✍️آرزو پرنیان
پیکر آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه ۱۹سرطان/تیر، در حرم امام رضا در مشهد، به خاک سپرده شد؛ پایانی بر زندگی مردی که در کنار نقش سیاسی و مذهبیاش، نزدیک به چهار دهه حضوری فعال در عرصه فرهنگ، ادبیات و هنر ایران داشت.
او در ۹ حوت/اسفند ۱۴۰۴ در حمله هوایی مشترک آمریکا و اسراییل در آغاز جنگ میان دو کشور با ایران، کشته شده بود و پس از یکهفته مراسم تشییع در چند شهر ایران و عراق، سرانجام در شهری که در آن به دنیا آمده بود، آرام گرفت. این گزارش صرفا به بعد شخصیت فرهنگی او میپردازد.
به نقل از دانشنامه ویکیشیعه، سیدعلی خامنهای در حمل/فروردین ۱۳۱۸ در محلهای کمبرخوردار مشهد در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید جواد خامنهای، مجتهدی بود که در نجف تحصیل کرده و به تدریس فقه و امامت مسجد در مشهد مشغول بود. به گفته خودش، مادرش زنی باسواد و کتابخوان با ذوق شعری و آشنا با دیوان حافظ بود که نخستین داستانهای پیامبران را از زبان او شنیده است.
بر پایه همین منبع، تحصیلات او از چهارسالگی در مکتبخانگی با آموختن قرآن آغاز شد و همزمان با دوره دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز شروع کرد. او دورههای مقدمات و سطح حوزوی را در مدرسههای سلیمانخان و نواب مشهد گذراند و تا سال دوم دبیرستان نیز در نظام آموزش رسمی درس خواند.
در هجدهسالگی به درس فقه حاضر شد و پس از سفری کوتاه به نجف برای شرکت در دروس مجتهدان بزرگ آن حوزه، به دلیل تمایل نداشتن پدرش برای اقامت در آنجا، به مشهد بازگشت. از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در حوزه علمیه قم نزد استادانی چون آیتالله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی به تحصیل فقه، اصول و فلسفه پرداخت.
به نقل از خبرگزاری مهر و خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیتالله خامنهای سالها با تخلص «امین» شعر میسراید؛ غزلهایی بیشتر عاشقانه و عارفانه در قالب سنتی که برخی از آنها در کتابهایی مانند «امین شعر انقلاب» گردآوری و منتشر شدهاند. به گفته این دو خبرگزاری، سبک شعری او تحت تاثیر سبک هندی و شاعرانی چون حافظ توصیف شده است.
به نقل از خبرگزاری مهر، از اوایل دهه هفتاد، دیدار سالانه او با شاعران در ایام نیمه رمضان به سنتی ثابت در تقویم فرهنگی رسمی ایران تبدیل شد. در این نشستها دهها شاعر پیشکسوت و جوان، تازهترین سرودههای خود را در حضور او میخواندند و او به وزن، قافیه و تصویر شعری آنان نظر میداد. شاعرانی چون؛ قیصر امینپور، حمید سبزواری و علیرضا قزوه از چهرههای ثابت این محافل بودند.
همین گزارشها یادآور شدهاند که این دیدارها بیشتر محفلی برای شاعران نزدیک به گفتمان رسمی انقلاب بوده و شاعران مستقل یا منتقد در آن جایی نداشتهاند.
یکی از تکرارشوندهترین محورهای سخنان فرهنگی او، جایگاه جهانی زبان و ادب پارسی بود. او بارها بر نیاز راهاندازی «نهضت ترجمه» آثار برجسته شعر پارسی به زبانهای دیگر و گنجاندن بیشتر شعر در کتابهای درسی تاکید کرده و شعر را رسانه مهم برای انتقال پیامهای فرهنگی به جهان دانسته است؛ همان نگاهی که به آرزوی نقلشده در عنوان این گزارش راه برد. او در یکی از همین نشستهای ادبی، در پاسخ به درخواست نجیب بارور، شاعر خراسانافغانستان، گفته بود که توجه ویژهای به کشورهای پارسیزبان دارد و برای تقویت این تمدن مشترک تلاش میکند.
بر پایه زندگینامههای منتشرشده از سوی دفتر او، وی از دوران جوانی به مطالعه رمان و آثار داستانی نویسندگان بزرگ جهان علاقه داشته و در سخنرانیها بارها به آثاری از ادبیات روس، اروپا و آمریکای لاتین اشاره کرده است. او همچنین علاقهمند به تاریخ معاصر و تاریخ ملل شرق و غرب توصیف شده و در برخی سخنرانیها نقد کتاب و تحلیل جریانهای ادبی نیز انجام داده است.
با این حال، در همان دوران بارها بر نیاز نظارت و «مرزبندی» با آثار ادبی و هنری غربی تاکید کرده و از مفاهیمی چون «تهاجم فرهنگی» و «شبیخون فرهنگی» برای توصیف نفوذ فرهنگ غرب استفاده کرده است.
به نقل از پایگاه تحلیلی آسو، سیاست فرهنگی دوران رهبری او بر پایه همزمانی حذف آثار مخالف و تولید موازی محتوای رسمی از سوی نهادهایی چون سازمان تبلیغات اسلامی و سپاه پاسداران استوار بوده و مفاهیمی چون «تهاجم فرهنگی» و «نفوذ» در عمل به محدودیت برای محافل مستقل شعر و داستانخوانی نیز تعبیر شده است. بر پایه همین گزارش، در همین دوران کارگردانانی چون جعفر پناهی، بارها بازداشت یا ممنوعالکار شدند و کانون نویسندگان ایران بهطور مستمر تحت فشار قرار گرفت.
او در سخنرانیهای گوناگون از سینما بهعنوان رسانه موثر برای بازتاب ارزشهای اجتماعی و تاریخی یاد کرده و از فیلمسازانی که در ژانر دفاع مقدس یا آثار اجتماعی «متعهدانه» فعالیت کردهاند، پشتیبانی کرده است؛ در مقابل، بارها بهطور علنی از آنچه «سینمای جشنوارهای» میخواند، انتقاد کرده است.
در دوران رهبری او، نهادهای فرهنگی گوناگونی نیز شکل گرفت یا گسترش یافت؛ از جمله کتابخانههای عمومی وابسته به دفترش در قم و مشهد و جامعة المصطفی العالمیه برای گسترش علوم دینی میان طلاب غیرایرانی.
در سخنرانیهای او، اشاره به تاریخ ایران از دوران باستان تا دوران معاصر و تلاش برای پیوند دادن هویت ایرانی با گفتمان انقلاب اسلامی، جایگاه ویژهای داشت؛ رویکردی که برخی مورخان مستقل آن را روایتی گزینشی از تاریخ ایران توصیف کردهاند که جنبههای سکولار یا غیرمذهبی هویت ایرانی را کمرنگ کرده است.
به نقل از شبکه الجزیره، مراسم تشییع او که بیش از یک هفته و در چند شهر ایران و عراق برگزار شد، از نظر اندازه یکی از بزرگترین مراسم عمومی تاریخ معاصر ایران بود و میلیونها نفر در تهران، قم و مشهد در آن شرکت کردند.
بر پایه همین گزارش، این حجم از حضور عمومی را ناظران ترکیبی از سوگ بخشی از جامعه و بسیج سازمانیافته حکومتی در شرایط جنگی توصیف کردهاند.
سرانجام در ۱۹سرطان/تیر،۱۴۰۵ پیکر او در کنار پیکر اعضای خانوادهاش که در همان حمله کشته شدند، در حرم امام رضا در مشهد به خاک سپرده شد؛ شهری که هم مکتبخانه کودکیاش و هم آرامگاه ابدیاش شد.
کارنامه فرهنگی آیتالله خامنهای، فارغ از داوری درباره نقش سیاسی و مذهبیاش، تصویری هرچند محدود، ولی خوبی بر جای گذاشت. او در کنار اینکه عالم مذهبی بود با فرهنگ و ادب پارسی بزرگ شد؛ شاعری با تخلص «امین» که سالها به نقد شعر جوانان مینشست، عاشق مطالعه رمان و تاریخ بود و آرزو داشت زبان پارسی روزی زبان علم جهان شود. بر محور همین آرزو تلاشهای بیشمار و ثمربخشی هم انجام داد که در نهایت برای دیدن جهانی که آرزویش را داشت نرسید و در مشهد آرام گرفت.













