فدرالیسم در خراسان‌افغانستان

فدرالیسم در خراسان‌افغانستان

✍️جاوید راحل

بخش نخست

 

کشورهای جهان و نظام‌های سیاسی مدرن

کشورهای جهان، دولت‌هایشان با انواع رژیم‌های سیاسی تجارب منحصر به فرد همان کشورها را دارند که برخی‌ها میراث این حکومت‌های گذشته و برخی نیز تازه پا می‌باشند.

ازین میان برخی تجارب ناکام داشته و عده‌ای نیز قرن‌هاست هم‌چنان پاسخگوی مطالبات زمان خودشان اند. اما آنچه که مهم است دولت‌های جهان در صورتی که گرایش به سمت آزادی اراده عمومی و حقوق اتباع‌شان بر مبنای مطالبات شهروندان‌شان استوار باشد پویایی و استواری بیشتری داشته و کمتر دچار فروپاشی می‌‌شوند.

بر عکس آن دولت‌های توتالیتری و اقتدار گرا که عمر شان کوتاه‌تر و مبتنی بر زور و اعمال فشار بیشتر بر شهروندان است. بنابراین به‌صورت فشرده می‌توان رژیم‌های سیاسی را که در قالب دولت‌های مختلف شکل گرفته اند، تفسیم نمود.

رژیم‌های اقتدارگرا

در چنین رژیم‌های تفکیک قوا وجود ندارد. هرچند بگونه‌ای صوری تفکیک قوا وجود دارد، اما اعمال قدرت دسته از بالا به پایین می‌باشد و اغلب کشورهای جهان سوم از جمله خراسان‌افغانستان دارای چنین رژیم‌های اند. گرچند کشورهای چون خراسان‌افغانستان در مقاطع محدود زمانی رژیم‌های دموکراتیک را تجربه می‌کنند نظیر دهه دموکراسی نیم بند اواخر شاهی و جمهوریت بیست ساله اخیر ولی با توجه به عوامل باز دارنده دیگر بوده به سمت اقتدارگرایی برگشته است.

رژیم های اقتدارگرا به اشکال مختلف و طیف وسیعی از انواع حکومت‌ها را شکل می‌دهد که در نرم‌ترین شکل آن رژیم‌های شاهی مطلقه و سخت ترین شکل آن رژیم‌های فاشیستی و کمونیستی قرار می‌گیرند. هم‌چنان رژیم‌های مبتنی بر اسلام رادیکال نظیر جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی پاکستان و امارت اسلامی خراسان‌افغانستان در طیف رژیم‌های اقتدار گرا قرار دارند.

 

رژیم‌های دموکراتیک

رژیم‌های دموکراتیک در قالب‌های مختلف و متنوع ظاهر شده‌اند که از شاهی مشروطه تا جمهوری‌های دموکراتیک و هم‌چنان انواع دولت‌ های پارلمانی فدراسیون و کنفدراسیون را شامل شود. ویژگی چنین رژیم‌ها نقشی است که برای تصمیم‌گیری‌های مردم داده می‌شود. هم‌چنان تفکیک قوا، حقوق شهروندان و هم‌چنان تحزب را نیز بر شمرد. ازین میان با توجه به موضوع مورد مطالعه ما پیرامون فدرالیسم نگاهی پیرامون نظام‌های سیاسی دموکراتیک و انواع آن داریم که ما را به اصل بحث فدراسیون‌ها یاری رساند.

 

1: دموکراسی و انواع آن

دموکراسی نوع رژیم که گذشته آن به درازای اندیشه سیاسی بر می‌گردد و به نوع رژیم‌های گفته می‌شود که مردم بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم نقش کلیدی را در ساختار نظام سیاسی دارند، پیشینه دموکراسی به عصر یونان باستان بر می‌گردد و بدین ترتیب اندیشمندان بیشماری به دموکراسی به‌عنوان نظامی کار آمد و با ثبات عنوان نموده‌اند، اگر به ترتیب از متفکران اندیشه سیاسی ذکر به عمل آوریم سر سلسله این همه از ارسطو (233-284 ق.م) به این طرف عبارت خواهند بود: بندیکت دو اسپینوزا (1677-1631)، جان لاک (1704-1632)، دسکندابارون دو منتسکیو (1755-1689)، ژان ژاک روسو (1778-1712)، الکسی دو تو کویل (1859-1805)، توماس جفرسون (1826-1743)، جیمز مادیسون (1836-1715)، اندروجکسون (1845-1747)، جان استوارت میل (1873-1806)، ویلیام جیمز (1910-1842)، جان دیوئی (1952-1959)، هارولد لاسکی (1950-1893)، ژوزف شومپیتر (1950-1883)، ریمون آرون (1983-1905)، ایزایا برلین (1997-1909)، موریس دورژه، کارل پوپر (1994-1902) رابرت دال، سیمون مارتین لیپست، آنتونی داونز، یورگن هابرماس و غیره دغدغه دموکراسی را در سر پرورانیده و یا می‌پرورانند.

در واقع دموکراسی را می‌توان به‌عنوان تنها شکل مطلوب نظام سیاسی تلقی کرد که در آن انسان‌های زیادی توانایی کنش مستقیم سیاسی را دارا باشند. هم‌چنان دموکراسی از پر جاذبه ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی است که حتی توتالیتر ترین رژیم‌های سیاسی نیز خودشان را دموکرات معرفی می‌کنند. «در دموکراسی فرض بر این است که مردم نه به حکم ترس و اجبار بلکه از روی رضایت از حکومت پیروی می‌کنند و سازوکارهایی برای تضمین این رضایت وجود دارد.» (بشیریه، 1392: 204)

طوری که در بالا از انواع دموکراسی‌ها یاد آوری شد، در یک طیف گسترده قرار دارند که بصورت کلی صرف بردن نام شان بسنده است. یعنی دموکراسی‌ها بصورت عموم به دو شکل اند؛ مستقیم و غیر مستقیم که بنا بر جمعیت امروزی دموکراسی مستقیم در سطح ملی امکان پذیر نمی‌باشد و دموکراسی‌های مستقیم فقط در پروسه‌های انتخابات و مشارکت‌های عمومی تجسم عینی پیدا می‌کند در صورتی که رژیم‌های دموکرات امروزه به شیوه نمایندگی تجسم یافته است که در آنها احزاب نقش عمده‌ دارند.

آنچه در اینجا مراد است تقسیم دموکراسی‌ها بر پایه توزیع جغرافیایی قدرت است. با توجه به ساختار درونی دولت و بررسی نحوه اعمال قدرت و توزیع آن در سطح جغرافیا، دموکراسی‌ها به دو شکل وجود دارند: نخست دموکراسی‌های که بر تمرکز قدرت در مرکز است و یا توزیع قدرت به پیرامون یا کثرت‌گرایی قدرت سیاسی است که نوع نخست آن نظام‌های تک ساخت و نوع دوم نظام‌های چند پارچه و مرکب و برای ورود به بحث نظام‌های مرکب که فدراسیون یک شکل آن است، پیرامون نظام‌های تک ساختی نیز توجه شده است.

۱.۱. نظام‌های متمرکز (تک ساختی)

این نظام‌های سیاسی اغلب به شکل دولت‌های شاهی مشروطه بوده و برخ زیادی از جمهوری‌ها را نیز شامل است. ویژگی‌های این نوع نظام را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

۱. حکومت مرکزی دارای اختیار و اقتدار کامل است که بر پایه این اختیار یک پارچگی دولت حفظ می‌شود.

۲. قدرت سیاسی در کلیت و مجموع اختیارات و وظایف خویش را توسط یک شخصیت واحد حقوقی که همانا دولت – کشور است، اعمال می‌شود.

۳. کلیه افراد کشور تحت لوای حکومت مرکزی قرار دارند.

۴. بافت قدرت غیر قابل تفکیک و تجزیه نا پذیر است.

۵. اختیارات استان‌ها یا ایالت‌ها فقط به اداره حکومت مرکزی بستگی دارد.

در نظام‌های تک ساخت سه نوع وحدت دیده می‌شود: وحدت ساختار، وحدت جماعت و وحدت سرزمین. (داودی، 1389: 229) که در خراسان‌افغانستان دو دهه گذشته (1400-1381) شکل معیوب و کژ نظام سیاسی تک ساخت استقرار داشت و بنا بر نبود توانایی سیاست گذاران و نخبگان سیاسی چنین رژیمی ممثل دموکراسی مبتنی بر تمرکز گرایی قدرت نتوانست ادامه یابد.

نمونه‌های برتر این نوع نظام‌ها را می‌توان از بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، بلژیک و ژاپن را بر شمرد. حکومت تک ساخت شایستگی‌های زیر را دارا می‌باشد:

۱. موثرترین شکل حکومت: تصمیم در باره همه مسایل در یک مرکز عمومی گرفته می‌شود و حکومت را به شکل مقتدر و قوی در می‌آورد.

۲. سادگی سازمان که در آن قانون اساسی وظیفه تعیین شکل حکومت برای سراسر کشور را بر دوش دارد.

۳. انعطاف پذیری زیاد در مقایسه با حکومت‌های فدرال انعطاف بیشتر دارد و برای رفع مشکلات بوجود آمده به راحتی اصلاح‌پذیر است.

۴. عدم تلاقی یا تضاد صلاحیت‌ها، تمام ارگان‌‌های گوناگون حکومت بخش‌های جدایی ناپذیر یک تکه از مکانیسم مدیریتی را تشکیل می‌دهند و در سراسر کشور قانون یکنواخت وجود دارد.

۵. توانمندی سیاست داخلی و خارجی: چون همه اختیارات در مرکز است سیاست‌های داخلی و خارجی قاطع ممکن است تدوین و با شهامت به اجرا گذاشته شود و تصمیم گیری قوی صورت می‌گیرد.

۶. هزینه کم: حکومت تک ساخت بطور نسبی هزینه کم نیاز دارد. زیرا نهادهای متکثر سیاسی در سطح منطقه وجود ندارد.

۷. تقسیم نشدن وفاداری شهروندان(عالم، 1387: 336-335).

ناشایستگی‌ها و عیب‌های حکومت تک‌ساخت نیز بیشمارند، اما در اینجا به برخی از آنها توجه شده است:

۱. پایمال شدن ابتکار محلی: تمرکز گسترده و کنترل واحدهای محلی به جایگاه کارگزاران.

۲. خودکامگی مرکز: قدرت به فساد تمایل دارد، و قدرت مطلق به طور مطلق فاسد می‌کند.

۳. عدم صلاحیت مرکز نسبت به مسایل محلی: حکومت مرکزی وقت کافی برای برآمدن از عهده مسایل محلی ندارد، از این‌رو این مسایل در معرض غفلت هستند.

۴. آسانی فروپاشی: منتقدان دریافته اند که نظام تک ساخت ممکن است زیر فشار داخلی و خارجی به آسانی فرو بپاشند(عالم، 1387: 338-337). طوری که نظام جمهوری تک ساخت اما ناقص دموکراسی خراسان‌افغانستان در 26 اسد سال 1400 در کمتر از یک ماه در برابر گروه طالبان فرو پاشید.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=34200

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.