توافق آمریکا و ایران؛ پایان جنگ یا مدیریت بحران؟

توافق آمریکا و ایران؛ پایان جنگ یا مدیریت بحران؟

✍️مانی فرهمند

انتشار متن یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران که از طرف دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان به امضا رسیده، نشان می‌دهد که دو طرف دست‌کم در مقطع کنونی، مسیر مذاکره را بر مسیر تقابل ترجیح داده‌اند.

بر اساس مفاد منتشرشده از این یادداشت تفاهم، دو طرف بر توقف درگیری‌ها، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش فشارهای اقتصادی و آغاز مذاکرات جامع‌تر طی شصت روز آینده توافق کرده‌اند.

این‌که آیا توافقی میان تهران و واشنگتن شکل گرفته‌است یا خیر زمانی اهمیت پیدا می‌کند که ببینیم نتیجه‌ درگیری اخیر برای طرف‌های درگیر چی بوده‌است؛ چون اصل توافق اکنون روی کاغذ آمده‌است. پرسش مهم‌تر دیگر این است که چرا دو دشمن دیرینه، پس از دهه‌ها خصومت، اکنون به سمت مصالحه نسبی حرکت کرده‌اند؟

نخست باید پذیرفت که هیچ‌یک از دو طرف نتوانستند از طریق فشار صرف، به اهداف نهایی خود دست یابند. آمریکا دریافت که جنگ مستقیم با ایران، برخلاف عراق و خراسان‌افغانستان، می‌تواند به بحرانی فراگیر در سراسر خاورمیانه تبدیل شود.

بستن یا مختل شدن تنگه هرمز، افزایش بهای انرژی، تهدید مسیرهای تجاری و احتمال گسترش جنگ به سایر کشورهای منطقه، هزینه‌هایی بود که واشنگتن تمایل چندانی به پرداخت آن نداشت. بنابراین، به نحوی فشاری بی نتیجه بر ایران وارد نمود. در واقع، آمریکا آنچه انتظار داشت برآورده نشد و مجبور شده‌است تا خودش را به کم‌ترین هزینه ممکن از این ورطه نجات دهد.

این کشور در حالی درگیر جنگ با ایران شد که اسراییل نیاز جدی به سرکوب کشورهای همسایه‌اش به منظور دست‌رسی و تسلط در منطقه دارد که با وجود جمهوری اسلامی با اندیشه‌های ضد صهیونیستی از یک‌طرف و ترکیه حامی پان‌ترکیسم اسلام‌گرا از طرف دیگر، دستیابی به چنین امری ناممکن می‌شود.

بنابراین کشانیدن پای آمریکا به جنگ مستقیم با ایران بیشتر برای اسراییل و به ویژه نخست‌وزیر نتانیاهو سودمند بوده‌است.

در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با وجود حفظ ساختار سیاسی خود، تحت فشار شدید اقتصادی و مالی قرار داشت. تحریم‌های گسترده، محدودیت صادرات نفت و مسدودماندن بخشی از دارایی‌های خارجی، تهران را به سمت نوعی توافق سوق داد.

در متن منتشرشده نیز سخن از آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران، کاهش محدودیت‌های نفتی و تعلیق برخی تحریم‌ها آمده‌است.

از این منظر، توافق اخیر نه محصول پیروزی کامل آمریکا است و نه نشانه شکست کامل ایران. بلکه بیشتر بیانگر نوعی توازن در ناتوانی دو طرف از تحمیل اراده کامل خود بر دیگری است.

در روابط بین‌الملل بارها اتفاق افتاده که دشمنان نه از سر دوستی، بلکه از سر محدودیت‌های قدرت به میز مذاکره بازگردند.

نکته مهم دیگر آن است که این توافق هنوز یک صلح پایدار محسوب نمی‌شود. متن موجود بیشتر یک چارچوب اولیه برای مذاکرات بعدی است. مسئله برنامه هسته‌ای ایران، میزان غنی‌سازی، چگونگی رفع تحریم‌ها، نقش منطقه‌ای تهران و بسیاری از اختلافات دیگر همچنان باقی مانده‌اند و قرار است طی دوره شصت روزه آینده درباره آن‌ها مذاکره شود.

در این میان، اسراییل و بخشی از جریان‌های تندرو در آمریکا نیز با دیده تردید به این روند می‌نگرند. مخالفان توافق معتقدند که کاهش فشار اقتصادی می‌تواند منابع مالی بیشتری در اختیار ایران قرار دهد، در حالی که حامیان توافق استدلال می‌کنند ادامه جنگ و تنش، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر برای منطقه و اقتصاد جهانی در پی خواهد داشت.

در نهایت، آنچه امروز میان ایران و آمریکا در حال شکل‌گیری است به‌نوعی «مدیریت دشمنی» است. دو طرف هنوز رقیب‌اند و به شدت به یکدیگر بی‌اعتمادند و هنوز بر سر بسیاری از مسایل اختلاف دارند؛ اما ظاهراً به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هزینه رویارویی مستقیم از هزینه مذاکره بیشتر است.

شاید به همین دلیل باشد که مهم‌ترین پیام توافق اخیر نه آشتی تهران و واشنگتن، بلکه پذیرش یک واقعیت قدیمی در سیاست جهانی است: گاهی دشمنان نیز ناچار می‌شوند برای جلوگیری از یک بحران بزرگ‌تر، پشت یک میز بنشینند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=31561

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.