اقتصاد راهبردی سرزمینی (ژیواکونومی)

اقتصاد راهبردی سرزمینی (ژیواکونومی)

جستارهای علمی مدرن علوم سیاسی

✍️مانی فرهمند

ژیوپلیتیک و ابزار قدرت

در ادبیات کلاسیک روابط بین‌الملل، قدرت بیش از هر چیز با توان نظامی و ظرفیت اعمال زور تعریف می‌شد. اما تحولات سه دهه اخیر نشان داده است که رقابت دولت‌ها دیگر تنها در میدان‌های نظامی جریان ندارد. امروز کشورها به جای لشکرکشی، از تجارت، سرمایه‌گذاری، فناوری، انرژی، زنجیره‌های تامین و زیرساخت‌های اقتصادی برای پیشبرد اهداف راهبردی خود بهره می‌گیرند. این تحول زمینه‌ساز پیدایش مفهومی شد که در ادبیات معاصر «ژیواکونومی» یا «اقتصاد راهبردی سرزمینی» نام گرفته است.

ژیواکونومی یکی از مفاهیم نو در دانش سیاسی است که پس از ورود جهان به قرن بیست‌ویکم رواج یافت. این اصطلاح از ترکیب دو واژه «جغرافیا» و «اقتصاد» ساخته شده، اما معنای آن صرفا اقتصاد بین‌الملل نیست. ژیواکونومی به استفاده آگاهانه از ابزارهای اقتصادی برای تحقق اهداف سیاسی و امنیتی اشاره دارد. در این نگاه، اقتصاد دیگر حوزه‌ای مستقل از سیاست نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای اعمال قدرت تبدیل شده است. همان‌گونه که در گذشته دولت‌ها از نیروی نظامی برای تاثیرگذاری بر رفتار دیگران استفاده می‌کردند، امروز از تحریم، سرمایه‌گذاری، کنترل فناوری، مسیرهای تجاری، منابع انرژی و دسترسی به بازارها بهره می‌گیرند.

پس از پایان جنگ سرد بسیاری تصور می‌کردند رقابت‌های ژیوپلیتیکی جای خود را به همکاری اقتصادی خواهد داد، اما واقعیت مسیر دیگری را نشان داد. رقابت از میان نرفت؛ بلکه ابزارهای آن تغییر کرد. جنگ‌های پرهزینه جای خود را به رقابت بر سر نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی، انرژی، مواد معدنی راهبردی، بنادر، خطوط انتقال گاز، کابل‌های فیبر نوری و زنجیره‌های تامین داد. به همین دلیل، امروزه بسیاری از تحلیلگران از «اقتصادی شدن قدرت» سخن می‌گویند.

رقابت شرق و غرب امروز

نمونه‌های این تحول در جهان معاصر فراوان است. رقابت ایالات متحده و چین بیش از آنکه در میدان‌های نظامی باشد، در فناوری‌های پیشرفته، کنترل تراشه‌های الکترونیکی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و تسلط بر بازارهای جهانی جریان دارد. ابتکار «کمربند و جاده» چین نیز تنها یک پروژه اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازآرایی شبکه‌های ارتباطی و تجاری جهان و افزایش نفوذ راهبردی پکن به شمار می‌رود. در برابر، آمریکا و متحدانش با محدود کردن صادرات فناوری‌های حساس، توسعه کریدورهای جایگزین و تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تامین، به این رقابت پاسخ داده‌اند.

یکی از ویژگی‌های ژیواکونومی آن است که مرز میان اقتصاد و امنیت را از میان برده است. امروز یک بندر، یک خط آهن، یک معدن لیتیوم، یک شبکه اینترنتی یا حتی یک شرکت تولیدکننده تراشه، می‌تواند همان اندازه اهمیت راهبردی داشته باشد که در گذشته یک پایگاه نظامی داشت. از همین رو، دولت‌ها دیگر تنها به دنبال رشد اقتصادی نیستند؛ بلکه می‌کوشند از اقتصاد به عنوان اهرمی برای افزایش نفوذ سیاسی و کاهش آسیب‌پذیری امنیتی استفاده کنند.

این تحول جایگاه کشورهای در حال توسعه را نیز دگرگون کرده است. در گذشته بسیاری از این کشورها تنها به‌ عنوان بازار مصرف یا تامین‌کننده مواد خام شناخته می‌شدند، اما امروز کشورهایی که در مسیر کریدورهای تجاری قرار دارند یا دارای منابع معدنی حیاتی، انرژی یا موقعیت ترانزیتی هستند، می‌توانند نقش مهم‌تری در معادلات جهانی ایفا کنند. البته این فرصت تنها زمانی به قدرت تبدیل می‌شود که با حکمرانی کارآمد، ثبات سیاسی و برنامه‌ریزی راهبردی همراه باشد.

جایگاه امروز خراسان افغانستان

خراسان افغانستان نیز از این منظر کشوری با ظرفیت‌های قابل توجه است. موقعیت جغرافیایی آن در قلب آسیا، امکان اتصال آسیای مرکزی به آسیای جنوبی، دسترسی به منابع معدنی ارزشمند و قرار گرفتن در مسیر برخی طرح‌های منطقه‌ای، می‌تواند این کشور را به یک بازیگر مهم ژیواکونومیک تبدیل کند. اما این ظرفیت بالقوه به خودی خود مزیت نیست. در دنیای ژئواکونومی، جغرافیا تنها زمانی ارزش می‌آفریند که با امنیت، زیرساخت، اعتماد سرمایه‌گذاران و سیاست خارجی متوازن همراه شود.

تجربه کشورهایی مانند سنگاپور، امارات متحده عربی و تا اندازه‌ای قزاقستان نشان می‌دهد که نفوذ راهبردی را می‌توان نه از قدرت نظامی، بلکه از تبدیل موقعیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی به دست آورد. آنها دریافتند که در جهان امروز، کنترل جریان سرمایه، کالا، انرژی و داده گاه تاثیری بیش از کنترل سرزمین دارد.

با این حال ژیواکونومی تنها فرصت نمی‌آفریند؛ بلکه ابزار فشار نیز هست. تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های صادراتی، قطع دسترسی به نظام‌های مالی بین‌المللی و رقابت بر سر فناوری نشان می‌دهد که اقتصاد می‌تواند همان اندازه که ابزار توسعه است، ابزار اعمال قدرت نیز باشد. از این رو کشورهایی که بیش از حد به یک بازار، یک مسیر یا یک قدرت وابسته باشند، در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیرتر خواهند بود.

جمع‌بندی

ژیواکونومی را می‌توان زبان جدید رقابت جهانی دانست. اگر ژیوپلیتیک کلاسیک بر کنترل سرزمین‌ها تاکید داشت، ژئواکونومی بر کنترل جریان‌ها تمرکز دارد؛ جریان سرمایه، انرژی، فناوری، داده و تجارت. در چنین جهانی، قدرت نه فقط در تعداد تانک‌ها، بلکه در توانایی شکل دادن به مسیرهای اقتصادی و شبکه‌های ارتباطی سنجیده می‌شود.

برای خراسان‌افغانستان، درک این تحول اهمیت حیاتی دارد. آینده این کشور بیش از گذشته به این وابسته است که آیا می‌تواند از موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی خود مزیت ژیوکونومیک بسازد یا همچنان در حاشیه شبکه‌های اقتصادی منطقه باقی بماند. پاسخ به این پرسش تنها آینده اقتصاد خراسان افغانستان را تعیین نمی‌کند؛ بلکه جایگاه سیاسی و امنیتی آن را نیز در نظم جدید آسیایی شکل خواهد داد.

ژیواکونومی به ما می‌آموزد که در قرن بیست‌ویکم، قدرت الزاما از لوله تفنگ بیرون نمی‌آید؛ گاه از مسیر یک راه‌آهن، یک بندر، یک کابل فیبر نوری، یک تراشه الکترونیکی یا یک قرارداد سرمایه‌گذاری سرچشمه می‌گیرد. دولت‌هایی که این تحول را زودتر درک کنند، در رقابت‌های آینده دست بالا را خواهند داشت؛ و آنهایی که هم‌چنان تنها با منطق ژیوپلیتیک کلاسیک بیندیشند، ممکن است فرصت‌های بزرگ قرن جدید را از دست بدهند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=34163

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.