تحول مفهومی «ظلم»
محمد شاکر حیات
ملا هبتالله آخوندزاده رهبر گروه طالبان در پیام عیدی به افراد تحت امر خود دستور داده که «ظلم نکنند»
نزدیک به پنج سال است که رهبر گروه طالبان دستور منع ظلم را صادر میکند و مردم تقاضای توقف آن را دارند و اعضای گروه طالبان نیز بطور مکرر از پایان اعمال ظالمانه سخن میگویند ولی هیچ چیز در جامعه تغییر نکرده و ستم و خشونت مثل گذشته جریان دارد.
به نظر میرسد مسأله در فهم مفاهیم است نه مصادیق آن، چون با استقرار گروه طالبان مفاهیم بار معنایی جدیدی را حمل میکنند. زیرا در نظام جمهوری «ظلم» در نقض ارزشها و حقوق اساسی شهروندان استفاده میشد در حالیکه اکنون معنای «ظلم» تغییر ماهوی یافته و مفهوم برعکس آن را افاده میکند.
مثلاً؛ بر بنیاد اصولنامه جزایی امارت اسلامی، پیروی از مذهب جعفری، حق تعیین سرنوشت و کثرتگرایی ممنوع و ظلم اجتماعی تلقی میگردند. به عبارت دیگر احترام گذاشتن به تحصیل زنان، ظلم پنداشته میشود و گروه طالبان نباید به تشویق و ترغیب آن بپردازند.
با این وضعیت، دیگر مرز بین عدالت و بیعدالتی وجود ندارد. در حقیقت زبان مشترک میان جامعه و طالبان از بین رفتهاست. در چنین حالتی، چه عدالت کنند و چه بیعدالتی، در هر دو صورت مردم متضرر اند.
در اندیشه سیاسی نازیها وطنپرستی و عدالت بهمعنای نابودی یهودیتباران بود. در کوریای شمالی عدالت بمعنای اطاعت بیقید و شرط از فرمان کیم جونگ اون است و مکتب ایدیولوژیک گروه طالبان نیز مستثنی نبوده و دنبالهرو همین قاعدههای رژیمهای توتالیتر میباشد.
بنابراین منبعد عدالت، حکومت، خدمت، ملت و امثالهم در بستر منظومه فکری گروه طالبان جستجو و معنا شوند نه نظام قبلی و یا ارزشهای بینالمللی.













