✍️مانی فرهمند
تحولات چندهفته اخیر خراسانافغانستان و منطقه، مجموعهای از بحرانهای مستقل به نظر میرسند؛ طوریکه حملات آمریکا به ایران دوباره صورت گرفت و همچنان برگشت شدید تنشهای مرزی و میان پاکستان و گروه ط-البان، تشدید نگرانیهای امنیتی در مرزهای خراسانافغانستان و تحرکات تازه قدرتهای منطقهای سخن از برگشت طوفان پس از یک آرامش نسبی و موقت است.
اگر این رویدادها در کنار یکدیگر قرار گیرند تصویری متفاوت آشکار میشود؛ منطقه در حال ورود به مرحلهای است که در آن، تغییر در یک پرونده امنیتی، پروندههای دیگر را نیز به حرکت درمیآورد. به بیان دیگر، خاورمیانه و آسیای جنوبی بیش از هر زمان دیگری به یک «دومینوی امنیتی» تبدیل شدهاند.
حمله آمریکا به ایران صرفا یک اقدام نظامی محدود نبود؛ این اقدام این پیام را نیز به بازیگران منطقه منتقل کرد که دورهای از بازتعریف موازنههای امنیتی آغاز شده است. در چنین شرایطی، هر کشوری تلاش میکند پیش از آنکه معادلات جدید تثبیت شوند، موقعیت خود را بازنگری و منافعش را بازتعریف کند. این دقیقا همان چیزی است که امروز در رفتار بسیاری از بازیگران منطقه مشاهده میشود.
پاکستان یکی از نخستین کشورهایی است که به این تغییر واکنش نشان داده است. روابط اسلامآباد و گروه ط-البان، برخلاف انتظارهای اولیه، با بیاعتمادی، تهدید و نگرانیهای امنیتی همراه بودهاست. اکنون که فضای منطقهای وارد مرحلهای تازه شده، پاکستان نیز به نظر میرسد با اعتماد بهنفس بیشتری در پی اعمال فشار بر گروه ط-البان و بازنگری در سیاست خراسانافغانستانی خود است. افزایش حملات مرزی، تشدید مواضع امنیتی و حتی گمانهزنیها درباره برقراری ارتباط با برخی مخالفان گروه ط-البان، همگی در همین چارچوب قابل فهماند.
گرچه، این بدان معنا نیست که حملات آمریکا به ایران علت مستقیم فشار پاکستان بر گروه ط-البان است؛ بلکه هر دو رویداد از یک فضای ژئوپلیتیکی مشترک تاثیر میپذیرند. هنگامی که موازنههای منطقهای دچار تغییر میشوند، بازیگران نیز محاسبات خود را تغییر میدهند. در چنین وضعیتی، پرونده خراسانافغانستان نیز دیگر یک مسئله صرفا داخلی یا دوجانبه میان کابل و اسلامآباد نیست، بلکه بخشی از معادله بزرگتر امنیت منطقهای شده است.
از سوی دیگر، ایران نیز پس از افزایش فشارهای خارجی، ناگزیر است بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت محیط امنیتی پیراموناش کند. کشورهای عربی نیز با دقت تحولات را دنبال میکنند، چین بیش از گذشته بر حفظ مسیرهای اقتصادی و تجاری خود تاکید دارد و روسیه نیز درگیر مجموعهای از چالشهای همزمان است. در نتیجه، تقریبا همه بازیگران منطقهای در حال بازنگری در اولویتهای امنیتی خود هستند.
در این میان، گروه ط-البان نیز با شرایطی متفاوت از سال ۲۰۲۱ روبهرو هستند. آنان در آغاز حاکمیت دوباره خود از محیطی نسبتا آرامتر در پیرامون خراسانافغانستان برخوردار بودند، اما امروز با همسایهای مواجهاند که فشارهایش افزایش یافته، با اقتصاد شکنندهای روبهرو هستند، با چالشهای داخلی دستوپنجه نرم میکنند و همزمان باید خود را با محیط امنیتی متغیری تطبیق دهند که هر روز پیچیدهتر میشود.
فشار بر ایران، بر محاسبات پاکستان اثر میگذارد؛ تغییر سیاست پاکستان، بر وضعیت خراسانافغانستان تاثیر میگذارد؛ و تحولات خراسانافغانستان نیز بر نگرانیهای امنیتی کشورهای دیگر بازتاب پیدا میکند. به همین دلیل، منطقه بیش از هر زمان دیگر به مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته تبدیل شده است؛ بحرانی که در آن، حرکت هر مهره میتواند مهرههای دیگر را نیز به حرکت وادارد.
از این منظر، آنچه امروز از تهران تا کابل و از اسلامآباد تا دیگر پایتختهای منطقه دیده میشود، صرفا همزمانی چند بحران نیست؛ بلکه نشانه شکلگیری یک واقعیت تازه است؛ واقعیتی که در آن امنیت دیگر مفهومی ملی نیست، بلکه زنجیرهای منطقهای است. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که در یک نقطه گرفته شود، دیر یا زود بازتاب آن در نقاط دیگر نیز دیده خواهد شد.













