✍️مانی فرهمند
پنج سال از بازگشت گروه ط-البان به قدرت میگذرد. در این مدت، بسیاری از تحلیلها بر این پرسش متمرکز بودهاند که آیا این گروه توانسته است قدرت خود را تثبیت کند یا نه. اما به نظر میرسد امروز پرسش مهمتر چیز دیگری است.
گروه ط-البان از مرحله «تسلط بر خراسانافغانستان» عبور کردهاند و اکنون وارد مرحله دشوارتر «حکمرانی بر خراسانافغانستان» شدهاند. تاریخ نشان داده است که تصرف یک کشور، هرچند دشوار، پایان کار نیست؛ اما آزمون اصلی، توانایی اداره آن کشور است.
گروه ط-البان در سال ۲۰۲۱ موفق شدند در مدت کوتاهی کنترل نظامی خراسانافغانستان را در دست بگیرند، اما حکمرانی با جنگ تفاوت ماهوی دارد. در میدان نبرد، انسجام نظامی، فرماندهی متمرکز و غلبه بر دشمن تعیینکننده است؛ اما در حکومتداری، اقتصاد، مشروعیت، روابط خارجی، مدیریت تنوع قومی، رضایت اجتماعی و کارآمدی اداری به همان اندازه اهمیت پیدا میکنند. درست در همین نقطه است که گروه ط-البان با آزمونی متفاوت روبهرو شدهاند.
نخستین چالش عمده با توجه به حملات چندماه اخیر و از سرگیری حملات چند روز اخیر، این گذار را میتوان در روابط با پاکستان مشاهده کرد. برداشت اولیه این بود که با حاکمیت گروه ط-البان، یکی از نزدیکترین متحدان تاریخی آنان، به یک شریک راهبردی تبدیل خواهد شد. اما بعدا ثابت گردید که روند تحولات خلاف این انتظار را نشان میدهد. اختلافات مرزی، افزایش حملات متقابل و بیاعتمادی امنیتی، روابط دو طرف را دوباره وارد مرحله تنش کرده است. این وضعیت بیانگر آن است که حکومتداری الزاماً به معنای همسویی منافع با حامیان یا همسایگان سابق نیست و گروه ط-لبان اکنون باید به جای مدیریت یک جنبش، روابط یک دولت با دولتهای دیگر را مدیریت کنند.
در داخل کشور نیز چالشها ماهیتی متفاوت یافتهاند. در شمال خراسانافغانستان، بهویژه در بدخشان، نشانههای نارضایتی و تنشهای محلی به ویژه مقاومت جمعهخان فاتح فرمانده این گروه در برابر تسلیمی بلاقید و شرط دیگر قابل انکار نیست. اگرچه گروه ط-لبان همچنان بر این مناطق تسلط امنیتی دارند، اما اینبار مخالفان داخلی زیر بار خواستهای کندهار نمیروند. زیرا هرچه زمان میگذرد، تفاوتهای قومی، فرهنگی و محلی بیش از گذشته خود را در فرآیند حکمرانی نشان میدهد.
همانطور که اشاره شد، این مسئله در درون ساختار گروه ط-البان نیز به عینیت رسیده است. بنا به برخی گزارشها و نشانههای موجود از افزایش نارضایتی در میان اکثریت از اعضای غیرپشتون این گروه در سایر استانها نیز بوجود آمده است. هرچند این نارضایتی هنوز به یک شکاف سازمانیافته تبدیل نشده است، اما یادآور این واقعیت است که حفظ انسجام یک حکومت، دشوارتر از حفظ انسجام یک گروه شورشی است. بسیاری از جنبشهای مسلح، پس از رسیدن به قدرت، نه بر اثر فشار دشمنان، بلکه بر اثر اختلافات درونی دچار فرسایش شدهاند.
همزمان، مخالفان گروه ط-لبان نیز شکل فعالیت خود را تغییر دادهاند. اگر در گذشته، مخالفت بیشتر در قالب جبهات نظامی تعریف میشد، امروز بخش مهمی از این تقابل به عرصه رسانه، افکار عمومی، دیپلماسی و فعالیتهای دیاسپورای خراسانافغانستان منتقل شده است. این بدان معناست که گروه ط-لبان دیگر تنها با یک تهدید امنیتی روبهرو نیستند، بلکه با رقابتی بر سر روایت، مشروعیت و تصویر بینالمللی نیز مواجهاند؛ به ویژه این که دیگر ایدئولوژیک شدن روایت از آدرس اسلام ناب کمرنگ شده و هویت قومی بر هویتی مذهبی غالب است. بنابراین عرصهای که ابزارهای آن با میدان جنگ تفاوت اساسی دارد، به روایت غالب تبدیل شده است.
در کنار این چالشها، اقتصاد همچنان یکی از آسیبپذیرترین و عمدهترین چالش در حکومت گروه ط-لبان است. زیرا فقر گسترش یافته است، بیکاری سرتاسری شده است، محدودیت سرمایهگذاری و وابستگی به کمکهای خارجی همچنان گلوی مردم را میفشارد. بنابراین توان حکومت را برای پاسخگویی به مطالبات جامعه کاهش داده است و تا سرحد آخر رسیده است. طوریکه، تجربه دولتها نشان میدهد که امنیت میتواند قدرت را به دست آورد، اما اقتصاد است که دوام آن را تضمین میکند. هیچ حکومتی صرفاً با اتکا به ابزارهای امنیتی نمیتواند برای مدت طولانی بر مشکلات معیشتی جامعه غلبه کند.
در سطح منطقهای نیز هرچند کشورهای همسایه سیاست تعامل با گروه ط-لبان را ادامه دادهاند، اما این تعامل هنوز به اعتماد راهبردی تبدیل نشده است و دارد کمرنگ میشود طوریکه به استثنای هندوستان که مشکل استراتیژیک با پاکستان دارد دیگر تمام کشورها حملات پاکستان بر این گروه را حتی محکوم هم نکردند.
بسیاری از بازیگران منطقهای با احتیاط تحولات خراسانافغانستان را دنبال میکنند و نسبت به توانایی گروه ط-لبان در حفظ ثبات بلندمدت، مهار تهدیدهای امنیتی و مدیریت بحرانهای داخلی تردید دارند. به همین دلیل، روابط آنان با کابل بیش از آنکه بر اعتماد استوار باشد، بر مصلحت و محاسبه استوار است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که چالش اصلی گروه ط-البان دیگر حفظ قدرت از طریق غلبه نظامی نیست، بلکه توانایی اداره کشوری است که از نظر قومی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیچیدهتر از آن است که تنها با منطق یک جنبش نظامی اداره شود. گروه ط-البان هنوز بر خراسانافغانستان مسلطاند، اما آزمون واقعی آنان از این پس، نه در میدان جنگ، بلکه در میدان حکمرانی رقم خواهد خورد.













