ابومسلم خراسانی؛ سردار بزرگ خراسان و رهبر جنبش سیاه‌جامگان

ابومسلم خراسانی؛ سردار بزرگ خراسان و رهبر جنبش سیاه‌جامگان

✍️حسیب فقیری

ابومسلم خراسانی از برجسته‌ترین شخصیت‌های سیاسی و نظامی سده دوم هجری و رهبر جنبش سیاه‌جامگان در خراسان بود.

نام اصلی او را برخی منابع «بهزادان پورِ ونداد هرمزد» و برخی دیگر «عبدالرحمن» ذکر کرده‌اند. بنا بر روایات تاریخی، وی به توصیه ابراهیم امام، از رهبران دعوت عباسی، نام عبدالرحمن را اختیار کرد.

درباره محل تولد و نسب او روایت‌های متفاوتی وجود دارد. مشهور است که وی در حدود سال ۱۰۰ هجری قمری (۷۱۸ تا ۷۲۱ میلادی) در ناحیه‌ای از خراسان بزرگ چشم به جهان گشود. برخی منابع زادگاه او را «سفیدنج» یا «سپیددژ» از توابع جوزجان دانسته‌اند.

مورخان در مورد تبار ابومسلم نیز دیدگاه‌های گوناگونی ارایه کرده‌اند. حمزه اصفهانی در برخی روایت‌ها نسب او را به خاندان گودرز پهلوان اساطیری ایران می‌رساند. ابن خلکان نیز او را از خانواده‌ای اصیل و صاحب‌منصب معرفی می‌کند. هرچند صحت این انتساب‌ها به طور قطعی ثابت نشده‌است، اما نشان می‌دهد که در ذهن بسیاری از مورخان، ابومسلم شخصیتی وابسته به خانواده‌ای معتبر و با نفوذ تلقی می‌شده‌است.

خانواده و زندگی شخصی
پدر او «ونداد هرمزد» یا «بنداد هرمزد» نام داشت که پس از مسلمان شدن، نام «عثمان» را برگزید. مادرش نیز در منابع مختلف با نام‌های «وشیکه»، «وسیکه» یا «وشیله» یاد شده‌است.

درباره زندگی خانوادگی ابومسلم اطلاعات محدودی در دست است. منابع تاریخی از چند ازدواج او یاد کرده‌اند. از وی دو دختر به نام‌های «اسماء» و «فاطمه» باقی ماندند که هر دو با خاندان‌های بانفوذ زمان خود پیوند خویشاوندی برقرار کردند.

ورود به عرصه سیاست
ابومسلم در جوانی به فراگیری علوم و زبان عربی پرداخت و به سبب هوش، درایت و قدرت سازماندهی، به سرعت مورد توجه جریان‌های سیاسی زمان قرار گرفت.

گفته می‌شود که در حدود نوزده سالگی وارد فعالیت‌های سیاسی شد و چند سال بعد به کوفه سفر کرد. در آنجا با ابراهیم امام، رهبر دعوت عباسی، ارتباط برقرار نمود و به یکی از چهره‌های مهم نهضت عباسی تبدیل شد.

پس از بازگشت به خراسان، رهبری نیروهای مخالف خلافت اموی را بر عهده گرفت. در آن زمان نارضایتی گسترده‌ای در میان مردم خراسان نسبت به سیاست‌های امویان وجود داشت و همین امر زمینه را برای گسترش نفوذ ابومسلم فراهم ساخت.

رهبری قیام عباسیان در خراسان
در سال ۱۲۹ هجری قمری (۷۴۷ میلادی)، ابومسلم پرچم سیاه عباسیان را در خراسان برافراشت و قیامی گسترده در برابر حکومت اموی را سازمان داد.

این جنبش به سرعت در شهرهای مهم خراسان از جمله مرو، بلخ، هرات، نیشاپور، طوس، سرخس، بادغیس، تخارستان و غور گسترش یافت.

نصر بن سیار، آخرین والی اموی خراسان، نتوانست در برابر نیروهای ابومسلم مقاومت کند و پس از شکست‌های پیاپی، نفوذ امویان در خراسان فروپاشید. پیروزی‌های نظامی ابومسلم نقش تعیین‌کننده‌ای در سقوط خلافت اموی و برآمدن خلافت عباسی داشت.

سرانجام در سال ۱۳۲ هجری قمری (۷۵۰ میلادی)، عباسیان دمشق را تصرف کردند و ابوالعباس سفاح به عنوان نخستین خلیفه عباسی بر تخت خلافت نشست. این تحول سیاسی تا حد زیادی مرهون تلاش‌ها و فداکاری‌های ابومسلم و یارانش بود.

حکومت بر خراسان
پس از استقرار خلافت عباسی، ابومسلم به عنوان والی خراسان منصوب شد. او مرکز فعالیت‌های خود را در شهر مرو قرار داد؛ شهری که در آن روزگار یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، نظامی و فرهنگی خراسان به شمار می‌رفت.

قدرت روزافزون ابومسلم به تدریج نگرانی خلفای عباسی را برانگیخت. نفوذ گسترده او در میان مردم خراسان و محبوبیتش در میان سپاهیان، خلیفه منصور عباسی را نسبت به آینده حکومت خود بیمناک ساخته بود.

شهادت ابومسلم
منصور عباسی سرانجام تصمیم به حذف ابومسلم گرفت. وی در سال ۱۳۷ هجری قمری (۷۵۵ میلادی) با نیرنگ، ابومسلم را به دربار فراخواند و دستور قتل او را صادر کرد.

در زمان کشته شدن، سن ابومسلم را میان ۳۵ تا ۳۷ سال ذکر کرده‌اند. مرگ او موجی از خشم و اندوه در سراسر خراسان برانگیخت و بسیاری از مردم این سرزمین آن را خیانتی آشکار به قهرمان جنبش ضد اموی دانستند.

قیام‌های پس از مرگ ابومسلم
پس از کشته شدن ابومسلم، جنبش‌های متعددی در خراسان و دیگر مناطق ایران به نام خون‌خواهی او شکل گرفت. از مهم‌ترین این قیام‌ها می‌توان به قیام سنباد، استاد سیس و مقنع اشاره کرد. این جنبش‌ها سال‌ها خلافت عباسی را با چالش‌های جدی روبه‌رو ساختند و نشان دادند که نفوذ معنوی ابومسلم حتی پس از مرگش نیز ادامه یافته‌است.

ویژگی‌های شخصیتی
مورخان ابومسلم را فردی باهوش، سیاست‌مدار، شجاع و دارای اراده‌ای استوار توصیف کرده‌اند. او در برابر سختی‌ها بردبار بود و احساسات خود را کمتر آشکار می‌کرد. برخی منابع از فصاحت زبان، آشنایی او با ادبیات عرب، حفظ قرآن و آگاهی وی از حدیث سخن گفته‌اند.

ابومسلم به پوشیدن لباس و دستار سیاه شهرت داشت و همین امر سبب شد که پیروانش به «سیاه‌جامگان» معروف شوند. رنگ سیاه بعدها به نماد سیاسی خلافت عباسی تبدیل شد.

اهداف سیاسی و تاریخی ابومسلم
درباره اهداف نهایی ابومسلم خراسانی میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. گروهی او را شخصیتی با گرایش‌های ملی و خراسان‌خواهانه می‌دانند که در پی کاهش سلطه امویان و افزایش نقش مردم خراسان در ساختار قدرت بود. گروهی دیگر معتقدند که او در چارچوب دعوت عباسی و با انگیزه‌های مذهبی فعالیت می‌کرد.

با این حال، آنچه مسلم است این است که جنبش ابومسلم نقطه عطفی در تاریخ خراسان و جهان اسلام به شمار می‌رود. این جنبش نه تنها به سقوط خلافت اموی انجامید، بلکه زمینه را برای ظهور قدرت‌های محلی و احیای نقش سیاسی و فرهنگی خراسان در جهان اسلام فراهم ساخت.

نتیجه‌گیری
ابومسلم خراسانی یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ خراسان و جهان اسلام بود. او با سازمان‌دهی جنبشی گسترده، نقش اساسی در سقوط امویان و استقرار عباسیان ایفا کرد. هرچند سرانجام به دست همان حکومتی که در تأسیس آن سهم بزرگی داشت کشته شد، اما نام و یاد او در حافظه تاریخی مردم خراسان به عنوان نماد مبارزه، رهبری و قدرت سیاسی باقی ماند. میراث سیاسی و تاریخی ابومسلم همچنان موضوع پژوهش و بحث میان مورخان و اندیشمندان است.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=31160

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.