✍️مانی فرهمند
تاریخ همواره گواه بوده که گروههای بسیاری توانستهاند با جنگ، انقلاب، کودتا یا فروپاشی نظم پیشین، به قدرت دست یابند، اما غالبا نتوانستهاند برای بقا و تداوم حاکمیتشان نتایج خوبی بگیرند و قدرت خود را به مشروعیت سیاسی تبدیل کنند.
بنابراین، تفاوت میان «تسلط بر قدرت» و «مشروعیت قدرت» یکی از بنیادیترین مباحث در حوزه علوم سیاسی بهشمار میرود و شاید امروز هیچ نمونهای در منطقه به اندازه خراسانافغانستان تحت حاکمیت گروه طا-لبان در این پنجسال اخیر این مسئله را به نمایش نگذاشته باشد.
چنانچه یادآور شدیم، نزدیک به پنج سال از بازگشت گروه طا-لبان به کشور میگذرد. در این مدت، این گروه ضمن اینکه توانسته تسلط جغرافیایی کشور را حفظ کند و تا حدی مخالفان مسلح را به حاشیه براند، ساختار امنیتی خود را نیز تثبیت کرده و از فروپاشی داخلی جلوگیری نموده، اما با این حال، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا گروه طا-لبان با وجود در اختیار داشتن قدرت، هنوز با بحران مشروعیت مواجهاند؟
نخست اینکه: باید میان «قدرت» و «مشروعیت» تفاوت قایل شد. زیرا قدرت به توانایی اعمال اراده سیاسی بر جامعه اشاره دارد؛ ولی مشروعیت زمانی شکل میگیرد که شهروندان، نخبگان سیاسی و جامعه جهانی، حق حکومت کردن یک نظام را بپذیرند و این نظامسیاسی ارادهای برای کسب مشروعیت از مجرای قابل پذیرش شهروندان و جامعهای جهانی را داشته باشد. اما حکومتی که تنها بر ابزارهای قدرت، اعمال فشار بر شهروندان و سرکوب مردان و زنان سرزمینش تکیه کند، حکومت «سرنیزه» تلقی میشود.
اینگونه نظام ممکن است سالها دوام بیاورد، اما همواره با چالش پذیرش و اعتماد عمومی روبهرو خواهد بود، زیرا چنین حاکمیتی فقط برای بقا و استمرار خودش از هر ابزاری استفاده مینماید.
طوریکه درین خصوص، گروه طا-لبان در عرصه امنیتی موفق شدهاند اقتدار خود را بر بخش بزرگی از کشور اعمال کنند، اما در عرصه مشروعیت با دشواری و حتی شکستهای جدی مواجهاند.
مهمترین دلیل این وضعیت، محدود بودن دایره مشارکت سیاسی است، نظامی که تعداد سنوات حضور در مدارس دینی به جای کارآمدی و شایستهسالاری از یکطرف و وابستگی، قومی، زبانی، اندیوال بازی از طرف دیگر باشد، چنین ساختاری زیاد دوام نخواهد آورد زیرا چیزی که چنین نظامی کمدارد و با اهمیت نیز است، مشروعیت است، از اینجا است که بحران مشروعیت سر میزند.
در مقابل نظامهای سیاسی معمولاً زمانی به مشروعیت پایدار دست مییابند که گروههای مختلف اجتماعی، قومی و سیاسی خود را در ساختار قدرت سهیم ببینند. در خراسانافغانستان امروز، بسیاری از جریانهای سیاسی، نخبگان قومی، نیروهای مدنی و حتی بخشی از بدنه سنتی جامعه چنین احساسی ندارند و همه برای سقوط نظامی که از خودشان نمیدانند لحظهشماری میکنند.
در کنار سلطه قومی گروه حاکم، مسئله زنان نیز به یکی از مهمترین عوامل بحران مشروعیت گروه طا-لبان تبدیل شدهاست. در جهان معاصر، برخورد حکومتها با حقوق زنان تنها یک موضوع اجتماعی نیست، بلکه به بخشی از معیارهای مشروعیت سیاسی تبدیل شدهاست. محدودیتهای گسترده در حوزه آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی زنان، نه تنها خراسانافغانستان را در سطح جهانی با انتقادهای گسترده مواجه ساخته، بلکه در داخل کشور نیز فاصله میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه را افزایش دادهاست.
در سطح بینالمللی نیز گروه طا-لبان با وضعیتی مشابه روبهرو هستند. روسیه حکومت این گروه را به رسمیتشناخت، بسیاری از کشورها با واقعیت حاکمیت گروه طا-لبان کنار آمدهاند، سفارتخانههای اغلب کشورها اکنون فعالاند، هیاتهای سیاسی رفتوآمد میکنند و همکاریهای اقتصادی و امنیتی در جریان است؛ اما این تعاملات به معنای مشروعیت کامل سیاسی نیست. جامعه جهانی میان «تعامل با گروه طا-لبان» و «پذیرش رسمی گروه طا-لبان» تفاوت قائل شدهاست. حتی کشور روسیه نیز از نزدیک سازی این گروه با سایر کشورهای همپیمانش حمایت نکردهاست.
میتوان گفت، این وضعیت نشان میدهد که گروه طا-لبان با وجود اینکه، در عرصه دیپلماسی توانستهاند بخشی از انزوای خود را کاهش دهند، اما هنوز نتوانستهاند موانع اصلی شناسایی رسمی را برطرف کنند.
به بیان دیگر، جهان با گروه طا-لبان کار میکند، اما به استثنای روسیه که آنهم از سر ناچاری، هنوز آنان را به عنوان یک حکومت دارای مشروعیت کامل نپذیرفتهاست.
از سوی دیگر، گروه طا-لبان خود نیز نگاه متفاوتی به مسئله مشروعیت دارند. بسیاری از رهبران این گروه مشروعیت را بیش از آنکه از انتخابات، رضایت عمومی یا پذیرش بینالمللی بدانند، از برداشت خود از شریعت و غلبه سیاسی استنتاج میکنند. این تفاوت نگاه، یکی از دلایل اصلی شکاف میان گروه طا-لبان و جامعه جهانی است.
اما تجربه تاریخی نشان میدهد که اتکا صرف به قدرت، هرچند ممکن است ثبات کوتاهمدت ایجاد کند، در درازمدت پرسشهای دشواری را پیش روی هر نظام سیاسی قرار میدهد. حکومتها برای دوام پایدار، علاوه بر کنترل امنیتی، به رضایت نسبی شهروندان، مشارکت نخبگان و پذیرش قواعد مشترک سیاسی نیز نیاز دارند.
خراسانافغانستان امروز در وضعیتی قرار دارد که میان «اقتدار» و «مشروعیت» فاصله قابل توجهی وجود دارد. گروه طا-لبان توانستهاند اقتدار خود را تثبیت کنند، اما مشروعیت همچنان به یکی از بزرگترین چالشهای آنان تبدیل شده است. این چالش نه با گذشت زمان بهتنهایی حل خواهد شد و نه صرفاً با حفظ کنترل امنیتی کشور از میان خواهد رفت.
پرسش اصلی آینده خراسانافغانستان نیز دقیقاً در همین نقطه نهفتهاست: آیا گروه طا-لبان خواهند توانست قدرت موجود را به مشروعیت پایدار تبدیل کنند، یا اینکه شکاف میان حکومت و بخشهای مختلف جامعه همچنان پابرجا خواهد ماند؟
سرنوشت این پرسش، نه تنها آینده گروه طا-لبان، بلکه آینده ثبات سیاسی خراسانافغانستان را نیز تعیین خواهد کرد. زیرا در نهایت، هیچ نظام سیاسی تنها با در اختیار داشتن قدرت سنجیده نمیشود؛ آنچه ماندگاری حکومتها را تضمین میکند، توانایی آنان در تبدیل قدرت به مشروعیت است.













