تحلیل و بررسی شخصیت و گرایش ابن تیمیه با اتکا به نوشته استاد
مهران موحد
مقدمه، رویکرد سیاسی و تحلیل محتوا: جاوید راحل
بخش سوم
نگاه انتقادی بر عصبیتگرایی ابن تیمیه
یکی از جنجالیترین و کمتر نقدشدهترین ابعاد اندیشه ابن تیمیه، نگاه قوممحور و برتریجویانه او نسبت به عرب و غیر عرب است؛ موضوعی که بعدها در برخی قرائتهای سلفی و پانعربیستی بازتاب یافت و به نوعی سلسلهمراتب فرهنگی و نژادی در جهان اسلام مشروعیت بخشید.
با استناد به پژوهش نویسنده خراسانافغانستانی جناب مهران موحد که در چندین پست جداگانه در شبکه اجتماعی به ابن تیمیه پرداختهاست به روشنی ابراز میکند که: عربپرستی ابن تیمیه در نوشتههایش به روشنی دیده میشود.
راست آن است که در پست قبلی، به دلیل غلظت محتوای عربپرستانه و عجمستیزانه سخنان وی، برخی از آنها را از روی تعمد نقل نکرده بودم.
موحد با نقد تند از کسانی که بدون مطالعهای دقیق برای برخی از اندیشمندان مسلمان نظیر ابن تیمیه و دیگران بت ساختهاند که بدون تردید نوعی همزادپنداری عصبی را بیتاثیر نمیداند او نوشتهاست که: متاسفانه بعضی از آنانی که به خود لقبهای بزرگ میدهند و خویشتن را در عرصه «تراث» صاحبنظر جا میزنند، به اندازه بز اخفش نیز در این زمینه آگاهی ندارند.
این احتمال نیز وجود دارد که تعصب بیش از حد، چشمانشان را نابینا کرده و سالها مطالعه نیز نمیتواند کمکی به حالشان برساند.
جان کلام استاد موحد این است که: از منظر ابن تیمیه، عربها بر عجم و مخصوصاً ایرانیان برتری دارند. او ادعا میکند که مذهب جمهور علما از جمله احمد بن حنبل نیز چنین است. در مقابل، عدهای به برابری میان تبارها و قبایل قایلند، که به گفتۀ ابن تیمیه، «شعوبیه» و دیگر گروههای بدعتگذار به این باور دامن میزنند.
در واقع از نظر او، کسی که قایل به برابری میان انسانها باشد، بدعتگذار است: «کما ان جنس العرب یستحق من المحبة والموالاة ما لا يستحقه سائر أجناس بني آدم، وهذا على مذهب الجمهور الذين يرون فضل العرب على غيرهم، وفضل قريش على سائر العرب، وفضل بني هاشم على سائر قريش، وهذا هو المنصوص عن الائمة كأحمد وغيره» (منهاج السنة النبوية، ج 4، ص 276). «وذهب طائفة إلى عدم التفضيل بين هذه الأجناس… وهذا القول يقال له: مذهب الشعوبية، وهو قول ضعيف من أقوال اهل البدع» (همان منبع).
به گونهای نمونه موحد در این خصوص مینگارد که: ابن تیمیه در جایی خطاب به ابن سینا مینویسد: «باید به این احمق گوشزد شود که شک نیست در میان هر مردمی، تیزهوش و کندذهن یافت میشود، ولی آیا در میان تبارهای گیتی، تباری هوشمندتر از عرب دیده است؟: «ثم يقال لهذا الاحمق: لا ريب أن كل امة فيها ذكي وبليد بالنسبة إليها، لكن هل رأى في أجناس الأمم أمة أذكى من العرب؟(درء التعارض، ج 3، ص 37).













