جستاری پیرامون دولت‌های ضربه‌گیر (حایل)

جستاری پیرامون دولت‌های ضربه‌گیر (حایل)

✍️مانی فرهمند

از نظریه کلاسیک تا جایگاه خراسان‌افغانستان در رقابت‌های ژئوپلیتیکی
در تاریخ سیاسی دولت‌ها و کشورها برخی کشورها صرفاً به دلیل قدرت نظامی یا توان اقتصادی خود اهمیت نیافته‌اند، بلکه موقعیت جغرافیایی آنان بوده که سرنوشت سیاسی‌شان را رقم زده است. این کشورها نه به‌دلیل آنچه در درون مرزهای‌شان رخ می‌دهد، بلکه به دلیل آنچه میان قدرت‌های پیرامونشان جریان دارد، به بازیگران مهم سیاست جهانی تبدیل شده‌اند. هم‌چنان در جغرافیای سیاسی جهان، همه کشورها نقش یکسانی ایفا نمی‌کنند. برخی کشورها خود به مراکز تولید قدرت تبدیل می‌شوند، برخی در حاشیه نظم‌ جهانی قرار می‌گیرند و گروهی دیگر، به دلیل موقعیت جغرافیایی، ناخواسته در میان رقابت قدرت‌های بزرگ قرار می‌گیرند. بنابراین در ادبیات علوم سیاسی و ژئوپلیتیک، از این دسته کشورها با عنوان «دولت‌های ضربه‌گیر» یاد می‌شود.
نظریه دولت‌های ضربه‌گیر یکی از مفاهیم کلاسیک ژئوپلیتیک است که در قرن نوزدهم، هم‌زمان با رقابت امپراتوری‌های بزرگ، به‌ویژه بریتانیا و روسیه تزاری، شکل‌گرفت. قدرت‌های بزرگ برای جلوگیری از برخورد مستقیم با یکدیگر، تلاش می‌کردند میان قلمروهای خود سرزمینی مستقل اما نسبتا ضعیف ایجاد یا حفظ کنند؛ سرزمینی که نقش فاصله‌انداز را ایفا کند و از برخورد مستقیم دو قدرت جلوگیری نماید. در چنین شرایطی، موجودیت دولت‌ های حایل یا ضربه‌گیر نه محصول اراده داخلی، بلکه نتیجه موازنه قدرت میان بازیگران بزرگ بود.
می‌توان مطرح کرد که: نظریه دولت‌های ضربه‌گیر از دل ژیوپلیتیک کلاسیک زاده شد. اندیشمندانی چون هالفورد مکیندر، نیکلاس اسپایکمن و بعدها سال کوهن بر این باور بودند که جغرافیا تنها یک واقعیت طبیعی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده رفتار دولت‌هاست. از نگاه آنان، هنگامی که دو قدرت بزرگ در مجاورت یکدیگر قرار می‌گیرند، معمولا سرزمینی میان آنها شکل می‌گیرد که نقش ضربه‌گیر را ایفا می‌کند؛ سرزمینی که هدف اصلی آن جلوگیری از برخورد مستقیم دو قدرت رقیب است.
در تاریخ اروپا، بلژیک میان فرانسه و آلمان، لهستان میان آلمان و روسیه و خراسان‌افغانستان میان امپراتوری بریتانیا و روسیه تزاری، نمونه‌های شناخته‌شده دولت‌های ضربه‌گیر بودند. این کشورها نه به دلیل توان نظامی یا اقتصادی، بلکه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود به بخشی از معادلات امنیتی قدرت‌های بزرگ تبدیل شدند. از همین رو، امنیت آنها کمتر در پایتخت‌های خودشان تعریف می‌شد و بیشتر در لندن، سن‌پترزبورگ، برلین یا مسکو.
خراسان‌افغانستان یکی از مشهورترین نمونه‌های تاریخی این نظریه است. در جریان «بازی بزرگ» میان بریتانیا و روسیه، این کشور به منطقه‌ای حایل میان هند بریتانیایی و قلمرو روسیه تبدیل شد. هدف لندن و سن‌پترزبورگ نه اشغال کامل خراسان‌افغانستان، بلکه جلوگیری از نفوذ رقیب به حوزه امنیتی خود بود. به همین دلیل، خراسان‌افغانستان توانست استقلال حقوقی خود را حفظ کند، اما بخش مهمی از سیاست خارجی و حتی تحولات داخلی آن تحت تاثیر رقابت قدرت‌های بیرونی قرار گرفت.
در همین چارچوب، برخی از نظریه‌پردازان جدید از مفاهیمی مانند «چهارراه ژیوپلیتیکی یا «فضای رقابت ژیوپلیتیکی استفاده می‌کنند. این مفاهیم نشان می‌دهند که اهمیت یک کشور دیگر تنها به فاصله آن میان دو قدرت وابسته نیست، بلکه به نقش آن در مسیرهای انرژی، کریدورهای ترانزیتی، شبکه‌های تجاری، رقابت‌های فناوری و معادلات امنیتی نیز بستگی دارد.
با این‌حال، مفهوم دولت ضربه‌گیر در ادبیات معاصر روابط بین‌الملل دچار تحول شده است. اگر در گذشته، دولت‌های ضربه‌گیر عمدتا میان دو امپراتوری زمینی قرار داشتند، امروز رقابت‌های ژیوپلیتیکی پیچیده‌تر شده و بازیگران متعددی در آن نقش دارند. اکنون تنها همسایگان جغرافیایی نیستند که درباره سرنوشت یک کشور تصمیم می‌گیرند؛ قدرت‌های فرامنطقه‌ای، سازمان‌های بین‌المللی، شبکه‌های اقتصادی، شرکت‌های بزرگ و حتی بازیگران غیردولتی نیز در شکل‌دهی به محیط امنیتی آن نقش دارند.
بسیاری از پژوهشگران معاصر معتقدند که خراسان‌افغانستان دیگر صرفا یک «دولت حایل یا ضربه‌گیر» به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه به «گره ژیوپلیتیکی» تبدیل شده است. در این وضعیت، کشور نه تنها میان قدرت‌ها فاصله ایجاد نمی‌کند، بلکه خود به محل تلاقی منافع، رقابت‌ها و پروژه‌های متعارض تبدیل می‌شود. حضور هم‌زمان منافع چین، پاکستان، ایران، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی و قدرت‌های غربی در خراسان‌افغانستان، این کشور را از یک منطقه حایل به یک میدان رقابت چندلایه بدل کرده‌است.
این تحول، پیامدهای مهمی برای فهم سیاست خراسان‌افغانستان دارد. در گذشته، بقای یک دولت حایل یا ضربه‌گیر به حفظ تعادل میان دو قدرت وابسته بود؛ اما امروز بقای خراسان‌افغانستان بیش از آنکه به موازنه میان دو بازیگر بستگی داشته باشد، به توانایی مدیریت هم‌زمان روابط با مجموعه‌ای از قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی وابسته‌است. به‌همین دلیل، هرگونه سیاست خارجی تک‌محور، خطر افزایش وابستگی و کاهش قدرت مانور را در پی خواهد داشت.
از منظر نظری نیز مفهوم دولت‌های حایل یا ضربه‌گیر با نقدهایی روبه‌رو شده‌است. منتقدان می‌گویند، این نظریه بیش از اندازه بر جغرافیا تاکید می‌کند و نقش جامعه، اقتصاد، هویت ملی و ظرفیت دولت را نادیده می‌گیرد. تجربه کشورهایی مانند فنلاند، مغولستان یا نپال نشان داده است که موقعیت جغرافیایی به‌تنهایی سرنوشت کشورها را تعیین نمی‌کند؛ کیفیت نهادهای سیاسی، انسجام ملی و توان دیپلماسی نیز می‌توانند جایگاه یک کشور را دگرگون سازند.
خراسان‌افغانستان نیز نمونه روشنی از این واقعیت است. اگرچه موقعیت جغرافیایی آن در طول دو قرن گذشته تقریبا ثابت مانده، اما نقش آن در نظام بین‌الملل بارها تغییر کرده است؛ از دولت ضربه‌گیر در رقابت امپراتوری‌ها، تا میدان جنگ دوران جنگ سرد، سپس کانون مبارزه با تروریسم و امروز بخشی از رقابت‌های ژئواکونومیک، امنیتی و ترانزیتی آسیا.
در همین چارچوب، پروژه‌هایی مانند ابتکار «کمربند و جاده» چین، کریدورهای ترانزیتی آسیای مرکزی، رقابت هند و پاکستان، نگرانی‌های امنیتی روسیه و منافع ایران، همگی نشان می‌دهند که خراسان‌افغانستان دیگر صرفا یک مرز میان قدرت‌ها نیست؛ بلکه به نقطه‌ای تبدیل شده است که چندین راهبرد بزرگ جهانی در آن به یکدیگر می‌رسند.
در نتیجه، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تکرار این گزاره که «خراسان‌افغانستان یک دولت حایل یا ضربه‌گیر است»، این پرسش را مطرح کنیم که آیا این کشور توانسته است از موقعیت ژیوپلیتیکی خود به عنوان یک فرصت استفاده کند یا هم‌چنان اسیر همان جغرافیایی است که طی دو قرن گذشته بارها سرنوشت آن را تحت تأثیر قرار داده است؟
پاسخ به این پرسش، تنها در جغرافیا نهفته نیست؛ بلکه در کیفیت دولت، ظرفیت نهادهای ملی، نوع سیاست خارجی و توانایی تبدیل موقعیت جغرافیایی به مزیت راهبردی نهفته است. تاریخ نشان داده‌است که جغرافیا سرنوشت را آغاز می‌کند، اما این سیاست است که می‌تواند آن را تغییر دهد.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=33013

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.