماسه عدالتخواه با همکاری همدیگر این جنبش را شکل دادیم.
با شکل دادن این جنبش، درد و رنج و خطر را های زیادی را روبهرو شدیم. هدف ما از ایجاد این جنبش، بلند کردن صدا در برابر گروه ط-البان و همچنان متوجه ساختن جهان برای اینکه گروه ط-البان را به رسمیت نشناسند و آنها را به دلیل نقض حقوق بشر متهم کنند. در ضمن باید بگویم که این دستآورد تنها مربوط جنبش نمیشد؛ بلکه همه زنان مبارز نقش داشتند.
خراسان تایمز: زن بودن در خراسانافغانستان چه حسی دارد؟
حسینا: زن بودن در خراسانافغانستان یعنی باید مثل الماس- سنگ باشی و تحمل کنی؛ یک مسوولیت سنگین که روی شانههایت است. زن بودن در خراسانافغانستان خیلی حسهای درد ناک دارد که برایش هر روز اشک میریزم که حتی گاهی میگویم کاش زن نمیبودم.
خراسان تایمز: آیا در فعالیتهایی که داشتید، کسی از اعضای خانواده پشتیبانیتان میکرد؟
حسینا: در تمام فعالیتهایم شوهرم با من بود، ولی موانع هم وجود داشت. شوهرم هیچ وقت خوش نداشت با چهره باز وارد این عرصه شوم و حتی نمیخواست صدایم در رسانهها پخش شود.
خراسان تایمز: حرف آخر تان؟
حسینا: خستهام از همه چیز!
فعلا تنها امید و آرامشام، دو دخترم و شوهرم استند. حتی یگانبار حس خودکشی برم دست میدهد، ولی دو دخترم و آینده اینها مانع میشود. امیدوارم، روزی دوباره در کوچههای کابل آزادانه با هدف اینکه به کشورم خدمت کنم پا بگذارم.













